میان سنت و نوآوری؛ روایت یک طراح در جستجوی ارزش قالی ایرانی

پدیدآورنده : فاطمه حسنی | دانشجوی رشته فرش دستباف

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

من حبیب‌الله رضایی هستم. مسیر حرفه‌ای من در طراحی فرش دستباف از سال ۱۳۹۰ آغاز شد؛ مسیری که برخلاف بسیاری از فعالان این حوزه، هیچ ریشه خانوادگی در آن نداشت. ورود من به دنیای فرش دستباف، نه از دل یک کارگاه قدیمی و نه از میان نسل‌های قالیباف، بلکه از مسیر رشته گرافیک شکل گرفت.

دوران دانشجویی‌ام را در رشته گرافیک گذراندم؛ مقطع کاردانی در یزد و کارشناسی در تهران. در همان سال‌های دانشجویی در یزد، در خوابگاه با چند دانشجوی رشته فرش دستباف آشنا شدم. همین آشنایی ساده، آرام‌آرام دریچه‌ای تازه به روی من باز کرد. آن‌ها برای طراحی نقشه‌های فرش دستباف خود نیاز به رنگ و نقطه‌گذاری داشتند و من که به طور جدی درگیر طراحی و نقاشی بودم، از روی علاقه شروع به کمک کردن آنها کردم.

کم‌کم کار به جایی رسید که در کنار پروژه‌های گرافیکی خودم، نقشه‌های قالی دوستانم را نیز رنگ و نقطه می‌کردم. آن زمان شاید فقط از سر علاقه و کنجکاوی این کار را انجام می‌دادم، اما بعدها فهمیدم همان تمرین‌های مداوم، در واقع نوعی آموزش ناخودآگاه برای من بوده است. هر بار که نقشه‌ای را رنگ می‌کردم، اصول طراحی، تناسبات و ساختار نقشه قالی، بی‌آنکه متوجه باشم در ذهنم شکل می‌گرفت.

بعد از پایان دوران دانشجویی، در سال ۱۳۹۰ اتفاقی افتاد که مسیرم را جدی‌تر کرد. در استان قم، یک مجموعه تولیدی فرش دستباف به‌طور اتفاقی پروژه‌ای برای طراحی نقشه فرش دستباف به من پیشنهاد داد. در آن زمان هنوز تجربه مستقل طراحی قالی نداشتم. پیش از آن فقط در کنار دانشجویان فرش دستباف با نقشه‌ها کار کرده بودم، نه اینکه خودم طراح یک پروژه باشم. با این حال پیشنهاد را پذیرفتم. دلیلش یک باور ساده بود: به نظرم طراحی گرافیک و طراحی قالی فاصله زیادی از هم ندارند و هر دو در نهایت با تصویر، ترکیب‌بندی و رنگ سر و کار دارند.

در آن پروژه از دانشی که در طراحی و نقاشی داشتم استفاده کردم و از طرف دیگر با دوستانی که در رشته فرش دستباف تحصیل کرده بودند مشورت گرفتم. نتیجه کار رضایت سفارش‌دهنده بود و همین رضایت، برای من تبدیل به یک انگیزه جدی شد. از همان زمان جرقه‌ای در ذهنم شکل گرفت که شاید بتوانم این مسیر را به صورت حرفه‌ای ادامه بدهم.

پیش از آن، برای پیشرفت در رشته خودم کلاس‌های خصوصی زیادی در زمینه طراحی و نقاشی رفته بودم. تلاش کرده بودم تکنیک‌های مختلف طراحی و نقاشی دستی مثل سیاه‌قلم، ذغال، کنته، پاستل، گواش و اکریلیک و رنگ روغن را یاد بگیرم. در کنار آن طراحی با نرم‌افزارهای کامپیوتری را نیز به صورت حرفه‌ای آموزش دیده بودم. اما حالا تصمیم گرفته بودم وارد دنیای طراحی قالی ایرانی شوم و می‌دانستم برای این کار باید اصول تخصصی طراحی فرش دستباف را نیز یاد بگیرم.

به همین دلیل در تهران نزد استاد هوشنگ زارع‌اصل اصول طراحی قالی ایرانی را آموختم و پس از آن مدتی نیز شاگرد استاد علی خلیقی و استاد زرینی بودم. در کنار این اساتید زبردست، نکات بسیار مهمی درباره ساختار طراحی قالی، ترکیب‌بندی نقوش و نگاه سنتی به نقشه فرش دستباف یاد گرفتم. چند ماه آموزش فشرده گذشت و بعد از آن با کوله‌باری از دانش تازه به قم بازگشتم.

از سال ۱۳۹۳ به بعد، با ترکیب تجربه‌هایی که در طراحی و نقاشی سنتی داشتم و دانش نرم‌افزارهای گرافیکی و آموزش‌هایی که در طراحی گرافیک و فرش دستباف دیده بودم، فعالیت مستقل خودم در طراحی و نقاشی قالی را آغاز کردم. اولین طرحی که ارائه دادم یک طرح در اندازه ذرع و چارک بود؛ طرحی که با استقبال خوبی در بازار روبه‌رو شد و همان طرح نیز به مرحله تولید رسید.

ادامه مطلب ...

میان سنت و نوآوری؛ روایت یک طراح در جستجوی ارزش قالی ایرانی

تصویر 1: نمونه نقشه قالی ابریشم، اثر حبیب‌الله رضایی، طراحی شده در سال 1393

اما در همان ابتدای مسیر، تصمیم گرفتم فعالیت خودم را فقط به طراحی محدود نکنم. از ابتدا ذهنیتی اقتصادی داشتم و همیشه دوست داشتم مهارت را به یک جریان اقتصادی واقعی تبدیل کنم. برای همین در کنار طراحی برای تولیدکنندگان دیگر، وارد حوزه تولید قالی هم شدم. برای من تجربه‌ای خاص بود که ببینم طرحی که ماه‌ها روی آن کار کرده‌ام، در نهایت به یک قالی واقعی تبدیل می‌شود.

شاید اگر مسیر گرافیک را ادامه می‌دادم، این ارتباط با اقتصاد و بازار برایم طبیعی‌تر بود؛ چون گرافیک به طور مستقیم با تبلیغات و کسب‌وکار ارتباط دارد. اما وقتی فرش دستباف را به عنوان مسیر حرفه‌ای خودم انتخاب کردم، احساس کردم باید بعد اقتصادی این هنر را هم جدی بگیرم. به همین دلیل در کنار طراحی‌هایی که برای تولیدی‌های مختلف انجام می‌دادم، برخی از طرح‌های خاص خودم را نیز تولید کردم.

فعالیت در بازار به من یک واقعیت مهم را یاد داد: اگر می‌خواهیم ارزش قالی ایرانی حفظ شود، باید نیاز بازار را بشناسیم.

در حوزه طراحی همیشه تلاش کرده‌ام کارهایم تازه و به‌روز باشند. از طرفی برایم مهم است که اصول سنتی طراحی فرش دستباف در کارها حفظ شود، چون این اصول همان چیزی است که به قالی ایرانی هویت، اصالت و ارزش فرهنگی می‌دهد. اما در کنار آن باور دارم که در دنیای امروز مدرنیته و نوآوری نیز ضروری است.

به همین دلیل اگر بخواهم سبک کاری خودم را توضیح بدهم، باید بگویم تلفیق سنت و مدرنیته.
به نظرم امروز دیگر نه سنت به تنهایی کافی است و نه مدرنیته بدون ریشه. اگر می‌خواهیم قالی ایرانی در جهان امروز جایگاه خود را حفظ کند، باید در عین وفاداری به اصالت، امکان نوآوری را هم در طراحی‌ها باز بگذاریم.

از این رو در طراحی‌هایم بیشتر به سراغ طرح‌های سراسری می‌روم تا طرح‌های یک‌چهارم. در طرح‌های سراسری دست طراح برای خلاقیت و تغییرات بیشتر باز است و می‌توان ترکیب‌های تازه‌تری ایجاد کرد. یکی از طرح‌هایی که در بازار با استقبال خوبی روبه‌رو شد نیز از همین نوع طرح‌های سراسری بود؛ طرحی که تلاش کرده بودم در آن اصالت‌های طراحی فرش دستباف حفظ شود اما در عین حال نوآوری نیز در آن دیده شود.

میان سنت و نوآوری؛ روایت یک طراح در جستجوی ارزش قالی ایرانی

تصویر 2: حبیب‌الله رضایی، در حال طراحی دستی قالی

در بازار فرش دستباف همیشه یک بحث قدیمی وجود دارد: اینکه آیا باید فرش دستباف را بر اساس سلیقه شخصی طراح طراحی کرد یا بر اساس نیاز بازار و مشتری.

من فکر می‌کنم پاسخ این سؤال به ماهیت هر هنر بستگی دارد. در نقاشی، هنرمند می‌تواند کاملاً بر اساس نگاه شخصی خود کار کند، چون نقاشی یک هنر آزاد است و هنرمند از طریق سبک شخصی‌اش مخاطب خود را پیدا می‌کند. اما فرش دستباف یک هنر کاربردی است.

از طرف دیگر، پیشینه من در گرافیک باعث شده همیشه به سفارش و نیاز مخاطب توجه کنم. در گرافیک یاد گرفته‌ایم که طراحی باید به مخاطب و هدف ارتباطی آن پاسخ بدهد. به همین دلیل در حوزه فرش دستباف هم معتقدم اگر سلیقه و نیاز بازار در طراحی در نظر گرفته نشود، ارزش قالی ایرانی در بازار به درستی تعریف نمی‌شود.

از نگاه من، طراح فرش دستباف باید میان سه چیز تعادل برقرار کند: اصالت سنتی، خلاقیت شخصی و نیاز واقعی بازار. اگر این سه در کنار هم قرار بگیرند، قالی ایرانی می‌تواند همچنان در بازار جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد. اما اگر یکی از این‌ها نادیده گرفته شود، یا به دام تکرار سنت می‌افتیم یا به سمت طرح‌هایی می‌رویم که ارتباطی با هویت قالی ایرانی ندارند.

من همیشه تلاش کرده‌ام در همین نقطه تعادل حرکت کنم؛ جایی میان اصالت گذشته و نیاز امروز. چون باور دارم ارزش واقعی قالی ایرانی دقیقاً در همین گفت‌وگوی میان سنت و زمانه شکل می‌گیرد.

 

 

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد
لطفا نام خود را وارد نمایید لطفا ایمیل خود را وارد نمایید لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
دیدگاه خود را ارسال کنید
لطفا برای ثبت دیدگاه خود وارد شوید ثبت نام / ورود
امتیاز مقاله 0.00