53 مقاله یافت شد
تبیین نقش زیبایی شناسی فرش دستباف در جایگاه اقتصادی و تجاری آن به خارج از کشور
چکیده: زیبایی فرش ایران یكی از عوامل اصلی درآمدزایی و هنری است که باعث ماندگاری آن در جهان هنر و هنریان شده است . شناخت بنیان چنین زیبایی هایی، ارزیابی از فرش را هموار کرده است و برای این ارزیابی، معیارهای مناسبی به دست می دهد . همچنین هدف این است که صرف نظر از ارزشهای مختلف اقتصادی و هنری ...که موضوع اصلی این مجموعه میباشد، ساده انگاری است اگر تصور کنیم در دنیای پیش روی امروزی، که نظرات و تحلیل های علمی بر تمام وجوه زندگی انسان حاکم است، از جمله روابط بین تولید و عرضه و تقاضا، کالایی را بدون در نظر گرفتن الزامات توجیه کنندة کیفیتی آن به بازارهای جهان بتوانیم بفرستیم؛ به خصوص کالایی نظیر فرش که در آن نیازهای فرهنگی و هنری جزئی جدا نشدنی از مفهومی است که به عنوان کیفیت برای فرش ایران در نظر گرفته میشود .در نتیجه با در نظر گرفتن این موضوع که عرضه بیشتر توأم است یعنی فرش ایران توجه ویژه ای را قائل ، با تولید بیشتر و بدنبال آن تقاضای کالا، باید در حفظ کیفیت و اعتبار بخشی به فرش شد .در این مقاله سعی شد به ترتیب در ابتدا به تعریفی از فرش ایران و ارزش این کالای با قدمت و آوردن دلایل ارزش شماری اقتصادی آن همچنین از چگونگی اهمیت و جایگاه فرش ایران در خارج از کشور پرداخته شود. واژگان کلیدی :زیباشناسی، فرش دستباف، اقتصادی و تجاری.
تاریخ بارگزاری : 1395/04/01
پدیدآورنده : بهاره بیگی هرچگانی
فرش به مثابه نماد؛ بررسی شکل مصرف فرش دستباف در اروپا از سده های میانه تا قرن 18 میلادی (12 ه ق )
چکیده: فرش دستباف در طول تاریخ به واسطه داشتن ظرفیت های گوناگون هنری، اقتصادی و مفهومی جلوه های ویژه ای در کنار ابعاد کاربردی و مصرفی خود یافته است. در تاریخ نگاری ها و سفرنامه ها همواره از فرش های گران قیمت و نفیس به نشانه شکوه و عظمت کاخ ها یاد شده است. این امر نشان میدهد فرش ها به مرور کارکردی فراتر از ارزش مصرفی خود یافته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است که بررسی ها در آن برپایه مطالعات کتابخانه ای و بررسی تصویری نقاشی های باقی مانده از سده های میانه تا قرن 18 میلادی/ 12 قمری و همچنین لیست اموال برخی از پادشاهان به منظور بررسی شکل مصرف و زمینه های بروز انواع مصرف آن- می باشد. از آنجا که بررسی اسناد تاریخی تمامی کشور های اروپایی میسر نبود، به عمده ترین نمونه ها به صورت پراکنده در کشورهای مختلف و پر اهمیت به لحاظ اقتصادی، تجاری و هنری خواهیم پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در پی رواج مصرف منسوجات و اهمیت آن ها در تزیینات و با رواج فرهنگ مصرف نمایشی از قرون میانه به بعد در اروپا و در میان طبقات بالای جامعه و سپس در میان طبقات متوسط جامعه، نوعی ارزش نمادین و غیر کارکردی برای فرش دستباف به وجود آمد. یافته ها نشان می دهد در سده های میانه و همچنین دوران رواج سرمایه داری در اروپا، فرش عنصر و نمادی از ثروت و مظهر تفاخر و عنصری هویت بخش برای صاحبان آن بوده است. به طوری که فرش به عنوان عنصری مهم در تزیینات کاخ ها، مساجد، کلیساها و نقاشی ها به کار گرفته شد و "کاربرد مصرفی" آن به عنوان کف پوش، جای خود را به "کاربرد نمادین" داده است. اهداف پژوهش: 1- بررسی شکل مصرف فرش دستباف و تغییرات آن در کشورهای اروپایی از سده های میانه تا قرن 18 م/12 ه ق 2- بررسی دلایل تغییر کاربری فرش های دستباف از کف پوش به دیوار آویز در کشورهای غربی سوالات پژوهش: 1- شکل مصرف و کارکرد فرش دستباف در اروپای سده های میانه تا قرن 18 میلادی چگونه بوده است؟ 2- زمینه های ظهور مصرف دیواری فرش دستباف در اروپا چه بوده است؟ واژگان کلیدی: فرش دستباف، مصرف تظاهری، ارزش مصرفی، ارزش نمادین.
تاریخ بارگزاری : 1397/10/01
پدیدآورنده : مهلا تختی (دانشجوی دکتری پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران)- دکتر رضا افهمی (دانشیار گروه پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران )- دکتر جواد نیستانی(دانشیار گروه باستان شناسی- دانشگاه تربیت مدرس تهران)
نیم نگاهی به روش طراحی استاد علی رشتی زاده
تبیین هنر استاد رشتی زاده بدون شناخت و تعریف قالی روستایی امکان پذیر نیست. باید دانست که زنان روستایی تمدن پارسی برای کسب درآمد یا تهیه کف پوش دست به بافت قالی نمی زدند. نیاکان اولیه ما معتقد بودند که جهان از قوانینی خارج از ذهن ما تبعیت نمیکند و دنیای بیرونی ساخته یا وابسته به ساختار فکری ماست و برای نیل و تحقق رویاها و آرزوها و خواسته های خود فقط کافی است به لحاظ ذهنی بر آن خواسته یا آرزو متمرکز شویم، آنگاه در دنیای بیرونی تحقق خواهد یافت. زن روستایی به قصد فروش یا خلق اثر هنری دست به بافت قالی نمیزدهْ بلکه معتقد بوده که اگر رویاهایش را در دنیایی چون قالی خلق کند آنگاه در دنیای بیرونی محقق خواهد شد... قالی پارسی رسانه است. رسانه تودههای مردم این سرزمین اما زمانی فرا رسید که غربیان به اهمیت این اسناد تاریخی پی بردند و سعی در جمع آوری این اسناد نمودند. همچنان که تقاضا برای این رسانه بالا میگرفت هنرمندان دیگری به این جرگه اضافه شدند و برای قالی که تا آن زمان ذهنی بافی بودْ نقشه تهیه کردند و در کارگاههای شهری مشغول به تولید آن شدند. اما استاد رشتیزادهْ مسابقه بافت قالی شهری را رها کرد و قالی اول خود را با طرحی آغاز نمود که تا آن روزگار به ذهن کسی نرسیده بود...
