25 مقاله یافت شد
نظریه بازی: یک بازی استراتژیک میان رقبا
دیدگاه سنتی نسبت به فضای کسب و کار، تجارت را نوعی میدان جنگ دانسته و پیروزی در آن را در گرو از بین بردن رقبا می داند. همانگونه که می دانیم در جنگ فقط یک برنده وجود داشته و لازمه پیروزی در آن نابود کردن یکی از نیروهای مقابل است. اما امروزه رقبای حرفه ای موفقیت خود را در از بین بردن یکدیگر تعریف نمیکنند. زیرا بر این باورند که در کسب و کار برای آنها این امکان وجود دارد که بدون نابود کردن رقبای خود به پیروزی دست یابند و دیگر برای موفقیت نیازی به شکست رقیب شان ندارند. اما چگونه؟
تاریخ بارگزاری : 1399/10/07
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
همه ما میدانیم که هيچ سازمان و یا شرکتی بدون مشتری دوام نخواهد داشت و رمز پايداری یک سازمان و یا یک شرکت مشتريان آن می باشد. اکنون كه در اقتصادجهانی، مشتريان بقای یک شركت را رقم می زنند، بدون شک، رضايت آنها يكی از موضوعات بسيار راهبردی در دهه های اخير بوده است. امروزه سازمان ها و یا شرکت هایی که به دنبال رضایت مشتری هستند، در سطح ملی و بین المللی، از جایگاه والایی برخوردارند و مشکل اصلی شرکت هایی که دچار تقاضای تنزلی شده اند، عدم توجه به نیاز و خواسته های مشتری و تولید کالاهایی بدون توجه به سلایق، علایق و در نهایت رضایت مشتری می باشد غافل از آنكه تنها منبع برگشت سرمایه، مشتريان هستند. اما سوال اینکه برای کسب رضایت مشتری از چه الگویی در ارائه محصولات و خدمات میتوان بهره گرفت؟ در اواخر دهه هفتاد قرن بيستم دكتر نورياكي كانو از دانشكده ريكا در توكيو، مدلي را مطرح نمود كه امروزه در اكثر الگوهاي رضايت مشتريان مورد استفاده قرار مي گيرد. مدل کانو اطلاعاتی در مورد انواع نیاز ها و خواسته های مشتری و اهمیت آنها ارائه می دهد. کانو ويژگي هاي خدمت يا محصول را با توجه به چگونگي توانايي در ارضاء نيازهاي مشتريان، به سه دسته اساسي، عملكردي و انگيزشي تقسيم میکند. دسته اول (الزامات اساسی) که فقط از نارضایتی مشتری جلوگیری میکند و رضایت و خشنودی را در مشتری فراهم نمی آورد. بنابراین الزامات اساسی محصول، مزیت رقابتی برای محصول ایجاد نمیکند ولی جز ویژگی های اساسی و لازم است. به طور مثال عملکرد مناسب یک محصول و ایمنی آن، از انتظارات مشتری بوده و نیازی اساسی او است و باید باشد، بنابراین وجود آن براي مشتري امري عادي است و منجر به رضايت وي نمی شود ولی عملكرد نامناسب آن باعث نارضايتي او خواهد شد. دسته دوم (الزامات عملکردی) که برآورده نکردن آنها موجب نارضایتی مشتریان می شود و در مقابل، برآورده کردن کامل و مناسب آنها، رضایت و خشنودی مشتری را به دنبال خواهد داشت. به طور مثال، از آنجایی که ایمنی و عملکرد مناسب محصول از الزامات اساسی محسوب می شود، قيمت مناسب و گارانتي آن جز الزامات عملکردی بوده و موجب خشنودی مشتری میگردد. دسته سوم (الزامات انگیزشی) که در زمان کاربرد محصول به عنوان یک نیاز و الزام از دید مشتری تلقی نمی گردند و در نتیجه عدم برآورد ساختن این گروه از الزامات کیفی، موجب عدم رضایت مشتری نیز نمی شود، ولی ارائه آنها در محصول، هیجان و رضایت بالایی را در مشتری پدید می آورد. به طور مثال اهداي جايزه از سوي شركتها به مشتریان، جز نیازهای اساسی و عملکردی محسوب نمی شود ولی وجود آن مي تواند شعف و شادماني آنها را از اين انتخاب دو چندان كند. كانو معتقد است كه نيازهاي كه ارضاي انها موجب خوشحالی و هیجان مشتری می شود، توسط مشتري بیان نمي شود و براي توليد كننده نيز شناخته شده نيست. اما گوش دادن به صداي مشتري و توجه به نیاز ها و خواسته های پنهان او باعث شناختن آنها مي گردد. بنابراین آن دسته از شرکت هایی موفق هستند که با گوش دادن به صدای مشتری، علاوه بر نیازهای اساسی و عملکردی، نیازهای انگیزشی مشتری را شناخته و آنها را در محصولات و خدمات برآورده میکنند.
