48 مقاله یافت شد

نظریه بازی: یک بازی استراتژیک میان رقبا

دیدگاه سنتی نسبت به فضای کسب و کار، تجارت را نوعی میدان جنگ دانسته و پیروزی در آن را در گرو از بین بردن رقبا می داند. همانگونه که می دانیم در جنگ فقط یک برنده وجود داشته و لازمه پیروزی در آن نابود کردن یکی از نیروهای مقابل است. اما امروزه رقبای حرفه ای موفقیت خود را در از بین بردن یکدیگر تعریف نمیکنند. زیرا بر این باورند که در کسب و کار برای آنها این امکان وجود دارد که بدون نابود کردن رقبای خود به پیروزی دست یابند و دیگر برای موفقیت نیازی به شکست رقیب شان ندارند. اما چگونه؟

تاریخ بارگزاری : 1399/10/07

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

به صدای مشتری گوش فرا دهید

همه ما میدانیم که هيچ سازمان و یا شرکتی بدون مشتری دوام نخواهد داشت و رمز پايداری یک سازمان و یا یک شرکت مشتريان آن می باشد. اکنون كه در اقتصادجهانی، مشتريان بقای یک شركت را رقم می زنند، بدون شک، رضايت آنها يكی از موضوعات بسيار راهبردی در دهه های اخير بوده است. امروزه سازمان ها و یا شرکت هایی که به دنبال رضایت مشتری هستند، در سطح ملی و بین المللی، از جایگاه والایی برخوردارند و مشکل اصلی شرکت هایی که دچار تقاضای تنزلی شده اند، عدم توجه به نیاز و خواسته های مشتری‌ و تولید کالاهایی بدون توجه به سلایق، علایق و در نهایت رضایت مشتری می باشد غافل از آنكه تنها منبع برگشت سرمایه، مشتريان هستند. اما سوال اینکه برای کسب رضایت مشتری از چه الگویی در ارائه محصولات و خدمات میتوان بهره گرفت؟ در اواخر دهه هفتاد قرن بيستم دكتر نورياكي كانو از دانشكده ريكا در توكيو، مدلي را مطرح نمود كه امروزه در اكثر الگوهاي رضايت مشتريان مورد استفاده قرار مي گيرد. مدل کانو اطلاعاتی در مورد انواع نیاز ها و خواسته های مشتری و اهمیت آنها ارائه می دهد. کانو ويژگي هاي خدمت يا محصول را با توجه به چگونگي توانايي در ارضاء نيازهاي مشتريان، به سه دسته اساسي، عملكردي و انگيزشي تقسيم میکند. دسته اول (الزامات اساسی) که فقط از نارضایتی مشتری جلوگیری می‌کند و رضایت و خشنودی را در مشتری فراهم نمی آورد. بنابراین الزامات اساسی محصول، مزیت رقابتی برای محصول ایجاد نمی‌کند ولی جز ویژگی های اساسی و لازم است. به طور مثال عملکرد مناسب یک محصول و ایمنی آن، از انتظارات مشتری بوده و نیازی اساسی او است و باید باشد، بنابراین وجود آن براي مشتري امري عادي است و منجر به رضايت وي نمی شود ولی عملكرد نامناسب آن باعث نارضايتي او خواهد شد. دسته دوم (الزامات عملکردی) که برآورده نکردن آنها موجب نارضایتی مشتریان می شود و در مقابل، برآورده کردن کامل و مناسب آنها، رضایت و خشنودی مشتری را به دنبال خواهد داشت. به طور مثال، از آنجایی که ایمنی و عملکرد مناسب محصول از الزامات اساسی محسوب می شود، قيمت مناسب و گارانتي آن جز الزامات عملکردی بوده و موجب خشنودی مشتری میگردد. دسته سوم (الزامات انگیزشی) که در زمان کاربرد محصول به عنوان یک نیاز و الزام از دید مشتری تلقی نمی گردند و در نتیجه عدم برآورد ساختن این گروه از الزامات کیفی، موجب عدم رضایت مشتری نیز نمی شود، ولی ارائه آنها در محصول، هیجان و رضایت بالایی را در مشتری پدید می آورد. به طور مثال اهداي جايزه از سوي شركتها به مشتریان، جز نیازهای اساسی و عملکردی محسوب نمی شود ولی وجود آن مي تواند شعف و شادماني آنها را از اين انتخاب دو چندان كند. كانو معتقد است كه نيازهاي كه ارضاي انها موجب خوشحالی و هیجان مشتری می شود، توسط مشتري بیان نمي شود و براي توليد كننده نيز شناخته شده نيست. اما گوش دادن به صداي مشتري و توجه به نیاز ها و خواسته های پنهان او باعث شناختن آنها مي گردد. بنابراین آن دسته از شرکت هایی موفق هستند که با گوش دادن به صدای مشتری، علاوه بر نیازهای اساسی و عملکردی، نیازهای انگیزشی مشتری را شناخته و آنها را در محصولات و خدمات برآورده میکنند.

تاریخ بارگزاری : 1399/04/30

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

روش تشخیص رنگهای طبیعی از مصنوعی

در این مقاله سعی شده خیلی کاربردی راه های شناخت رنگ های طبیعی را از رنگ های مصنوعی در الیاف قالی های دستباف بیان کند.

تاریخ بارگزاری : 1400/06/14

پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)

ادامه مطلب

اکسپو 2020 دبی بستری قدرتمند برای بهبود جایگاه فرش ایرانی در دنیا

اکسپو یک نمایشگاه بزرگ جهانی است که در حال حاضر در کشور امارات متحده عربی در شهر دبی از 1 اکتبر 2021 تا 31 مارس 2022 میزبانی می شود.

تاریخ بارگزاری : 2643/04/04

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

اصالت، شفافیت و منزلت، 3 اصل اساسی مجموعه ایران گره

تاریخ بارگزاری : 1402/11/14

پدیدآورنده : واحد تحقیق و توسعه مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

زمان، آهستگی و پیوستگی، نگاهی متفاوت به قالی ایرانی | گفتگوی ویژه با استاد فتحعلی قشقایی فر، مدرس و پژوهشگر رشته فرش دستباف

