قالی، برخلاف بسیاری از صنایعدستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه میتواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچکدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمیکند. قالی، عرصهای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن میغلتد، دستوپا میزند، میافتد و برمیخیزد، نگاه میکند، تصویر میسازد و دنیا را میآموزد. برخلاف گهوارههای چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون میآید، قالی گهوارهای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی میماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.
در بسیاری از مناطق ایران، در گذشته و حتی امروز، نوزاد درون گهوارهای از جنس قالی یا پوششی از بافتههای دستی قرار میگیرد. این انتخاب، از یکسو بیانگر اهمیت قالی بهعنوان نماد گرما، امنیت و زیبایی است و از سوی دیگر، القای فلسفهای عمیقتر است: قالی، راهکاری برای استقرار بر زمین است؛ راهکار برای موجودی که نباید بر زمین میبود و بر آن آرام نمیگیرد؛ حرکتی در واکنش به هبوط، یا اگر ریشههای پیش از اسلام آن را در نظر آوریم، تداوم رویش انسان بر زمین است. گزافه نیست اگر بگوییم هر ایرانی که بر روی قالی بزرگ میشود، دید بصریاش را از آن میآموزد. قالی، نخستین گالری بیکلام و خاموشی است که اولین تجربیات زیباشناسانهٔ کودک ایرانی را شکل میدهد. جدای از پوشش اصلی کف خانههای ایرانی و تزیین آن، قالی همواره بستری برای جلسات خانوادگی، مهمانیها، لحظات استراحت، صرف غذا، عبادت، تفریح و... بوده است؛ و در این بستر، قالی «حریم» را تعریف میکند و این یکی از مهمترین کارکردهای آن است. کاربرد آن منحصر به فضای درونی نبوده است؛ بدین معنی که منتظر معماری نمیماند. هرجا باشد، «حریم» همانجاست. قالی، نقوش را به جایی میبرد که جمع حضور دارد تا مجلس رنگ بگیرد. از این منظر، قالی ایرانی پسزمینهٔ «حضور» است. در مراسم عروسی، قالی بهعنوان جهیزیهٔ عروس، کارکردی مهم دارد و نمادی از عشق، ثروت، سلیقه و هنر خانوادهها محسوب میشود. گاهی اوقات، قالی بهعنوان هدیه بین افراد یا خانوادهها رد و بدل میشود که خود نشانهای از احترام و پیوند است. از کارکردهای مهم قالی ایران، بهعنوان یکی از محصولات مهم صادراتی در گذشته، معرفی ایران، فرهنگ و تاریخ آن به سایر ملل جهان میتوان نام برد. چنانکه جهان، قالی را با ایران و ایران را با قالی میشناسد. قالی ایرانی بستر مناسبی برای کنش دیپلماتیک در دیگر کشورها بوده و میتواند در وادی دیپلماسی هنری ایفای نقش کند و دستمایهٔ مناسبی برای ترسیم چهرهای متفاوت از ایران در مجامع جهانی باشد. قالی ایران، یاریگر سیاستمداران در عرصهٔ دیپلماسی بوده و گاهبهگاه، از سدههای گذشته تا دوران معاصر، زبان هنر قالی، فضای سیاست را تلطیف کرده است. در مراسم مذهبی و عبادی، قالیچههای سجادهای نمادی از تقدس و احترام هستند و حریمی معنوی برای نمازگزار فراهم میکنند. در برخی از مراسمهای سنتی و محلی، قالی بهعنوان پوشش یا تزیینی برای سقف یا دیوار یا آذین طاق نصرت، شکوهی ویژه به مراسم میدهد. قالیهای عشایری، ساده و صمیمی، بیهیچ تجمل، پر از صداقت طبیعت و نقشهای برگرفته از آن، زیر زین اسب، آذین شتر، سفرهٔ نان گرم، کیسهای برای نگهداری سنگ نمک یا قلیان یا آینه یا ادویه و...، در کوچ، در جشن و سوگواری، در هوای گرم و در شبهای سرد، رفیق عشایر است. قالیهای تصویری، از بافتن داستان رستم و اکوان دیو گرفته تا داستان خسرو و شیرین، بافتن بخشی از حماسهٔ عاشورا تا قالی باسکرویل[1] [1]- قالیچه ای با تصویر هوارد باسکرویل، معلم آمریکایی در مدرسه مموریال تبریز، که شهید راه مشروطه شد. و...، راوی اسطوره، شعر، ادبیات و تاریخ ایران است؛ گویای کارکرد رسانهای قالی برای حفظ بخشی از میراث فرهنگی ایرانیان است. طلسمبافتهها، خرافههایی با محتوا و مضامینی عامیانه که به تحقیق، آثاری هستند آمیخته با سنت، هنر و باورهای برخاسته از مردم کوچه و بازار که تأکیدی بر جلوه، جایگاه و کارکرد متفاوت قالی در میان اقوام ایرانی دارند موروثی بودن قالیها از این جهت بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد که نه چون کالایی گرانقیمتاند، بلکه چون حافظهٔ خانوادگی، رد پای اجداد و یاد نسلهایی که روی آن زیستهاند، گفتهاند، گریستهاند و خندیدهاند باقی است. در نگاهی استعاری، قالی، کارکردی بهمثابهٔ زیرساخت روانی و زیباشناسی برای ایرانیان دارد. آنگاهکه انسان ایرانی آخرین نفسهای خود را وا میگذارد و جان از کالبد خاکی جدا میشود، باز این قالی است که آرام و خاموش بر تن او گسترده میشود؛ همان قالی که در آغاز بر زیر تن داشت، او را در برمیگیرد نه برای نرم و گرم بودن، بلکه برای حرمت داشتن؛ بهمثابهٔ پردهای میان این جهان و آن جهان. قالی، پردیس پارسی میان دو عالم است. قالی، انسان ایرانی را به انسانی تبدیل کرده است که حتی مرگ را، علیرغم غمانگیز بودن آن، در چارچوب زیبایی و آرامش میفهمد. از اینرو، قالی پازیریک را میتوان پیشینهای کهن برای سنتی دانست که هنوز در میان ایرانیان زنده است کشف قالی پازیریک در سال ۱۹۴۹، در حالیکه جنازهٔ مومیاییشدهٔ شاهزادهای بر روی آن، در کف یک گاری نعشکش قرار داشت (فارغ از اینکه قالی برای گاری بافته شده یا گاری به اندازهٔ قالی ساخته شده بود)، سندی زنده از کارکرد آیینی قالی در تاریخ تمدن ایران است؛ نخستین فرش دستباف جهان که در بستر مرگ یافته شده است. به باور بسیاری از پژوهشگران، نقش سوارکاران و اسبها نماد بدرقهٔ متوفی به جهان دیگر است، چنانکه هرودت در توصیف مراسم تدفین اقوام سکا از رژهٔ سوارها و آیین تشییع مفصل یاد کرده است. با این حال، اغلب پژوهشگران قالی ایران، ساختار طراحی قالی پازیریک را برداشتی از طرح فردوس یا باغهای بهشتی آیینهای کهن ایرانی، از جمله زرتشتی میدانند. قالی پازیریک تنها یک قالی نیست، بلکه یک آیین منجمد شده در تاریخ است؛ پیشینهای است کهن برای سنتی که در میان ایرانیان زنده مانده است و قرنها بعد، در بطن فرهنگ اسلامی-ایرانی این سنت بازتولید شد، با تغییر فرم و تداوم محتوا؛ پوشاندن جنازه با قالی. [1]- فرزند و سفیر امام پنجم شیعیان در فین کاشان پس از این واقعه، اهالی فین کاشان با خود عهد بستند تا روز قیامت، هر سال یکبار در دومین جمعهٔ پاییز (جمعهٔ قالی) که مقارن با روز خاکسپاری حضرت سلطانعلی (ع) است، به زیارتش در مشهد اردهال بیایند و یاد واقعهٔ شهادت و مراسم خاکسپاری او را در سالگرد شهادتش با مراسم قالیشویان زنده نگه دارند. قالیشویان از جمله آیینهایی است که ریشه و بنمایه در فرهنگ کهن ایرانی و رنگ و جلوه در فرهنگ مذهبی ایران اسلامی دارد. ارکان اصلی آیین قالیشویی در دورهٔ اساطیری، پرستش نیروهای