تاریخ بارگزاری : 1399/03/19
پدیدآورنده : مسعود محمدبیگی
پیرامون فرش دستباف و نگهداری از آن
فرش دستباف این هنر فاخر ایرانی همچون شعری ناب، تخیلات هنرمندان این سرزمین را بر سطور تار و پود خود با سرپنجه بافندگان صبور، گره به گره در قالب بهشتی رویایی با انبوهی از گل ها و پرندگان و چرندگان متجلی کرده است. این بهشت خیال انگیز از هزارهای دور همواره چشم نوازترین چشم اندازها را به چشمان متحیر انسانهای هنر دوست و زیبا پسند ارزانی داشته است. حال باید دانست که چگونه میتوان از این گلستان پر نقش و نگار حفاظت و نگهداری کرد. قبل از هر مطلبی باید بدانیم که تاروپود این دستبافته های فاخر از چه جان گرفته اند.
تاریخ بارگزاری : 1400/04/30
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
در این مطلب به جنس و و متریال قالی دستباف و باید ها و نباید ها در چگونگی شستشوی آن بطور خلاصه پرداخته شده است
تاریخ بارگزاری : 1400/06/13
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
فرش دستباف را با هیچ کفپوش دیگری مقایسه نکنیم ...
تاریخ بارگزاری : 1402/08/05
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
پیرامون نگهداری فرش دستباف و مطالب متدرج در صفحات اینترنتی و برخی کتب
تاریخ بارگزاری : 1404/04/19
پدیدآورنده :
"فرش دستباف یعنی جهانی که آرام است... روایتی دلنشین از استاد فتحعلی قشقاییفر " قالی ایرانی، روایتی از زیست یک انسان است. زیستی که در تک تک گره ها، در تارها و پودها جریان دارد. میان این روایت بی کلام، مفهومی نهفته است که همواره مرا به اندیشه وامیدارد: زمان. عنصری کمیاب و بی همتا در زندگی انسان که مانند ندارد. روایتی که از صبر میگوید، از آهستگی، و از پیوستگی. از کسانی که زمان را نه به عنوان چیزی برای سپری کردن، بلکه به مثابه عنصری برای خلق معنا زیستهاند. در روزگاری که جهان در هیاهوی سرعت و تکنولوژی غرق شده، یکی از دغدغه های من، درنگ در لحظه، زیستن در اکنون، و فهم عمیق زمان است. دغدغهای که مرا به سمت گفتگویی با یکی از اساتید فرهیخته و قدیمیام، سوق داد. کسی که همیشه نگاهی ژرف و متفاوت به قالی ایرانی داشته است، استاد فتحعلی قشقاییفر، استاد دانشگاه کاشان و پژوهشگر نامآشنای فرش دستباف ایران که همیشه برایم منبع الهام بوده است. در این گفتگو، از دیدگاه او درباره سه عنصر زمان، آهستگی و پیوستگی در قالی ایرانی پرسیدم. مفاهیمی که شاید در زندگی امروز کمتر شنیده میشوند، اما در ژرفای تار و پود قالی ایرانی، حضوری پررنگ و تاریخی دارند. مفاهیمی که میتوانند دوباره ما را به زندگیِ درونی، آرام و اصیل بازگردانند. در ادامه بخشی از سخنان ارزشمند ایشان را روایت میکنم.
تاریخ بارگزاری : 1405/01/22
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
زمان در بستر گرهها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی
در جهانی که سرعت، ارزش شمرده میشود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت میکنند، بیش از هر زمان دیگری ضروریاند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمیتاباند، بلکه آن را در خود ثبت میکند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشتهای که فلسفه، زیباییشناسی و مردمنگاری را به هم پیوند میزند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
قالی و حافظه| تاملی فلسفی بر زمان، ارزش و خانه
در عصر سِر شدن انسان به واژهها و سقوط معنا، جایی که همه چیز کوتاه مدت معنا میشود، در عصر همنشینیِ عادت به مصرف و سپس دور انداختن، درباره فرا شیئی شبیه قالی صحبت کردن و نوشتن امری سهل و ممتنع است. سهل از آن رو که قالی در هر معنایی یک اثر هنری است و هنری برای مصرف است، اما با یک تفاوت که ارزش آن با مصرف کم و کم و کمتر نمیشود و به پایان نمیرسد، بلکه با مصرف، ارزشمند میشود و از این جهت سرمایه معنوی و مادی زندگیست و سخت است از قالی نوشتن چرا که در عصر خانههای خوابگاهی و آدمهای بی حافظه، قالی مجال کمی برای تنفس در کنار انسانها دارد. با این حال اما نوشتن هزارباره از قالی، هر بار لطفی است که کمتر نویسندهای چشم از آن میپوشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی رزاقی طالقانی، دانشجوی دکتری فلسفه تاریخ
این مقاله عنوان ندارد اما تلاشی است درپاسخ به چیستیِ قالیِ ایران
اگرچه هنوز هم اکتشافات باستانشناسانه، بهصورت پراکنده و حیرتانگیز، انواعی از قالی و گلیم را از هزارههای تاریخ در برابر ما قرار میدهد، اما پرسش اصلی همچنان برای پژوهندگان باقی است. پرسشی مهم و هویتشناسانه که پاسخ به آن علاوه بر روشنگری در کارکردهای اولیه، نوعی کالبدشکافی در شکلگیری و تحولات فرش دستباف بهعنوان یک پدیدهٔ[1] اجتماعی است و شاکلهٔ یادداشت پیشروست. [1]- پدیده یا فنومن Phenomenon واژهای فلسفی است که به هر رویداد قابل مشاهده و تجربه (به طورمستقیم یا غیر مستقیم) گفته می شود. پدیده در زبان فارسی صورتی از واژۀ پارسیِ میانه "پددیدَگ" است که از دو جزء پَد (به) + دیدَگ (دیده) گرفته شده و به معنای دیدارپذیر است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : تورج ژوله | پژوهشگر فرش دستباف ایرانی
دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور
قالی، برخلاف بسیاری از صنایعدستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه میتواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچکدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمیکند. قالی، عرصهای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن میغلتد، دستوپا میزند، میافتد و برمیخیزد، نگاه میکند، تصویر میسازد و دنیا را میآموزد. برخلاف گهوارههای چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون میآید، قالی گهوارهای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی میماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران
قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟
فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافتهای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل میکند. سالهاست که این قالی در ذهن بسیاری، بهعنوان اثری هنری و نفیس شناخته میشود؛ گاهی بر دیوارها آویخته میشود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن میگردد، گاهی در صندوقچهها برای نسلهای بعدی به یادگار میماند و گاهی همچون سرمایهای ارزشمند خرید و فروش میشود.