تاریخ بارگزاری : 1399/04/30
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
در دنیای اقتصادی امروز، یکی از مهم ترین عوامل موفقیت آمیز شرکت ها، سازمان ها، اتحادیه ها، تشکل ها و ... رضایتمندی مشتریانِ آنهاست. جهت جلب رضایت مشتریان، لازم است که یک شرکت، سازمان و اتحادیه فعالیت ها و اقدامات خود را بر حول محور نیاز ها، خواسته ها و انتظارات مشتریان تعریف کند.
تاریخ بارگزاری : 1398/07/15
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
شناسایی استراتژی ورود فرش ابریشم قم به بازار فرش دستباف چین
چکیده: هدف این پژوهش شناسایی استراتژی ورود فرش ابریشم قم به بازار فرش دستباف چین نفر از کارشناسان 21 (مورد مطالعه خوشه فرش دستباف قم) میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل و خبرگان خوشه فرش دستباف قم و مرکز ملی فرش ایران بوده و از طریق سرشماری اقدام به جمع آوری دادههای پژوهش شـده است. روش تحقیق، روش دلفـی بوده و در طی دو مـرحله (راند) اقدام به جمع آوری و رتبه بندی دادهها شده است و سپس با استفاده از ماتریس سوات استراتژیهای قابل اجرا شناسایی و نسبت به تعیین میزان جذابیت نسبی این استراتژی ها از طریق ماتریس برنامه ریزی استراتژیك کمی اقدام شده است. با توجه به نتایج حاصل از الویت بندی استراتژیها، راهبرد تنوع محصول دارای بیشترین نمره جذابیت بوده و به دنبال آن رسوخ در بازار از طریق تلاشهای بازاریابی و اقدامات تشویقی در راستای ترغیب و جذب مشتریان توصیه شده است. بنابراین برای ورود و حضور موفق و بلند مدت فرش ابریشم قم به بازار کالاهای لوکس در چین تنوع بخشی به محصولات و بدنبال آن اقداماتی از جانب متولیان دولتی فرش مانند مرکز ملی فرش ایران در راستای تبلیغات محیطی با تاکید بر جنبههای مختلف فرش، انجام تحقیقات بازار توسط افراد کارشناس و متعهد، توجه به بحث برندسازی و مشهورسازی برندهای موجود از جمله اقداماتی است که در راستای ورود به بازار فرش دستباف چین بعنوان یك کالای لوکس بایستی مورد توجه قرار گیرند. واژگان کلیدی: استراتژی- خوشه فرش دستباف قم- ماتریس سوات- ماتریس برنامهریزی استراتژیك کمی- روش دلفی
تاریخ بارگزاری : 1394/04/01
پدیدآورنده : غلامرضا سلیمانی (دکتری مدیریت بازرگانی) - سهیل صادقی (کارشناس ارشد MBA گرایش بازاریابی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دارویی)
تبیین نقش دلبستگی به برند در ایجاد تعهد و وفاداری مشتریان: مورد مطالعه هنر- صنعت فرش دستباف ایران
مفهــوم بازاریابی جدیدی به نام «دلبســتگی به برند» در ادبیــات بازاریابی، برای پیش بینــی تغییرات مطلوب در رفتارهای پس از مصرف مشــتریان راضی، معرفی شده اســت که به شدت بر رفتارهای مشــتریان اثر می گذارد. دلبستگی عاطفی مشتری را به برند متصل می کند و زمانی که وابستگی مؤثر باشد خریدهای مجدد تضمین می شوند. هدف از انجــام این پژوهش، بررســی تأثیر متغیرهای شناخت برند، خاطرات عاطفی- احساسی و سودمندی برای کاربر بر متغیرهای وفاداری و تعهد به برند، با در نظر ِگرفتن متغیر میانجی دلبستگی به برند بود. جامعۀ آماری تحقیق، مشــتریان فروشگاه های فرش دستباف مازندران که در چهارمین جشنواره فروش فرش دستباف شرکت کرده اند هستند که نمونه ای 520 نفری مورد بررسی قرار گرفتند. این تحقیق از حیث هدف، کاربردي و از لحاظ نحوة گــردآوري اطلاعات در مباحث نظری کتابخانه ای و میدانی با به کارگیری پرسشنامه است. نحوة نمونه گیری نمونه برداری تصادفی ساده است که برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمــون فرضیه های تحقیق از نرم افزار SPSS و نرم افزار AMOS اســتفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که شــناخت برند، سودمندی برای کاربر و خاطرات عاطفی- احساســی بر دلبستگی به برند اثر مستقیم دارد. اثر مستقیم دلبستگی به برند بر تعهد به برند نیز تأیید شد. مستقیم دلبستگی به برند بر وفاداری به برند تأیید ِاگرچه اثر نشد؛ ولی نشان داده شد دلبستگی به برند به واسطۀ تعهد به برند اثر مثبتی بر وفاداری به برند دارد. واژه های کلیدی: دلبستگی به برند، وفاداری به برند، تعهد به برند، شناخت برند، خاطرات عاطفی- احساسی، سودمندی برای کاربر
تاریخ بارگزاری : 1396/01/01
پدیدآورنده : میثم شیرخدایی- بشری فقیه نصیری
اصالت، شفافیت و منزلت، 3 اصل اساسی مجموعه ایران گره
تاریخ بارگزاری : 1402/11/14
پدیدآورنده : واحد تحقیق و توسعه مجموعه ایران گره
قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟
فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافتهای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل میکند. سالهاست که این قالی در ذهن بسیاری، بهعنوان اثری هنری و نفیس شناخته میشود؛ گاهی بر دیوارها آویخته میشود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن میگردد، گاهی در صندوقچهها برای نسلهای بعدی به یادگار میماند و گاهی همچون سرمایهای ارزشمند خرید و فروش میشود.
تاریخ بارگزاری : 1405/02/12
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی
مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگیهای فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگیهایی مانند شالودهشکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبکشناسی و زیباییشناسی کلاسیک، مفهوممحوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازهای مییابد و هر روز پیچیدهتر میشود. در فقدان نقد نظاممند، بسیاری از لایههای فرمشناختی، زیباییشناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا میماند و این امر میتواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزشگذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایههای چندگانهٔ زیباییشناختی، اجتماعی و زمینهمند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیقتر آنها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیهای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی
فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ بهصورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گلهای قالی کرمان، شیفتهی فرش دستباف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانوادهاش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه بهطور جدی دنبال کند. بهقول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمیشد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمیشد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانشآموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
در دومین شماره نشریه دستباف در بخش «چشماندازها»، با آقای جواد کاظمی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم همراه شدیم؛ شخصیتی که بهتازگی این مسئولیت مهم را بر عهده گرفته است. ایشان نزدیک به چهار دهه در عرصه تولید و صادرات فرش دستباف ابریشمی قم فعالیت داشته و با تجربهای گرانبها، شناخته میشوند. آقای کاظمی با تأکید بر اعتماد و همراهی همکاران محترم صنف فرش دستباف قم، یادآور میشوند که طی این سالها چهار دوره در هیئتمدیره اتحادیه تولید و فروش فرش دستباف و پنج دوره در هیئترئیسه اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم حضور فعال داشتهاند. اکنون نیز علاوه بر ریاست اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، بهعنوان خزانهدار و عضو هیئترئیسه اتاق بازرگانی قم ایفای نقش میکنند. او باور دارد که این مسیر، نتیجه اعتماد همکاران و همراهی جامعه فرش دستباف ایران است. در ادامه به برنامههای عملیاتی و چشماندازهای ایشان در زمینه بهبود فروش و گسترش صادرات فرش دستباف ابریشم قم خواهیم پرداخت.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : واحد تولید محتوای ایران گره
قالی بیقیمتِ ما خوش به بازار آمدهاست
قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمیهای همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امینالدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجرههای فروش خامه و نقشهکشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرفکننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میانبر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاقهای ضربی به آرامش و آسایش میرسیدیم.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات
گفتگو با علی میرزازاده، از فعالان بینالمللی فرش دستباف ایران در اروپا
در این گفتگو به سراغ کسی رفتم که بازار را از دلِ پنج دهه معامله، سفر، ریسک و اعتماد، زیسته است؛ علی میرزازاده، از شناختهشدهترین تاجران فرش دستباف ایرانی در بازارهای جهانی. گفتگویی که با او شکل گرفت، خوانشی صریح از نسبت قالی ایرانی با مفهوم «ارزش» در بازار امروز بود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان
نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگیهایی آن و اینکه چرا اثر میتواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر میکند، برای آن افق انتظار میسازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم میآورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینههایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی میشود و در معرض داوری قرار میگیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده میشود، چه انتظاری از آن میرود و بر چه اساسی ارزشگذاری میشود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازارهای جهانی
گفتگویی ویژه با علی میرزازاده و علی بردبار، فعالان قالی ایرانی در فضای بین الملل بازار فرش دستباف ایرانی را نمیتوان فقط با عدد و نمودار خواند؛ این بازار، حاصل تلاقی تجربه، اعتماد، روایت و تصمیم است. برای فهم نسبت امروز قالی ایرانی با مفهوم «ارزش»، باید به صداهایی گوش داد که بازار را از دلِ زیستِ حرفهای خود تجربه کردهاند؛ کسانی که هم با منطق اقتصاد جهانی آشنا هستند و هم با لایههای پنهان فرهنگ و معنا. گفتگوی ویژهی این شماره، تلاشی است برای شنیدن همین صداها؛ روایت دو مسیر متفاوت در دو جغرافیایی متفاوت، اما با دغدغهای مشترک: بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازار معاصر.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف صادرات
روایتی از بازار؛ در جستجوی ارزش گمشده قالی ایرانی، از اوجِ صادرات تا غبارِ تحریم
گفتگو با حاج رضا محمدی (محمد بیگی)، تاجر و پیشکسوت حوزه فروش و صادرات قالی ابریشم در پهنه تجارت بینالملل، نام برخی افراد با دوران شکوفایی یک صنعت گره خورده است. حاج رضا محمدی (محمدبیگی) یکی از همین نامهاست. او که از ۱۳ سالگی گام در دالانهای پرپیچوخم بازار نهاده، شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ از روزگاری که قالی دومین ستون اقتصاد ایران بود تا سال ۱۳۷۴ که به عنوان صادرکننده نمونه کشوری، نبض بازار جهانی را در دست داشت. در یک صبح زمستانی، با او به گفتگو نشستیم تا از «ارزش قالی ایرانی» بگوییم؛ ارزشی که گاه در گرههای ابریشم پنهان است و گاه در نام تولیدکننده و گاهی نیز در سیاستهای کلان ارزی گم میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
