48 مقاله یافت شد
خرید را از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل کنیم...
امروزه یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها و شرکت های تولیدی، چگونگی تامین مواداولیه است. بعضی از مواداولیه ی مصرفیِ تولیدکنندگان، وارداتی می باشد و هریک از آنها، مواد مورد نظر را در داخل کشور از طریق واسطه ها و با قیمت بیشتری خریداری می کنند. به طور مثال در صنعت فرش دستباف قم، با توجه به اینکه حجم زیادی از محصولات تولیدی، فرش دستبافت ابریشمی می باشد، و چون میزان تولید ابریشم در داخل ایران پاسخ گوی نیاز سالانه این صنعت نیست، بیشتر شرکت های تولیدی، از ابریشم وارداتی استفاده میکنند. ولی بیشتر این شرکت ها ابریشم مورد نیاز خود را به صورت انفرادی و غیرمتمرکز و از طریق واسطه ها و با قیمت بالا خریداری می نمایند که این منجر به افزایش هزینه های تولید میگردد. هرچند موضوع چگونگی خرید در صنعت فرش دستباف ایران و دیگر صنایع داخلی، تبدیل به یک مشکل بزرگی شده، ولی امروزه در بیشتر سازمان ها و شرکت های بزرگ جهان، خرید به عنوان نقش موثری، از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل شده است. چرا که استراتژی مناسبی برای خرید به کار گرفته شده است. از این رو در این بخش نکاتی در مورد خرید درست و راهکاری برای حل مشکلات تولیدکنندگان داخلی ذکر میگردد. دو روش اساسی خرید در سازمانها یا شرکت های تولیدی، روش خرید متمرکز و روش خرید غیر متمرکز می باشد: 1-خرید متمرکز: خریدی است که به وسیله واحد تدارکات کل (مرکزی) انجام می شود. هنگامیکه که نیازهای شرکتهای مختلف با یکدیگر مشابه باشد و این گونه شرکت ها نزدیک به هم و در یک منطقه جغرافیایی باشند. در این شرایط چند شرکت میتوانند با هماهنگی یکدیگر یک یا دو نفر را مسئول خرید کرده و به صورت یک جا و مستقیم اقدام به خرید کنند. 2- خرید ¬غیرمتمرکز: خریدی است که در صورت پراکندگی جغرافیایی شرکت ها، و مشابه نبودن کالاهای مورد نیاز، توسط هر شرکت به صورت انفرادی و غیر متمرکز انجام میگیرد. با توجه به توضیحات بالا، چند شرکت تولیدی که در یک منطقه جغرافیایی تمرکز دارند و کالاهای مشابهی تولید میکنند میتوانند یک گروه تشکیل داده و مواداولیه خود را از طریق خرید متمرکز انجام دهند و با استفاده از این استراتژی، از مزایای این نوع خرید بهره کافی ببرند. به طور مثال همانگونه که شرکت های تولیدی صنعت فرش دستباف قم در یک منطقه جغرافیایی ساکن هستند و همه آنها به مواد اولیه یکسان یعنی ابریشم نیاز دارند، میتوانند با اتحاد و هماهنگی یکدیگر، خرید خود را به صورت متمرکز و گروهی و به صورت مستقیم و بدون واسطه انجام دهند. برخی از مزایای خرید متمرکز، عبارت است از: صرفه¬جویی در به کارگیری نیروی انسانی صرفه جویی در هزینه های مربوط به خرید و حمل و نقل صرفه جویی در زمان خرید امکان اخذ تخفیف در مقادیر زیاد تجزیه تحلیل ریسک های بازار کاهش قیمت تمام شده کالا از طریق حذف واسطه ها و در نتیجه بهبود بهره وری و عملکرد مالی مراحل خرید متمرکز مواداولیه (خرید خارجی) به شرح زیر است: 1-تشکیل شبکه خرید متمرکز: به عنوان اولین قدم برای عملیات خرید متمرکز، ابتدا تولیدکنندگان که مایل به خرید مواد اولیه یکسان به صورت متمرکز می¬باشند، یک تیم تشکیل داده و به صورت یک واحد تدارکات، عمل می نمایند. 2- انتخاب منبع فروش مواداولیه: بعد از تشکیل شبکه خرید توسط تولیدکنندگان، انتخاب منبع فروش و یا تامین کننده از طریق سفارتخانه ها، اتاق بازرگانی، بررسی کتب، مجلات و کاتالوگ¬ها، و یا اینترنت صورت میگیرد. 3- استعلام شرایط فروش: در هر خرید خارجی استعلام شرایط فروش فروشندگان مانند قیمت، شرایط پرداخت، زمان تحویل کالا برای هر منبع فروش ضروری است. 4- مذاکره: در این مرحله که معمولا در مورد تعیین قیمت بحث میگردد موضوع تخفیف نیز مورد اهمیت قرار میگیرد. در این مرحله چنانچه نتایج مذاکره مثبت بود، مرحله بعدی خرید یعنی تهیه پروفرما صورت میگیرد در غیر این صورت مجددا عملیات از مرحله دوم یعنی انتخاب منبع فروش تکرار می¬گردد. 5- تهیه پروفرما: پروفرما یا پیش فاکتور شامل شرایط پیشنهادی توسط فروشنده مانند مشخصات کامل نام و نشانی فروشنده و خریدار، نوع کالا، وزن کالا، قیمت واحد، قیمت کل، شرایط پرداخت، تاریخ صدور، تاریخ اعتبار، کشور مبداء و مقصد، زمان حمل و تحویل کالا و... می-باشد 6- تنظیم قرارداد: قرارداد خرید پس از انجام مذاکره میان خریدار و فروشنده و تصمیم قطعی برای خرید و فروش، منعقد می¬گردد. در قرارداد خرید حدود وظایف هر یک از طرفین مشخص می¬گردد. 7-اخذ مجوز قانونی ورود مواداولیه و گشایش اعتبار توسط بانک: این مرحله مربوط به گشایش اعتبار اسنادی میباشد که خریدار برای درخواست گشایش اعتبار، مدارکی به بانک ارائه داده و بانک گشاینده اعتبار نیز پس از بررسی دقیق و سریع مدارک متقاضی، اقدام به گشایش اعتبار می¬نماید. 8-ارسال مواد اولیه توسط فروشنده به کشور خریدار: این مرحله که شامل حمل کالا می¬باشد، طبق موارد ذکر شده در قرارداد صورت می-پذیرد. 9-ورود مواد اولیه به کشور و ترخیص آن از گمرک 10- حمل مواد اولیه از گمرک به انبار خریدار انتشار خلاصه شده پژوهش در روزنامه سپهر اقتصاد-شماره 16 انتشار کامل مقاله در مجله بررسی های بازرگانی- شماره 84 و 85
تاریخ بارگزاری : 1399/10/07
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
شناسایی استراتژی ورود فرش ابریشم قم به بازار فرش دستباف چین