تاریخ بارگزاری : 1405/02/12
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
قالی به مثابه بوم مینیاتور: روایتی تازه از قالی ایرانی با سینا ایران نژاد
"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سالهای اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازهها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال میکردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالیای با نقشهای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایراننژاد. [1]- Visionary Art [2]- از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنر بینشی
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سعید صیادی، پژوهشگر حوزه هنر و فرش دستباف ایران
بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی
مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگیهای فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگیهایی مانند شالودهشکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبکشناسی و زیباییشناسی کلاسیک، مفهوممحوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازهای مییابد و هر روز پیچیدهتر میشود. در فقدان نقد نظاممند، بسیاری از لایههای فرمشناختی، زیباییشناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا میماند و این امر میتواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزشگذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایههای چندگانهٔ زیباییشناختی، اجتماعی و زمینهمند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیقتر آنها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیهای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی
فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ بهصورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گلهای قالی کرمان، شیفتهی فرش دستباف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانوادهاش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه بهطور جدی دنبال کند. بهقول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمیشد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمیشد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانشآموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
انواع کاربردهای فیزیکی دستبافته های ایرانی (با تمرکز بر سبک قالی بافی)
آیا میدانستید قالی ایرانی فقط برای پوشاندن زمین بافته نمیشود؟ مقدمه قالی ایرانی، روایتگر زندگی، فرهنگ، و نیازهای نسلهای گذشته است. آنچه ما امروز با عنوان "قالی" یا "فرش دستباف" میشناسیم، در واقع مجموعهای گسترده از دستبافتههای متنوع است: قالی، گلیم، جاجیم، پلاس، چنته، خورجین و... این بافتهها نهتنها کف خانهها را میپوشاندند، بلکه دیوار، سقف، بستر خواب، بار چهارپایان، وسایل حمل، مبلمان، و حتی ساختارهای آیینی و نمایشی را نیز در بر میگرفتند. در این مطلب، به شیوهای آموزشی و خلاصه، کاربردهای فیزیکی دستبافتههای ایرانی را مرور میکنیم؛ کاربردهایی از دل زندگی مردم، نه صرفاً از پشت ویترین موزهها.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
رویداد اول: روز ملی فرش دستباف ایران چگونه گذشت؟ بیستم خرداد به مناسبت هفته ملی فرش دستباف ایران گرامی داشته میشود؛ هنری کهن و نماد فرهنگ و هویت ایرانی. این هفته فرصتی است برای پاسداشت میراث قالیبافی، تأکید بر حفظ و ارتقای آن، و یادآوری نقش مهمش در بازارهای داخلی و جهانی و انتقال این گنجینه به نسلهای آینده. با هم مروری کنیم بر رویدادهای این روز بزرگ...
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
قالی بیقیمتِ ما خوش به بازار آمدهاست
قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمیهای همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امینالدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجرههای فروش خامه و نقشهکشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرفکننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میانبر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاقهای ضربی به آرامش و آسایش میرسیدیم.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات
چگونه در بازار، ارزش ذاتی قالی ایرانی را تعریف کنیم؟
در بازار قالی، معمولاً غالبترین پرسش این است: «رجشمار این قالی چند است؟» پرسشی ساده، کوتاه و ظاهراً منطقی؛ اما همین پرسش، و پرسش های ظاهری این چنینی، مرز میان آنچه دیده میشود و آنچه نادیده میماند را آشکار میکند. قالی ایرانی، پیش از آنکه مجموعهای از گرهها باشد، مجموعهای از زمانها، زیستها، باورها و روایتهاست؛ اما بازار، اغلب هنگام تبدیل ارزش قالی به عدد، این لایههای تعیینکننده را نادیده میگیرد یا بهسختی میتواند آنها را ترجمه کند.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
مروری بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تاکنون
این مقاله مروریست بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تا دوره معاصر (بازه زمانی 1300 تا 1370) که در آن به آغاز تجارت قالی ایرانی در دوره صفوی، توسعه تجارت جهانی قالی ایرانی در دوره قاجار و ارزش قالی ایرانی در بازار در بازه زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ شمسی پرداختهشدهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : فتحعلی قشقایی فر، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان
گفتگو با علی میرزازاده، از فعالان بینالمللی فرش دستباف ایران در اروپا
در این گفتگو به سراغ کسی رفتم که بازار را از دلِ پنج دهه معامله، سفر، ریسک و اعتماد، زیسته است؛ علی میرزازاده، از شناختهشدهترین تاجران فرش دستباف ایرانی در بازارهای جهانی. گفتگویی که با او شکل گرفت، خوانشی صریح از نسبت قالی ایرانی با مفهوم «ارزش» در بازار امروز بود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان
نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگیهایی آن و اینکه چرا اثر میتواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر میکند، برای آن افق انتظار میسازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم میآورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینههایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی میشود و در معرض داوری قرار میگیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده میشود، چه انتظاری از آن میرود و بر چه اساسی ارزشگذاری میشود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازارهای جهانی
گفتگویی ویژه با علی میرزازاده و علی بردبار، فعالان قالی ایرانی در فضای بین الملل بازار فرش دستباف ایرانی را نمیتوان فقط با عدد و نمودار خواند؛ این بازار، حاصل تلاقی تجربه، اعتماد، روایت و تصمیم است. برای فهم نسبت امروز قالی ایرانی با مفهوم «ارزش»، باید به صداهایی گوش داد که بازار را از دلِ زیستِ حرفهای خود تجربه کردهاند؛ کسانی که هم با منطق اقتصاد جهانی آشنا هستند و هم با لایههای پنهان فرهنگ و معنا. گفتگوی ویژهی این شماره، تلاشی است برای شنیدن همین صداها؛ روایت دو مسیر متفاوت در دو جغرافیایی متفاوت، اما با دغدغهای مشترک: بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازار معاصر.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف صادرات
روایتی از بازار؛ در جستجوی ارزش گمشده قالی ایرانی، از اوجِ صادرات تا غبارِ تحریم
گفتگو با حاج رضا محمدی (محمد بیگی)، تاجر و پیشکسوت حوزه فروش و صادرات قالی ابریشم در پهنه تجارت بینالملل، نام برخی افراد با دوران شکوفایی یک صنعت گره خورده است. حاج رضا محمدی (محمدبیگی) یکی از همین نامهاست. او که از ۱۳ سالگی گام در دالانهای پرپیچوخم بازار نهاده، شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ از روزگاری که قالی دومین ستون اقتصاد ایران بود تا سال ۱۳۷۴ که به عنوان صادرکننده نمونه کشوری، نبض بازار جهانی را در دست داشت. در یک صبح زمستانی، با او به گفتگو نشستیم تا از «ارزش قالی ایرانی» بگوییم؛ ارزشی که گاه در گرههای ابریشم پنهان است و گاه در نام تولیدکننده و گاهی نیز در سیاستهای کلان ارزی گم میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
از گرافیک تا بازتعریف ارزش در بازار قالی ایرانی
داستان مسیر حرفهای مسعود آرزومند، از فعالانِ جوانِ بازارِ قالی ایرانی گاهی مسیر حرفهای آدمها از همان نقطهای شروع میشود که فکرش را نمیکردند؛ اما همان نقطه، آیندهشان را میسازد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره
نگاهی به مهمترین رویدادهای اخیر فرش دستباف
رویداد اول | برگزاری نمایشگاه بین المللی پژوهش، فناوری و فنبازار و تبلیغات، بازاریابی 1404 روایت رسمی | آنچه در اخبار میخوانیم: بیستوششمین نمایشگاه بینالمللی پژوهش، فناوری و فنبازار و بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی تبلیغات، بازاریابی برگزار شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
در میان هیاهوی نقشها، رنگها و ظرافت گرهها، جایی در غرفهی مجموعهی «ایرانگره» در هجدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم، گفتگویی رخ داد که فراتر از نمایش نقش و نگار بود؛ دیداری که در آن، دو نگاه عمیق به زندگی و هنر — یکی از دل طبیعت، دیگری از دل تار و پود قالی — کنار هم نشستند و طرحی نو از زمان، آهستگی و پیوستگی افکندند. سعید انصاریان، فعال اجتماعی و محیط زیست و بنیانگذار بنیاد الگن، در گفتگو با محمدرضا رشتیزاده، از فعالان برجسته حوزه فرش دستباف قم، در فضایی صمیمی اما پرمحتوا، به کندوکاو مفاهیمی پرداختند که این روزها، بیش از همیشه، به بازخوانیشان نیاز داریم: زندگی آهسته، پیوند با طبیعت، و ریشهمندی در فرهنگی که قالی، نماد کهن آن است.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : تیم تولید محتوای مجموعه ایران گره
خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا
فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی، خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
داستان یک طراح | «زمان» در دستان حاج میرزا آقا
در این متن به مقولهی «زمان» در فرش دستباف ایرانی به ویژه قالیهای طراحی یا بافته شده توسط حاج میرزاآقا امامی میپردازیم. برای این منظور قبل از هر چیز لازم است نسبت فرش دستباف با مفهوم «زمان» را مشخص کنیم. نظر به ویژگیهای منحصربفرد قالی ایران، این واژه را میتوان دست کم در سه معنا بررسی کرد: اولین تأثیر «زمان» بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزا آقا را باید در تحولات حرفهای و سبکی هنرمند «در گذر زمان» دانست. اینکه زیر سایهی سنگین شرایط زمانی همچون شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، هنرمند چه تغییراتی در هنر خویش ایجاد کرده است. به مجموعهی این شرایط در زبان فارسی «زمانه» میگویند که به نظر دقیقترین و مناسبترین واژه نیز همین کلمه است. تأثیر زمانه بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزاآقا اتفاقاً اهمیتی ویژه دارد چرا که در زمانهای بس بحرانی و پرفراز و نشیب زیست میکرده است. در «بخش یکم» به این مقوله پرداخته شده است. در معنای دوم میتوان به چگونگی بازنمایی عنصر «زمان» در فرش دستباف ایران پرداخت. بر این اساس جایگاه زمان به مثابهی یک ساماندهندهی عناصر و نقوش فرش دستباف واکاوی میشود. در این بخش (دوم) نقدی به باور رایج دربارهی هنر ایرانی که گاه آن را «بیزمان» نامیدهاند وارد شده و به جای آن، قالی ایرانی تحت سیطرهی سامانهی «زمان غیریکنواخت یا منفصل» دانسته شده است. در بخش سوم به زمانبر بودن فرآیند خلق یک فرش دستباف ایرانی یا به تعبیری که «بخش سوم» بیان شده؛ به مفهوم «آهستگی» در فرایند خلق یک قالی ایرانی پرداخته شده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
نازنین عباسیون، متولد شهریور ۱۳۶۲ در تهران، متخصص اتیکت و پروتکل از کشور سوئیس است. او همچنین دارای پیشینهی تحصیلی در رشتهی روانشناسی بالینی از لندن و دارندهی گراند دیپلم در هر دو رشتهی آشپزی و قنادی از مدرسهی معتبر کوردنبلو پاریس میباشد. این ترکیب منحصربهفرد از علوم رفتاری، آداب بینالمللی و هنرهای ظریف آشپزی، تصویری چندلایه از شخصیت کنجکاو و فرهیخته او ترسیم میکند. نازنین اکنون ساکن تهران است و به پژوهش و نگارش در حوزههای اخلاق، آداب معاشرت و شیوهنامههای ارتباطی میپردازد و این مفاهیم را نیز تدریس میکند. در کنار تمام این فعالیتها، او با دلبستگی به بافندگی فرش دستباف ایرانی روی آورده است؛ هنری که برایش نهفقط یک سنت دیرینه، بلکه گونهای مراقبه و آرامش روزمره بهشمار میرود. یکی از دغدغههای اصلی نازنین عباسیون، فرهنگسازی در حوزههاییست که در آنها دانش و مهارت آموخته است. او باور دارد که هر تخصص، اگر با نگاهی انسانی و فرهنگی همراه شود، میتواند تأثیری ماندگار بر جامعه داشته باشد. از همینرو، بافندگی برای او صرفاً هنر کار با تار و پود و گره نیست؛ بلکه راهیست برای بازگشت به خویشتن، گفتوگو با گذشته و بازتابی از نظم درونی انسان. در ادامه، نازنین عباسیون، بهعنوان پژوهشگری دغدغهمند و بافندهای امروزی، از نگاه خود به مسیر بافندگی مینویسد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : روایت نازنین عباسیون از بافندگی، پژوهشگر و نویسنده حوزه اتیکت و پروتکل و بافنده قالی ایرانی
آموزه ها | شناخت الیاف فرش دستباف و نکاتی برای نگه داری از آنها
با توجه به این که تمامی فرشهای دستباف ایرانی از الیاف طبیعی نظیر پشم، پنبه و ابریشم بافته میشوند، آگاهی از ویژگیهای این الیاف در فرایند نگهداری و مراقبت از آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. ممکن است ساختار یک فرش دستباف ایرانی کاملاً از الیاف پشمی یا ابریشمی تشکیل شده باشد، یا ترکیبی از پشم، ابریشم و پنبه باشد. در این میان، الیاف پنبه معمولاً بهعنوان تار یا پود استفاده میشوند، در حالی که الیاف پشم و ابریشم میتوانند هم بهعنوان تار، هم پود و هم پرز در بافت فرش دستباف بهکار روند. در ادامه، انواع الیاف، ویژگیهای منحصر به فرد هر یک و تأثیر عوامل محیطی بر آنها بررسی شده و در نهایت، نکات مهمی در خصوص نگهداری صحیح فرش دستباف ایرانی با الیاف طبیعی ارائه خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف
خوشبختانه فرش دستباف ایران دارای کرانمندی پر وسعتی در حوزه پژوهش است که هر یک از کرانههای آن فرهنگ و هنر والای ایرانیان را بهخوبی بازتاب میدهد. تاریخ، جامعهشناسی، فناوریهای بافت و رنگرزی، طرحها و نقوش، نیروی انسانی متبحر، مهارتهای مرمت و بازسازی، اقتصاد، ایدهها و خلاقیتهای تولیدکنندگان و... موضوعات و رویکردهای پژوهشی هستند که در دو دهه اخیر با حضور دانشگاهها و پژوهشگران علاقهمند در عرصه فرهنگ و هنر سنتی ایرانیان مورد توجه بودهاند.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : بیژن اربابی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، مدرس و پژوهشگر فرش دستباف
در لایههای زمان: تاریخِ درهمتنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی
در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستادهایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ بهجا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایتهایی درهمتنیده بدل میکند که لایههای گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار میسازند. تاریخی درهمتنیده که در آن گذشته نه مجموعهای از روایتهای جداگانه، بلکه منظومهای از تعاملها، تداخلها، همنشینیها و لایهبندیهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
ناگفتههایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی
در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی میکند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
روایت زنی هنرمند که از دار چوبیِ خانه مادربزرگ تا ثبت جهانیِ قالیِ منطقهاش پیش رفت
"از کودکی یاد گرفتم که هر گره، فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت در برابر تاریخ سرزمینم است..." من فاطمه کاوسی هستم؛ متولد سال ۱۳۳۷ در روستای کَلِنو، روستایی سبز و زیبا در مرز میان کلاردشت و چالوس. اگر امروز ۴۹ سال سابقهی کار هنری و ۳۰ سال سابقه تدریس دارم، اگر نشان یونسکو، مهر اصالت، درجهی هنری، ثبت اختراع، کارآفرینی، و دهها تقدیرنامه و عنوان در کارنامهام ثبت شده، ریشهاش به همان خانهی ساده دوران کودکی برمیگردد؛ خانهای که در حیاطش همیشه دو دار قالی ششمتری برپا بود و زندگی ما از بوی پشمِ تازه حلاجیشده، رنگهای طبیعی و صدای شانهی قالیبافی معنا میگرفت.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه کاوسی | بافنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
تاریخ بارگزاری : 1405/03/05
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
تشخیص قدمت و اصالت در فرش دستباف ایرانی
رویکردی تحلیلی به نشانههای بصری و فنی تشخیص سن و اصالت یک فرش دستباف، از دشوارترین مباحث کارشناسی در حوزهی فرش دستباف ایرانی است. این فرآیند بیش از آنکه بر پایهی ظاهر عمومی اثر استوار باشد، بر شناخت عمیق از تاریخچهی بافت، ساختار فنی، نظام رنگی و ویژگیهای طرحشناختی تکیه دارد. فرش دستباف، همانند هر اثر هنری دیگر، حامل امضا و نشانههای زمان خود است؛ و هر گره آن میتواند سندی از دگرگونیهای اجتماعی، فنی و زیباییشناختی یک دوره باشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان | مرمتکار، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
مسافری از زمان: معرفی قالی آنتیک و موزه ای فراهان
در تاریخ قالیبافی ایران، عجایب و ظرایف کم نیست. گاه فراز و شکوه شاه عباسی هوش از سرمان میبرد و ما را بر تارک بازار هنر مینشاند و گاه فترت و سقوط دوران سلطان حسینی، عرق شرم بر پیشانیمان میدواند از شدت سقوط فرهنگی و هنری. در این نوشتار، اما مسافری داریم 250 ساله که داستان مشاهدات خویش از دوران قالیبافی قاجاری را بازگو میکند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشماندازها»، اینبار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینهای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهمترین مراکز هویتساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
قالی ایرانی؛ میراثی که از صفر شروع نمیشود
حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، چنین روایت میکند: جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز گفتنی گاهی آینده، نه در سرعت بیشتر، بلکه در یادآوری چیزی نهفته است که فراموش کردهایم؛ در فهم همین «یادگار» بودن جهان. نسل امروز در جهانی بزرگ شده که همهچیز در آن با منطق «فوری» تعریف میشود: غذای فوری، خرید فوری، شهرت فوری، نتیجه فوری. جهان امروز مدام به ما میگوید هرچه سریعتر، بهتر. هرچه شخصیتر، ارزشمندتر. هرچه تازهتر، مطلوبتر. در چنین جهانی، قالی ایرانی موجودی غریب به نظر میرسد؛ چیزی که ماهها و گاه سالها زمان میخواهد، با دست ساخته میشود، در صبر معنا پیدا میکند و برای یک فصل و یک مُد به دنیا نمیآید. اما شاید درست به همین دلیل، توجه به ذات قالی ایرانی امروز دوباره مهم شده است. قالی ایرانی پدیدهای است که یادآوری میکند بعضی چیزها برای خلق شدن، نیاز به اتحاد، همبستگی و پیوستگی دارند. برای ماندگار شدن، باید آهسته ساخته شوند تا «یادگار» بمانند. یادآوری میکند که زیبایی همیشه محصول شتاب نیست. و مهمتر از همه، پیشینه آن، یادآوری میکند که هیچ میراثی از صفر آغاز نمیشود. ما میآییم و میرویم، این جهان است که میماند و چه زیبا اگر آنچه از ما میماند، شایستهٔ ماندن باشد. اگر قرار است نسل نو آینده قالی ایرانی را بسازد، نخست باید یک سوءتفاهم بزرگ را کنار بگذارد: این تصور که هر نسل باید همهچیز را از نو اختراع کند.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
از تجربه زیسته تا روایت فرهنگی؛ راهی به سوی آینده قالی ایرانی
همان لحظه که با موضوع جدید شماره پنجم نشریه «دستباف» یعنی آینده قالی ایرانی در دست نسل نو روبهرو شدم، این فکر در ذهنم شکل گرفت که از میان تجربهای که امروز در این حوزه زندگی میکنم، چند سطری برای همین نسل بنویسم؛ نسلی که قرار است آینده این هنر در دستان او رقم بخورد. در امتداد مسیری از زندگیام که سالهاست با روایتی فرهنگی از قالی ایران شکل گرفته، به این نتیجه رسیدهام که اگر بخواهیم از آینده قالی سخن بگوییم، راهی جز این نگاه برای آن متصور نیست. آنچه در ادامه میآید، نه یک پیشبینی، بلکه تجربهای زیسته از آن چیزی است که قالی میتواند در جهان امروز و فردا باشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : علی بردبار، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
در جستوجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر
مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغهمندان و علاقهمندان فرش دستباف در راهاندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران میگذرد؛ تلاشی که، دستکم بر بنیاد سرفصلهای مصوب آموزشی، با اهداف، چشماندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکلگیری این رشته را میتوان یکی از مهمترین کوششها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه میطلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقعبینانه، برخی از ظرفیتها و نقاط قوت و در عین حال چالشهای آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ بهویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشتههای سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگیها و چالشهای بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفهها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم مییافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهمتر، منطق عرضه و تقاضا ــ بهمثابه یکی از بنیادیترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم میکرد. از این منظر، انتقال چنین حوزههایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصتهایی ارزشمند برای نظاممند شدن آموزش فراهم آورد، اما همزمان دشواریهای تازهای را نیز پیش روی سیاستگذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچیک از این دو شیوه آموزشی را نمیتوان بهطور مطلق کامل و بینیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربههای برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : حجت رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک
روایتی تازه از نسلی که دوباره فکر کرد گفتگویی ویژه با سعدی حکیم، پدیدآورندهی فرش دستباف
بعضی آدمها قبل از آنکه فرش دستباف را بشناسند، در آن زندگی کردهاند. سعدی حکیم از همان آدمهاست. کودکیاش نه در کلاس طراحی قالی گذشته، نه در کارگاههای بافندگی و تولید؛ میان حجرهی پدر در حوالی نقشجهان اصفهان و حیاط خانهی پدربزرگی که هر روز قالیها را زیر آفتاب پهن میکردند تا رنگهای گیاهیشان جان بگیرد. برای او، قالی، بخشی از حافظهی خانه بود. خاطرهی راه رفتن میان قالیها در حیاط خانهی پدربزرگ، رنگهایی که ساعتها جلوی چشمش برق میزدند، ترنجها و لچکهایی که کودکانه رویشان غلت میزد و نقشهایی که بیآنکه بفهمد، آرامآرام در ذهنش هک میشدند، رفتوآمد آدمهایی که هر کدام قصهای از قالی با خودشان میآوردند. تجربههایی که خیلی زودتر از هر آموزش رسمی، وارد زندگیاش شدند. شاید همان روزها بود که بیآنکه خودش بداند، نگاهش به قالی دیگر شبیه نگاه یک تاجر یا حتی یک طراح معمولی نبود؛ قالی برای او چیزی بود میان خاطره، هنر و زندگی. چیزی که سالها بعد، وقتی تصمیم گرفت خلاف مسیر امنِ بازار حرکت کند، تبدیل شد به مهمترین دلیل ماندنش.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانههای ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاههای صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصههایشان را لابلای گرهها میبافتند، جان میگرفت. فرش دستباف برای قرنها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بیعلاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف میدانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزهای و خاطرهای دور است؟ واقعیت این است که گرههای سنتی با روشهای قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربیگری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سختترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه میتوان از دل این بیعلاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی
نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشهی راهی برای نسل نو
مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیدههایی در دنیای هنر است که میتواند همزمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «همزمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمانیافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از اینها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبکها، سنتهای بصری و دگرگونیهای ذائقههای زیباییشناسانهای که در طول سدهها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ میکند و بازمیتاباند. در دوران معاصر، بر این لایههای از پیش موجود، لایههای تازهای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، بهویژه در قلمرو هنر، پیچیدهتر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوممحور و پرسشگر خود، قالی را نه بهعنوان یک کالای تزئینی، که بهمثابه رسانهای برای بیان ایدهها، روایتها و دغدغههای امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را بهعنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیکهای سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانهای برای خلق اثر هنری به شمار میآیند. همزمان، گسترش «دیزاین» بهعنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی میتواند همزمان یک کفپوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازهای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیدهتر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را میتوان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورتبندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعهشناسی علم معرفی کردهاند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژههایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظامهای دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم میکنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم میسازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل میکند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیانبودگی[3]» را میتوان بهمثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش بهصورت تثبیتشده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل میگیرند. این وضعیت را میتوان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورتبندی کرد، جایی که معنا در میانفضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید میشود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را میتوان بهعنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که همزمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میانبودگی شکل میگیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیقتری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست میدهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهانهای اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آنها ترجمه میشود و از سوی دیگر، به عنوان پدیدهای با ویژگی «درمیانبودگی»، در هیچیک از این جهانها بهطور کامل حل نمیشود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ میکند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را میتوان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل میگیرد. همین مرزی بودن است که افقهای آینده فرش دستباف را میگشاید. فرش دستباف میتواند همزمان یک کفپوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاینمحور در یک رویداد طراحی، بیآنکه هیچیک از این نقشها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیدهای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند همزمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپاییاش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار دادهاند. پژوهشهای تاریخی، فرش دستباف را بهمثابه سندی از دورههای گذشته بررسی کردهاند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را بهعنوان نمادی از هویت ایرانی کاویدهاند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کردهاند که بر اساس رجشمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقهبندی است. همزمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبکشناسی منطقهای نیز کوشیده است قالیها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساختهاند، اما هیچیک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیدهاند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیانبودگی» و شناوری میان آنها شکل میگیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخنگاری میتوان یافت، نه در سبکشناسی، و نه در تحلیلهای فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو میکاهند. گفتمانی که میتواند این چندلایگی را نه بهعنوان یک مسئله طبقهبندی، که بهعنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکانهای تازهای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخنگاری، سبکشناسی و توصیف فنی جدا میکند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهتگیری زمانی آن است. تاریخنگاری به گذشته مینگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبکشناسی در چارچوب قواعد شناختهشده به طبقهبندی آثار میپردازد. حالآنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را میکاود و امکانهای آینده را میگشاید (Belting, 1987). اگر تاریخنگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای میگیرد؟»، نقد میپرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران میگشاید؟». این جهتگیری آیندهنگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل میکند که میتواند با پویایی فرش دستباف معاصر همقدم شود. نقد، برخلاف تاریخنگاری که گذشته را تثبیت میکند، از گذشته میگذرد تا راههای نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افقهای تازهای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
خدیجه باباخانی، متولد ۱۳۶۱، از بافندگان نسل امروز قالی ایران است؛ زنی که قصهاش از کودکی آغاز میشود، از همان روزی که دستان کوچکش نخستین گره را بر تار و پودِ دارِ قالیِ خانه مادرش زد. او خود میگوید: «قصه من از کودکی شروع میشود؛ از روزی که دستان کوچکم اولین گره را با دستانی لرزان زد». زادگاهش، استان ایلام، روستای آبهر پایین، جایی بود که زیر سایهی درختان بلوط کهنسال، دارهای قالی برپا بودند و زندگی با تار و پود معنا میگرفت. هنوز شش سالش نشده بود که کنار مادر، عمه زینتخانم و کشورخانم مینشست. دستانش میلرزید، اما دلش سرشار از شوق بود. همان اولین گره، جهانی تازه پیش رویش گشود؛ جهانی که در آن، همهچیز در تار و پود و گره خلاصه میشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
در بازار قدیمی کاشان، زیر سقفهای بلندِ ضربی و میان نورهایی که از روزنههای گنبدی بر آجرهای صدساله میریزند، جایی که خنکای معماری کویری در آن پیچیده، حجرهای هست که بیشتر شبیه گالری زندگیست تا فرشفروشی. دیوارهایش رنگ دارند. نور دارد. موسیقی دارد. برخی از قالیها بر دیوار نشستهاند و بعضی دیگر روی زمین پهن شدهاند، انگار در حیاط خانهای قدیمی در دل تابستان کاشان برای آفتابگیری گسترده شده باشند؛ همانطور زنده و پر از خاطره. چیدمان قالیها بیشتر شبیه روایت کردن یک زندگیست تا نمایش اثر؛ هر قالی جایی دارد که رنگ و فرم و سکوتش در آن کامل میشود. آدم وقتی وارد آنجا میشود، قبل از آنکه قیمت بپرسد یا حتی بداند با چه قالیای روبهروست، حس میکند وارد جهانِ ذهنیِ کسی شده که سالها برای ساختن سلیقهاش زندگی کرده است. سامان از آن آدمهایی نیست که صرفاً در بازار بزرگ شده باشند؛ او بیشتر شبیه کسیست که خودش را از دل هنر، طبیعت، کتاب، سینما، موسیقی و نگاه، ساخته است. داستان سامان خدایاریفرد، داستان متفاوت بودن است؛ اما نه آن تفاوت نمایشی باب این روزها. تفاوت سامان، از نوع نگاهش میآید. از اینکه حاضر نشد جهان را همانطور که به او تحویل داده بودند، بپذیرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره
مقدمه فرش دستباف ایرانی بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایران به شمار میرود. در هر فرش دستباف، مجموعهای از نمادها، رنگها، ترکیببندیها و روایتهایی نهفته است که حاصل قرنها تجربه، ذوق، باور و شیوه زندگی مردم این سرزمین است. با این حال، در دنیای امروز که سبک زندگی، شیوه ارتباط و سلیقه نسلها به سرعت در حال تغییر است، تنها اتکا به پیشینه تاریخی قالی ایرانی برای حفظ جایگاه آن کافی نیست. فرش دستباف ایرانی برای ادامه حیات و حضور مؤثر در بازارها و فضای فرهنگی امروز، نیازمند بازتعریف، روایتگری و ارتباطی تازه با نسل جوان است. یکی از مهمترین ابزارها برای تحقق این هدف، داستانسرایی یا روایتگری است. داستانسرایی میتواند قالی را از یک شیء صرفاً تزئینی به یک تجربه فرهنگی و احساسی تبدیل کند. نسل جوان نیز به دلیل آشنایی بیشتر با رسانههای نوین، فضای دیجیتال و شیوههای جدید ارتباطی، میتواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند. در این بخش از آموزههای نشریه دستباف، بررسی میشود که چگونه نسل نو میتواند با استفاده از داستانسرایی، به حفظ، معرفی و توسعه فرش دستباف ایرانی کمک کند، بدون آنکه اصالت و هویت آن آسیب ببیند.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
در این بخش از آموزههای نشریه دستباف، به مهمترین پرسشهای حقوقی مرتبط با فرش دستباف ایران پرداخته میشود. در هر شماره، یک سؤال کاربردی در حوزههایی مانند قراردادها، خرید و فروش، مالکیت، صادرات، اختلافات صنفی و مسائل حقوقی بازار فرش دستباف، توسط کارشناسان رسمی دادگستری بررسی و بهصورت روشن و مستند پاسخ داده خواهد شد. همچنین مخاطبان میتوانند پرسشهای حقوقی خود را برای ما ارسال کنند تا در شمارههای بعدی، با نظر کارشناسان به آنها پاسخ داده شود. هدف این بخش، افزایش آگاهی حقوقی فعالان، مصرفکنندگان و علاقهمندان این حوزه و کمک به تصمیمگیری دقیقتر در معاملات و فعالیتهای مرتبط با فرش دستباف است.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : حمید معماریان | کارشناس رسمی دادگستری فرش دستباف
از بهار 1369 تا بهار 1405 بازخوانیِ میراثی مکتوب
قالی ایران نهتنها یک دستاورد هنری، بلکه روایتگر تداوم اندیشه، ذوق و تجربهی نسلهاست؛ هنری که هر گرهی آن، حامل خاطرهای از گذشته و پیامی برای آینده است. در این میان، هر نسل از هنرمندان و استادان، همچون حلقهای در زنجیرهی پیوستهی این میراث، کوشیدهاند آنچه را آموختهاند، به نسل پس از خود منتقل کنند؛ گاه در قالب نقش و رنگ، و گاه در قالب کلام و توصیه. دستخط پیشرو، یادگاری از استاد پیشکسوت و فقید هنر قالی معاصر ایران، رسام عربزاده است؛ هنرمندی که با نگاهی فراتر از زمانهی خود، کوشید با تکیه بر دانش عمیق در طراحی و رنگشناسی با بهرهگیری از مضامین ادبی، فرهنگی و ابداع تکنیکهایی تازه در بافت، قالی ایرانی را از تکرار الگوهای مألوف برهاند و به عرصهای برای بیان اندیشه، روایت و هویت بدل سازد. آنچه از او بهجا مانده، تنها نقشها و قالیهایی بدیع نیست، بلکه شیوهای از نگرش به هنر قالی ایران است؛ روشی که در آن، خلاقیت، دانش، تعهد و پیوند با فرهنگ، در کنار یکدیگر معنا مییابند. از همین رو، توصیهها و نوشتههای او را میتوان نه صرفاً یادگاری از گذشته، بلکه راهنمایی برای آینده دانست. این دستخط که در زمستان سال ۱۳۶۸، برای شماره هجدهم فصلنامه هنر نوشته شده و در بهار سال 1369 منتشر شده است؛ بازتاب تجربهی زیسته و دغدغههای هنرمندی است که قالی را بهمثابه هویتی زنده مینگریست. بازنشر آن در این شماره از نشریه دستباف تلاشی است برای برقراری ارتباط میان دیروز و امروز؛ رابطهای که در آن، صدای استادان، راهنمای مسیر نسل نو میشود.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : مجتبی معینیان، پژوهشگر فرش دستباف
چشمانداز آینده قالی ایرانی؛ از حکمت وجودی آن تا پایداری در اقتصاد جهانی
در این شماره از بخش «چشمانداز»، به سراغ گفتوگویی تحلیلی و راهبردی درباره آینده قالی ایرانی رفتیم؛ روایتی که بر مبنای دیدگاههای فرهنگی و اقتصادی آقای یحیی آل اسحاق، رئیس شورای راهبردی فرش دستباف ایران شکل گرفته و فراتر از یک گفتوگوی صنفی، به ترسیم نسبت میان «حکمت تاریخی قالی ایرانی» و «ضرورتهای اقتصاد جهانی امروز» میپردازد. یحیی آلاسحاق از چهرههای شناختهشده حوزه اقتصاد و سیاستگذاری در ایران است که نگاه او به فرش دستباف ایرانی، صرفاً از منظر هنری یا میراثی نیست؛ بلکه آن را در قالب یک «اکوسیستم اقتصادی-فرهنگی» تحلیل میکند که برای بقا و رقابتپذیری، نیازمند بازتعریف ساختار تولید، شفافیت در زنجیره ارزش، و اتصال مؤثر به بازارهای جهانی است. در این نگاه، قالی ایرانی یک نظام زنده از تولید، طراحی، تجارت و معناست که اگر از مدار اقتصاد معاصر خارج شود، به تدریج از جایگاه جهانی خود فاصله خواهد گرفت. محور اصلی این گفتوگو، بازخوانی همان مفهومی است که میتوان آن را «حکمت نهفته در تار و پود و گره قالی ایرانی» نامید؛ حکمت تاریخیای که در طول قرنها در مراکز مهم قالیبافی ایرانی شکل گرفته و امروز در معرض یک چالش جدی قرار دارد: چگونگی تبدیل این میراثِ معنایی به یک مزیت اقتصادی پایدار در جهان شبکهای، دادهمحور و پُرشتاب. بر همین اساس، این چشمانداز تلاش میکند نسبت میان گذشته و آینده را در حوزه فرش دستباف ایران بازتعریف کند؛ از یکسو با تأکید بر ارزشهای تمدنی و هویت فرهنگی قالی ایرانی، و از سوی دیگر با تمرکز بر ضرورتهایی همچون شفافیت اقتصادی، توسعه زیرساختهای اطلاعاتی، نقش نسل جدید، و بازآفرینی جایگاه فرش دستباف در زندگی معاصر. آنچه در ادامه میآید، ترسیم مسیری است برای عبور از بحرانهای ساختاری و رسیدن به الگویی پایدار که در آن «قالی ایرانی» بتواند همزمان حامل معنا، هویت و ارزش اقتصادی در مقیاس جهانی باشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
چشمانداز اتاق بازرگانی قم در قبال فرش دستباف
گفتوگو با محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در این شماره از بخش «چشماندازها» به سراغ محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم رفتیم؛ مدیری با تحصیلات مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد مهندسی خوردگی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون در بخش خصوصی و در حوزه صنعت و تولید، بهویژه صنایع پلیمری، فعالیت مستمر داشته است. او سابقه مدیریت عاملی، عضویت و ریاست هیئتمدیره چند واحد تولیدی و صنعتی را در کارنامه دارد و مسیر حرفهایاش از دل صنعت و تشکلهای اقتصادی گذشته است؛ مسیری که در نهایت با اعتماد فعالان اقتصادی استان، به پذیرش مسئولیت ریاست اتاق بازرگانی قم انجامیده است. محمد ایرانی نماینده نسلی از مدیران بخش خصوصی است که نگاهش به فرش دستباف نه از زاویه صرفاً هنری، بلکه از منظر اقتصاد، بازار و سیاستگذاری شکل گرفته است. همین رویکرد، چارچوب گفتوگوی ما را نیز مشخص میکند: فرش دستباف ایرانی بهعنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی که برای بقا، نیازمند اصلاح ساختار و نگاه است.
تاریخ بارگزاری : 1405/05/03
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره