30 مقاله یافت شد

ساختار بازار جهاني فرش دستباف و بازارهاي هدف صادراتي ايران

چكيده تحقيق حاضر با هدف تعيين نوع ساختار بازار تجارت جهاني فرش دستباف، ساختار صادرات فرش ايران با شركاي تجاري و شناسايي بازارهاي هدف آن تدوين يافته است. اين تحقيق از هفت قسمت شامل مقدمه، مباني نظري و روش شناسي تحقيق (در دو محور ساختار بازار و بازارهاي هدف)، ساختار تجارت (واردات و صادرات) جهاني آن كالا، ساختار صادرات فرش دستباف ايران با شركاي تجاري، رابطه مبادله خالص و درآمدي فرش صادراتي ايران، بازارهاي هدف فرش صادراتي ايران، نتيجه گيري و پيشنهادات تشكيل شده است. نتايج حاصل از تحقيق نشان ميدهد ساختار تجارت جهاني فرش دستباف از انحصار چند جانبه با نوساناتي طي دوره ٢٠٠٠ - ١٩٧٥ مواجه بوده است. بررسي طرف عرضه ساختار تجارت جهاني نيز گوياي آن است كه ساختار انحصار چند جانبه صادرات متحول شده و از قدرت انحصاري صادركنندگان آن كاسته شده است، در مقابل ساختار واردات فرش از انحصار چند جانبه پيروي نموده است. مقايسه صادرات و واردات جهاني فرش دستباف گوياي آن است كه انحصار از آن واردكنندگان است تا صادركنندگان. ساختار صادرات فرش ايران با شركاي تجاري نشان ميدهد كه واردكنندگان فرش از ايران از ثبات نسبي برخوردار نبوده اند بگونه اي كه طي سالهاي 1358-67 پيوسته از قدرت چانه زني ايران در ميان واردكنندگان كاسته شده، اما طي سالهاي 1368-80 بويژه برنامه اول توسعه، با ورود تعداد زيادي كشور به جمع واردكنندگان از قدرت انحصاري آن كشورها كاسته شده است. شايان توجه است غالبًا كشورهاي اصلي واردكننده فرش دستباف از ايران، به صادرات مجدد به بازارهاي مصرف نهايي مبادرت مي ورزند و هم اينك علي رغم مركز مهم توليد جهاني فرش دستباف در خاور نزديك، كشورهايي از اروپا (آلمان)، شرق آسيا (هنگ كنگ)، خليج فارس(امارات متحده عربي) مراكز مهم تجارت جهاني فرش دستباف (بورس كالايي تخصصي بين المللي) به شمار مي آيند. رابطه مبادله پاياپاي خالص فرش دستباف صادراتي ايران طي سال هاي 1358-80 با نوسان، رو به كاهش نهاده است و افزايش حجم صادرات آن كالا موجب شده كه رابطه مبادله درآمدي آن رو به بهبود گذارد. در پايان ٣٣ كشور كه ويژگ يهاي بازار هدف فرش دستباف صادراتي را دارا هستند، بعنوان بازارهاي هدف فرش دستباف صادراتي ايران شناسايي شده اند. تحقيق حاضر با جمع بندي، توصيه هاي سياستي، پيشنهادات و ملاحظات پاياني خاتمه يافته است.

تاریخ بارگزاری : 1383/01/01

پدیدآورنده : ميرعبدالله حسيني- زورار پرمه

ادامه مطلب

بررسي موانع و ارائه راهكارهاي بكارگيري تجارت الكترونيكي در زمينه توسعه صادرات فرش دستباف ايران

چکیده وجود برخي مشكلات در زمينه بازاريابي، عرضه و ارائه خدمات پس از فروش به مشتريان در بازارهاي جهاني باعث شده تا مشكلات زيادي براي دست اندركاران صنعت فرش دستباف ايران ايجاد شود و علي رغم عرضه محصولي اصيل، شاهد سير نزولي توليد و صادرات فرش دستباف ايران در سال هاي اخير باشيم و به طور كلي نسبت به ديگر رقباي خارجي در جايگاه پائين تري قرار گيريم. در اين تحقيق سعي شده است كه با بررسي مدل هاي مختلف تجارت الكترونيكي و مطالعات صورت گرفته در اين زمينه، نحوه به كارگيري و مزاياي استفاده از سيستم هاي مبتني بر آن ، مدلي براي موانع تجارت الکترونيکي در زمينه صادرات فرش دستباف ايران پيشنهاد و از طريق پرسشنامه و با در نظر گرفتن طيف پنج نقطه اي ليکرت و µ=3 به عنوان شاخص عوامل مربوط به مدل پيشنهادي، موانع موجو د در سر راه تجارت الکترونيکي در زمينه صادرات فرش دستباف ايران مشخص و با ارائه راه كارها و پيشنهاداتي براي صادركنندگان فرش، قدمي هر چند كوچك و ناچيز در جهت رشد و اعتلاي اين كالاي ارزشمند در جهان و دستيابي به موقعيت از دست رفته آن، حاصل شود . در نهايت موانع ت جارت الکترونيکي در زمينه صادرات فرش دستباف ايران به ترتيب اولويت به صورت زير تعيين شدند : ۱‐ مشكلات و موانع مربوط به زيرساختار اطلاعاتي ۲‐ مشكلات مربوط به زيرساختارهاي قانوني، حقوقي و امنيتي ۳‐ مشكلات و موانع زيرساختار انساني، آموزشي، فرهنگي و رفتاري ۴‐ مشكلات مربوط به زيرساختارهاي گمرکي، بازرگاني و مالياتي ۵‐ مشكل اينترنت ۶‐ مشكلات مربوط به زيرساختارهاي فني و سخت افزاري ۷‐ مشكلات مربوط به زيرساختارهاي مالي و نرم افزاري. کلمات کلیدی: ﺗﺠﺎﺭﺕ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻜﻲ /ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻜﻲ /ﻣﻮﺍﻧﻊ /ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎ /ﻓﺮﺵ ﺩﺳﺘﺒﺎﻑ /ﺍﻳﺮﺍﻥ

تاریخ بارگزاری : 1388/07/01

پدیدآورنده : ﺩﻛﺘﺮ ﺍﺣﻤﺪ ﺟﻌﻔﺮﻧﮋﺍد- ﻋﻠﻲ ﺳﺠﺎﺩﻱ ﭘﻨﺎﻩ- ﺳﻴﺪ ﺭﺣﻴﻢ ﺻﻔﻮﻱ ﻣﻴﺮﻣﺤﻠﻪ- ﻣﻬﺪﻱ ﺍﺟﻠﻲ ﻗﺸﻼﺟﻮﻗﻲ

ادامه مطلب

نیم نگاهی به روش طراحی استاد علی رشتی زاده

تبیین هنر استاد رشتی زاده بدون شناخت و تعریف قالی روستایی امکان پذیر نیست. باید دانست که زنان روستایی تمدن پارسی برای کسب درآمد یا تهیه کف پوش دست به بافت قالی نمی زدند. نیاکان اولیه ما معتقد بودند که جهان از قوانینی خارج از ذهن ما تبعیت نمی‌کند و دنیای بیرونی ساخته یا وابسته به ساختار فکری ماست و برای نیل و تحقق رویاها و آرزوها و خواسته های خود فقط کافی است به لحاظ ذهنی بر آن خواسته یا آرزو متمرکز شویم، آنگاه در دنیای بیرونی تحقق خواهد یافت. زن روستایی به قصد فروش یا خلق اثر هنری دست به بافت قالی نمی‌زدهْ بلکه معتقد بوده که اگر رویاهایش را در دنیایی چون قالی خلق کند آنگاه در دنیای بیرونی محقق خواهد شد... قالی پارسی رسانه است. رسانه توده‌های مردم این سرزمین اما زمانی فرا رسید که غربیان به اهمیت این اسناد تاریخی پی بردند و سعی در جمع آوری این اسناد نمودند. همچنان که تقاضا برای این رسانه بالا می‌گرفت هنرمندان دیگری به این جرگه اضافه شدند و برای قالی که تا آن زمان ذهنی بافی بودْ نقشه تهیه کردند و در کارگاه‌های شهری مشغول به تولید آن شدند. اما استاد رشتی‌زادهْ مسابقه بافت قالی شهری را رها کرد و قالی اول خود را با طرحی آغاز نمود که تا آن روزگار به ذهن کسی نرسیده بود...

تاریخ بارگزاری : 1399/03/19

پدیدآورنده : مسعود محمدبیگی

ادامه مطلب

پیرامون فرش دستباف و نگهداری از آن

فرش دستباف این هنر فاخر ایرانی همچون شعری ناب، تخیلات هنرمندان این سرزمین را بر سطور تار و پود خود با سرپنجه بافندگان صبور، گره به گره در قالب بهشتی رویایی با انبوهی از گل ها و پرندگان و چرندگان متجلی کرده است. این بهشت خیال انگیز از هزارهای دور همواره چشم نوازترین چشم اندازها را به چشمان متحیر انسانهای هنر دوست و زیبا پسند ارزانی داشته است. حال باید دانست که چگونه میتوان از این گلستان پر نقش و نگار حفاظت و نگهداری کرد. قبل از هر مطلبی باید بدانیم که تاروپود این دستبافته های فاخر از چه جان گرفته اند.

تاریخ بارگزاری : 1400/04/30

پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)

ادامه مطلب

پیرامون نگهداری فرش دستباف و مطالب متدرج در صفحات اینترنتی و برخی کتب

تاریخ بارگزاری : 1404/04/19

پدیدآورنده :

ادامه مطلب

زمان در بستر گره‌ها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی

در جهانی که سرعت، ارزش شمرده می‌شود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت می‌کنند، بیش از هر زمان دیگری ضروری‌اند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمی‌تاباند، بلکه آن را در خود ثبت می‌کند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشته‌ای که فلسفه، زیبایی‌شناسی و مردم‌نگاری را به هم پیوند می‌زند.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

این مقاله عنوان ندارد اما تلاشی است درپاسخ به چیستیِ قالیِ ایران

اگرچه هنوز هم اکتشافات باستان‌شناسانه، به‌صورت پراکنده و حیرت‌انگیز، انواعی از قالی و گلیم را از هزاره‌های تاریخ در برابر ما قرار می‌دهد، اما پرسش اصلی همچنان برای پژوهندگان باقی است. پرسشی مهم و هویت‌شناسانه که پاسخ به آن علاوه بر روشنگری در کارکردهای اولیه، نوعی کالبدشکافی در شکل‌گیری و تحولات فرش دستباف به‌عنوان یک پدیدهٔ[1] اجتماعی است و شاکلهٔ یادداشت پیش‌روست. [1]- پدیده یا فنومن Phenomenon واژه‌ای فلسفی است که به هر رویداد قابل مشاهده و تجربه (به طورمستقیم یا غیر مستقیم) گفته می شود. پدیده در زبان فارسی صورتی از واژۀ پارسیِ میانه "پددیدَگ" است که از دو جزء پَد (به) + دیدَگ (دیده) گرفته شده و به معنای دیدارپذیر است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : تورج ژوله | پژوهشگر فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور

قالی، برخلاف بسیاری از صنایع‌دستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه می‌تواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچ‌کدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمی‌کند. قالی، عرصه‌ای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن می‌غلتد، دست‌وپا می‌زند، می‌افتد و برمی‌خیزد، نگاه می‌کند، تصویر می‌سازد و دنیا را می‌آموزد. برخلاف گهواره‌های چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون می‌آید، قالی گهواره‌ای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی می‌ماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران

ادامه مطلب

قالی به مثابه بوم مینیاتور: روایتی تازه از قالی ایرانی با سینا ایران نژاد

"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سال‌های اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازه‌ها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال می‌کردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالی‌ای با نقشه‌ای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایران‌نژاد. [1]- Visionary Art [2]- از شناخته‌شده‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های هنر بینشی

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سعید صیادی، پژوهشگر حوزه هنر و فرش دستباف ایران

ادامه مطلب

بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی

مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگی‌های فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگی‌هایی مانند شالوده‌شکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی کلاسیک، مفهوم‌محوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازه‌ای می‌یابد و هر روز پیچیده‌تر می‌شود. در فقدان نقد نظام‌مند، بسیاری از لایه‌های فرم‌شناختی، زیبایی‌شناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا می‌ماند و این امر می‌تواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزش‌گذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایه‌های چندگانهٔ زیبایی‌شناختی، اجتماعی و زمینه‌مند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیق‌تر آن‌ها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیه‌ای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی

فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ به‌صورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گل‌های قالی کرمان، شیفته‌ی فرش دست‌باف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانواده‌اش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه به‌طور جدی دنبال کند. به‌قول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمی‌شد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمی‌شد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانش‌آموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

انواع کاربردهای فیزیکی دستبافته های ایرانی (با تمرکز بر سبک قالی بافی)

آیا می‌دانستید قالی ایرانی فقط برای پوشاندن زمین بافته نمی‌شود؟ مقدمه قالی ایرانی، روایتگر زندگی، فرهنگ، و نیازهای نسل‌های گذشته است. آنچه ما امروز با عنوان "قالی" یا "فرش دستباف" می‌شناسیم، در واقع مجموعه‌ای گسترده از دست‌بافته‌های متنوع است: قالی، گلیم، جاجیم، پلاس، چنته، خورجین و... این بافته‌ها نه‌تنها کف خانه‌ها را می‌پوشاندند، بلکه دیوار، سقف، بستر خواب، بار چهارپایان، وسایل حمل، مبلمان، و حتی ساختارهای آیینی و نمایشی را نیز در بر می‌گرفتند. در این مطلب، به شیوه‌ای آموزشی و خلاصه‌، کاربردهای فیزیکی دست‌بافته‌های ایرانی را مرور می‌کنیم؛ کاربردهایی از دل زندگی مردم، نه صرفاً از پشت ویترین موزه‌ها.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

مروری بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تاکنون

این مقاله مروری‌ست بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تا دوره معاصر (بازه زمانی 1300 تا 1370) که در آن به آغاز تجارت قالی ایرانی در دوره صفوی، توسعه تجارت جهانی قالی ایرانی در دوره قاجار و ارزش قالی ایرانی در بازار در بازه زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ شمسی پرداخته‌شده‌است.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : فتحعلی قشقایی فر، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان

ادامه مطلب

نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان

نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره‌ اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگی‌هایی آن و اینکه چرا اثر می‌تواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر می‌کند، برای آن افق انتظار می‌سازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم می‌آورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینه‌هایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی می‌شود و در معرض داوری قرار می‌گیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده می‌شود، چه انتظاری از آن می‌رود و بر چه اساسی ارزش‌گذاری می‌شود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

میان سنت و نوآوری؛ روایت یک طراح در جستجوی ارزش قالی ایرانی

من حبیب‌الله رضایی هستم. مسیر حرفه‌ای من در طراحی فرش دستباف از سال ۱۳۹۰ آغاز شد؛ مسیری که برخلاف بسیاری از فعالان این حوزه، هیچ ریشه خانوادگی در آن نداشت. ورود من به دنیای فرش دستباف، نه از دل یک کارگاه قدیمی و نه از میان نسل‌های قالیباف، بلکه از مسیر رشته گرافیک شکل گرفت. دوران دانشجویی‌ام را در رشته گرافیک گذراندم؛ مقطع کاردانی در یزد و کارشناسی در تهران. در همان سال‌های دانشجویی در یزد، در خوابگاه با چند دانشجوی رشته فرش دستباف آشنا شدم. همین آشنایی ساده، آرام‌آرام دریچه‌ای تازه به روی من باز کرد. آن‌ها برای طراحی نقشه‌های فرش دستباف خود نیاز به رنگ و نقطه‌گذاری داشتند و من که به طور جدی درگیر طراحی و نقاشی بودم، از روی علاقه شروع به کمک کردن آنها کردم. کم‌کم کار به جایی رسید که در کنار پروژه‌های گرافیکی خودم، نقشه‌های قالی دوستانم را نیز رنگ و نقطه می‌کردم. آن زمان شاید فقط از سر علاقه و کنجکاوی این کار را انجام می‌دادم، اما بعدها فهمیدم همان تمرین‌های مداوم، در واقع نوعی آموزش ناخودآگاه برای من بوده است. هر بار که نقشه‌ای را رنگ می‌کردم، اصول طراحی، تناسبات و ساختار نقشه قالی، بی‌آنکه متوجه باشم در ذهنم شکل می‌گرفت. بعد از پایان دوران دانشجویی، در سال ۱۳۹۰ اتفاقی افتاد که مسیرم را جدی‌تر کرد. در استان قم، یک مجموعه تولیدی فرش دستباف به‌طور اتفاقی پروژه‌ای برای طراحی نقشه فرش دستباف به من پیشنهاد داد. در آن زمان هنوز تجربه مستقل طراحی قالی نداشتم. پیش از آن فقط در کنار دانشجویان فرش دستباف با نقشه‌ها کار کرده بودم، نه اینکه خودم طراح یک پروژه باشم. با این حال پیشنهاد را پذیرفتم. دلیلش یک باور ساده بود: به نظرم طراحی گرافیک و طراحی قالی فاصله زیادی از هم ندارند و هر دو در نهایت با تصویر، ترکیب‌بندی و رنگ سر و کار دارند. در آن پروژه از دانشی که در طراحی و نقاشی داشتم استفاده کردم و از طرف دیگر با دوستانی که در رشته فرش دستباف تحصیل کرده بودند مشورت گرفتم. نتیجه کار رضایت سفارش‌دهنده بود و همین رضایت، برای من تبدیل به یک انگیزه جدی شد. از همان زمان جرقه‌ای در ذهنم شکل گرفت که شاید بتوانم این مسیر را به صورت حرفه‌ای ادامه بدهم. پیش از آن، برای پیشرفت در رشته خودم کلاس‌های خصوصی زیادی در زمینه طراحی و نقاشی رفته بودم. تلاش کرده بودم تکنیک‌های مختلف طراحی و نقاشی دستی مثل سیاه‌قلم، ذغال، کنته، پاستل، گواش و اکریلیک و رنگ روغن را یاد بگیرم. در کنار آن طراحی با نرم‌افزارهای کامپیوتری را نیز به صورت حرفه‌ای آموزش دیده بودم. اما حالا تصمیم گرفته بودم وارد دنیای طراحی قالی ایرانی شوم و می‌دانستم برای این کار باید اصول تخصصی طراحی فرش دستباف را نیز یاد بگیرم. به همین دلیل در تهران نزد استاد هوشنگ زارع‌اصل اصول طراحی قالی ایرانی را آموختم و پس از آن مدتی نیز شاگرد استاد علی خلیقی و استاد زرینی بودم. در کنار این اساتید زبردست، نکات بسیار مهمی درباره ساختار طراحی قالی، ترکیب‌بندی نقوش و نگاه سنتی به نقشه فرش دستباف یاد گرفتم. چند ماه آموزش فشرده گذشت و بعد از آن با کوله‌باری از دانش تازه به قم بازگشتم. از سال ۱۳۹۳ به بعد، با ترکیب تجربه‌هایی که در طراحی و نقاشی سنتی داشتم و دانش نرم‌افزارهای گرافیکی و آموزش‌هایی که در طراحی گرافیک و فرش دستباف دیده بودم، فعالیت مستقل خودم در طراحی و نقاشی قالی را آغاز کردم. اولین طرحی که ارائه دادم یک طرح در اندازه ذرع و چارک بود؛ طرحی که با استقبال خوبی در بازار روبه‌رو شد و همان طرح نیز به مرحله تولید رسید.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : فاطمه حسنی | دانشجوی رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

از گرافیک تا بازتعریف ارزش در بازار قالی ایرانی

داستان مسیر حرفه‌ای مسعود آرزومند، از فعالانِ جوانِ بازارِ قالی ایرانی گاهی مسیر حرفه‌ای آدم‌ها از همان نقطه‌ای شروع می‌شود که فکرش را نمی‌کردند؛ اما همان نقطه، آینده‌شان را می‌سازد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران‌گره

ادامه مطلب

خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا

فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی،‌ خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

آموزه ها | شناخت الیاف فرش دستباف و نکاتی برای نگه داری از آنها

با توجه به این که تمامی فرش‌های دستباف ایرانی از الیاف طبیعی نظیر پشم، پنبه و ابریشم بافته می‌شوند، آگاهی از ویژگی‌های این الیاف در فرایند نگهداری و مراقبت از آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ممکن است ساختار یک فرش دستباف ایرانی کاملاً از الیاف پشمی یا ابریشمی تشکیل شده باشد، یا ترکیبی از پشم، ابریشم و پنبه باشد. در این میان، الیاف پنبه معمولاً به‌عنوان تار یا پود استفاده می‌شوند، در حالی که الیاف پشم و ابریشم می‌توانند هم به‌عنوان تار، هم پود و هم پرز در بافت فرش دستباف به‌کار روند. در ادامه، انواع الیاف، ویژگی‌های منحصر به فرد هر یک و تأثیر عوامل محیطی بر آن‌ها بررسی شده و در نهایت، نکات مهمی در خصوص نگهداری صحیح فرش دستباف ایرانی با الیاف طبیعی ارائه خواهد شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

سواد و بیاض فرش دستباف ایرانی

خوش‌بختانه فرش دستباف ایران دارای کران‌مندی پر وسعتی در حوزه پژوهش است که هر یک از کرانه‌های آن فرهنگ و هنر والای ایرانیان را به‌خوبی بازتاب می‌دهد. تاریخ، جامعه‌شناسی، فناوری‌های بافت و رنگرزی، طرح‌ها و نقوش، نیروی انسانی متبحر، مهارت‌های مرمت و بازسازی، اقتصاد، ایده‌ها و خلاقیت‌های تولیدکنندگان و... موضوعات و رویکردهای پژوهشی هستند که در دو دهه اخیر با حضور دانشگاه‌ها و پژوهشگران علاقه‌مند در عرصه فرهنگ و هنر سنتی ایرانیان مورد توجه بوده‌اند.

تاریخ بارگزاری : 1404/09/20

پدیدآورنده : بیژن اربابی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، مدرس و پژوهشگر فرش دستباف

ادامه مطلب

در لایه‌های زمان: تاریخِ درهم‌تنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی

در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستاده‌ایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ به‌جا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایت‌هایی درهم‌تنیده بدل می‌کند که لایه‌های گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار می‌سازند. تاریخی درهم‌تنیده که در آن گذشته نه مجموعه‌ای از روایت‌های جداگانه، بلکه منظومه‌ای از تعامل‌ها، تداخل‌ها، هم‌نشینی‌ها و لایه‌بندی‌هاست.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

ناگفته‌هایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی

در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی می‌کند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

سید علی مرتضوی؛ راویِ دوستیِ دیرینه با قالی ایرانی، از بازار تهران تا جهان

سید علی مرتضوی، گفت‌وگو را با نشان‌دادن عکسی از دوران جوانی‌اش آغاز می‌کند؛ عکسی در پارک‌شهر، زمانی که تنها سه سال از آمدنش به تهران می‌گذشت و تازه قدم در بازار کار گذاشته بود. سال ۱۳۳۶ در خانواده‌ای اصیل از روستایی در شهرستان میانه‌ِ آذربایجان شرقی به دنیا آمد و از همان کودکی، شرایط زندگی‌اش او را آرام‌آرام به‌سوی بازار قالی ایران سوق داد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

تشخیص قدمت و اصالت در فرش دستباف ایرانی

رویکردی تحلیلی به نشانه‌های بصری و فنی تشخیص سن و اصالت یک فرش دستباف، از دشوارترین مباحث کارشناسی در حوزه‌ی فرش دستباف ایرانی است. این فرآیند بیش از آنکه بر پایه‌ی ظاهر عمومی اثر استوار باشد، بر شناخت عمیق از تاریخچه‌ی بافت، ساختار فنی، نظام رنگی و ویژگی‌های طرح‌شناختی تکیه دارد. فرش دستباف، همانند هر اثر هنری دیگر، حامل امضا و نشانه‌های زمان خود است؛ و هر گره آن می‌تواند سندی از دگرگونی‌های اجتماعی، فنی و زیبایی‌شناختی یک دوره باشد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان | مرمتکار، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

چشم‌انداز موزه فرش ایران، نگاهی به مسیر نوین مدیریت، حفظ اصالت و آینده موزه فرش ایران، گفت‌وگو با محمدجواد اینانلو، رئیس موزه

در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشم‌اندازها»، این‌بار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینه‌ای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهم‌ترین مراکز هویت‌ساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

در جست‌وجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر

مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغه‌مندان و علاقه‌مندان فرش دستباف در راه‌اندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران می‌گذرد؛ تلاشی که، دست‌کم بر بنیاد سرفصل‌های مصوب آموزشی، با اهداف، چشم‌اندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکل‌گیری این رشته را می‌توان یکی از مهم‌ترین کوشش‌ها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه می‌طلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقع‌بینانه، برخی از ظرفیت‌ها و نقاط قوت و در عین حال چالش‌های آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ به‌ویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشته‌های سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگی‌ها و چالش‌های بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفه‌ها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم می‌یافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهم‌تر، منطق عرضه و تقاضا ــ به‌مثابه یکی از بنیادی‌ترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم می‌کرد. از این منظر، انتقال چنین حوزه‌هایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصت‌هایی ارزشمند برای نظام‌مند شدن آموزش فراهم آورد، اما هم‌زمان دشواری‌های تازه‌ای را نیز پیش روی سیاست‌گذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچ‌یک از این دو شیوه آموزشی را نمی‌توان به‌طور مطلق کامل و بی­نیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربه‌های برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : حجت‌ رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک

ادامه مطلب

روایت یک مسیر؛ از بافندگی تا راهبریِ هنریِ نسل نو گفتگویی ویژه با لیلا جلالی، بافنده، پدیدآورنده‌ و مدرس بافت قالی

روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانه­های ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاه­های صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصه­هایشان را لابلای گره­ها می­بافتند، جان می­گرفت. فرش دستباف برای قرن­ها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بی­علاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف می‌دانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزه­ای و خاطره­ای دور است؟ واقعیت این است که گره­های سنتی با روش­های قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربی‌گری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سخت­ترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه می­توان از دل این بی­علاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی

ادامه مطلب

نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشه‌ی راهی برای نسل نو

مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیده‌هایی در دنیای هنر است که می‌تواند هم‌زمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «هم‌زمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمان‌یافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از این‌ها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبک‌ها، سنت‌های بصری و دگرگونی‌های ذائقه‌های زیبایی‌شناسانه‌ای که در طول سده‌ها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ می‌کند و بازمی‌تاباند. در دوران معاصر، بر این لایه‌های از پیش موجود، لایه‌های تازه‌ای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، به‌ویژه در قلمرو هنر، پیچیده‌تر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوم‌محور و پرسش‌گر خود، قالی را نه به‌عنوان یک کالای تزئینی، که به‌مثابه رسانه‌ای برای بیان ایده‌ها، روایت‌ها و دغدغه‌های امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را به‌عنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیک‌های سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانه‌ای برای خلق اثر هنری به شمار می‌آیند. هم‌زمان، گسترش «دیزاین» به‌عنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازه‌ای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیده‌تر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را می‌توان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورت‌بندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعه‌شناسی علم معرفی کرده‌اند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژه‌هایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظام‌های دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم می‌کنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم می‌سازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل می‌کند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیان‌بودگی[3]» را می‌توان به‌مثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش به‌صورت تثبیت‌شده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل می‌گیرند. این وضعیت را می‌توان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورت‌بندی کرد، جایی که معنا در میان‌فضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید می‌شود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را می‌توان به‌عنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که هم‌زمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میان‌بودگی شکل می‌گیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیق‌تری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست می‌دهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهان‌های اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آن‌ها ترجمه می‌شود و از سوی دیگر، به عنوان پدیده‌ای با ویژگی «درمیان‌بودگی»، در هیچ‌یک از این جهان‌ها به‌طور کامل حل نمی‌شود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ می‌کند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را می‌توان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل می‌گیرد. همین مرزی بودن است که افق‌های آینده فرش دستباف را می‌گشاید. فرش دستباف می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاین‌محور در یک رویداد طراحی، بی‌آنکه هیچ‌یک از این نقش‌ها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیده‌ای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند هم‌زمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپایی‌اش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار داده‌اند. پژوهش‌های تاریخی، فرش دستباف را به‌مثابه سندی از دوره‌های گذشته بررسی کرده‌اند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را به‌عنوان نمادی از هویت ایرانی کاویده‌اند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کرده‌اند که بر اساس رج‌شمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقه‌بندی است. هم‌زمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبک‌شناسی منطقه‌ای نیز کوشیده است قالی‌ها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساخته‌اند، اما هیچ‌یک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیده‌اند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیان‌بودگی» و شناوری میان آن‌ها شکل می‌گیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخ‌نگاری می‌توان یافت، نه در سبک‌شناسی، و نه در تحلیل‌های فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو می‌کاهند. گفتمانی که می‌تواند این چندلایگی را نه به‌عنوان یک مسئله طبقه‌بندی، که به‌عنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکان‌های تازه‌ای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخ‌نگاری، سبک‌شناسی و توصیف فنی جدا می‌کند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهت‌گیری زمانی آن است. تاریخ‌نگاری به گذشته می‌نگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبک‌شناسی در چارچوب قواعد شناخته‌شده به طبقه‌بندی آثار می‌پردازد. حال‌آنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را می‌کاود و امکان‌های آینده را می‌گشاید (Belting, 1987). اگر تاریخ‌نگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای می‌گیرد؟»، نقد می‌پرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران می‌گشاید؟». این جهت‌گیری آینده‌نگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل می‌کند که می‌تواند با پویایی فرش دستباف معاصر هم‌قدم شود. نقد، برخلاف تاریخ‌نگاری که گذشته را تثبیت می‌کند، از گذشته می‌گذرد تا راه‌های نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افق‌های تازه‌ای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

آینده‌ای که طراحی می‌شود، نه تکرار گفت‌وگو با سحر ایلخان درباره مسیر نسل نو در قالی ایرانی

سحر ایلخان، طراح فرش دستباف، از جمله طراحان نسل جدیدی است که مسیر حرفه‌ای خود را در نقطه‌ای شکل داده که بسیاری از جوانان امروز در آن ایستاده‌اند؛ جایی میان انتخاب و تردید، میان سنت و نوآوری، و میان آنچه آموخته‌اند و آنچه در واقعیت با آن مواجه می‌شوند. او با دیپلم ریاضی، در سال ۱۳۸۴ وارد رشته طراحی فرش دستباف در دانشگاه هنر تهران شد؛ انتخابی که به گفته خودش در ابتدا شاید کاملاً آگاهانه نبود، اما خیلی زود به مسیری تبدیل شد که با آن احساس تعلق عمیق پیدا کرد. برای او، طراحی فرش دستباف از همان سال‌های نخست تحصیل، از یک «رشته دانشگاهی» به یک «زیست» تبدیل شد؛ زیستی که در آن می‌توان ساعت‌ها در خلوت نشست، میان قواعد ریشه‌دار طراحی، سنت‌های تاریخی و ایده‌های نو حرکت کرد و به ترکیبی تازه رسید. ایلخان طراحی فرش دستباف را عرصه‌ای می‌داند که در آن، هم‌زمان با یک نظام دقیق و ساختارمند روبه‌رو هستیم و در عین حال، امکان بروز خلاقیت و ناخودآگاه هنرمند نیز وجود دارد. این نگاه، به‌نوعی بازتاب وضعیت نسلی است که باید میراثی تثبیت‌شده را در جهانی متغیر بازتعریف کند. مسیر حرفه‌ای او پس از پایان تحصیلات، از کارهای محدود و پراکنده آغاز شد؛ از ادیت و اصلاح نقشه‌ها در حوزه فرش ماشینی تا ورود تدریجی به طراحی مستقل. نقطه عطف این مسیر، حضور در شرکت سهامی فرش ایران و کار در کنار استاد فقیرحق بود؛ تجربه‌ای که به گفته خودش، ثانیه‌به‌ثانیه آن برایش آموختنی بوده است. او در ادامه با تولیدکنندگان مختلف در سبک‌ها و مناطق گوناگون—از قم و تبریز تا اصفهان و طرح‌های عشایری—همکاری کرده و این تنوع را یکی از مهم‌ترین عوامل رشد خود می‌داند. در کنار این مسیر، تدریس طراحی فرش دستباف و تجربه تولید نیز بخشی از کار اوست؛ مسیری که در آن، تلاش می‌کند میان آموزش، تجربه و عمل، پیوندی واقعی برقرار کند. برای ایلخان، طراحی فرش دستباف نه یک کار، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است؛ تا جایی که به گفته خودش، از صبح تا شب ذهنش درگیر نقشه‌ها، ایده‌ها و تصویرهای قالی است.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی، دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

چشم‌انداز آینده قالی ایرانی؛ از حکمت وجودی آن تا پایداری در اقتصاد جهانی

در این شماره از بخش «چشم‌انداز»، به سراغ گفت‌وگویی تحلیلی و راهبردی درباره آینده قالی ایرانی رفتیم؛ روایتی که بر مبنای دیدگاه‌های فرهنگی و اقتصادی آقای یحیی آل اسحاق، رئیس شورای راهبردی فرش دستباف ایران شکل گرفته و فراتر از یک گفت‌وگوی صنفی، به ترسیم نسبت میان «حکمت تاریخی قالی ایرانی» و «ضرورت‌های اقتصاد جهانی امروز» می‌پردازد. یحیی آل‌اسحاق از چهره‌های شناخته‌شده حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری در ایران است که نگاه او به فرش دستباف ایرانی، صرفاً از منظر هنری یا میراثی نیست؛ بلکه آن را در قالب یک «اکوسیستم اقتصادی-فرهنگی» تحلیل می‌کند که برای بقا و رقابت‌پذیری، نیازمند بازتعریف ساختار تولید، شفافیت در زنجیره ارزش، و اتصال مؤثر به بازارهای جهانی است. در این نگاه، قالی ایرانی یک نظام زنده از تولید، طراحی، تجارت و معناست که اگر از مدار اقتصاد معاصر خارج شود، به تدریج از جایگاه جهانی خود فاصله خواهد گرفت. محور اصلی این گفت‌وگو، بازخوانی همان مفهومی است که می‌توان آن را «حکمت نهفته در تار و پود و گره قالی ایرانی» نامید؛ حکمت تاریخی‌ای که در طول قرن‌ها در مراکز مهم قالی‌بافی ایرانی شکل گرفته و امروز در معرض یک چالش جدی قرار دارد: چگونگی تبدیل این میراثِ معنایی به یک مزیت اقتصادی پایدار در جهان شبکه‌ای، داده‌محور و پُرشتاب. بر همین اساس، این چشم‌انداز تلاش می‌کند نسبت میان گذشته و آینده را در حوزه فرش دستباف ایران بازتعریف کند؛ از یک‌سو با تأکید بر ارزش‌های تمدنی و هویت فرهنگی قالی ایرانی، و از سوی دیگر با تمرکز بر ضرورت‌هایی همچون شفافیت اقتصادی، توسعه زیرساخت‌های اطلاعاتی، نقش نسل جدید، و بازآفرینی جایگاه فرش دستباف در زندگی معاصر. آنچه در ادامه می‌آید، ترسیم مسیری است برای عبور از بحران‌های ساختاری و رسیدن به الگویی پایدار که در آن «قالی ایرانی» بتواند هم‌زمان حامل معنا، هویت و ارزش اقتصادی در مقیاس جهانی باشد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتاق بازرگانی قم در قبال فرش دستباف

گفت‌وگو با محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در این شماره از بخش «چشم‌اندازها» به سراغ محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم رفتیم؛ مدیری با تحصیلات مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد مهندسی خوردگی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون در بخش خصوصی و در حوزه صنعت و تولید، به‌ویژه صنایع پلیمری، فعالیت مستمر داشته است. او سابقه مدیریت عاملی، عضویت و ریاست هیئت‌مدیره چند واحد تولیدی و صنعتی را در کارنامه دارد و مسیر حرفه‌ای‌اش از دل صنعت و تشکل‌های اقتصادی گذشته است؛ مسیری که در نهایت با اعتماد فعالان اقتصادی استان، به پذیرش مسئولیت ریاست اتاق بازرگانی قم انجامیده است. محمد ایرانی نماینده نسلی از مدیران بخش خصوصی است که نگاهش به فرش دستباف نه از زاویه صرفاً هنری، بلکه از منظر اقتصاد، بازار و سیاست‌گذاری شکل گرفته است. همین رویکرد، چارچوب گفت‌وگوی ما را نیز مشخص می‌کند: فرش دستباف ایرانی به‌عنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی که برای بقا، نیازمند اصلاح ساختار و نگاه است.

تاریخ بارگزاری : 1405/05/03

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران‌گره

ادامه مطلب

;