"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سالهای اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازهها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال میکردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالیای با نقشهای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایراننژاد.
تصویر 1- سینا ایران نژاد در کنار آثار مینیاتورش با ورود به صفحهی او با مجموعهای از نقاشیها و قالیهایی مواجه شدم که نمونهی مشابهای در تاریخ هنر و فرش دستباف ندیده بودم. سینا ایراننژاد اکنون سی سال دارد. او فعالیت هنریاش را از کودکی آغاز کرده و همین استمرار موجب شد تنها در بیستسالگی نخستین نمایشگاه انفرادی حرفهای خود را با حمایت سفارت هند در گالری «هنرهای امروز» برگزار کند. پس از آن، در «بوم فستیوال ۲۰۱۶» اثر او بهعنوان یکی از آثار برگزیده انتخاب شد. تصویر 2- نمایی از خلق یکی از آثار مینیاتور سینا ایران نژاد وی تا امروز نمایشگاههای متعددی برگزار کرده است، بهویژه در ایالات متحده؛ جایی که اکنون بیشتر شناخته میشود. از سال ۲۰۱۵، ایراننژاد به طراحی فرش دستباف روی آورد. نزدیکی نقاشیهایش با ساختار و روح قالیهای اصیل ایرانی، او را برانگیخت تا ایدهها و طرحهای ذهنیاش را با گرههای فرش دستباف بیافریند. نقطهی آغاز این مسیر، «راه ابریشم» بود؛ نخستین قالی تمامابریشمی او که از دار قالی فرود آمد و فرصتی شد تا آثارش را بیش از پیش به جهانیان معرفی کند. همین آشنایی و شگفتی از آثار، انگیزهای شد تا گفتگویی ویژه با او ترتیب دهم؛ تا از زبان خودش درباره مسیر هنری، تجربهها و نگاه منحصربهفردش به هنر و فرش دستباف بشنویم. آنچه در ادامه میخوانید حاصل این گفتگوست. *** چه شد که تصمیم گرفتید مینیاتورهای خود را از بوم کاغذ به سطح قالی منتقل کنید؟ آیا به قالی صرفاً بهعنوان یک بستر تزئینی نگاه کردید یا چیزی فراتر از آن؟ فرش دستباف برای من قالبی تازه بود؛ قالبی که تولد آن فرآیندی طولانی از طراحی نقشه، رنگرزی، چله کشی، بافت و پرداخت را در بر میگیرد. من میخواستم در تمام این مراحل سرک بکشم و از رمز و رازهای آن باخبر شوم. انگیزهام نه خلق قالی تزئینی، بلکه ادای احترام به این هنر ناب ایرانزمین بود. پس از برگزاری چندین نمایشگاه مینیاتور در ایران و خارج از کشور، در اوایل ۲۱ سالگی نخستین تولیدات تمامابریشم خود را آغاز کردم. فرش دستباف همچون موجودی باستانی مرا مجذوب خود کرد و فراخواند؛ و من چیزی جز نقاشیهایم برای تقدیم به او نداشتم. خوشبختانه، این نقاشیها وقتی در قالب فرش دستباف قرار میگرفتند، با سازگاری و زیبایی خاصی جلوه میکردند. هدف من خلق فرش دستباف تزئینی نبود، بلکه جاذبه هنریِ نهفته در پیوند نقاشی و قالی بود که مرا به این مسیر واداشت. تصویر 3- نمایی از قالی در حال بافت یکی از آثار مینیاتور سینا ایران نژاد آیا تجربهی شما از این تلفیق (مینیاتور و قالی) تعریف تازهای از کارکرد روایی قالی ایرانی به شما داده است؟ امروز میتوانیم هر تصویری را به فرش دستباف تبدیل کنیم؛ یعنی هر روایتی میتواند در قالب قالی عرضه شود. اما تصور کنید یک نقاشی مینیاتور با فضایی مدرن به فرش دستباف بدل شود؛ خودِ این ایده و «نقاشیفرش» به تنهایی جذابیت دارد و روایتی تازه از فضاسازی در قالی ایرانی ارائه میکند. برای من این پرسش مطرح بود: میان یک تابلوی مینیاتور و یک فرش دستباف ابریشمی که بر اساس همان نقاشی بافته شده است، کدامیک جذابیت و مخاطب بیشتری دارد؟ و از نظر جایگاه هنری، کدام بهتر نمایندهی هنر ایرانی است؟ اینها دغدغههایی بود که همواره به آنها میاندیشیدم. در واقع، در فرآیند تبدیل نقاشی مینیاتور به فرش دستباف، ایدهی اصلی من این بود که نقاشی یک جفت قالی ابریشمی نیز داشته باشد؛ مجموعهای کمنظیر و ارزشمند که روایت منحصربهفردی از این پیوند هنری ارائه کند. شما با طرحهای خود چه نوع روایتهایی را وارد این سنت کردهاید؟ اساطیر تاریخی و نمادهای ایرانی و باستانی همواره عناصر فعال و الهامبخش در خلق آثار من بودهاند. در سالهای اخیر، تمرکز خود را بر مدرنسازی این عناصر و ارائهی روایتی نوین از آنها در قالب فرش دستباف گذاشتهام؛ تلاشی برای خلق فرمی تازه که گذشتهی کهن را با بیان معاصر درهم میآمیزد. آثار شما برای کف طراحی میشوند یا دیوار؟ به نظر شما قالی های هنری باید در زندگی روزمره جاری باشند یا در نقش شیئی هنری جدا از مصرف؟ من با قرار گرفتن فرش دستباف بر دیوار مخالفتی ندارم؛ اما تفاوت مهم آن با نقاشی در قابلیت لمس است. فرش دستباف بستری است که بر روی آن زندگی میکنیم. اینکه تصمیم بگیریم یک فرش دستباف هنری ارزشمند را بر زمین بیندازیم، روی آن بنشینیم و حتی بر آن قدم بزنیم، تجربهای خوشایند است؛ و اگر بخواهیم آن را بر دیوار بیاویزیم و تنها به تماشایش بنشینیم نیز انتخابی درست است. با این حال، به گمان من، حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است. تصویر 4- نمونه ای از آثار قالی با طرح مینیاتور از سینا ایران نژاد آیا فکر میکنید این سبک کار شما میتواند الگویی برای هنرمندان دیگر باشد تا کارکردهای تازهتری برای قالی تعریف کنند؟ یکی از همکاریهای من با هنرمندان جهان، تولید مجموعهای از فرشهای سایکدلیک با همکاری هشت نقاش شاخص بود که در چندین نمایشگاه در آمریکا، از جمله «آرت بازل میامی» و «سایکدلیک سیزن» در کلرادو، رونمایی شد. قرار است این پروژه و مجموعهها ادامهدار باشد. با تمام وجود آرزو دارم هنر ایرانی در سراسر جهان دیده شود و فرش دستباف بهعنوان بستری برای ورود دیگر شکلهای هنری مورد استفاده قرار گیرد. گاهی ممکن است خود فرش دستباف موضوع اصلی اثر هنری نباشد، اما آنچه اهمیت دارد این است که بتوانیم این هنر باستانی ایران را به شیوهای نوین وارد آثار هنری کنیم؛ اقدامی که هم ارزشمند است و هم توجه جهانیان را به قالی ایرانی بیش از پیش جلب میکند. تصویر 5- نمایی از قالی در حال بافت یکی از آثار مینیاتور سینا ایران نژاد اگر فرش دستباف در گذشته کاربردهایی مانند خواب، نشستن، زندگی کردن، یا حتی نمادی از افتخار قومی داشته، امروز شما چه کارکردی به آن افزودهاید؟ نقشهکشی برای یک فرش دستباف ابریشمی که قرار است بر اساس نقاشی مینیاتور بافته شود، کار آسانی نیست. یکی از کارکردهای تازهی «نقاشیفرش» این است که نقاشی را در حافظهی گرهها و تار و پود فرش دستباف ذخیره میکند. کارکرد دیگر، ایجاد یک «جفت هنری» برای نقاشی است؛ به این معنا که میتوان چندین جفت با فرمهای مختلف برای یک اثر هنری تصور کرد، و نقاشیفرش در حال حاضر بر دو جفت نقاشی و فرش دستباف تمرکز دارد. کارکرد دیگر، تحول در نقشهکشی فرش دستباف است. هر کسی با دیدن نقاشیفرشها متوجه خواهد شد که نقشهی آن با تمام نقشههای سنتی و پیشین فرش دستباف متفاوت است. اما اصلیترین کارکردی که من برای فرش دستباف در نظر گرفتم، خلق جفت هنری برای نقاشیهاست و در این مسیر، فرش دستباف ایرانی بهعنوان مناسبترین گزینه برای این پیوند انتخاب شده است. تصویر 6- نمونه ای دیگر از آثار قالی با طرح مینیاتور از سینا ایران نژاد با نگاهی عمیق به یکی از آثار سینا ایراننژاد، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، اثری ارگانیک است که ترکیبی خارقالعاده و بینظیر از سبکهای مینیاتور ایرانی و هنر بینشی را ارائه میدهد؛ ترکیبی که نه بهسادگی شکل گرفته، بلکه زادهی تعامل این دو سبک است و در نتیجه سبکی نوین خلق شده است. گرچه سینا ایراننژاد به گفتهی خودش در فرش دستباف ایرانی ساختارشکنی نکرده است، اما به نظر من، او به سیاق خود آن را بازتعریف کرده و بعدی تازه از قالی ایرانی را نمایان ساخته، بهگونهای که آثار او تنها با نام خودش شناخته میشوند. ویژگی دیگر آثار او، چه در نقاشیها و چه در قالیها، این است که هر بار با تمرکز کافی به آنها بنگریم، پدیده و حادثهای تازه در آنها کشف میکنیم. برای دستیابی به اشراف کامل بر کل اثر، نیاز به زمان نسبتا طولانی است؛ تجربهای که خود، کاربرد تازهای برای قالی دستباف ایرانی به ارمغان میآورد. تصویر 7- نمایش یکی از آثار سینا ایران نژاد در رویداد سرنخ در موزه فرش ایران






دیدگاه کاربران
0 دیدگاه
دیدگاه خود را ارسال کنید