فوقطبیعی و در فرهنگ کشاورزی ایران بنیاد گرفته و در کالبد فرهنگ مذهبی مردم شیعهٔ ایران جلا دیده و با انگارههای فرهنگی-دینی و اعتقادات و باورهای جمعی مردم شیعه درآمیخته و بهصورت رفتاری مذهبی حیات تازه گرفته است. رسم تابوتگردانی و تابوتشویی برای طلب باران در فصل پاییز از رسمهای کهن ایرانیان کشاورز بوده و هنوز هم در برخی پارهفرهنگهای سرزمین ایران بازمانده است. تجمع هر سالهٔ مردم فین و کاشان در اردهال و برداشتن یک تخته قالی که مظهر تابوت امامزاده سلطانعلی (ع) است، بردن آن بر سر چشمه و پاشیدن آب با چوب روی قالی، از سویی اشاره به رسم کهن بارانخواهی از طریق تابوتشویی تمثیلی در حوزهٔ آداب مذهبی شیعیان حاشیهٔ کویر دارد و از سوی دیگر، خاطرات مصائب قهرمان شهید تاریخ دینی و مذهبی را از طریق شستوشوی تابوت تمثیلی زنده نگه میدارد و آرمانخواهی و شهادتطلبی را در ذهن جمع تشییعکنندگان قالی (تابوت) برمیانگیزد و روحیهٔ رزمندگی و استقامت را در آنها تقویت میکند. از دیرباز در اندیشهٔ ایرانی، مرگ هماره یک تحول بزرگ و گذار در نظر گرفته شده و نه پایان مطلق زندگی. مرگ آغازی است برای حضور در جهانی دیگر. ایرانیان در مسیر زیستنی دوباره اما اینبار جاودانه، به کاربرد آیینی قالی بهعنوان زینت مزار و قبر میرسند که حامل نمادهای تمدنی و دینی است. از نمونههای باشکوه این سنت، قالیهای نفیسی است که زمانی آرامگاه شاه عباس دوم صفوی در قم را زینت دادند. قالیهای مقبرهٔ شاه عباس دوم مرکب از ۱۴ قطعهٔ بزرگ و کوچک است که همزمان طراحی و بافته شده است از مجموع این قطعات، ۱۲ قطعه در موزهٔ حرم حضرت معصومه (س) در شهر قم نگهداری میگردد. به جز این چهارده قطعه، یک قالیچهٔ زربفت و سیمبافت دیگر (گلابتون) نیز به این مجموعه تعلق دارد که از حیث طراحی و شیوهٔ بافت تفاوت آشکاری با سایر قطعات دارد و جزء مجموعهٔ اصلی نبوده اما گفته میشود که بهعنوان پوشش سنگ مقبرهٔ شاه عباس از آن استفاده میشده است قالی شگفتانگیز ۱۲ ضلعی مقبره، اصلیترین بخش از این مجموعه به شمار میآید که تداعیکنندهٔ بهشتی است که همهٔ ادیان وعده دادهاند ترنج مرکزی قالی مصداق حوض ایرانی است؛ از اینرو خالی از هر نقشی است. در طراحی این قالی، برای پرهیز از قرینگی عناصر دو قطعه قالی، از ابتدا یک نقشهٔ کامل طراحی شده است. پرواضح است که هدف از این حرکت، رسیدن به نقوشی است که به واقعیت باغ ایرانی نزدیکتر باشد. چیدمان درختان سرو، معروف به درخت زندگی، و درهمتنیدگی شاخههای آن با درختان انار در این قالی در هیچ قالی دیگری دیده نمیشود. در اسلام، درخت سرو را درخت طوبی میدانند که درختی بهشتی است. از اینرو نقشمایهٔ سرو روی مقابر جنبهٔ تقدس دارد که بعد از اسلام بهصورت نمادین زیاد دیده میشود. در قالی ۱۲ ضلعی، افزون بر ترسیم باغی مملو از گل و درختان پر از میوههای بهشتی، نوعی حرکت نظیر پرتوهای خورشیدی وجود دارد که استعارهای از حرکت به سوی تعالی است و بر معنویت حاکم بر فضای قالی افزوده است. قالی در اینجا علاوه بر زینت مزار، برهانی بر ایمان شاه و سندی بصری بر پیوند سلطنت و مذهب است. با واکاوی مفهومی استفاده از قالی بر قبر، به پنج مفهوم نمادین در قلب و ذهن ایرانیان میرسیم: سفره در همهٔ سنتها معنایی از برکت و رحمت الهی و نشان از رزق و روزی خداوند است. قالی بهعنوان سفرهای قلمداد میشود با خوراکیهای رایج برای مهمانان که لطف معنوی آن هدیهای است برای سفر اخروی متوفی هر خانوادهای با هر سطح اجتماعی و توان اقتصادی سعی در تهیهٔ قالی میکردند تا این رسم هرچه آبرومندتر برگزار شود و به اصطلاح عامیانه «قبر لخت نماند». حتی سادهترین و کم توانترین افراد از لحاظ اقتصادی، سعی بر پوشاندن قبر با قالی داشتند. در تاریخ ایران رسم بوده است بعد از جمعکردن قالی از روی مزار متوفی، برای دفع چشمزخم آن را تکهتکه و بین فقرا تقسیم میکردند. ما نیز خوب میدانیم که سنت قطعهقطعه کردن پارچهها و پردهآویزها در اماکن مقدس، همچون خانهٔ کعبه، مرسوم بوده و هست. ولی امروزه در بیشتر مناطق ایران به هیچ وجه برخوردی اینچنین با قالی نمیشود و پس از اجرای آیین، قالی به کارکرد قبلی خود که همان کفپوش بوده است برمیگردد. در این آیین، قاعده یا اصولی بر طرح و نقش یا رنگ قالی مورد استفاده وجود ندارد. طبیعی است که هر منطقهٔ قالیبافی از دستبافتههای اصیل خود برای پوشش قبر استفاده میکنند. مثلاً هنگامی که یک بلوچ فوت میشود، قالی بلوچی بر مزار او پهن میکنند. ابعاد قالی نیز تا حدودی تحت قاعده بوده و باید نزدیک به ابعاد یک قبر باشد اما گاهی قالیهای بزرگتری نیز پهن میشوند که افراد بر روی آن در گرداگرد قبر مینشینند که با اصل آیین سنخیتی ندارد. قالی بهعنوان یکی از مهمترین وسایل زیستن، نشان و نمادی از خانههای ایرانیان است. قالی بر مزار، یادآور خانهٔ جدید و ابدی متوفی است و آخرین نقشی است که قالی در زندگی اینجهانی او ایفا میکند. قالی در این آیین، یاد و نشانی است از آرزوی بهشتی که ایرانیان آن را بافتهاند. در این دسته از قالیهای گور که بیشتر متعلق به طبقهٔ اجتماعی متمول یا روحانیون بلندپایه است و مخصوص قبر بافته میشود، مشخصات متوفی شامل نام و نام خانوادگی و تاریخ تولد و وفات و همچنین گاه اشعاری متناسب با شخصیت، نحوهٔ مرگ یا نقش متوفی در خانواده (پدر، مادر و...) بر روی قالی بهصورت کتیبه بافته میشود این دسته از قالیها، برخلاف چهار دستهٔ قبلی، بهصورت دائم بر قبر پهن بوده و معمولاً در مقبرههای محصور خانوادگی دیده میشود. نگارنده نمونهای از این قالیچهها را در حرم حضرت معصوم در قم بر مزار عالمی جلیلالقدر رویت کرده که به قالی بزرگ پارچهٔ زیرین دوخته شده بود ولی اخیراً با مفروش شدن صحن با قالیهای ماشینی، اثری از آن دیده نمیشود. بسیاری از هنرمندان طراح، نقاش، رنگرز، چلهدوان و قالیباف که در طول عمر خود در درازنای تاریخی این هنر در خلق آثاری متنوع و متعدد نقش داشتهاند و در گمنامی چشم از جهان فروبستهاند؛ چه بسیار قالیهایی که به علت ویژگیهای شیمیایی الیاف طبیعی تجزیه شده و به دامن طبیعت برگشتهاند؛ اما در برههای از تاریخ تمدن ایران، نقر حروف، مشاغل و هنرهای اموات بر سنگ قبور در ادیان مختلف باعث ماندگاری یاد و خاطرهٔ ایشان و هنرشان شده است. از متداولترین نقشهای به کار برده شده بر سنگ قبور، بهخصوص در مناطق ایلیاتی و روستایی ایران، تصویر انتزاعی زنان و مردانی است که در کنار ایشان، نقوش ابزار و ادواتی همچون دار قالی همراه با نقشمایهای بافته بر آن، قیچی، دوک نخریسی، وسایل رنگرزی و... حجاری شده است حجاری هنرمندانهٔ این سنگها، نه تنها نشاندهندهٔ شغل مردان و زنان بلکه نشانهای از هویت، منزلت اجتماعی و تعلق فرد به جهان تار و پود است؛ بازنمایی نمادین از قالی بهعنوان حافظهٔ زیسته است. در این سنگ، مرگ پایان نیست، امتداد حیات در شکل دیگری است. این سنگمزارها را که بعضی پژوهشگران این حوزه «پردیسنگاره» نامیدهاند، امتداد همان قالی زیبایی است که در گهواره مهیا کرده بودند؛ ادامهٔ قالی پازیریک است؛ همان قالیای است که هنگام مرگ بر جسد و مزارش گسترانیدند؛ اما با کمترین خدشه و تجزیه، برای نسلهایی متمادی ماندگار است. منابع: - بلوکباشی، علی، (1379). قالیشویان مناسک نمادین قالیشویی در مشهد اردهال، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی. - بهپور، باوند؛ امامی پری، آذر. (فرش ایرانی، تصویر نیست)، فصلنامه هنرهای تصویری حرفه: هنرمند، شماره73، پاییز 1398. - پنجه شاهی، الهه؛ کلهرودی، الهام. (تاملی بر مطالعه ساختاری فرش دوازده ضلعی مقبره شاه عباس دوم). پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، دوره 55، شماره2، اسفند1401. - ژوله، تورج. (باورشان را می بافتند. بافندگی در ایران؛ آمیزه ای از سنت، هنر و عامیانه ها). فصلنامه میراث و گردشگری گیلگمش، شماره6، پاییز1396. - ژوله، تورج (1391). شناخت فرش، برخی مبانی نظری و زیرساخت های فکری، تهران، انتشارات یساولی. - ژوله، تورج با همکاری سیروس پرهام (1395). گنجینه ملی فرش ایران، تهران، انتشارات یساولی. -کارگر، حمید. (فرش دستباف ایران، شاه کلید دیپلماسی هنری). مجله فرهنگی، هنری آنگاه، شماره16، زمستان 1400. - میرزایی، عبداله. (مفاهیم نمادین نقش مایه های قالی پازیریک). دوماهنامه پژوهش در هنر و علوم انسانی، شماره6(پیاپی هشت)، اسفندماه 1396. - نوری، اکرم؛ کاتب فاطمه. ( نقش قالی در آیین های سوگواری خراسان). دو فصلنامه جامعه شناسی هنر و ادبیات، دوره10، شماره دوم، پاییز و زمستان 1397.
پیش از آنکه کودک ایرانی واژهای بر زبان آورد یا نامی را بشناسد، پیش از آنکه جهان را به شکلهای آشنا تقسیم کند، با جهانی از رنگ و نقش و ریتم آشنا میشود.
نخستین غلتیدن، نخستین خزیدن و نخستین واکنشهای حسی کودک ایرانی به بافت، رنگ و فرم، اغلب بر روی قالیای رخ میدهد که قرنها تجربهٔ انسانی، ذوق هنری و روایتهای نمادین در تار و پودش تنیده شده است؛ و بیآنکه بداند، خود را در دل باغی اسطورهای مییابد که نقشهای هندسی و تقارنها و حس تعادل و ریتم را بهطور غریزی در ذهن او مینشاند.
با گذشت زمان و رشد فرد، قالی بهتدریج کارکردهای دیگری به خود میگیرد.






مطالعهٔ آیینها و باورهای مذهبی حاکم بر سرزمین پهناور ایران در زمان هخامنشیان که قوم بزرگ سکاها را نیز بهعنوان دستهای از مردمان ایرانیتبار شامل میشد، نشان میدهد که تفسیر و تأویل نمادین نقشمایههای قالی پازیریک و ارتباط منطقی آنها با یکدیگر و همچنین بررسی نقشهای سایر اشیای کشفشده در مقبره و رابطهٔ آنها با نقوش قالی پازیریک، تنها در بستر فرهنگ و آیین غنی ایران دورهٔ هخامنشی است که میتواند مفاهیم پنهان و ریشههای فرهنگی این نقوش را آشکار سازد.





پهنکردن قالی بر روی قبرها در بسیاری از مزارات و آرامستانهای ایران همچنان مرسوم است. البته تغییرات سبک زندگی، آیینهای سوگواری را نیز تحتالشعاع خود قرار داده و استفاده از سنگهای زیبا و گرانقیمت، تنوع قالیها و روفرشیهای ماشینی و استفاده از میز و صندلی، بر کمرنگشدن حضور قالی بر سر مزارها تأثیرگذار بوده است.







دیدگاه کاربران
0 دیدگاه
دیدگاه خود را ارسال کنید