"فرش دستباف یعنی جهانی که آرام است... روایتی دلنشین از استاد فتحعلی قشقایی‌فر " قالی ایرانی، روایتی از زیست یک انسان است. زیستی که در تک تک گره ها، در تارها و پودها جریان دارد. میان این روایت بی کلام، مفهومی نهفته است که همواره مرا به اندیشه وامی‌دارد: زمان. عنصری کمیاب و بی همتا در زندگی انسان که مانند ندارد. روایتی که از صبر می‌گوید، از آهستگی، و از پیوستگی. از کسانی که زمان را نه به عنوان چیزی برای سپری کردن، بلکه به مثابه عنصری برای خلق معنا زیسته‌اند. در روزگاری که جهان در هیاهوی سرعت و تکنولوژی غرق شده، یکی از دغدغه های من، درنگ در لحظه، زیستن در اکنون، و فهم عمیق زمان است. دغدغه‌ای که مرا به سمت گفتگویی با یکی از اساتید فرهیخته و قدیمی‌ام، سوق داد. کسی که همیشه نگاهی ژرف و متفاوت به قالی ایرانی داشته است، استاد فتحعلی قشقایی‌فر، استاد دانشگاه کاشان و پژوهشگر نام‌آشنای فرش دستباف ایران که همیشه برایم منبع الهام بوده است. در این گفتگو، از دیدگاه او درباره سه عنصر زمان، آهستگی و پیوستگی در قالی ایرانی پرسیدم. مفاهیمی که شاید در زندگی امروز کمتر شنیده می‌شوند، اما در ژرفای تار و پود قالی ایرانی، حضوری پررنگ و تاریخی دارند. مفاهیمی که می‌توانند دوباره ما را به زندگیِ درونی، آرام و اصیل بازگردانند. در ادامه بخشی از سخنان ارزشمند ایشان را روایت می‌کنم.

تاریخ بارگزاری : 1405/01/22

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

زمان در بستر گره‌ها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی

در جهانی که سرعت، ارزش شمرده می‌شود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت می‌کنند، بیش از هر زمان دیگری ضروری‌اند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمی‌تاباند، بلکه آن را در خود ثبت می‌کند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشته‌ای که فلسفه، زیبایی‌شناسی و مردم‌نگاری را به هم پیوند می‌زند.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور

قالی، برخلاف بسیاری از صنایع‌دستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه می‌تواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچ‌کدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمی‌کند. قالی، عرصه‌ای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن می‌غلتد، دست‌وپا می‌زند، می‌افتد و برمی‌خیزد، نگاه می‌کند، تصویر می‌سازد و دنیا را می‌آموزد. برخلاف گهواره‌های چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون می‌آید، قالی گهواره‌ای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی می‌ماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران

ادامه مطلب

قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟

فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافته‌ای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل می‌کند. سال‌هاست که این قالی در ذهن بسیاری، به‌عنوان اثری هنری و نفیس شناخته می‌شود؛ گاهی بر دیوارها آویخته می‌شود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن می‌گردد، گاهی در صندوقچه‌ها برای نسل‌های بعدی به یادگار می‌ماند و گاهی همچون سرمایه‌ای ارزشمند خرید و فروش می‌شود.

تاریخ بارگزاری : 1405/02/12

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

قالی به مثابه بوم مینیاتور: روایتی تازه از قالی ایرانی با سینا ایران نژاد

"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سال‌های اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازه‌ها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال می‌کردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالی‌ای با نقشه‌ای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایران‌نژاد. [1]- Visionary Art [2]- از شناخته‌شده‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های هنر بینشی

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سعید صیادی، پژوهشگر حوزه هنر و فرش دستباف ایران

ادامه مطلب

بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی

مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگی‌های فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگی‌هایی مانند شالوده‌شکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی کلاسیک، مفهوم‌محوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازه‌ای می‌یابد و هر روز پیچیده‌تر می‌شود. در فقدان نقد نظام‌مند، بسیاری از لایه‌های فرم‌شناختی، زیبایی‌شناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا می‌ماند و این امر می‌تواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزش‌گذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایه‌های چندگانهٔ زیبایی‌شناختی، اجتماعی و زمینه‌مند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیق‌تر آن‌ها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیه‌ای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی

فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ به‌صورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گل‌های قالی کرمان، شیفته‌ی فرش دست‌باف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانواده‌اش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه به‌طور جدی دنبال کند. به‌قول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمی‌شد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمی‌شد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانش‌آموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف

رویداد اول: روز ملی فرش دستباف ایران چگونه گذشت؟ بیستم خرداد به مناسبت هفته ملی فرش دستباف ایران گرامی داشته می‌شود؛ هنری کهن و نماد فرهنگ و هویت ایرانی. این هفته فرصتی است برای پاسداشت میراث قالیبافی، تأکید بر حفظ و ارتقای آن، و یادآوری نقش مهمش در بازارهای داخلی و جهانی و انتقال این گنجینه به نسل‌های آینده. با هم مروری کنیم بر رویدادهای این روز بزرگ...

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم نگاهی به افق‌های پیش روی فروش و صادرات فرش دستباف ابریشم قم

در دومین شماره نشریه دستباف در بخش «چشم‌اندازها»، با آقای جواد کاظمی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم همراه شدیم؛ شخصیتی که به‌تازگی این مسئولیت مهم را بر عهده گرفته است. ایشان نزدیک به چهار دهه در عرصه تولید و صادرات فرش دستباف ابریشمی قم فعالیت داشته و با تجربه‌ای گران‌بها، شناخته می‌شوند. آقای کاظمی با تأکید بر اعتماد و همراهی همکاران محترم صنف فرش دستباف قم، یادآور می‌شوند که طی این سال‌ها چهار دوره در هیئت‌مدیره اتحادیه تولید و فروش فرش دستباف و پنج دوره در هیئت‌رئیسه اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم حضور فعال داشته‌اند. اکنون نیز علاوه بر ریاست اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، به‌عنوان خزانه‌دار و عضو هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی قم ایفای نقش می‌کنند. او باور دارد که این مسیر، نتیجه اعتماد همکاران و همراهی جامعه فرش دستباف ایران است. در ادامه به برنامه‌های عملیاتی و چشم‌اندازهای ایشان در زمینه بهبود فروش و گسترش صادرات فرش دستباف ابریشم قم خواهیم پرداخت.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : واحد تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

قالی بی‌قیمتِ ما خوش به بازار آمده‌است

قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمی‌های همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امین‌الدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجره‌های فروش خامه و نقشه‌کشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرف‌کننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میان‌بر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاق‌های ضربی به آرامش و آسایش می‌رسیدیم.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات

ادامه مطلب

مروری بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تاکنون

این مقاله مروری‌ست بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تا دوره معاصر (بازه زمانی 1300 تا 1370) که در آن به آغاز تجارت قالی ایرانی در دوره صفوی، توسعه تجارت جهانی قالی ایرانی در دوره قاجار و ارزش قالی ایرانی در بازار در بازه زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ شمسی پرداخته‌شده‌است.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : فتحعلی قشقایی فر، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان

ادامه مطلب

گفتگو با علی میرزازاده، از فعالان بین‌المللی فرش دستباف ایران در اروپا

در این گفتگو به سراغ کسی رفتم که بازار را از دلِ پنج دهه معامله، سفر، ریسک و اعتماد، زیسته است؛ علی میرزازاده، از شناخته‌شده‌ترین تاجران فرش دستباف ایرانی در بازارهای جهانی. گفتگویی که با او شکل گرفت، خوانشی صریح از نسبت قالی ایرانی با مفهوم «ارزش» در بازار امروز بود.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان

نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره‌ اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگی‌هایی آن و اینکه چرا اثر می‌تواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر می‌کند، برای آن افق انتظار می‌سازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم می‌آورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینه‌هایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی می‌شود و در معرض داوری قرار می‌گیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده می‌شود، چه انتظاری از آن می‌رود و بر چه اساسی ارزش‌گذاری می‌شود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازارهای جهانی

گفتگویی ویژه با علی میرزازاده و علی بردبار، فعالان قالی ایرانی در فضای بین الملل بازار فرش دستباف ایرانی را نمی‌توان فقط با عدد و نمودار خواند؛ این بازار، حاصل تلاقی تجربه، اعتماد، روایت و تصمیم است. برای فهم نسبت امروز قالی ایرانی با مفهوم «ارزش»، باید به صداهایی گوش داد که بازار را از دلِ زیستِ حرفه‌ای خود تجربه کرده‌اند؛ کسانی که هم با منطق اقتصاد جهانی آشنا هستند و هم با لایه‌های پنهان فرهنگ و معنا. گفتگوی ویژه‌ی این شماره، تلاشی است برای شنیدن همین صداها؛ روایت دو مسیر متفاوت در دو جغرافیایی متفاوت، اما با دغدغه‌ای مشترک: بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازار معاصر.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف صادرات

ادامه مطلب

روایتی از بازار؛ در جستجوی ارزش گمشده قالی ایرانی، از اوجِ صادرات تا غبارِ تحریم

گفتگو با حاج رضا محمدی (محمد بیگی)، تاجر و پیشکسوت حوزه فروش و صادرات قالی ابریشم در پهنه تجارت بین‌الملل، نام برخی افراد با دوران شکوفایی یک صنعت گره خورده است. حاج رضا محمدی (محمدبیگی) یکی از همین نام‌هاست. او که از ۱۳ سالگی گام در دالان‌های پرپیچ‌وخم بازار نهاده، شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ از روزگاری که قالی دومین ستون اقتصاد ایران بود تا سال ۱۳۷۴ که به عنوان صادرکننده نمونه کشوری، نبض بازار جهانی را در دست داشت. در یک صبح زمستانی، با او به گفتگو نشستیم تا از «ارزش قالی ایرانی» بگوییم؛ ارزشی که گاه در گره‌های ابریشم پنهان است و گاه در نام تولیدکننده و گاهی نیز در سیاست‌های کلان ارزی گم می‌شود.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران

ادامه مطلب

میان سنت و نوآوری؛ روایت یک طراح در جستجوی ارزش قالی ایرانی

من حبیب‌الله رضایی هستم. مسیر حرفه‌ای من در طراحی فرش دستباف از سال ۱۳۹۰ آغاز شد؛ مسیری که برخلاف بسیاری از فعالان این حوزه، هیچ ریشه خانوادگی در آن نداشت. ورود من به دنیای فرش دستباف، نه از دل یک کارگاه قدیمی و نه از میان نسل‌های قالیباف، بلکه از مسیر رشته گرافیک شکل گرفت. دوران دانشجویی‌ام را در رشته گرافیک گذراندم؛ مقطع کاردانی در یزد و کارشناسی در تهران. در همان سال‌های دانشجویی در یزد، در خوابگاه با چند دانشجوی رشته فرش دستباف آشنا شدم. همین آشنایی ساده، آرام‌آرام دریچه‌ای تازه به روی من باز کرد. آن‌ها برای طراحی نقشه‌های فرش دستباف خود نیاز به رنگ و نقطه‌گذاری داشتند و من که به طور جدی درگیر طراحی و نقاشی بودم، از روی علاقه شروع به کمک کردن آنها کردم. کم‌کم کار به جایی رسید که در کنار پروژه‌های گرافیکی خودم، نقشه‌های قالی دوستانم را نیز رنگ و نقطه می‌کردم. آن زمان شاید فقط از سر علاقه و کنجکاوی این کار را انجام می‌دادم، اما بعدها فهمیدم همان تمرین‌های مداوم، در واقع نوعی آموزش ناخودآگاه برای من بوده است. هر بار که نقشه‌ای را رنگ می‌کردم، اصول طراحی، تناسبات و ساختار نقشه قالی، بی‌آنکه متوجه باشم در ذهنم شکل می‌گرفت. بعد از پایان دوران دانشجویی، در سال ۱۳۹۰ اتفاقی افتاد که مسیرم را جدی‌تر کرد. در استان قم، یک مجموعه تولیدی فرش دستباف به‌طور اتفاقی پروژه‌ای برای طراحی نقشه فرش دستباف به من پیشنهاد داد. در آن زمان هنوز تجربه مستقل طراحی قالی نداشتم. پیش از آن فقط در کنار دانشجویان فرش دستباف با نقشه‌ها کار کرده بودم، نه اینکه خودم طراح یک پروژه باشم. با این حال پیشنهاد را پذیرفتم. دلیلش یک باور ساده بود: به نظرم طراحی گرافیک و طراحی قالی فاصله زیادی از هم ندارند و هر دو در نهایت با تصویر، ترکیب‌بندی و رنگ سر و کار دارند. در آن پروژه از دانشی که در طراحی و نقاشی داشتم استفاده کردم و از طرف دیگر با دوستانی که در رشته فرش دستباف تحصیل کرده بودند مشورت گرفتم. نتیجه کار رضایت سفارش‌دهنده بود و همین رضایت، برای من تبدیل به یک انگیزه جدی شد. از همان زمان جرقه‌ای در ذهنم شکل گرفت که شاید بتوانم این مسیر را به صورت حرفه‌ای ادامه بدهم. پیش از آن، برای پیشرفت در رشته خودم کلاس‌های خصوصی زیادی در زمینه طراحی و نقاشی رفته بودم. تلاش کرده بودم تکنیک‌های مختلف طراحی و نقاشی دستی مثل سیاه‌قلم، ذغال، کنته، پاستل، گواش و اکریلیک و رنگ روغن را یاد بگیرم. در کنار آن طراحی با نرم‌افزارهای کامپیوتری را نیز به صورت حرفه‌ای آموزش دیده بودم. اما حالا تصمیم گرفته بودم وارد دنیای طراحی قالی ایرانی شوم و می‌دانستم برای این کار باید اصول تخصصی طراحی فرش دستباف را نیز یاد بگیرم. به همین دلیل در تهران نزد استاد هوشنگ زارع‌اصل اصول طراحی قالی ایرانی را آموختم و پس از آن مدتی نیز شاگرد استاد علی خلیقی و استاد زرینی بودم. در کنار این اساتید زبردست، نکات بسیار مهمی درباره ساختار طراحی قالی، ترکیب‌بندی نقوش و نگاه سنتی به نقشه فرش دستباف یاد گرفتم. چند ماه آموزش فشرده گذشت و بعد از آن با کوله‌باری از دانش تازه به قم بازگشتم. از سال ۱۳۹۳ به بعد، با ترکیب تجربه‌هایی که در طراحی و نقاشی سنتی داشتم و دانش نرم‌افزارهای گرافیکی و آموزش‌هایی که در طراحی گرافیک و فرش دستباف دیده بودم، فعالیت مستقل خودم در طراحی و نقاشی قالی را آغاز کردم. اولین طرحی که ارائه دادم یک طرح در اندازه ذرع و چارک بود؛ طرحی که با استقبال خوبی در بازار روبه‌رو شد و همان طرح نیز به مرحله تولید رسید.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : فاطمه حسنی | دانشجوی رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

داستان زندگی من و عشق به قالی‌بافی، آغاز یک عشق ناخواسته

من شهلا عبدالمحمدی هستم بافنده ای که از کودکی، در دل روستایی از استان ایلام، زندگی‌ام با رنگ‌ها و نقش‌های دست‌بافته‌های محلی گره خورده بود. علاقه‌ام به قالی‌بافی اما، آغازش تلخ و غم‌انگیز بود. در دوازده سالگی، پدرم را از دست دادم. برای فرار از اندوه، پناه بردم به یک کارگاه قالی‌بافی که یکی از زنان فامیل اداره‌اش می‌کرد. آنجا، دنیایی از دختران بافنده بود که با انگشتان جادویی‌شان، گل‌هایی بر زمینه‌ی قالی می‌آفریدند. من اما، به دلیل سن کم، تنها می‌توانستم جارو بزنم و کارگاه را جمع‌وجور کنم. هر روز به آن گل‌های زیبا روی دار قالی خیره می‌شدم و به مهارت بافنده‌ها غبطه می‌خوردم. این حسرت، موتور محرک من شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، بافنده و مدرس دانشگاه

ادامه مطلب

نگاهی به مهم‌ترین رویدادهای اخیر فرش دستباف

رویداد اول | برگزاری نمایشگاه بین المللی پژوهش، فناوری و فن‌بازار و تبلیغات، بازاریابی 1404 روایت رسمی | آنچه در اخبار می‌خوانیم: بیست‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی پژوهش، فناوری و فن‌بازار و بیست‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی تبلیغات، بازاریابی برگزار شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

فرهنگ آهسته زندگی کردن با نگاه بر قالی ایرانی | گفتگویی ویژه با سعید انصاریان، فعال اجتماعی و محیط زیست، بنیان گذار بنیاد الگن

در میان هیاهوی نقش‌ها، رنگ‌ها و ظرافت گره‌ها، جایی در غرفه‌ی مجموعه‌ی «ایران‌گره» در هجدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم، گفتگویی رخ داد که فراتر از نمایش نقش و نگار بود؛ دیداری که در آن، دو نگاه عمیق به زندگی و هنر — یکی از دل طبیعت، دیگری از دل تار و پود قالی — کنار هم نشستند و طرحی نو از زمان، آهستگی و پیوستگی افکندند. سعید انصاریان، فعال اجتماعی و محیط زیست و بنیان‌گذار بنیاد الگن، در گفتگو با محمدرضا رشتی‌زاده، از فعالان برجسته حوزه فرش دستباف قم، در فضایی صمیمی اما پرمحتوا، به کندوکاو مفاهیمی پرداختند که این روزها، بیش از همیشه، به بازخوانی‌شان نیاز داریم: زندگی آهسته، پیوند با طبیعت، و ریشه‌مندی در فرهنگی که قالی، نماد کهن آن است.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : تیم تولید محتوای مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا

فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی،‌ خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

داستان یک طراح | «زمان» در دستان حاج میرزا آقا

در این متن به مقوله‌ی «زمان» در فرش دستباف ایرانی به ویژه قالی‌های طراحی یا بافته شده توسط حاج میرزاآقا امامی می‌پردازیم. برای این منظور قبل از هر چیز لازم است نسبت فرش دستباف با مفهوم «زمان» را مشخص کنیم. نظر به ویژگی‌های منحصربفرد قالی ایران، این واژه را می‌توان دست کم در سه معنا بررسی کرد: اولین تأثیر «زمان» بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزا آقا را باید در تحولات حرفه‌ای و سبکی هنرمند «در گذر زمان» دانست. اینکه زیر سایه‌ی سنگین شرایط زمانی همچون شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، هنرمند چه تغییراتی در هنر خویش ایجاد کرده است. به مجموعه‌ی این شرایط در زبان فارسی «زمانه» می‌گویند که به نظر دقیق‌ترین و مناسب‌ترین واژه نیز همین کلمه است. تأثیر زمانه بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزاآقا اتفاقاً اهمیتی ویژه دارد چرا که در زمانه‌ای بس بحرانی و پرفراز و نشیب زیست می‌کرده است. در «بخش یکم» به این مقوله پرداخته شده است. در معنای دوم می‌توان به چگونگی بازنمایی عنصر «زمان» در فرش دستباف ایران پرداخت. بر این اساس جایگاه زمان به مثابه‌ی یک سامان‌دهنده‌ی عناصر و نقوش فرش دستباف واکاوی می‌شود. در این بخش (دوم) نقدی به باور رایج درباره‌ی هنر ایرانی که گاه آن را «بی‌زمان» نامیده‌اند وارد شده و به جای آن، قالی ایرانی تحت سیطره‌ی سامانه‌ی «زمان غیریکنواخت یا منفصل» دانسته شده است. در بخش سوم به زمانبر بودن فرآیند خلق یک فرش دستباف ایرانی یا به تعبیری که «بخش سوم» بیان شده؛ به مفهوم «آهستگی» در فرایند خلق یک قالی ایرانی پرداخته شده ‌است.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر

ادامه مطلب

آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین

دبلیو. ال فلین (تصویر 1) پسر یکی از شرکای منچستری زیگلر به مدت 40 سال برای اهداف شرکت زیگلر در ایران سفر کرد. زیگلر یک شرکت نساجی الیاف پنبه‌ی منچستر بود که طاقه‌های پارچه پنبه‌ای خود را به ایران صادر می‌کرد تا با پول آن برایش در اطراف سلطان آباد (اراک امروزی) قالی ببافند. فلین یادداشت‌های شخصی مسافرت‌هایش با حدود شصت عکس از جامعه ایران که خود عضوی از آن بود را به جای گذاشته؛ بیشتر یادداشت‌های خودخواهانه او گزارش سفر است. اما نکات مهمی در خلال آن به وفور وجود دارد که ویژگی‌های آن روزگار را بیان می‌کند. متاسفانه او کمتر در مورد قالی‌های خودشان نوشته است.

تاریخ بارگزاری : 1404/09/20

پدیدآورنده : نویسنده: آنتونی وین | ترجمه: مجتبی معینیان، پژوهشگر فرش دستباف

ادامه مطلب

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

کمی بیش از یک قرن از تولید قالی شهری‌باف در قم، توسط مهاجرینی که از کاشان به قم آمدند، می‌گذرد. این زمان در مقایسه با شهرهایی چون کرمان، تبریز، اصفهان، مشهد، کاشان و بسیاری شهرهای دیگرِ تولیدکننده قالی در ایران، عمر کوتاهی محسوب می‌شود. اما در همین مدت کوتاه، همان‌گونه که سیسیل ادواردز پیش‌بینی کرده بود، قالی قم قله‌های شهرت و معروفیت را به لحاظ کیفیت بافت، طراحی و رنگ‌آمیزی درنوردید. به‌گونه‌ای که امروزه، به‌ویژه در تولید قالی تمام ابریشم، گوی سبقت از دیگر شهرها ربوده و به چنان درجه‌ای از کیفیت و زیبایی رسیده که برخی شهرها با کپی کردن از طرح‌ها و رنگ‌آمیزی قالی‌های این شهر، قالی‌های خود را به نام قم عرضه می‌کنند.

تاریخ بارگزاری : 1404/09/20

پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران

ادامه مطلب

در لایه‌های زمان: تاریخِ درهم‌تنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی

در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستاده‌ایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ به‌جا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایت‌هایی درهم‌تنیده بدل می‌کند که لایه‌های گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار می‌سازند. تاریخی درهم‌تنیده که در آن گذشته نه مجموعه‌ای از روایت‌های جداگانه، بلکه منظومه‌ای از تعامل‌ها، تداخل‌ها، هم‌نشینی‌ها و لایه‌بندی‌هاست.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

روایت تجربه‌های پنهانِ عملیاتِ تکمیلیِ قالی تا آثارِ تاریخ‌سازِ جهانی گفتگوی ویژه با رحیم فروهر، موسس شرکت خدمات تکمیلی فرش فروهر

"روایت پنهان یک زندگی که از کارخانه کارتن‌کار آغاز شد و به تکمیل بزرگ‌ترین قالی‌های جهان رسید..." مقدمه در تاریخ قالی ایرانی، همیشه نام تولیدکنندگان، بافندگان، رنگرزها و طراحان شنیده شده؛ اما در این مسیر طولانی، بخشی وجود دارد که کمتر درباره‌اش نوشته‌اند: عملیات تکمیلی فرش دستباف. همان جایی که قالی، پس از ماه‌ها یا سال‌ها بافت، تازه باید از ظریف ترین پردازش های فنی و تنظیم نهایی عبور کند تا به اثری استوار و آراسته تبدیل شود که در حافظه‌ی جهان بماند.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

روایت زنی هنرمند که از دار چوبیِ خانه مادربزرگ تا ثبت جهانیِ قالیِ منطقه‌اش پیش رفت

"از کودکی یاد گرفتم که هر گره، فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت در برابر تاریخ سرزمینم است..." من فاطمه کاوسی هستم؛ متولد سال ۱۳۳۷ در روستای کَلِنو، روستایی سبز و زیبا در مرز میان کلاردشت و چالوس. اگر امروز ۴۹ سال سابقه‌ی کار هنری و ۳۰ سال سابقه تدریس دارم، اگر نشان یونسکو، مهر اصالت، درجه‌ی هنری، ثبت اختراع، کارآفرینی، و ده‌ها تقدیرنامه و عنوان در کارنامه‌ام ثبت شده، ریشه‌اش به همان خانه‌ی ساده دوران کودکی برمی‌گردد؛ خانه‌ای که در حیاطش همیشه دو دار قالی شش‌متری برپا بود و زندگی ما از بوی پشمِ تازه حلاجی‌شده، رنگ‌های طبیعی و صدای شانه‌ی قالیبافی معنا می‌گرفت.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : فاطمه کاوسی | بافنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

ادامه مطلب

نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف

تاریخ بارگزاری : 1405/03/05

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

سید علی مرتضوی؛ راویِ دوستیِ دیرینه با قالی ایرانی، از بازار تهران تا جهان

سید علی مرتضوی، گفت‌وگو را با نشان‌دادن عکسی از دوران جوانی‌اش آغاز می‌کند؛ عکسی در پارک‌شهر، زمانی که تنها سه سال از آمدنش به تهران می‌گذشت و تازه قدم در بازار کار گذاشته بود. سال ۱۳۳۶ در خانواده‌ای اصیل از روستایی در شهرستان میانه‌ِ آذربایجان شرقی به دنیا آمد و از همان کودکی، شرایط زندگی‌اش او را آرام‌آرام به‌سوی بازار قالی ایران سوق داد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

تشخیص قدمت و اصالت در فرش دستباف ایرانی

رویکردی تحلیلی به نشانه‌های بصری و فنی تشخیص سن و اصالت یک فرش دستباف، از دشوارترین مباحث کارشناسی در حوزه‌ی فرش دستباف ایرانی است. این فرآیند بیش از آنکه بر پایه‌ی ظاهر عمومی اثر استوار باشد، بر شناخت عمیق از تاریخچه‌ی بافت، ساختار فنی، نظام رنگی و ویژگی‌های طرح‌شناختی تکیه دارد. فرش دستباف، همانند هر اثر هنری دیگر، حامل امضا و نشانه‌های زمان خود است؛ و هر گره آن می‌تواند سندی از دگرگونی‌های اجتماعی، فنی و زیبایی‌شناختی یک دوره باشد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان | مرمتکار، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

نگاهی به مهم‌ترین رویدادهای اخیر فرش دستباف

رویداد اول | مراسم افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم​ روایت رسمی | آنچه در اخبار می‌خوانیم: آیین افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم با حضور مسئولان کشوری و استانی برگزار شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، نگاهی به افق‌های پیش روی فروش و صادرات فرش دستباف ابریشم قم

در دومین شماره نشریه دستباف در بخش «چشم‌اندازها»، با آقای جواد کاظمی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم همراه شدیم؛ شخصیتی که به‌تازگی این مسئولیت مهم را بر عهده گرفته است. ایشان نزدیک به چهار دهه در عرصه تولید و صادرات فرش دستباف ابریشمی قم فعالیت داشته و با تجربه‌ای گران‌بها، شناخته می‌شوند. آقای کاظمی با تأکید بر اعتماد و همراهی همکاران محترم صنف فرش دستباف قم، یادآور می‌شوند که طی این سال‌ها چهار دوره در هیئت‌مدیره اتحادیه تولید و فروش فرش دستباف و پنج دوره در هیئت‌رئیسه اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم حضور فعال داشته‌اند. اکنون نیز علاوه بر ریاست اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، به‌عنوان خزانه‌دار و عضو هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی قم ایفای نقش می‌کنند. او باور دارد که این مسیر، نتیجه اعتماد همکاران و همراهی جامعه فرش دستباف ایران است. در ادامه به برنامه‌های عملیاتی و چشم‌اندازهای ایشان در زمینه بهبود فروش و گسترش صادرات فرش دستباف ابریشم قم خواهیم پرداخت.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز موزه فرش ایران، نگاهی به مسیر نوین مدیریت، حفظ اصالت و آینده موزه فرش ایران، گفت‌وگو با محمدجواد اینانلو، رئیس موزه

در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشم‌اندازها»، این‌بار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینه‌ای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهم‌ترین مراکز هویت‌ساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

قالی ایرانی؛ میراثی که از صفر شروع نمی‌شود

حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، چنین روایت می‌کند: جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز گفتنی گاهی آینده، نه در سرعت بیشتر، بلکه در یادآوری چیزی نهفته است که فراموش کرده‌ایم؛ در فهم همین «یادگار» بودن جهان. نسل امروز در جهانی بزرگ شده که همه‌چیز در آن با منطق «فوری» تعریف می‌شود: غذای فوری، خرید فوری، شهرت فوری، نتیجه فوری. جهان امروز مدام به ما می‌گوید هرچه سریع‌تر، بهتر. هرچه شخصی‌تر، ارزشمندتر. هرچه تازه‌تر، مطلوب‌تر. در چنین جهانی، قالی ایرانی موجودی غریب به نظر می‌رسد؛ چیزی که ماه‌ها و گاه سال‌ها زمان می‌خواهد، با دست ساخته می‌شود، در صبر معنا پیدا می‌کند و برای یک فصل و یک مُد به دنیا نمی‌آید. اما شاید درست به همین دلیل، توجه به ذات قالی ایرانی امروز دوباره مهم شده است. قالی ایرانی پدیده‌ای است که یادآوری می‌کند بعضی چیزها برای خلق شدن، نیاز به اتحاد، همبستگی و پیوستگی دارند. برای ماندگار شدن، باید آهسته ساخته شوند تا «یادگار» بمانند. یادآوری می‌کند که زیبایی همیشه محصول شتاب نیست. و مهم‌تر از همه، پیشینه آن، یادآوری می‌کند که هیچ میراثی از صفر آغاز نمی‌شود. ما می‌آییم و می‌رویم، این جهان است که می‌ماند و چه زیبا اگر آنچه از ما می‌ماند، شایستهٔ ماندن باشد. اگر قرار است نسل نو آینده قالی ایرانی را بسازد، نخست باید یک سوءتفاهم بزرگ را کنار بگذارد: این تصور که هر نسل باید همه‌چیز را از نو اختراع کند.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

از تجربه زیسته تا روایت فرهنگی؛ راهی به سوی آینده قالی ایرانی

همان لحظه که با موضوع جدید شماره پنجم نشریه «دستباف» یعنی آینده قالی ایرانی در دست نسل نو روبه‌رو شدم، این فکر در ذهنم شکل گرفت که از میان تجربه‌ای که امروز در این حوزه زندگی می‌کنم، چند سطری برای همین نسل بنویسم؛ نسلی که قرار است آینده این هنر در دستان او رقم بخورد. در امتداد مسیری از زندگی‌ام که سالهاست با روایتی فرهنگی از قالی ایران شکل گرفته، به این نتیجه رسیده‌ام که اگر بخواهیم از آینده قالی سخن بگوییم، راهی جز این نگاه برای آن متصور نیست. آنچه در ادامه می‌آید، نه یک پیش‌بینی، بلکه تجربه‌ای زیسته از آن چیزی است که قالی می‌تواند در جهان امروز و فردا باشد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : علی بردبار، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

در جست‌وجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر

مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغه‌مندان و علاقه‌مندان فرش دستباف در راه‌اندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران می‌گذرد؛ تلاشی که، دست‌کم بر بنیاد سرفصل‌های مصوب آموزشی، با اهداف، چشم‌اندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکل‌گیری این رشته را می‌توان یکی از مهم‌ترین کوشش‌ها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه می‌طلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقع‌بینانه، برخی از ظرفیت‌ها و نقاط قوت و در عین حال چالش‌های آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ به‌ویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشته‌های سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگی‌ها و چالش‌های بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفه‌ها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم می‌یافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهم‌تر، منطق عرضه و تقاضا ــ به‌مثابه یکی از بنیادی‌ترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم می‌کرد. از این منظر، انتقال چنین حوزه‌هایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصت‌هایی ارزشمند برای نظام‌مند شدن آموزش فراهم آورد، اما هم‌زمان دشواری‌های تازه‌ای را نیز پیش روی سیاست‌گذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچ‌یک از این دو شیوه آموزشی را نمی‌توان به‌طور مطلق کامل و بی­نیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربه‌های برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : حجت‌ رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک

ادامه مطلب

روایت یک مسیر؛ از بافندگی تا راهبریِ هنریِ نسل نو گفتگویی ویژه با لیلا جلالی، بافنده، پدیدآورنده‌ و مدرس بافت قالی

روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانه­های ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاه­های صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصه­هایشان را لابلای گره­ها می­بافتند، جان می­گرفت. فرش دستباف برای قرن­ها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بی­علاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف می‌دانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزه­ای و خاطره­ای دور است؟ واقعیت این است که گره­های سنتی با روش­های قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربی‌گری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سخت­ترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه می­توان از دل این بی­علاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی

ادامه مطلب

نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشه‌ی راهی برای نسل نو

مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیده‌هایی در دنیای هنر است که می‌تواند هم‌زمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «هم‌زمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمان‌یافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از این‌ها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبک‌ها، سنت‌های بصری و دگرگونی‌های ذائقه‌های زیبایی‌شناسانه‌ای که در طول سده‌ها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ می‌کند و بازمی‌تاباند. در دوران معاصر، بر این لایه‌های از پیش موجود، لایه‌های تازه‌ای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، به‌ویژه در قلمرو هنر، پیچیده‌تر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوم‌محور و پرسش‌گر خود، قالی را نه به‌عنوان یک کالای تزئینی، که به‌مثابه رسانه‌ای برای بیان ایده‌ها، روایت‌ها و دغدغه‌های امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را به‌عنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیک‌های سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانه‌ای برای خلق اثر هنری به شمار می‌آیند. هم‌زمان، گسترش «دیزاین» به‌عنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازه‌ای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیده‌تر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را می‌توان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورت‌بندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعه‌شناسی علم معرفی کرده‌اند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژه‌هایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظام‌های دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم می‌کنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم می‌سازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل می‌کند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیان‌بودگی[3]» را می‌توان به‌مثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش به‌صورت تثبیت‌شده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل می‌گیرند. این وضعیت را می‌توان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورت‌بندی کرد، جایی که معنا در میان‌فضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید می‌شود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را می‌توان به‌عنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که هم‌زمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میان‌بودگی شکل می‌گیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیق‌تری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست می‌دهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهان‌های اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آن‌ها ترجمه می‌شود و از سوی دیگر، به عنوان پدیده‌ای با ویژگی «درمیان‌بودگی»، در هیچ‌یک از این جهان‌ها به‌طور کامل حل نمی‌شود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ می‌کند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را می‌توان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل می‌گیرد. همین مرزی بودن است که افق‌های آینده فرش دستباف را می‌گشاید. فرش دستباف می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاین‌محور در یک رویداد طراحی، بی‌آنکه هیچ‌یک از این نقش‌ها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیده‌ای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند هم‌زمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپایی‌اش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار داده‌اند. پژوهش‌های تاریخی، فرش دستباف را به‌مثابه سندی از دوره‌های گذشته بررسی کرده‌اند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را به‌عنوان نمادی از هویت ایرانی کاویده‌اند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کرده‌اند که بر اساس رج‌شمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقه‌بندی است. هم‌زمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبک‌شناسی منطقه‌ای نیز کوشیده است قالی‌ها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساخته‌اند، اما هیچ‌یک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیده‌اند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیان‌بودگی» و شناوری میان آن‌ها شکل می‌گیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخ‌نگاری می‌توان یافت، نه در سبک‌شناسی، و نه در تحلیل‌های فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو می‌کاهند. گفتمانی که می‌تواند این چندلایگی را نه به‌عنوان یک مسئله طبقه‌بندی، که به‌عنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکان‌های تازه‌ای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخ‌نگاری، سبک‌شناسی و توصیف فنی جدا می‌کند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهت‌گیری زمانی آن است. تاریخ‌نگاری به گذشته می‌نگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبک‌شناسی در چارچوب قواعد شناخته‌شده به طبقه‌بندی آثار می‌پردازد. حال‌آنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را می‌کاود و امکان‌های آینده را می‌گشاید (Belting, 1987). اگر تاریخ‌نگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای می‌گیرد؟»، نقد می‌پرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران می‌گشاید؟». این جهت‌گیری آینده‌نگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل می‌کند که می‌تواند با پویایی فرش دستباف معاصر هم‌قدم شود. نقد، برخلاف تاریخ‌نگاری که گذشته را تثبیت می‌کند، از گذشته می‌گذرد تا راه‌های نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افق‌های تازه‌ای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

آینده‌ای که طراحی می‌شود، نه تکرار گفت‌وگو با سحر ایلخان درباره مسیر نسل نو در قالی ایرانی

سحر ایلخان، طراح فرش دستباف، از جمله طراحان نسل جدیدی است که مسیر حرفه‌ای خود را در نقطه‌ای شکل داده که بسیاری از جوانان امروز در آن ایستاده‌اند؛ جایی میان انتخاب و تردید، میان سنت و نوآوری، و میان آنچه آموخته‌اند و آنچه در واقعیت با آن مواجه می‌شوند. او با دیپلم ریاضی، در سال ۱۳۸۴ وارد رشته طراحی فرش دستباف در دانشگاه هنر تهران شد؛ انتخابی که به گفته خودش در ابتدا شاید کاملاً آگاهانه نبود، اما خیلی زود به مسیری تبدیل شد که با آن احساس تعلق عمیق پیدا کرد. برای او، طراحی فرش دستباف از همان سال‌های نخست تحصیل، از یک «رشته دانشگاهی» به یک «زیست» تبدیل شد؛ زیستی که در آن می‌توان ساعت‌ها در خلوت نشست، میان قواعد ریشه‌دار طراحی، سنت‌های تاریخی و ایده‌های نو حرکت کرد و به ترکیبی تازه رسید. ایلخان طراحی فرش دستباف را عرصه‌ای می‌داند که در آن، هم‌زمان با یک نظام دقیق و ساختارمند روبه‌رو هستیم و در عین حال، امکان بروز خلاقیت و ناخودآگاه هنرمند نیز وجود دارد. این نگاه، به‌نوعی بازتاب وضعیت نسلی است که باید میراثی تثبیت‌شده را در جهانی متغیر بازتعریف کند. مسیر حرفه‌ای او پس از پایان تحصیلات، از کارهای محدود و پراکنده آغاز شد؛ از ادیت و اصلاح نقشه‌ها در حوزه فرش ماشینی تا ورود تدریجی به طراحی مستقل. نقطه عطف این مسیر، حضور در شرکت سهامی فرش ایران و کار در کنار استاد فقیرحق بود؛ تجربه‌ای که به گفته خودش، ثانیه‌به‌ثانیه آن برایش آموختنی بوده است. او در ادامه با تولیدکنندگان مختلف در سبک‌ها و مناطق گوناگون—از قم و تبریز تا اصفهان و طرح‌های عشایری—همکاری کرده و این تنوع را یکی از مهم‌ترین عوامل رشد خود می‌داند. در کنار این مسیر، تدریس طراحی فرش دستباف و تجربه تولید نیز بخشی از کار اوست؛ مسیری که در آن، تلاش می‌کند میان آموزش، تجربه و عمل، پیوندی واقعی برقرار کند. برای ایلخان، طراحی فرش دستباف نه یک کار، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است؛ تا جایی که به گفته خودش، از صبح تا شب ذهنش درگیر نقشه‌ها، ایده‌ها و تصویرهای قالی است.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی، دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

از نخستین گره زیر بلوطِ کهن تا ترویج بافندگی میان زنان و دختران جوان داستان زندگی خدیجه باباخانی، بافنده و مدرس بافت

خدیجه باباخانی، متولد ۱۳۶۱، از بافندگان نسل امروز قالی ایران است؛ زنی که قصه‌اش از کودکی آغاز می‌شود، از همان روزی که دستان کوچکش نخستین گره را بر تار و پودِ دارِ قالیِ خانه مادرش زد. او خود می‌گوید: «قصه من از کودکی شروع می‌شود؛ از روزی که دستان کوچکم اولین گره را با دستانی لرزان زد». زادگاهش، استان ایلام، روستای آبهر پایین، جایی بود که زیر سایه‌ی درختان بلوط کهنسال، دارهای قالی برپا بودند و زندگی با تار و پود معنا می‌گرفت. هنوز شش سالش نشده بود که کنار مادر، عمه زینت‌خانم و کشورخانم می‌نشست. دستانش می‌لرزید، اما دلش سرشار از شوق بود. همان اولین گره، جهانی تازه پیش رویش گشود؛ جهانی که در آن، همه‌چیز در تار و پود و گره خلاصه می‌شد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

ادامه مطلب

فیلم قالی جادو؛ آینده‌ای که نخست در خیال بافته می‌شود اثری از استاد نورالدین زرین‌کلک

انیمیشن «قالی جادو» به کارگردانی نورالدین زرین‌کلک یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های کوتاه مجموعه‌ی فرش ایرانی است؛ اثری که به سفارش مرکز ملی فرش ایران ساخته شد، اما از قالب‌های رایج معرفی فرش دستباف فاصله می‌گیرد و به جای گزارش و توضیح، سراغ تخیل می‌رود. استاد زرین‌کلک، که نامش با تاریخ پویانمایی ایران، گره خورده، در این فیلم، جهانی می‌آفریند که در آن قالی وسیله‌ای برای بازگشت، دوستی، خیال و آینده است. فیلم از همان آغاز، نگاه خود را روشن می‌کند: «گفته‌اند قالی جادو آدم را به سیاحت جهان می‌برد؛ اما بهتر این است که بگوییم این جادوی قالی است که آدم را به سیاحتی تمام‌نشدنی در خود می‌برد.» همین جمله، کلید فهم اثر است. قالی در این روایت خودِ مقصد است. جهانی که هرچه بیشتر به آن نگاه کنی، بیشتر کشف می‌کنی. جهانی از نقش، رنگ، معنا و امکان.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران‌گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز آینده قالی ایرانی؛ از حکمت وجودی آن تا پایداری در اقتصاد جهانی

در این شماره از بخش «چشم‌انداز»، به سراغ گفت‌وگویی تحلیلی و راهبردی درباره آینده قالی ایرانی رفتیم؛ روایتی که بر مبنای دیدگاه‌های فرهنگی و اقتصادی آقای یحیی آل اسحاق، رئیس شورای راهبردی فرش دستباف ایران شکل گرفته و فراتر از یک گفت‌وگوی صنفی، به ترسیم نسبت میان «حکمت تاریخی قالی ایرانی» و «ضرورت‌های اقتصاد جهانی امروز» می‌پردازد. یحیی آل‌اسحاق از چهره‌های شناخته‌شده حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری در ایران است که نگاه او به فرش دستباف ایرانی، صرفاً از منظر هنری یا میراثی نیست؛ بلکه آن را در قالب یک «اکوسیستم اقتصادی-فرهنگی» تحلیل می‌کند که برای بقا و رقابت‌پذیری، نیازمند بازتعریف ساختار تولید، شفافیت در زنجیره ارزش، و اتصال مؤثر به بازارهای جهانی است. در این نگاه، قالی ایرانی یک نظام زنده از تولید، طراحی، تجارت و معناست که اگر از مدار اقتصاد معاصر خارج شود، به تدریج از جایگاه جهانی خود فاصله خواهد گرفت. محور اصلی این گفت‌وگو، بازخوانی همان مفهومی است که می‌توان آن را «حکمت نهفته در تار و پود و گره قالی ایرانی» نامید؛ حکمت تاریخی‌ای که در طول قرن‌ها در مراکز مهم قالی‌بافی ایرانی شکل گرفته و امروز در معرض یک چالش جدی قرار دارد: چگونگی تبدیل این میراثِ معنایی به یک مزیت اقتصادی پایدار در جهان شبکه‌ای، داده‌محور و پُرشتاب. بر همین اساس، این چشم‌انداز تلاش می‌کند نسبت میان گذشته و آینده را در حوزه فرش دستباف ایران بازتعریف کند؛ از یک‌سو با تأکید بر ارزش‌های تمدنی و هویت فرهنگی قالی ایرانی، و از سوی دیگر با تمرکز بر ضرورت‌هایی همچون شفافیت اقتصادی، توسعه زیرساخت‌های اطلاعاتی، نقش نسل جدید، و بازآفرینی جایگاه فرش دستباف در زندگی معاصر. آنچه در ادامه می‌آید، ترسیم مسیری است برای عبور از بحران‌های ساختاری و رسیدن به الگویی پایدار که در آن «قالی ایرانی» بتواند هم‌زمان حامل معنا، هویت و ارزش اقتصادی در مقیاس جهانی باشد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

پازیریک

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : هادی پورجهان

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتاق بازرگانی قم در قبال فرش دستباف

گفت‌وگو با محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در این شماره از بخش «چشم‌اندازها» به سراغ محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم رفتیم؛ مدیری با تحصیلات مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد مهندسی خوردگی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون در بخش خصوصی و در حوزه صنعت و تولید، به‌ویژه صنایع پلیمری، فعالیت مستمر داشته است. او سابقه مدیریت عاملی، عضویت و ریاست هیئت‌مدیره چند واحد تولیدی و صنعتی را در کارنامه دارد و مسیر حرفه‌ای‌اش از دل صنعت و تشکل‌های اقتصادی گذشته است؛ مسیری که در نهایت با اعتماد فعالان اقتصادی استان، به پذیرش مسئولیت ریاست اتاق بازرگانی قم انجامیده است. محمد ایرانی نماینده نسلی از مدیران بخش خصوصی است که نگاهش به فرش دستباف نه از زاویه صرفاً هنری، بلکه از منظر اقتصاد، بازار و سیاست‌گذاری شکل گرفته است. همین رویکرد، چارچوب گفت‌وگوی ما را نیز مشخص می‌کند: فرش دستباف ایرانی به‌عنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی که برای بقا، نیازمند اصلاح ساختار و نگاه است.

تاریخ بارگزاری : 1405/05/03

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران‌گره

ادامه مطلب

;