پشم ریسی و پنبه ریسی (ریسندگی) یعنی تبدیل پشم گوسفندان و پنبه به نخ با دستگاهی به نام چرخه- ریسه (در اصطلاح محلی) و نیز بافندگی پارچه، گلیم، گلیم فرش و قالی از زمره مشاغل خانگی زنان قم بوده است. اگرچه پارچه بافی عمدتاً در مغازه هایی با عنوان شَعربافی توسط مردان انجام می شد، اما مواردی هست که نشان می دهد زنان پارچه بافی، به ویژه بافت کرباس، نیز در خانه انجام می دادند.
در این راستا مصاحبه ای داریم با خانم مهری سادات فرهادی قمی که مادر بزرگشان در قم کرباس می بافتند، مادرشان، خودشان و دخترشان گلیم، گلیم فرش، قالی –از قالی های ذهنی باف و حفظی باف تا قالی های تمام ابریشم امروزی– بافته اند. به عبارت بهتر، یک خانواده قمی را معرفی می کنیم که خانم های چهار نسل شان به ریسندگی و بافندگی اشتغال داشته اند. آن ها در محضر هیچ استاد کاشانی یا استادان شهرهای دیگر این مشاغل را نیاموخته اند. خانم مهری سادات فرهادی قمی بر قمی بودن خود وخاندانشان تأکید دارد و معتقد است قالی بافی قم طرح، نقشه و چله کشی -ایشان از این واژه به جای چله دوانی استفاده می کند- مستقلی داشته، و از گره فارسی (به گفته ایشان ریشه قمی) استفاده می شود. معتقد است آنچه امروزه تحت عنوان قالی قم بافته می شود، در اصل با گره ترکی وبیشتر ابزار باف است تا دستباف. هنر بافنده را علاوه بر ریشه زدن، در پود دادن، شانه زدن، سرکش کردن و قیچی کردن می داند. اینکه ریشه را با قلاب، پود دادن را با سیخ و قیچی کردن را به بعد از بافت توسط دستگاه (پرداخت) انجام دهیم، ابزار بافی است و هنر دست قالی باف را نشان نمی دهد. در مقدمه بحث مان، لطفاً ابتدا خودتان را معرفی فرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم، من مهری سادات فرهادی قمی هستم. اول اینکه سن خانم ها را نمی شود پرسید اما من می گویم. من شصت و سه ساله هستم و از بچگی یعنی از وقتی که یادم می آید پهلوی مادرم قالی می بافتم. مادر بزرگم یعنی مادرِ مادرم مرحومه سلیمه سلطان خوش لهجه مطلق پارچه یعنی کرباس می بافته و چون زن خیلی تمیز و مومنه ای بوده، مورد اعتماد و اطمینان مردم قم بوده است. مردم بیشتر دوست داشتند از ایشان کرباس بخرند. بیشتر برای خلعت (کفن) که می بردند کربلا آنجا روی آن جوشن کبیر می نوشتند. البته کرباس رنگی هم می بافت که برای لباس استفاده می شد. بعد از کرباس چه؟ بیشتر اتاق های خانه های قم قبل از سال پنجاه با گلیم فرش می شد. گلیم ها یا پنبه ای بود یا پارچه ای، که حالا به آن ها می گویند گلیم کهنه ای، یک نمونه شو آنجا دم ستون می بینید. نزدیک عید نوروز که می شد، مثلاً سه ماه مانده به عید، مردم لباس نو می خریدند. بعد لباس کهنه ها را قیچی قیچی می کردند. با اینها و تکه پارچه های دیگه ای که نگه داشته بودند، گلیم می بافتند. سال نو که می شده گلیم نو هم داشتند. نوع دیگرش گلیم پنبه ای بود. این از لوکه پنبه هست هر چه که ضایعاتی کارخانه ای بود، می گرفتند. آن ها را این طور فتیله ای می کردند می بافتند ، به این ها گلیم پنبه ای می گفتند. اعیان و اشراف و ارباب های قم که در خانه های خود فرش دستباف داشتند. رعیت ها و مردم عادی این گلیم ها را می انداختند زیر پای شان، این ها چون پارچه و نخ بودند، در گرمای تابستان خنک بودند. شب ها پشت بام می انداختند، می خوابیدند. زمستان ها هم چون عایق بودند، در اتاق هایشان می انداختند. از سال پنجاه به بعد مردم قالی ماشینی خریدند و جای گلیم را قالی ماشینی گرفت. زن ها هم از گلیم بافی رفتند سراغ قالی بافی. مادرم نزد زن داداشش قالی بافی یاد گرفت و من پیش مادرم. من خودم عاشق قالی و گلیم هستم. هر چه که اینجا هست من خودم بافتم. تصویر 1- نمونه ای از گلیم، اشاره شده در گفتگوی خانم فرهادی فقط بافنده بودید؟ نه من تقریباً تمام کارهای قالی رو خودم انجام می دهم. از بس اذیت می کردند. بدقولی می کردند. دستمزد بالا می خواستند خودم رفتم دنبالش و یاد گرفتم. همین بالا عَلَم چله کشی دارم خودم ازصفر تا صدش را انجام می دهم. چون دیگر کسی نیست انجام بدهد. چله کشی قم با جاهای دیگر فرق دارد. چون سنتی است. دیگر منسوخ شده از بین رفته الان همه ترکی می دوانند. قالی بافی شان هم دیگر ترکی است. حتی این افغانی ها که دارند می بافند ترکی می بافند. اصلاً الان دیگرکسی چله قمی، ریشه قمی (گره فارسی یا نامتقارن) نمی زند. یکی از بازمانده هایی که هنوز چله قمی و ریشه قمی می زند، من هستم. ببینید چله کشی قالی های امروزی دو طرف تارها باز است اما چله کشی قمی قسمت بالایش باز است اما قسمت پایین، ببینید، بسته است. چگونه چله دوانی را یاد گرفتید؟ مادر من پدرش میرزا بود، قالی را برای خودش می بافت. برای استاد کار نمی بافت. بعد که پایین می آمد، می بردیم بازار می فروختیم. اولش چله دوان میاوردیم خونه چله بدواند. خیلی اذیت می کردند. قالیتون کوچیکه، صرف نمیکنه من بیام. نمیدونم وقت ندارم. من زرنگ بودم. دقت می کردم ببینم چکار می کنند. بعد می گفتم آقا بشین چایی بخور، من می دوزم. بعد مثل خودش حتی بهتر می دوختم. چله را اول می دواندند بعد روی دار (دستگاه قالی) می ریختند. هر دفعه از استادکار می پرسیدم مثلاً اندازه این چقدر است چقدر باید بریزی چه کار باید بکنی؟ او فکر می کرد که من مثلاً همین طوری بچه این خانم هستم، کنجکاوی می کنم. خوشحال هم می شد کمکشون هم که بودم راضی بودند، چون دوخت های محکم می زدم. بعد از این گره های بالا را هم که سه تا می زد می گفتم بقیه را بده من بزنم. گره اولیه بالای آن که بایستی محکم زده بشود، یک در میان را شل می انداخت من قشنگ از او یاد می گرفتم، خودم گره می زدم. چله را که می ریخت روی طاق پایینش رو باید می دوخت. من کمکش می دوختم. همینطوری خرد خرد یادگرفتم. دیگه خودم چله قالی هامون رو می دواندم. چند تا از قالی هایی که خودم چله کشی کردم مادرم نفروخت. طرح و نقشه چی؟ تا جایی که من یادمه رسم نبود نقشه را کامل بدهند. سریالی، هر دفعه یک قسمت نقشه را می دادند تا قالی کامل بافته می شد. خوب، مثلاً آن کناره را از روی یک قالی دیگر بافتیم. بعد یک آقای نقشه کشی بود، نقشه های خود را می فروخت. من نقشه های او را خریدم گذاشتم در خانه. هر دفعه یکی را بافتم (نام طراح را ایشان گفتند که محفوظ است). من به شما بگم آقا، منسوخ شد. نقشه قمی، چله کشی قمی، ریشه قمی، پود و شونه قمی، سرکشی و قیچی قمی همه منسوخ شد. قالی قمی که پرداخت نمی رفت. از دار که میومد پایین میوفتاد زیرپا. هنر قالی باف به همین ریشه و پود وشونه و سرکشی وقیچی هست که تفاوت کار دست رو با ابزار بافی نشون می ده. قالی که با قلاب می بافن با سیخ پود میدن تازه بعد از پایین کشی کارش شروع میشه. قیچی که نمی زنن میدن دستگاه به اصطلاح پرداخت می زنن. بعد رفو و اگر سره داشته باشه با دستگاه می گیرند. بعد از همه اینها تازه میدن شستشوی تخصصی. من به این میگم ابزار بافی فقط ریشه رو قالی باف می زنه خوب اونم بدن دستگاه بشه فرش ماشینی. لطف قالی دست باف در این است که انرژی و سوخت کمتری می برد و این به نفع کشور است. درست است که وقت بیشتری می برد ولی هم باعث اشتغال خانم ها در منزل خودشان می شود و هم سودآوری آن بیشتر است و باعث کمک به اقتصاد کشور می شود. با قلاب ریزتر در می آد؟ نه راحت تر است. تندتر تمام می شود. ما الان قالی می بافیم. قالی های ما هم نازک است. نازک نازک از این چادر مشکی پشتش نازکتر است. دخترم الان دارم می بافد ریز قمی. شنیده ام که دختر خانم شما هم قالی باف است. خانمی که شمارو معرفی کرد راجع به یک افتخار در رومانی می گفت. موضوعش چه بود؟ یک آقایی مثل شما آمد اینجا. فامیل ایشان را نمی دانم. از ریسندگی، رنگرزی، چله کشی، قالی بافی، گلیم بافی ما همه را فیلم برداری کرد. تز دکتراش بود. فرستاد برای یک کارگردانی در رومانی هم دکترای خودش را گرفت، هم در یک جشنواره برنده شد. من دیگر آقا را ندیدم. پیدا نکردم دیگر نمی شناسم که او را پیدا کنم. تصویر 2- کناره ای که نقشه اش از روی قالی دیگری اقتباس شده است شما قالی باف هم دارید. مثل تولیدکننده ها؟ نه، من فقط خودم هستم من بمیرم دیگر مثل من نیست. این ببینید این گلیم ها را ببینید اینها را همه خودم بافتم. من فرش خرسک قم را زنده کردم. منظورتان این است که خانم های قمی دیگر رغبتی به قالی بافی ندارند. به نظر شما چرا؟ یکی دستمزد که امروزه خیلی کم مزد می دهند و دیگری عدم داشتن پشتوانه و حمایت. آرم یا برندی روی قالی هایتان می نوشتید؟ فقط برای دختر و عروسم که قالی بافتم بالاش نوشتم " هدیه مادر". فرمودید قالی بافی را نزد مادر یاد گرفتید. اسم مادر تان چیست؟ بتول خانم خوش لهجه مطلق، ما بیشتر قالی و پشتی هایی که با هم می بافتیم جفت بود. این دار قالی شما فلزی هست ظاهراً بالاش پیچ داره این پیچ ها برای چیست؟ این ها برای تنظیم ارتفاع هست. دارهای قالی چوبی بود، بعداً فلزی شد. شما با دار چوبی کار کردید؟ بله زمین را می کندند. پایه هاشو در گودال قرار می دادند و دورش گچ می ریختند. بله اول با آنها می بافتیم. ده تا گلیم فرش برای میراث فرهنگی بافتم. حالا یک وقت بروید ببینید ده تا گلیم فرش. روی نیمکت ها انداخته اند. از بافته هایتان چیزی هم نگاه داشته اید؟ همه گلیم ها و قالی هایی که اینجا پهن شده خودم بافتم. خیلی هاشم فروختم. تصویر 4- یک جفت پشتی های بافته شده توسط خانم مهری سادات فرهادی قمی تصویر 5- سرکار خانم مهری سادات فراهانی قمی در کنار دار قالی فلزی قالی ابریشم هم بافته اید یا فقط کرک؟ بیشتر کرک و کرک گل ابریشم بافتم. تمام ابریشم هم بافته ام. این ابریشم است برای خودم بافتم. یک ابریشم این قدری برای خودم نگه داشتم. چله کشی قمی، ببینید پایین تار ها باز نیست، بسته است. تصویر 6- قالی تمام ابریشم که خانم فرهادی قمی برای خودشان بافته اند همه را گره (ریشه) فارسی می زدید؟ بله. این ریشه ها، اول اینکه مثل قالی کرمان می ماند پرزش از بین نمی رود. روی یک تار گره می خورد، تار دیگر باز است. اما وقتی دو گره (گره متقارن، گره ترکی) می زنند، البته برای تولید کننده صرف می کنه چون قالی زودتر بالا میاد، اما برای زیرپا خوب نیست چون وقتی که روی فرش راه می روند، گره ها ساییده می شود و پرز قالی از بین می رود. ولی یک فرش با چله کشی و ریشه قمی (گره فارسی) بعد از پنجاه سال هنوز پابرجاست. مگر اینکه بید بزند یا حشره بخورد. شما فرمودید که مادرتان، خودتان و دختر خانم تان برای خودتان می بافید. آیا این به صرفه تر است یا دستمزدی برای بافنده بافتن؟ برای ما که خیلی کارهای قالی را خودمان انجام می دهیم، وقتی خودم می بافم و وسائلش را خودم تهیه می کنم. خیلی به صرفه تر است. فرمودید پس از اتمام قالی می برید بازار می فروشید. قبل از انقلاب یادمه چک دوماهه می دادند. اصطلاحی هم داشتند میگفتند دوماه نقده. البته اون موقع تورم هم نبود. حالا چی؟ وقتی می خرند به شما چگونه پول می دهند. نقد می دهند یا مدت دار؟ هنوز هم به خواری زاری. آقا، وقتی که قالی پایین میاد، به اشتیاق و به خوشی و به خوبی میان می برند. اصلاً انگار سند خانه آنها در خانه ما جا مانده می دوند این را برمی دارند می روند به یک شب هم نمی گذارند اینجا بماند تندی می برند به خدا، اما برای پولش باید دنبالش بدویم. آقا یکی بود که من رفتم نماز جعفر طیار خوندم تا به دلش بیفته پولمو بده. آخرین قالی که بافتید؟ آخرین قالی که بافتم گفتم که در میراث فرهنگی است. آنها هم پول دادند یا آنها هم مثل دیگران نه آنها هم پول ندادند. الان می برم بالا می بینی طبقه ها را به جای پول به من دادند. شما بیمه قالی بافی شده اید. من دبیر بازنشسته هستم. بیمه آموزش و پرورش. شما عضو اتحادیه بافندگان، تولید و فروش فرش دستباف هستید؟ عضو اتحادیه یک دفعه رفتم یک چیزی نوشتم. یک کارت کوچک هم دارم ولی هیچ وقت مراجعه نکردم. اصلاً در انتخابات آنها زن ها شرکت دارند؟ نه. فکر نکنم. من چون خودم فرهنگی بودم دنبال این کارها نبودم. یک موضوع دیگه ای که قدیم نبود حداقل تو قم نبود. کدبافی هست. شما موافق هستید با کد بافی؟ اصلاً و ابداً. مخصوصاً می خواهند ریشه قالی را از بیخ و بن بکنند. این کد رو که دستگاه هم می بافه. قالی باف باید با نقشه و طرح ارتباط برقرار کنه. ما گاهی در نقشه بعضی رنگ ها رو عوض می کنیم چون به نظرمان بهتر جلوه می کند. قالی باف هنرمنده. دستگاه فرش ماشینی یا کارگر ساده نیست. این دستگاه چیه؟ این دستگاه پارچه بافیه. این را گرفتیم برای حاج آقامون. گفتیم حالا که بازنشسته شدی بشین پارچه بافی کن. حوصله شو نداشت. خیلی ممنون. لطف کردید وقت گذاشتید. من قطعاً دوباره خدمت می رسم. خیلی پرسش ها برایم پیش آمد. انشالله وقتی دیگر که دختر خانم تان هم باشند.





دیدگاه کاربران
0 دیدگاه
دیدگاه خود را ارسال کنید