میان سنت و نوآوری؛ روایت یک طراح در جستجوی ارزش قالی ایرانی
من حبیبالله رضایی هستم. مسیر حرفهای من در طراحی فرش دستباف از سال ۱۳۹۰ آغاز شد؛ مسیری که برخلاف بسیاری از فعالان این حوزه، هیچ ریشه خانوادگی در آن نداشت. ورود من به دنیای فرش دستباف، نه از دل یک کارگاه قدیمی و نه از میان نسلهای قالیباف، بلکه از مسیر رشته گرافیک شکل گرفت. دوران دانشجوییام را در رشته گرافیک گذراندم؛ مقطع کاردانی در یزد و کارشناسی در تهران. در همان سالهای دانشجویی در یزد، در خوابگاه با چند دانشجوی رشته فرش دستباف آشنا شدم. همین آشنایی ساده، آرامآرام دریچهای تازه به روی من باز کرد. آنها برای طراحی نقشههای فرش دستباف خود نیاز به رنگ و نقطهگذاری داشتند و من که به طور جدی درگیر طراحی و نقاشی بودم، از روی علاقه شروع به کمک کردن آنها کردم. کمکم کار به جایی رسید که در کنار پروژههای گرافیکی خودم، نقشههای قالی دوستانم را نیز رنگ و نقطه میکردم. آن زمان شاید فقط از سر علاقه و کنجکاوی این کار را انجام میدادم، اما بعدها فهمیدم همان تمرینهای مداوم، در واقع نوعی آموزش ناخودآگاه برای من بوده است. هر بار که نقشهای را رنگ میکردم، اصول طراحی، تناسبات و ساختار نقشه قالی، بیآنکه متوجه باشم در ذهنم شکل میگرفت. بعد از پایان دوران دانشجویی، در سال ۱۳۹۰ اتفاقی افتاد که مسیرم را جدیتر کرد. در استان قم، یک مجموعه تولیدی فرش دستباف بهطور اتفاقی پروژهای برای طراحی نقشه فرش دستباف به من پیشنهاد داد. در آن زمان هنوز تجربه مستقل طراحی قالی نداشتم. پیش از آن فقط در کنار دانشجویان فرش دستباف با نقشهها کار کرده بودم، نه اینکه خودم طراح یک پروژه باشم. با این حال پیشنهاد را پذیرفتم. دلیلش یک باور ساده بود: به نظرم طراحی گرافیک و طراحی قالی فاصله زیادی از هم ندارند و هر دو در نهایت با تصویر، ترکیببندی و رنگ سر و کار دارند. در آن پروژه از دانشی که در طراحی و نقاشی داشتم استفاده کردم و از طرف دیگر با دوستانی که در رشته فرش دستباف تحصیل کرده بودند مشورت گرفتم. نتیجه کار رضایت سفارشدهنده بود و همین رضایت، برای من تبدیل به یک انگیزه جدی شد. از همان زمان جرقهای در ذهنم شکل گرفت که شاید بتوانم این مسیر را به صورت حرفهای ادامه بدهم. پیش از آن، برای پیشرفت در رشته خودم کلاسهای خصوصی زیادی در زمینه طراحی و نقاشی رفته بودم. تلاش کرده بودم تکنیکهای مختلف طراحی و نقاشی دستی مثل سیاهقلم، ذغال، کنته، پاستل، گواش و اکریلیک و رنگ روغن را یاد بگیرم. در کنار آن طراحی با نرمافزارهای کامپیوتری را نیز به صورت حرفهای آموزش دیده بودم. اما حالا تصمیم گرفته بودم وارد دنیای طراحی قالی ایرانی شوم و میدانستم برای این کار باید اصول تخصصی طراحی فرش دستباف را نیز یاد بگیرم. به همین دلیل در تهران نزد استاد هوشنگ زارعاصل اصول طراحی قالی ایرانی را آموختم و پس از آن مدتی نیز شاگرد استاد علی خلیقی و استاد زرینی بودم. در کنار این اساتید زبردست، نکات بسیار مهمی درباره ساختار طراحی قالی، ترکیببندی نقوش و نگاه سنتی به نقشه فرش دستباف یاد گرفتم. چند ماه آموزش فشرده گذشت و بعد از آن با کولهباری از دانش تازه به قم بازگشتم. از سال ۱۳۹۳ به بعد، با ترکیب تجربههایی که در طراحی و نقاشی سنتی داشتم و دانش نرمافزارهای گرافیکی و آموزشهایی که در طراحی گرافیک و فرش دستباف دیده بودم، فعالیت مستقل خودم در طراحی و نقاشی قالی را آغاز کردم. اولین طرحی که ارائه دادم یک طرح در اندازه ذرع و چارک بود؛ طرحی که با استقبال خوبی در بازار روبهرو شد و همان طرح نیز به مرحله تولید رسید.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : فاطمه حسنی | دانشجوی رشته فرش دستباف
از گرافیک تا بازتعریف ارزش در بازار قالی ایرانی
داستان مسیر حرفهای مسعود آرزومند، از فعالانِ جوانِ بازارِ قالی ایرانی گاهی مسیر حرفهای آدمها از همان نقطهای شروع میشود که فکرش را نمیکردند؛ اما همان نقطه، آیندهشان را میسازد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره
نگاهی به مهمترین رویدادهای اخیر فرش دستباف
رویداد اول | برگزاری نمایشگاه بین المللی پژوهش، فناوری و فنبازار و تبلیغات، بازاریابی 1404 روایت رسمی | آنچه در اخبار میخوانیم: بیستوششمین نمایشگاه بینالمللی پژوهش، فناوری و فنبازار و بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی تبلیغات، بازاریابی برگزار شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین
دبلیو. ال فلین (تصویر 1) پسر یکی از شرکای منچستری زیگلر به مدت 40 سال برای اهداف شرکت زیگلر در ایران سفر کرد. زیگلر یک شرکت نساجی الیاف پنبهی منچستر بود که طاقههای پارچه پنبهای خود را به ایران صادر میکرد تا با پول آن برایش در اطراف سلطان آباد (اراک امروزی) قالی ببافند. فلین یادداشتهای شخصی مسافرتهایش با حدود شصت عکس از جامعه ایران که خود عضوی از آن بود را به جای گذاشته؛ بیشتر یادداشتهای خودخواهانه او گزارش سفر است. اما نکات مهمی در خلال آن به وفور وجود دارد که ویژگیهای آن روزگار را بیان میکند. متاسفانه او کمتر در مورد قالیهای خودشان نوشته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : نویسنده: آنتونی وین | ترجمه: مجتبی معینیان، پژوهشگر فرش دستباف
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
تاریخ بارگزاری : 1405/03/05
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
سید علی مرتضوی؛ راویِ دوستیِ دیرینه با قالی ایرانی، از بازار تهران تا جهان
سید علی مرتضوی، گفتوگو را با نشاندادن عکسی از دوران جوانیاش آغاز میکند؛ عکسی در پارکشهر، زمانی که تنها سه سال از آمدنش به تهران میگذشت و تازه قدم در بازار کار گذاشته بود. سال ۱۳۳۶ در خانوادهای اصیل از روستایی در شهرستان میانهِ آذربایجان شرقی به دنیا آمد و از همان کودکی، شرایط زندگیاش او را آرامآرام بهسوی بازار قالی ایران سوق داد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
در دومین شماره نشریه دستباف در بخش «چشماندازها»، با آقای جواد کاظمی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم همراه شدیم؛ شخصیتی که بهتازگی این مسئولیت مهم را بر عهده گرفته است. ایشان نزدیک به چهار دهه در عرصه تولید و صادرات فرش دستباف ابریشمی قم فعالیت داشته و با تجربهای گرانبها، شناخته میشوند. آقای کاظمی با تأکید بر اعتماد و همراهی همکاران محترم صنف فرش دستباف قم، یادآور میشوند که طی این سالها چهار دوره در هیئتمدیره اتحادیه تولید و فروش فرش دستباف و پنج دوره در هیئترئیسه اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم حضور فعال داشتهاند. اکنون نیز علاوه بر ریاست اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، بهعنوان خزانهدار و عضو هیئترئیسه اتاق بازرگانی قم ایفای نقش میکنند. او باور دارد که این مسیر، نتیجه اعتماد همکاران و همراهی جامعه فرش دستباف ایران است. در ادامه به برنامههای عملیاتی و چشماندازهای ایشان در زمینه بهبود فروش و گسترش صادرات فرش دستباف ابریشم قم خواهیم پرداخت.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
از تجربه زیسته تا روایت فرهنگی؛ راهی به سوی آینده قالی ایرانی