چکیده: هدف این پژوهش شناسایی استراتژی ورود فرش ابریشم قم به بازار فرش دستباف چین نفر از کارشناسان 21 (مورد مطالعه خوشه فرش دستباف قم) میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل و خبرگان خوشه فرش دستباف قم و مرکز ملی فرش ایران بوده و از طریق سرشماری اقدام به جمع آوری دادههای پژوهش شـده است. روش تحقیق، روش دلفـی بوده و در طی دو مـرحله (راند) اقدام به جمع آوری و رتبه بندی دادهها شده است و سپس با استفاده از ماتریس سوات استراتژیهای قابل اجرا شناسایی و نسبت به تعیین میزان جذابیت نسبی این استراتژی ها از طریق ماتریس برنامه ریزی استراتژیك کمی اقدام شده است. با توجه به نتایج حاصل از الویت بندی استراتژیها، راهبرد تنوع محصول دارای بیشترین نمره جذابیت بوده و به دنبال آن رسوخ در بازار از طریق تلاشهای بازاریابی و اقدامات تشویقی در راستای ترغیب و جذب مشتریان توصیه شده است. بنابراین برای ورود و حضور موفق و بلند مدت فرش ابریشم قم به بازار کالاهای لوکس در چین تنوع بخشی به محصولات و بدنبال آن اقداماتی از جانب متولیان دولتی فرش مانند مرکز ملی فرش ایران در راستای تبلیغات محیطی با تاکید بر جنبههای مختلف فرش، انجام تحقیقات بازار توسط افراد کارشناس و متعهد، توجه به بحث برندسازی و مشهورسازی برندهای موجود از جمله اقداماتی است که در راستای ورود به بازار فرش دستباف چین بعنوان یك کالای لوکس بایستی مورد توجه قرار گیرند. واژگان کلیدی: استراتژی- خوشه فرش دستباف قم- ماتریس سوات- ماتریس برنامهریزی استراتژیك کمی- روش دلفی
تاریخ بارگزاری : 1394/04/01
پدیدآورنده : غلامرضا سلیمانی (دکتری مدیریت بازرگانی) - سهیل صادقی (کارشناس ارشد MBA گرایش بازاریابی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دارویی)
فرش به مثابه نماد؛ بررسی شکل مصرف فرش دستباف در اروپا از سده های میانه تا قرن 18 میلادی (12 ه ق )
چکیده: فرش دستباف در طول تاریخ به واسطه داشتن ظرفیت های گوناگون هنری، اقتصادی و مفهومی جلوه های ویژه ای در کنار ابعاد کاربردی و مصرفی خود یافته است. در تاریخ نگاری ها و سفرنامه ها همواره از فرش های گران قیمت و نفیس به نشانه شکوه و عظمت کاخ ها یاد شده است. این امر نشان میدهد فرش ها به مرور کارکردی فراتر از ارزش مصرفی خود یافته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است که بررسی ها در آن برپایه مطالعات کتابخانه ای و بررسی تصویری نقاشی های باقی مانده از سده های میانه تا قرن 18 میلادی/ 12 قمری و همچنین لیست اموال برخی از پادشاهان به منظور بررسی شکل مصرف و زمینه های بروز انواع مصرف آن- می باشد. از آنجا که بررسی اسناد تاریخی تمامی کشور های اروپایی میسر نبود، به عمده ترین نمونه ها به صورت پراکنده در کشورهای مختلف و پر اهمیت به لحاظ اقتصادی، تجاری و هنری خواهیم پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در پی رواج مصرف منسوجات و اهمیت آن ها در تزیینات و با رواج فرهنگ مصرف نمایشی از قرون میانه به بعد در اروپا و در میان طبقات بالای جامعه و سپس در میان طبقات متوسط جامعه، نوعی ارزش نمادین و غیر کارکردی برای فرش دستباف به وجود آمد. یافته ها نشان می دهد در سده های میانه و همچنین دوران رواج سرمایه داری در اروپا، فرش عنصر و نمادی از ثروت و مظهر تفاخر و عنصری هویت بخش برای صاحبان آن بوده است. به طوری که فرش به عنوان عنصری مهم در تزیینات کاخ ها، مساجد، کلیساها و نقاشی ها به کار گرفته شد و "کاربرد مصرفی" آن به عنوان کف پوش، جای خود را به "کاربرد نمادین" داده است. اهداف پژوهش: 1- بررسی شکل مصرف فرش دستباف و تغییرات آن در کشورهای اروپایی از سده های میانه تا قرن 18 م/12 ه ق 2- بررسی دلایل تغییر کاربری فرش های دستباف از کف پوش به دیوار آویز در کشورهای غربی سوالات پژوهش: 1- شکل مصرف و کارکرد فرش دستباف در اروپای سده های میانه تا قرن 18 میلادی چگونه بوده است؟ 2- زمینه های ظهور مصرف دیواری فرش دستباف در اروپا چه بوده است؟ واژگان کلیدی: فرش دستباف، مصرف تظاهری، ارزش مصرفی، ارزش نمادین.
تاریخ بارگزاری : 1397/10/01
پدیدآورنده : مهلا تختی (دانشجوی دکتری پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران)- دکتر رضا افهمی (دانشیار گروه پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران )- دکتر جواد نیستانی(دانشیار گروه باستان شناسی- دانشگاه تربیت مدرس تهران)
بررسی تاریخی تقابل سنت و مدرنیته در طرح و رنگ فرش دستباف شهری ایران
چکیده در حوزه های مختلف جوامعِ در حال توسعه همچون ایران، مسئله سنتها و چگونگی برخورد با آن، چالش های قابل توجهی را به وجود آورده است. حیطه هنر و بالأخص صنایع دستی جایگاه ویژه ای به منظور نگرش به رویکردهای مختلف در این زمینه میباشد. فرش دستباف شهری ایران (کرمان، اصفهان، تبریز و مشهد) در قیاس با فرشهای روستایی و عشایری، تحت تأثیر برخورد با هنر و فرهنگ غربی و همچنین رشد و توسعه روزافزون جوامع شهری بیشتر دچار تحول و تغییر شده و این مسئله به ویژه از دوره قاجار با توجه به تحولات حاصل از موج مدرنیته در جامعه ایران و رواج تأثیرپذیری هنر ایران از غرب، سرعت بیشتری نیز به خود گرفته است. پژوهش حاضر قصد دارد تا با مطالعه مناطق فوق الذکر، چگونگی و میزان تغییرات به وجود آمده در سنتها و شاخص های اصیل موجود در طرح و رنگ فرش دستباف این مناطق را بررسی نماید تا مشخص کند که فرش دستباف شهری ایران در خلال سیر اجباری توسعه حاصل از مدرنیته دچار چه تحولاتی و به چه میزان گشته است. پژوهش، از نوع توصیفی _ تحلیلی بوده و جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. نتایج حاصل از مطالعات، بیانگر این مطلب است که در میان فرش دستباف چهار حوزه فوق، فرش تبریز به علت اعمال سلیقه مخاطب، بیشترین تغییر را در سنتها و اصول اولیه خود داشته است و پس از آن فرش کرمان، اصفهان و مشهد به ترتیب از این حیث در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. هدف اصلی پژوهش : 1. مطالعه چگونگی تقابل سنت و مدرنیته را در طرح و رنگ فرش دستباف شهری ایران سؤالات پژوهش : 1. فرش دستباف شهری ایران دچار چه تغییراتی در ویژگیهای اصیل و سنتی خود در مواجهه با توسعه روزافزون جوامع شهری حاصل از موج مدرنیته، گردیده است ؟ 2. طرح و رنگ فرش دستباف کدام یک از مناطق چهارگانه مورد مطالعه (کرمان، اصفهان، تبریز و مشهد) در سیر تحول خود بیشتر به سنتها پایبند بوده و کدام یک کمتر؟ واژگان کلیدی: سنت، مدرنیته، فرش دستباف، تاریخ فرش، قاجار.
تاریخ بارگزاری : 1398/02/01
پدیدآورنده : چکامه ضمیری- کامران افشار مهاجر
تبیین نقش دلبستگی به برند در ایجاد تعهد و وفاداری مشتریان: مورد مطالعه هنر- صنعت فرش دستباف ایران
مفهــوم بازاریابی جدیدی به نام «دلبســتگی به برند» در ادبیــات بازاریابی، برای پیش بینــی تغییرات مطلوب در رفتارهای پس از مصرف مشــتریان راضی، معرفی شده اســت که به شدت بر رفتارهای مشــتریان اثر می گذارد. دلبستگی عاطفی مشتری را به برند متصل می کند و زمانی که وابستگی مؤثر باشد خریدهای مجدد تضمین می شوند. هدف از انجــام این پژوهش، بررســی تأثیر متغیرهای شناخت برند، خاطرات عاطفی- احساسی و سودمندی برای کاربر بر متغیرهای وفاداری و تعهد به برند، با در نظر ِگرفتن متغیر میانجی دلبستگی به برند بود. جامعۀ آماری تحقیق، مشــتریان فروشگاه های فرش دستباف مازندران که در چهارمین جشنواره فروش فرش دستباف شرکت کرده اند هستند که نمونه ای 520 نفری مورد بررسی قرار گرفتند. این تحقیق از حیث هدف، کاربردي و از لحاظ نحوة گــردآوري اطلاعات در مباحث نظری کتابخانه ای و میدانی با به کارگیری پرسشنامه است. نحوة نمونه گیری نمونه برداری تصادفی ساده است که برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمــون فرضیه های تحقیق از نرم افزار SPSS و نرم افزار AMOS اســتفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که شــناخت برند، سودمندی برای کاربر و خاطرات عاطفی- احساســی بر دلبستگی به برند اثر مستقیم دارد. اثر مستقیم دلبستگی به برند بر تعهد به برند نیز تأیید شد. مستقیم دلبستگی به برند بر وفاداری به برند تأیید ِاگرچه اثر نشد؛ ولی نشان داده شد دلبستگی به برند به واسطۀ تعهد به برند اثر مثبتی بر وفاداری به برند دارد. واژه های کلیدی: دلبستگی به برند، وفاداری به برند، تعهد به برند، شناخت برند، خاطرات عاطفی- احساسی، سودمندی برای کاربر
تاریخ بارگزاری : 1396/01/01
پدیدآورنده : میثم شیرخدایی- بشری فقیه نصیری
زمان در بستر گرهها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی
در جهانی که سرعت، ارزش شمرده میشود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت میکنند، بیش از هر زمان دیگری ضروریاند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمیتاباند، بلکه آن را در خود ثبت میکند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشتهای که فلسفه، زیباییشناسی و مردمنگاری را به هم پیوند میزند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
قالی و حافظه| تاملی فلسفی بر زمان، ارزش و خانه
در عصر سِر شدن انسان به واژهها و سقوط معنا، جایی که همه چیز کوتاه مدت معنا میشود، در عصر همنشینیِ عادت به مصرف و سپس دور انداختن، درباره فرا شیئی شبیه قالی صحبت کردن و نوشتن امری سهل و ممتنع است. سهل از آن رو که قالی در هر معنایی یک اثر هنری است و هنری برای مصرف است، اما با یک تفاوت که ارزش آن با مصرف کم و کم و کمتر نمیشود و به پایان نمیرسد، بلکه با مصرف، ارزشمند میشود و از این جهت سرمایه معنوی و مادی زندگیست و سخت است از قالی نوشتن چرا که در عصر خانههای خوابگاهی و آدمهای بی حافظه، قالی مجال کمی برای تنفس در کنار انسانها دارد. با این حال اما نوشتن هزارباره از قالی، هر بار لطفی است که کمتر نویسندهای چشم از آن میپوشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی رزاقی طالقانی، دانشجوی دکتری فلسفه تاریخ
دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور
قالی، برخلاف بسیاری از صنایعدستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه میتواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچکدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمیکند. قالی، عرصهای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن میغلتد، دستوپا میزند، میافتد و برمیخیزد، نگاه میکند، تصویر میسازد و دنیا را میآموزد. برخلاف گهوارههای چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون میآید، قالی گهوارهای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی میماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران
قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟
فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافتهای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل میکند. سالهاست که این قالی در ذهن بسیاری، بهعنوان اثری هنری و نفیس شناخته میشود؛ گاهی بر دیوارها آویخته میشود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن میگردد، گاهی در صندوقچهها برای نسلهای بعدی به یادگار میماند و گاهی همچون سرمایهای ارزشمند خرید و فروش میشود.
تاریخ بارگزاری : 1405/02/12
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی
مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگیهای فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگیهایی مانند شالودهشکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبکشناسی و زیباییشناسی کلاسیک، مفهوممحوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازهای مییابد و هر روز پیچیدهتر میشود. در فقدان نقد نظاممند، بسیاری از لایههای فرمشناختی، زیباییشناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا میماند و این امر میتواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزشگذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایههای چندگانهٔ زیباییشناختی، اجتماعی و زمینهمند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیقتر آنها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیهای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی
فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ بهصورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گلهای قالی کرمان، شیفتهی فرش دستباف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانوادهاش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه بهطور جدی دنبال کند. بهقول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمیشد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمیشد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانشآموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
از کرباس بافی تا قالی بافی گفتگو با مهری سادات فرهادی قمی، بافنده قالی قم
پشم ریسی و پنبه ریسی (ریسندگی) یعنی تبدیل پشم گوسفندان و پنبه به نخ با دستگاهی به نام چرخه- ریسه (در اصطلاح محلی) و نیز بافندگی پارچه، گلیم، گلیم فرش و قالی از زمره مشاغل خانگی زنان قم بوده است. اگرچه پارچه بافی عمدتاً در مغازه هایی با عنوان شَعربافی توسط مردان انجام می شد، اما مواردی هست که نشان می دهد زنان پارچه بافی، به ویژه بافت کرباس، نیز در خانه انجام می دادند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
انواع کاربردهای فیزیکی دستبافته های ایرانی (با تمرکز بر سبک قالی بافی)
آیا میدانستید قالی ایرانی فقط برای پوشاندن زمین بافته نمیشود؟ مقدمه قالی ایرانی، روایتگر زندگی، فرهنگ، و نیازهای نسلهای گذشته است. آنچه ما امروز با عنوان "قالی" یا "فرش دستباف" میشناسیم، در واقع مجموعهای گسترده از دستبافتههای متنوع است: قالی، گلیم، جاجیم، پلاس، چنته، خورجین و... این بافتهها نهتنها کف خانهها را میپوشاندند، بلکه دیوار، سقف، بستر خواب، بار چهارپایان، وسایل حمل، مبلمان، و حتی ساختارهای آیینی و نمایشی را نیز در بر میگرفتند. در این مطلب، به شیوهای آموزشی و خلاصه، کاربردهای فیزیکی دستبافتههای ایرانی را مرور میکنیم؛ کاربردهایی از دل زندگی مردم، نه صرفاً از پشت ویترین موزهها.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف
قالی بیقیمتِ ما خوش به بازار آمدهاست
قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمیهای همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امینالدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجرههای فروش خامه و نقشهکشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرفکننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میانبر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاقهای ضربی به آرامش و آسایش میرسیدیم.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات
چگونه در بازار، ارزش ذاتی قالی ایرانی را تعریف کنیم؟
در بازار قالی، معمولاً غالبترین پرسش این است: «رجشمار این قالی چند است؟» پرسشی ساده، کوتاه و ظاهراً منطقی؛ اما همین پرسش، و پرسش های ظاهری این چنینی، مرز میان آنچه دیده میشود و آنچه نادیده میماند را آشکار میکند. قالی ایرانی، پیش از آنکه مجموعهای از گرهها باشد، مجموعهای از زمانها، زیستها، باورها و روایتهاست؛ اما بازار، اغلب هنگام تبدیل ارزش قالی به عدد، این لایههای تعیینکننده را نادیده میگیرد یا بهسختی میتواند آنها را ترجمه کند.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
گفتگو با علی میرزازاده، از فعالان بینالمللی فرش دستباف ایران در اروپا
در این گفتگو به سراغ کسی رفتم که بازار را از دلِ پنج دهه معامله، سفر، ریسک و اعتماد، زیسته است؛ علی میرزازاده، از شناختهشدهترین تاجران فرش دستباف ایرانی در بازارهای جهانی. گفتگویی که با او شکل گرفت، خوانشی صریح از نسبت قالی ایرانی با مفهوم «ارزش» در بازار امروز بود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان
نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگیهایی آن و اینکه چرا اثر میتواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر میکند، برای آن افق انتظار میسازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم میآورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینههایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی میشود و در معرض داوری قرار میگیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده میشود، چه انتظاری از آن میرود و بر چه اساسی ارزشگذاری میشود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازارهای جهانی
گفتگویی ویژه با علی میرزازاده و علی بردبار، فعالان قالی ایرانی در فضای بین الملل بازار فرش دستباف ایرانی را نمیتوان فقط با عدد و نمودار خواند؛ این بازار، حاصل تلاقی تجربه، اعتماد، روایت و تصمیم است. برای فهم نسبت امروز قالی ایرانی با مفهوم «ارزش»، باید به صداهایی گوش داد که بازار را از دلِ زیستِ حرفهای خود تجربه کردهاند؛ کسانی که هم با منطق اقتصاد جهانی آشنا هستند و هم با لایههای پنهان فرهنگ و معنا. گفتگوی ویژهی این شماره، تلاشی است برای شنیدن همین صداها؛ روایت دو مسیر متفاوت در دو جغرافیایی متفاوت، اما با دغدغهای مشترک: بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازار معاصر.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف صادرات
روایتی از بازار؛ در جستجوی ارزش گمشده قالی ایرانی، از اوجِ صادرات تا غبارِ تحریم
گفتگو با حاج رضا محمدی (محمد بیگی)، تاجر و پیشکسوت حوزه فروش و صادرات قالی ابریشم در پهنه تجارت بینالملل، نام برخی افراد با دوران شکوفایی یک صنعت گره خورده است. حاج رضا محمدی (محمدبیگی) یکی از همین نامهاست. او که از ۱۳ سالگی گام در دالانهای پرپیچوخم بازار نهاده، شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ از روزگاری که قالی دومین ستون اقتصاد ایران بود تا سال ۱۳۷۴ که به عنوان صادرکننده نمونه کشوری، نبض بازار جهانی را در دست داشت. در یک صبح زمستانی، با او به گفتگو نشستیم تا از «ارزش قالی ایرانی» بگوییم؛ ارزشی که گاه در گرههای ابریشم پنهان است و گاه در نام تولیدکننده و گاهی نیز در سیاستهای کلان ارزی گم میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
الهه نوید؛ زنی که قالی را برای عشق به ایران میبافد
الهه نوید، زنی ۶۳ ساله و زادهی تهران است. او از همان کودکی به پشتکار و سختکوشی شناخته میشده و تحصیلاتش را در مدارسی گذرانده که بر شکلگیری شخصیت او تأثیر بسیاری گذاشته است. امروز در حوزه داروخانه و داروسازی مشغول است؛ حرفهای که هیچ نسبتی با قالی ندارد. خانوادهاش هم پیشینهای در این حوزه ندارند، مگر در دو نسل قبل، که آیینهکاری در خاندان نوید جایگاه ویژهای داشته و نام حاج عبدالکریم نوید بر دیوارهای آیینهکاری شدهی کربلا و نجف مانده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
داستان زندگی من و عشق به قالیبافی، آغاز یک عشق ناخواسته
من شهلا عبدالمحمدی هستم بافنده ای که از کودکی، در دل روستایی از استان ایلام، زندگیام با رنگها و نقشهای دستبافتههای محلی گره خورده بود. علاقهام به قالیبافی اما، آغازش تلخ و غمانگیز بود. در دوازده سالگی، پدرم را از دست دادم. برای فرار از اندوه، پناه بردم به یک کارگاه قالیبافی که یکی از زنان فامیل ادارهاش میکرد. آنجا، دنیایی از دختران بافنده بود که با انگشتان جادوییشان، گلهایی بر زمینهی قالی میآفریدند. من اما، به دلیل سن کم، تنها میتوانستم جارو بزنم و کارگاه را جمعوجور کنم. هر روز به آن گلهای زیبا روی دار قالی خیره میشدم و به مهارت بافندهها غبطه میخوردم. این حسرت، موتور محرک من شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، بافنده و مدرس دانشگاه
در میان هیاهوی نقشها، رنگها و ظرافت گرهها، جایی در غرفهی مجموعهی «ایرانگره» در هجدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم، گفتگویی رخ داد که فراتر از نمایش نقش و نگار بود؛ دیداری که در آن، دو نگاه عمیق به زندگی و هنر — یکی از دل طبیعت، دیگری از دل تار و پود قالی — کنار هم نشستند و طرحی نو از زمان، آهستگی و پیوستگی افکندند. سعید انصاریان، فعال اجتماعی و محیط زیست و بنیانگذار بنیاد الگن، در گفتگو با محمدرضا رشتیزاده، از فعالان برجسته حوزه فرش دستباف قم، در فضایی صمیمی اما پرمحتوا، به کندوکاو مفاهیمی پرداختند که این روزها، بیش از همیشه، به بازخوانیشان نیاز داریم: زندگی آهسته، پیوند با طبیعت، و ریشهمندی در فرهنگی که قالی، نماد کهن آن است.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : تیم تولید محتوای مجموعه ایران گره
خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا
فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی، خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
داستان یک بافنده | گفتگو با یکی از قدیمی ترین بافنده های قم، خانم اکرم رضا کاشی زاده
برای ثبت روند قالی بافی به سبک شهری باف در قم، از آنجا که قالی بافان نسل اول یعنی خانم باجی های کاشانی و نسل دوم یعنی خانم باجی های قمی، که نزد کاشانی ها استاد شده بودند، عمدتاً در قید حیات نبوده یا امکان یادآوری برایشان میسر نبود به سراغ یکی از خانم های نسل سوم یعنی خانم اکرم رضاکاشی زاده رفتم. ایشان قالی بافی را نزد مادرش خانم زهرا خداجویان قمی یاد گرفته است. مادرشان از استادان مسلم قالی بافی در قم بوده و از نادر قالی بافانی بوده که می توانسته در آن زمان قالی دورو ببافد. قالی دورو یک نوع قالی است که پشت و رو ندارد یعنی از هر طرف که نگاه کنی نقشه ای متفاوت می بینی. کاربرد این نوع قالی ها عموماً تزیینی و به عنوان مثال برای پرده در مکان های مقدس و معتبر استفاده می شود. این کار که لازمه اش ریز بافی است با توجه به اینکه در بافت قالی از قلاب استفاده نمی کردند و گره ها (در اصطلاح قمی ریشه ها) را با انگشت جدا می کردند و می بافتند، کار سختی بوده و مهارت بسیاری نیاز داشته است. خانم خداجویان خود قالی بافی را نزد مادر شوهرش خانم سکینه کاشی زاده فرا گرفته و به مرحله استادی رسیده است. خانم سکینه کاشی زاده از اولین زنان کاشانی است که حدود یکصد و شانزده سال پیش به اتفاق شوهرش مرحوم حاج میرزا علی اکبر از کاشان به قم آمده و قالی بافی را آغاز کرده است. ایشان علاوه بر دخترانش زهرا خانم (موسوم به شاباجی)، بتول خانم و عذرا خانم، زنان و دختران قمی بسیاری را آموزش داده و به مرحله استادی رسانده است. خانم هایی که نزد ایشان استاد شده اند، نیز به همین شکل به دختران خود و دیگران زنان و دختران فامیل و همسایه ها آموزش داده و تولید قالی در قم را گسترش داده اند. من با هر سه دختر مرحومه زهرا خداجویان قمی به نام های طوبی خانم، اکرم خانم و فاطمه خانم مصاحبه کرده ام. در این متن به تشریح مصاحبه ام با اکرم خانم و بیان تجربه زیسته او می پردازم. ذکر این نکته ضروری است که ایشان در یک خانواده ای به دنیا آمده و بزرگ شده اند که تمام اعضای آن اعم از زن و مرد در تولید قالی در قم نقش غیرقابل انکاری دارند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
ذکر سوزاندن قالیِ خونین سوسنگرد
سرگذشت قالیِ سوسنگرد، چون قالی بهارِ خسرو، داستانی است پر آب چشم. روزی روزگاری... قالی سوسنگرد در غبارِ زمان گم گشته و نامش تنها در لابهلای متون کهن به یادگار مانده است. مسعودی در مروجالذهب و معادنالجوهر، روایتی از دربار منتصر عباسی نقل میکند که در آن، ابیالعباس محمد بن سهل با قالی ارجمند «سوسنگرد» روبهرو شده است. بنمایۀ این «پژوهش-روایت»، همین سند تاریخی است که بیکموکاست از عربی به فارسی برگردانده شده و در ذیلِ عنوان «ذکر ابوالحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی» آمده است. اما دیگر بخشهای این جستار، با بهرهگیری از زبانِ مستنداتِ تاریخی، در مرز ظریف میان تاریخ و خیال برساخته شده است. نگارنده کوشیده است تا روحِ قالی سوسنگرد را احضار کند و نشان دهد چگونه آنچه جسمش ازمیانرفته، میتواند حافظهای استعاری از هنر و فرهنگ را در خود زنده نگاه دارد. داستان قالی سوسنگرد و بهار خسرو، روایت ایران است و مردمانش؛ پیشکشی به همه قالیبافان این سرزمین در درازنای تاریخ...
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : داود شادلو، استادیار گروه فرش دانشکده هنرهای صناعی و کاربردی دانشگاه هنر شیراز
آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین
دبلیو. ال فلین (تصویر 1) پسر یکی از شرکای منچستری زیگلر به مدت 40 سال برای اهداف شرکت زیگلر در ایران سفر کرد. زیگلر یک شرکت نساجی الیاف پنبهی منچستر بود که طاقههای پارچه پنبهای خود را به ایران صادر میکرد تا با پول آن برایش در اطراف سلطان آباد (اراک امروزی) قالی ببافند. فلین یادداشتهای شخصی مسافرتهایش با حدود شصت عکس از جامعه ایران که خود عضوی از آن بود را به جای گذاشته؛ بیشتر یادداشتهای خودخواهانه او گزارش سفر است. اما نکات مهمی در خلال آن به وفور وجود دارد که ویژگیهای آن روزگار را بیان میکند. متاسفانه او کمتر در مورد قالیهای خودشان نوشته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : نویسنده: آنتونی وین | ترجمه: مجتبی معینیان، پژوهشگر فرش دستباف
کمی بیش از یک قرن از تولید قالی شهریباف در قم، توسط مهاجرینی که از کاشان به قم آمدند، میگذرد. این زمان در مقایسه با شهرهایی چون کرمان، تبریز، اصفهان، مشهد، کاشان و بسیاری شهرهای دیگرِ تولیدکننده قالی در ایران، عمر کوتاهی محسوب میشود. اما در همین مدت کوتاه، همانگونه که سیسیل ادواردز پیشبینی کرده بود، قالی قم قلههای شهرت و معروفیت را به لحاظ کیفیت بافت، طراحی و رنگآمیزی درنوردید. بهگونهای که امروزه، بهویژه در تولید قالی تمام ابریشم، گوی سبقت از دیگر شهرها ربوده و به چنان درجهای از کیفیت و زیبایی رسیده که برخی شهرها با کپی کردن از طرحها و رنگآمیزی قالیهای این شهر، قالیهای خود را به نام قم عرضه میکنند.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
در لایههای زمان: تاریخِ درهمتنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی
در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستادهایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ بهجا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایتهایی درهمتنیده بدل میکند که لایههای گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار میسازند. تاریخی درهمتنیده که در آن گذشته نه مجموعهای از روایتهای جداگانه، بلکه منظومهای از تعاملها، تداخلها، همنشینیها و لایهبندیهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
"روایت پنهان یک زندگی که از کارخانه کارتنکار آغاز شد و به تکمیل بزرگترین قالیهای جهان رسید..." مقدمه در تاریخ قالی ایرانی، همیشه نام تولیدکنندگان، بافندگان، رنگرزها و طراحان شنیده شده؛ اما در این مسیر طولانی، بخشی وجود دارد که کمتر دربارهاش نوشتهاند: عملیات تکمیلی فرش دستباف. همان جایی که قالی، پس از ماهها یا سالها بافت، تازه باید از ظریف ترین پردازش های فنی و تنظیم نهایی عبور کند تا به اثری استوار و آراسته تبدیل شود که در حافظهی جهان بماند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
ناگفتههایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی
در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی میکند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
روایت زنی هنرمند که از دار چوبیِ خانه مادربزرگ تا ثبت جهانیِ قالیِ منطقهاش پیش رفت
"از کودکی یاد گرفتم که هر گره، فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت در برابر تاریخ سرزمینم است..." من فاطمه کاوسی هستم؛ متولد سال ۱۳۳۷ در روستای کَلِنو، روستایی سبز و زیبا در مرز میان کلاردشت و چالوس. اگر امروز ۴۹ سال سابقهی کار هنری و ۳۰ سال سابقه تدریس دارم، اگر نشان یونسکو، مهر اصالت، درجهی هنری، ثبت اختراع، کارآفرینی، و دهها تقدیرنامه و عنوان در کارنامهام ثبت شده، ریشهاش به همان خانهی ساده دوران کودکی برمیگردد؛ خانهای که در حیاطش همیشه دو دار قالی ششمتری برپا بود و زندگی ما از بوی پشمِ تازه حلاجیشده، رنگهای طبیعی و صدای شانهی قالیبافی معنا میگرفت.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه کاوسی | بافنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
تاریخ بارگزاری : 1405/03/05
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
مسافری از زمان: معرفی قالی آنتیک و موزه ای فراهان
در تاریخ قالیبافی ایران، عجایب و ظرایف کم نیست. گاه فراز و شکوه شاه عباسی هوش از سرمان میبرد و ما را بر تارک بازار هنر مینشاند و گاه فترت و سقوط دوران سلطان حسینی، عرق شرم بر پیشانیمان میدواند از شدت سقوط فرهنگی و هنری. در این نوشتار، اما مسافری داریم 250 ساله که داستان مشاهدات خویش از دوران قالیبافی قاجاری را بازگو میکند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشماندازها»، اینبار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینهای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهمترین مراکز هویتساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
قالی ایرانی؛ میراثی که از صفر شروع نمیشود
حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، چنین روایت میکند: جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز گفتنی گاهی آینده، نه در سرعت بیشتر، بلکه در یادآوری چیزی نهفته است که فراموش کردهایم؛ در فهم همین «یادگار» بودن جهان. نسل امروز در جهانی بزرگ شده که همهچیز در آن با منطق «فوری» تعریف میشود: غذای فوری، خرید فوری، شهرت فوری، نتیجه فوری. جهان امروز مدام به ما میگوید هرچه سریعتر، بهتر. هرچه شخصیتر، ارزشمندتر. هرچه تازهتر، مطلوبتر. در چنین جهانی، قالی ایرانی موجودی غریب به نظر میرسد؛ چیزی که ماهها و گاه سالها زمان میخواهد، با دست ساخته میشود، در صبر معنا پیدا میکند و برای یک فصل و یک مُد به دنیا نمیآید. اما شاید درست به همین دلیل، توجه به ذات قالی ایرانی امروز دوباره مهم شده است. قالی ایرانی پدیدهای است که یادآوری میکند بعضی چیزها برای خلق شدن، نیاز به اتحاد، همبستگی و پیوستگی دارند. برای ماندگار شدن، باید آهسته ساخته شوند تا «یادگار» بمانند. یادآوری میکند که زیبایی همیشه محصول شتاب نیست. و مهمتر از همه، پیشینه آن، یادآوری میکند که هیچ میراثی از صفر آغاز نمیشود. ما میآییم و میرویم، این جهان است که میماند و چه زیبا اگر آنچه از ما میماند، شایستهٔ ماندن باشد. اگر قرار است نسل نو آینده قالی ایرانی را بسازد، نخست باید یک سوءتفاهم بزرگ را کنار بگذارد: این تصور که هر نسل باید همهچیز را از نو اختراع کند.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
از تجربه زیسته تا روایت فرهنگی؛ راهی به سوی آینده قالی ایرانی
همان لحظه که با موضوع جدید شماره پنجم نشریه «دستباف» یعنی آینده قالی ایرانی در دست نسل نو روبهرو شدم، این فکر در ذهنم شکل گرفت که از میان تجربهای که امروز در این حوزه زندگی میکنم، چند سطری برای همین نسل بنویسم؛ نسلی که قرار است آینده این هنر در دستان او رقم بخورد. در امتداد مسیری از زندگیام که سالهاست با روایتی فرهنگی از قالی ایران شکل گرفته، به این نتیجه رسیدهام که اگر بخواهیم از آینده قالی سخن بگوییم، راهی جز این نگاه برای آن متصور نیست. آنچه در ادامه میآید، نه یک پیشبینی، بلکه تجربهای زیسته از آن چیزی است که قالی میتواند در جهان امروز و فردا باشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : علی بردبار، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
روایتی تازه از نسلی که دوباره فکر کرد گفتگویی ویژه با سعدی حکیم، پدیدآورندهی فرش دستباف
بعضی آدمها قبل از آنکه فرش دستباف را بشناسند، در آن زندگی کردهاند. سعدی حکیم از همان آدمهاست. کودکیاش نه در کلاس طراحی قالی گذشته، نه در کارگاههای بافندگی و تولید؛ میان حجرهی پدر در حوالی نقشجهان اصفهان و حیاط خانهی پدربزرگی که هر روز قالیها را زیر آفتاب پهن میکردند تا رنگهای گیاهیشان جان بگیرد. برای او، قالی، بخشی از حافظهی خانه بود. خاطرهی راه رفتن میان قالیها در حیاط خانهی پدربزرگ، رنگهایی که ساعتها جلوی چشمش برق میزدند، ترنجها و لچکهایی که کودکانه رویشان غلت میزد و نقشهایی که بیآنکه بفهمد، آرامآرام در ذهنش هک میشدند، رفتوآمد آدمهایی که هر کدام قصهای از قالی با خودشان میآوردند. تجربههایی که خیلی زودتر از هر آموزش رسمی، وارد زندگیاش شدند. شاید همان روزها بود که بیآنکه خودش بداند، نگاهش به قالی دیگر شبیه نگاه یک تاجر یا حتی یک طراح معمولی نبود؛ قالی برای او چیزی بود میان خاطره، هنر و زندگی. چیزی که سالها بعد، وقتی تصمیم گرفت خلاف مسیر امنِ بازار حرکت کند، تبدیل شد به مهمترین دلیل ماندنش.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانههای ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاههای صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصههایشان را لابلای گرهها میبافتند، جان میگرفت. فرش دستباف برای قرنها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بیعلاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف میدانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزهای و خاطرهای دور است؟ واقعیت این است که گرههای سنتی با روشهای قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربیگری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سختترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه میتوان از دل این بیعلاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی
نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشهی راهی برای نسل نو
مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیدههایی در دنیای هنر است که میتواند همزمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «همزمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمانیافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از اینها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبکها، سنتهای بصری و دگرگونیهای ذائقههای زیباییشناسانهای که در طول سدهها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ میکند و بازمیتاباند. در دوران معاصر، بر این لایههای از پیش موجود، لایههای تازهای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، بهویژه در قلمرو هنر، پیچیدهتر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوممحور و پرسشگر خود، قالی را نه بهعنوان یک کالای تزئینی، که بهمثابه رسانهای برای بیان ایدهها، روایتها و دغدغههای امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را بهعنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیکهای سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانهای برای خلق اثر هنری به شمار میآیند. همزمان، گسترش «دیزاین» بهعنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی میتواند همزمان یک کفپوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازهای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیدهتر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را میتوان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورتبندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعهشناسی علم معرفی کردهاند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژههایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظامهای دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم میکنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم میسازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل میکند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیانبودگی[3]» را میتوان بهمثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش بهصورت تثبیتشده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل میگیرند. این وضعیت را میتوان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورتبندی کرد، جایی که معنا در میانفضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید میشود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را میتوان بهعنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که همزمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میانبودگی شکل میگیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیقتری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست میدهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهانهای اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آنها ترجمه میشود و از سوی دیگر، به عنوان پدیدهای با ویژگی «درمیانبودگی»، در هیچیک از این جهانها بهطور کامل حل نمیشود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ میکند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را میتوان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل میگیرد. همین مرزی بودن است که افقهای آینده فرش دستباف را میگشاید. فرش دستباف میتواند همزمان یک کفپوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاینمحور در یک رویداد طراحی، بیآنکه هیچیک از این نقشها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیدهای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند همزمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپاییاش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار دادهاند. پژوهشهای تاریخی، فرش دستباف را بهمثابه سندی از دورههای گذشته بررسی کردهاند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را بهعنوان نمادی از هویت ایرانی کاویدهاند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کردهاند که بر اساس رجشمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقهبندی است. همزمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبکشناسی منطقهای نیز کوشیده است قالیها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساختهاند، اما هیچیک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیدهاند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیانبودگی» و شناوری میان آنها شکل میگیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخنگاری میتوان یافت، نه در سبکشناسی، و نه در تحلیلهای فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو میکاهند. گفتمانی که میتواند این چندلایگی را نه بهعنوان یک مسئله طبقهبندی، که بهعنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکانهای تازهای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخنگاری، سبکشناسی و توصیف فنی جدا میکند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهتگیری زمانی آن است. تاریخنگاری به گذشته مینگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبکشناسی در چارچوب قواعد شناختهشده به طبقهبندی آثار میپردازد. حالآنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را میکاود و امکانهای آینده را میگشاید (Belting, 1987). اگر تاریخنگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای میگیرد؟»، نقد میپرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران میگشاید؟». این جهتگیری آیندهنگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل میکند که میتواند با پویایی فرش دستباف معاصر همقدم شود. نقد، برخلاف تاریخنگاری که گذشته را تثبیت میکند، از گذشته میگذرد تا راههای نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افقهای تازهای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
خدیجه باباخانی، متولد ۱۳۶۱، از بافندگان نسل امروز قالی ایران است؛ زنی که قصهاش از کودکی آغاز میشود، از همان روزی که دستان کوچکش نخستین گره را بر تار و پودِ دارِ قالیِ خانه مادرش زد. او خود میگوید: «قصه من از کودکی شروع میشود؛ از روزی که دستان کوچکم اولین گره را با دستانی لرزان زد». زادگاهش، استان ایلام، روستای آبهر پایین، جایی بود که زیر سایهی درختان بلوط کهنسال، دارهای قالی برپا بودند و زندگی با تار و پود معنا میگرفت. هنوز شش سالش نشده بود که کنار مادر، عمه زینتخانم و کشورخانم مینشست. دستانش میلرزید، اما دلش سرشار از شوق بود. همان اولین گره، جهانی تازه پیش رویش گشود؛ جهانی که در آن، همهچیز در تار و پود و گره خلاصه میشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
در بازار قدیمی کاشان، زیر سقفهای بلندِ ضربی و میان نورهایی که از روزنههای گنبدی بر آجرهای صدساله میریزند، جایی که خنکای معماری کویری در آن پیچیده، حجرهای هست که بیشتر شبیه گالری زندگیست تا فرشفروشی. دیوارهایش رنگ دارند. نور دارد. موسیقی دارد. برخی از قالیها بر دیوار نشستهاند و بعضی دیگر روی زمین پهن شدهاند، انگار در حیاط خانهای قدیمی در دل تابستان کاشان برای آفتابگیری گسترده شده باشند؛ همانطور زنده و پر از خاطره. چیدمان قالیها بیشتر شبیه روایت کردن یک زندگیست تا نمایش اثر؛ هر قالی جایی دارد که رنگ و فرم و سکوتش در آن کامل میشود. آدم وقتی وارد آنجا میشود، قبل از آنکه قیمت بپرسد یا حتی بداند با چه قالیای روبهروست، حس میکند وارد جهانِ ذهنیِ کسی شده که سالها برای ساختن سلیقهاش زندگی کرده است. سامان از آن آدمهایی نیست که صرفاً در بازار بزرگ شده باشند؛ او بیشتر شبیه کسیست که خودش را از دل هنر، طبیعت، کتاب، سینما، موسیقی و نگاه، ساخته است. داستان سامان خدایاریفرد، داستان متفاوت بودن است؛ اما نه آن تفاوت نمایشی باب این روزها. تفاوت سامان، از نوع نگاهش میآید. از اینکه حاضر نشد جهان را همانطور که به او تحویل داده بودند، بپذیرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره
مقدمه فرش دستباف ایرانی بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایران به شمار میرود. در هر فرش دستباف، مجموعهای از نمادها، رنگها، ترکیببندیها و روایتهایی نهفته است که حاصل قرنها تجربه، ذوق، باور و شیوه زندگی مردم این سرزمین است. با این حال، در دنیای امروز که سبک زندگی، شیوه ارتباط و سلیقه نسلها به سرعت در حال تغییر است، تنها اتکا به پیشینه تاریخی قالی ایرانی برای حفظ جایگاه آن کافی نیست. فرش دستباف ایرانی برای ادامه حیات و حضور مؤثر در بازارها و فضای فرهنگی امروز، نیازمند بازتعریف، روایتگری و ارتباطی تازه با نسل جوان است. یکی از مهمترین ابزارها برای تحقق این هدف، داستانسرایی یا روایتگری است. داستانسرایی میتواند قالی را از یک شیء صرفاً تزئینی به یک تجربه فرهنگی و احساسی تبدیل کند. نسل جوان نیز به دلیل آشنایی بیشتر با رسانههای نوین، فضای دیجیتال و شیوههای جدید ارتباطی، میتواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند. در این بخش از آموزههای نشریه دستباف، بررسی میشود که چگونه نسل نو میتواند با استفاده از داستانسرایی، به حفظ، معرفی و توسعه فرش دستباف ایرانی کمک کند، بدون آنکه اصالت و هویت آن آسیب ببیند.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
روایتِ قالیِ خانه مریم میرخانی و محمدحسین موحد
گاهی یک قالی، فقط یک قالی نیست. چیزی است شبیه یک حافظهی زنده که روی زمین پهن شده باشد؛ حافظهای که هم خاطرات خانهی پیشین را در خود دارد و هم در حال ثبت وقایع خانه کنونی میباشد. در خانهی مریم میرخانی و محمدحسین موحد، یک قالیِ بزرگپارچهی بختیاری، از همین جنس است؛ قالیای که نه فقط فضا را پر کرده، بلکه همزمان بخشی از خاطرات صاحبانش را در خود نگه داشته است. قصه از جایی شروع میشود که این قالی هنوز در این خانه نبود. پیش از آن، خانه با قالیهای دیگری زندگی میکرد؛ قالیهایی که بودند، اما انگار چیزی کم داشتند. خانه، خانهی کاملی بود: وسایلش از دل خانوادهها آمده بود، هر تکهاش یادگاری بود، هر شیء یک گذشتهای داشت. اما با همهی اینها، یک چیزی در تصویر کلی جا نمیافتاد. یک جور ناهماهنگی پنهان، که شاید اسمش را بعداً بتوان «حضور» گذاشت. محمدحسین موحد که خود معمار است، از ابتدا میگوید با قالیهای کلاسیک و طرحهای شلوغ ارتباطی نداشته است. او این نوع قالیها را بیش از حد پرنقش میداند؛ قالیهایی که بهجای همراهی با فضا، آن را سنگین میکنند و اجازه تنفس به محیط نمیدهند. با این حال، در تجربههایش به درکی رسیده بود که برایش مهمتر از نقش و طرح بود: تعادل رنگی و آرامشی که یک فضا باید در خود داشته باشد. او از این قالی بختیاری در خانهی خواهرش یاد میکند؛ قالیای متفاوت با رنگهایی که نه شلوغ بودند و نه خنثی، بلکه با ترکیبی هماهنگ در کنار هم نشسته بودند و همین همنشینی رنگها یکی از نکات مهم و تأثیرگذار آن بود؛ رنگهایی که با حالوهوای خانه هماهنگ میشدند. همین ویژگیها کافی بود تا این قالی در تمام آن سالها در خانهی خواهرش همیشه توجه محمدحسین موحد را به خود جلب کند. مریم میرخانی پیش از آنکه قالیِ بختیاری اصیل وارد خانهاش شود، شیفتهی آن در خانهی قبلی شده بود. بهویژه در مهمانیها که این قالی با آن نقش و رنگش بیش از هر چیز دیگری نگاه او را به خود جلب میکرد. برای او این انتخاب صرفاً یک تصمیم لحظهای نبود، بلکه ادامهی حسی بود که از کودکی در ذهنش شکل گرفته بود؛ حسی از زندگی و حضور در فضا. همین تجربهها باعث شد در نهایت تصمیم بگیرد این قالی را به خانهی خود بیاورد. مریم میرخانی از آن لحظهای میگوید که این قالی برای اولین بار در خانه پهن شد. نه به عنوان یک انتخاب دکوراتیو، بلکه به عنوان چیزی که «جا افتاد». او از تضاد جالبی حرف میزند: خانهای که پیش از آن هم کامل به نظر میرسید، اما با ورود این قالی، چیزی در آن تثبیت شد. نه اینکه تغییر کند، بلکه انگار همهچیز سر جای خودش قرار گرفت. در روایت این خانه، قالی چیزی فراتر از نقش و رنگ است. یک تجربهی زیستی است. چیزی که با زندگی روزمره گره خورده. در روزهای عادی، در مهمانیها، در رفتوآمدها، و حتی در روزهای سخت و دشوار. مریم میرخانی به لحظهای اشاره میکند که در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما در حافظهاش مانده است؛ روزهای جنگ و اضطراب، روزهایی که ذهن درگیر خبرها و فشارهای بیرونی بود. در همان روزها، صبحهایی که از خواب بیدار میشد، اولین چیزی که نگاهش را میگرفت رنگهای همین قالی بود. همین حضور آرام و بیادعا روی زمین، در میان آن اضطراب، نوعی آرامش واقعی ایجاد میکرد؛ آرامشی که بیشتر شبیه یک مکث در جریان سنگین روزها بود.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
چشمانداز اتاق بازرگانی قم در قبال فرش دستباف
گفتوگو با محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در این شماره از بخش «چشماندازها» به سراغ محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم رفتیم؛ مدیری با تحصیلات مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد مهندسی خوردگی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون در بخش خصوصی و در حوزه صنعت و تولید، بهویژه صنایع پلیمری، فعالیت مستمر داشته است. او سابقه مدیریت عاملی، عضویت و ریاست هیئتمدیره چند واحد تولیدی و صنعتی را در کارنامه دارد و مسیر حرفهایاش از دل صنعت و تشکلهای اقتصادی گذشته است؛ مسیری که در نهایت با اعتماد فعالان اقتصادی استان، به پذیرش مسئولیت ریاست اتاق بازرگانی قم انجامیده است. محمد ایرانی نماینده نسلی از مدیران بخش خصوصی است که نگاهش به فرش دستباف نه از زاویه صرفاً هنری، بلکه از منظر اقتصاد، بازار و سیاستگذاری شکل گرفته است. همین رویکرد، چارچوب گفتوگوی ما را نیز مشخص میکند: فرش دستباف ایرانی بهعنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی که برای بقا، نیازمند اصلاح ساختار و نگاه است.
تاریخ بارگزاری : 1405/05/03
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره
قالیتکانی و نوروز در دربار ناصری به روایت آقای پولاک
یاکوب ادوارد پولاک[1] پزشک، استاد طب و ایرانشناس اتریشیِ سدهی نوزدهم میلادی در سال ۱۸۱۸ میلادی در بوهم زاده شد و پزشکی را در دانشگاههای اروپای مرکزی آموخت. پولاک در دههی ۱۸۵۰ میلادی، در چارچوب اعزام استادان اروپایی به ایران، به تهران آمد و به استخدام دولت قاجار درآمد. پولاک بهعنوان استاد طب در دارالفنون و پزشک دربار، نقشی محوری در انتقال دانش و فنون جدید اروپایی به ایران را داشت. کتابش با عنوان «ایران: سرزمین و ساکنانش[2]» تصویری جامع از ایرانِ عصر ناصری ارائه میدهد. روایت پولاک از عید نوروز و نقش قالی در موقعیتهای مختلف از خانه مردمان عادی تا قصر را به خوبی میتوان دید. این سفرنامه با عنوان ایران و ایرانیان و با ترجمه کیکاووس جهانداری توسط نشر خوارزمی منتشر شده است. [1]- Jakob Eduard Polak [2]- Persien. Das Land und seine Bewohner
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : محمدحسین فروغی
فیلم فرش باد، زبانی مشترک میان فرهنگها
فیلم «فرش باد» ساخته کمال تبریزی، یکی از تجربههای خاص سینمای ایران است که مرز میان هنر هفتم و هنر کهن قالیبافی را از میان برمیدارد. این فیلم، در ظاهر روایتی ساده و صمیمی از برخورد دو فرهنگ متفاوت، ایران و ژاپن است؛ اما در عمق خود، تماشاگر را به دنیای قالی بافی ایرانی در بافت سنتی اصفهان میبرد و نشان میدهد چگونه این دستبافته، بخشی از زندگی و فرهنگ ما ایرانیان را معرفی میکند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
سالها بعد، وقتی بادا دیگر نبود، و اوشن پیر آرام گرفته بود، و سورگ هم به خوابِ خاک رفته بود، تنها چیزی که مانده بود، همان قالی نیمهتمام بود. مردم میگفتند وقتی باد از میانش میگذرد، بوی نعنا میآید. و گاهی شبها، صدای ماهک میآمد، در حال نشخوار آرام خاطرهای سبز…
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان