گفتگو با علی میرزازاده، از فعالان بین‌المللی فرش دستباف ایران در اروپا

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

در این گفتگو به سراغ کسی رفتم که بازار را از دلِ پنج دهه معامله، سفر، ریسک و اعتماد، زیسته است؛ علی میرزازاده، از شناخته‌شده‌ترین تاجران فرش دستباف ایرانی در بازارهای جهانی. گفتگویی که با او شکل گرفت، خوانشی صریح از نسبت قالی ایرانی با مفهوم «ارزش» در بازار امروز بود.

ادامه مطلب ...

علی میرزازاده از همان ابتدا، مسیرش را با روایت زندگی تعریف می‌کند. بیش از پنجاه سال حضور مستمر در بازار ملی و بین‌المللی فرش دستباف ایران؛ حضوری که از کودکی و در کنار پدر آغاز شده است. روزهایی که مدرسه و بازار هم‌زمان پیش می‌رفتند؛ شب‌ها درس، و روزها فروشگاه فرش دستباف پدر. همان‌جا بود که شناخت قالی، از لمس تار و پود شکل گرفت؛ شناختی که به گفته‌ی خودش، خیلی زود او را به تشخیص اصالت جغرافیایی قالی‌ها رساند.

او از همان سال‌ها عاشق تجارت بود. اولین خرید و فروش مستقل، اولین سود، و بعد تصمیم بزرگ سال ۱۳۵۰ برای استقلال کاری. مسیری که با همراهی و یادگیری از بزرگان بازار ایران، از جمله زنده‌یاد «حسین عرسین»، ادامه پیدا کرد و چند سال بعد به بازارهای فراتر از مرزها رسید؛ از نمایشگاه‌های عربستان تا نقطه‌ی عطفی به نام هامبورگ.

[IMAGE-1]

تصویر 1: علی میرزازاده، تاجر پیشکسوت فرش دستباف ایران در اروپا

علی میرزازاده در سال ۱۳۵۵ با تاسیس یک انبار بزرگ فرش دستباف در هامبورگ و طراحی فضایی با معماری ایرانی، عملاً پایگاه معرفی قالی ایران به اروپا را بنا کرد. از آنجا، به‌واسطه‌ی بندر آزاد، فرش دستباف ایرانی به سراسر اروپا راه پیدا کرد. او سال‌ها به‌عنوان صادرکننده نمونه برگزیده شناخته شد و در پنج قاره‌ی جهان، نمایشگاه‌هایی برای معرفی هنر قالی ایران برگزار کرد. دغدغه‌ای که در تمام این سال‌ها ثابت مانده: «دنیا فرش دستباف را با ایران می‌شناسد و ایران را با فرش دستباف».

وقتی گفتگو به مفهوم ارزش می‌رسد، علی میرزازاده بی‌درنگ به حافظه‌ی فرهنگی بازار اشاره می‌کند. از نظر او، قالی ایرانی همیشه برای ایرانی‌ها یک سرمایه‌ی زنده بوده است؛ دارایی‌ای که هم در خانه حضور داشته و هم در لحظه‌ی نیاز، پشتوانه‌ی اقتصادی خانواده بوده. فرش دستبافی که در جهیزیه دختر قرار می‌گرفت و در روزهای سخت، فروخته می‌شد؛ آن هم اغلب با ارزشی بیشتر از قیمت خرید، حتی پس از سال‌ها استفاده.

این نگاه سرمایه‌ای، محدود به ایران هم نبوده است. او یادآوری می‌کند که در گذشته، داشتن یک قالی دستباف ایرانی در اروپا، نشانه‌ی تشخص اجتماعی بود؛ ارزشی هم‌تراز و گاه فراتر از آثار هنری. خانه‌ها ابتدا با قالی چیده می‌شدند و سپس سایر اجزا در اطراف آن شکل می‌گرفتند. قالی ایرانی، برای بسیاری از غیرایرانی‌ها، حامل نوعی قداست بود؛ نمادی از اصالت که دوست داشتند بخشی از زندگی‌شان باشد یا آن را به‌عنوان هدیه‌ای فاخر به افراد صاحب‌جایگاه تقدیم کنند.

اما از نگاه میرزازاده، این نسبت ارزشمند در دهه‌های اخیر دچار آسیب شده است. مهم‌ترین بحران امروز بازار، به باور او، سقوط اعتماد است. اعتمادی که زمانی ستون اصلی بازار فرش دستباف بود، حالا زیر بار تقلب، قیمت‌گذاری‌های نادرست و رفتارهای غیرحرفه‌ای ترک برداشته است.

او بدون تعارف می‌گوید: فروش قالی‌های غیرایرانی به نام ایران، عرضه‌ی فرش ماشینی به‌جای دستباف، و حراج‌کردن فرش‌های دستباف اصیل با قیمتی پایین‌تر از ارزش واقعی، نه‌تنها به خریدار، بلکه به کل بازار ضربه زده است. این رفتارها، به گفته‌ی او، حتی تاجران درستکار را هم بی‌دفاع کرده‌اند.

علی میرزازاده در مقابل این وضعیت، بر موضع شخصی خود تاکید می‌کند: در تمام سال‌های فعالیتش، حتی یک عدد قالی غیرایرانی معامله نکرده و همواره ارزش واقعی قالی را به مشتری اعلام کرده است؛ انتخابی که شاید همیشه ساده نبوده، اما از نظر او تنها راه حفظ شأن قالی ایران است.

او کاهش تقاضای جهانی برای فرش دستباف را نیز انکار نمی‌کند؛ کاهشی که بخشی از آن به تنوع گسترده‌ی کفپوش‌ها در دنیای امروز بازمی‌گردد و بخشی دیگر به ناتوانی ما در معرفی درست فرش دستباف به نسل جدید. از نگاه او، قالی ایرانی برای جوان امروز، به‌درستی روایت نشده است و وقتی روایت نباشد، انتخاب هم شکل نمی‌گیرد.

یکی از صریح‌ترین نقدهای علی میرزازاده متوجه بی‌توجهی به سلیقه‌ی بازارهای مقصد است. او به‌صراحت می‌گوید که ما سال‌ها بدون سلیقه‌یابی، فرش دستباف صادر کرده‌ایم؛ در حالی که کشورهایی مانند هند، پاکستان و نپال، با شناخت دقیق بازار اروپا و آمریکا، رنگ‌های آرام، ظاهر کهنه و حتی کپی از طرح‌های ایرانی را هوشمندانه عرضه کرده‌اند و جای خود را باز کرده‌اند.

او یادآوری می‌کند که در دوره‌ی قاجار، شرکت‌های خارجی دقیقاً بر اساس سلیقه‌ی مشتریانشان به تولیدکنندگان ایرانی سفارش می‌دادند، اما این منطق در دهه‌های اخیر کنار گذاشته شده و نتیجه‌اش، انباشت فرش‌های دستباف در انبار بدون مشتری بوده است.

در کنار همه‌ی این‌ها، میرزازاده از پیمان‌سپاری ارزی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین موانع صادرات یاد می‌کند؛ مانعی که انگیزه‌ی حضور فعال تاجران ایرانی در بازارهای جهانی را به‌شدت کاهش داده و دست معرفی‌کنندگان واقعی قالی ایران را بسته است.

[IMAGE-2]

تصویر 2: علی میرزازاده، در فضای دفتر کار

با این حال، نگاه او به آینده، برخلاف فضای ناامید بازار، همچنان ریشه‌دار است. او باور دارد که هیچ رقیبی نتوانسته و نخواهد توانست جای ایران را در بازار فرش دستباف بگیرد؛ چرا که تاریخ، تمدن و ریشه، قابل کپی‌برداری نیست. نقل قولی از زنده‌یاد رسام عرب‌زاده را یادآوری می‌کند: «برای نشستن یک گره روی تار، دست بافنده هفت بار حرکت می‌کند» و بعد اضافه می‌کند: وقتی قالی میلیون‌ها گره دارد، یعنی میلیون‌ها بار جان و زمان انسان در آن جاری شده است؛ چیزی که هیچ‌جای دنیا توان تکرارش را ندارد.

علی میرزازاده راه برون‌رفت را روشن می‌داند: هموار شدن مسیر برای تاجران، تبلیغات گسترده‌ی جهانی، و بازتعریف رابطه‌ی تولید و بازار. توصیه‌ی کلیدی او صریح است: «اول باید فرش دستباف را بفروشیم، بعد آن را تولید کنیم؛ نه اینکه ببافیم و بعد دنبال مشتری بگردیم».

او با وجود تمام مشکلات، ناامیدی در بازار قالی ایرانی را بی‌معنا می‌داند. از نظرش، فرش دستباف ایرانی آن‌قدر ریشه‌دار است که حذف‌شدنی نیست؛ همان‌طور که در موزه‌های جهان، وقتی سخن از قالی به میان می‌آید، نام ایران همچنان پررنگ‌ترین است. برای او، بازار قالی هنوز نفس می‌کشد؛ به شرط آنکه اعتماد، دانش و صداقت دوباره به آن بازگردد.

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد
لطفا نام خود را وارد نمایید لطفا ایمیل خود را وارد نمایید لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
دیدگاه خود را ارسال کنید
لطفا برای ثبت دیدگاه خود وارد شوید ثبت نام / ورود
امتیاز مقاله 0.00