همان لحظه که با موضوع جدید شماره پنجم نشریه «دستباف» یعنی آینده قالی ایرانی در دست نسل نو روبهرو شدم، این فکر در ذهنم شکل گرفت که از میان تجربهای که امروز در این حوزه زندگی میکنم، چند سطری برای همین نسل بنویسم؛ نسلی که قرار است آینده این هنر در دستان او رقم بخورد. در امتداد مسیری از زندگیام که سالهاست با روایتی فرهنگی از قالی ایران شکل گرفته، به این نتیجه رسیدهام که اگر بخواهیم از آینده قالی سخن بگوییم، راهی جز این نگاه برای آن متصور نیست. آنچه در ادامه میآید، نه یک پیشبینی، بلکه تجربهای زیسته از آن چیزی است که قالی میتواند در جهان امروز و فردا باشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : علی بردبار، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
در جستوجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر
مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغهمندان و علاقهمندان فرش دستباف در راهاندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران میگذرد؛ تلاشی که، دستکم بر بنیاد سرفصلهای مصوب آموزشی، با اهداف، چشماندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکلگیری این رشته را میتوان یکی از مهمترین کوششها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه میطلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقعبینانه، برخی از ظرفیتها و نقاط قوت و در عین حال چالشهای آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ بهویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشتههای سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگیها و چالشهای بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفهها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم مییافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهمتر، منطق عرضه و تقاضا ــ بهمثابه یکی از بنیادیترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم میکرد. از این منظر، انتقال چنین حوزههایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصتهایی ارزشمند برای نظاممند شدن آموزش فراهم آورد، اما همزمان دشواریهای تازهای را نیز پیش روی سیاستگذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچیک از این دو شیوه آموزشی را نمیتوان بهطور مطلق کامل و بینیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربههای برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : حجت رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک
در بازار قدیمی کاشان، زیر سقفهای بلندِ ضربی و میان نورهایی که از روزنههای گنبدی بر آجرهای صدساله میریزند، جایی که خنکای معماری کویری در آن پیچیده، حجرهای هست که بیشتر شبیه گالری زندگیست تا فرشفروشی. دیوارهایش رنگ دارند. نور دارد. موسیقی دارد. برخی از قالیها بر دیوار نشستهاند و بعضی دیگر روی زمین پهن شدهاند، انگار در حیاط خانهای قدیمی در دل تابستان کاشان برای آفتابگیری گسترده شده باشند؛ همانطور زنده و پر از خاطره. چیدمان قالیها بیشتر شبیه روایت کردن یک زندگیست تا نمایش اثر؛ هر قالی جایی دارد که رنگ و فرم و سکوتش در آن کامل میشود. آدم وقتی وارد آنجا میشود، قبل از آنکه قیمت بپرسد یا حتی بداند با چه قالیای روبهروست، حس میکند وارد جهانِ ذهنیِ کسی شده که سالها برای ساختن سلیقهاش زندگی کرده است. سامان از آن آدمهایی نیست که صرفاً در بازار بزرگ شده باشند؛ او بیشتر شبیه کسیست که خودش را از دل هنر، طبیعت، کتاب، سینما، موسیقی و نگاه، ساخته است. داستان سامان خدایاریفرد، داستان متفاوت بودن است؛ اما نه آن تفاوت نمایشی باب این روزها. تفاوت سامان، از نوع نگاهش میآید. از اینکه حاضر نشد جهان را همانطور که به او تحویل داده بودند، بپذیرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره