26 مقاله یافت شد
پیرامون فرش دستباف و نگهداری از آن
فرش دستباف این هنر فاخر ایرانی همچون شعری ناب، تخیلات هنرمندان این سرزمین را بر سطور تار و پود خود با سرپنجه بافندگان صبور، گره به گره در قالب بهشتی رویایی با انبوهی از گل ها و پرندگان و چرندگان متجلی کرده است. این بهشت خیال انگیز از هزارهای دور همواره چشم نوازترین چشم اندازها را به چشمان متحیر انسانهای هنر دوست و زیبا پسند ارزانی داشته است. حال باید دانست که چگونه میتوان از این گلستان پر نقش و نگار حفاظت و نگهداری کرد. قبل از هر مطلبی باید بدانیم که تاروپود این دستبافته های فاخر از چه جان گرفته اند.
تاریخ بارگزاری : 1400/04/30
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
در این مطلب به جنس و و متریال قالی دستباف و باید ها و نباید ها در چگونگی شستشوی آن بطور خلاصه پرداخته شده است
تاریخ بارگزاری : 1400/06/13
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
روش تشخیص رنگهای طبیعی از مصنوعی
در این مقاله سعی شده خیلی کاربردی راه های شناخت رنگ های طبیعی را از رنگ های مصنوعی در الیاف قالی های دستباف بیان کند.
تاریخ بارگزاری : 1400/06/14
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
"فرش دستباف یعنی جهانی که آرام است... روایتی دلنشین از استاد فتحعلی قشقاییفر " قالی ایرانی، روایتی از زیست یک انسان است. زیستی که در تک تک گره ها، در تارها و پودها جریان دارد. میان این روایت بی کلام، مفهومی نهفته است که همواره مرا به اندیشه وامیدارد: زمان. عنصری کمیاب و بی همتا در زندگی انسان که مانند ندارد. روایتی که از صبر میگوید، از آهستگی، و از پیوستگی. از کسانی که زمان را نه به عنوان چیزی برای سپری کردن، بلکه به مثابه عنصری برای خلق معنا زیستهاند. در روزگاری که جهان در هیاهوی سرعت و تکنولوژی غرق شده، یکی از دغدغه های من، درنگ در لحظه، زیستن در اکنون، و فهم عمیق زمان است. دغدغهای که مرا به سمت گفتگویی با یکی از اساتید فرهیخته و قدیمیام، سوق داد. کسی که همیشه نگاهی ژرف و متفاوت به قالی ایرانی داشته است، استاد فتحعلی قشقاییفر، استاد دانشگاه کاشان و پژوهشگر نامآشنای فرش دستباف ایران که همیشه برایم منبع الهام بوده است. در این گفتگو، از دیدگاه او درباره سه عنصر زمان، آهستگی و پیوستگی در قالی ایرانی پرسیدم. مفاهیمی که شاید در زندگی امروز کمتر شنیده میشوند، اما در ژرفای تار و پود قالی ایرانی، حضوری پررنگ و تاریخی دارند. مفاهیمی که میتوانند دوباره ما را به زندگیِ درونی، آرام و اصیل بازگردانند. در ادامه بخشی از سخنان ارزشمند ایشان را روایت میکنم.
تاریخ بارگزاری : 1405/01/22
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور
قالی، برخلاف بسیاری از صنایعدستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه میتواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچکدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمیکند. قالی، عرصهای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن میغلتد، دستوپا میزند، میافتد و برمیخیزد، نگاه میکند، تصویر میسازد و دنیا را میآموزد. برخلاف گهوارههای چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون میآید، قالی گهوارهای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی میماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران
قالی به مثابه بوم مینیاتور: روایتی تازه از قالی ایرانی با سینا ایران نژاد
"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سالهای اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازهها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال میکردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالیای با نقشهای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایراننژاد. [1]- Visionary Art [2]- از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنر بینشی
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سعید صیادی، پژوهشگر حوزه هنر و فرش دستباف ایران
از کرباس بافی تا قالی بافی گفتگو با مهری سادات فرهادی قمی، بافنده قالی قم
پشم ریسی و پنبه ریسی (ریسندگی) یعنی تبدیل پشم گوسفندان و پنبه به نخ با دستگاهی به نام چرخه- ریسه (در اصطلاح محلی) و نیز بافندگی پارچه، گلیم، گلیم فرش و قالی از زمره مشاغل خانگی زنان قم بوده است. اگرچه پارچه بافی عمدتاً در مغازه هایی با عنوان شَعربافی توسط مردان انجام می شد، اما مواردی هست که نشان می دهد زنان پارچه بافی، به ویژه بافت کرباس، نیز در خانه انجام می دادند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
قالی بیقیمتِ ما خوش به بازار آمدهاست
قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمیهای همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امینالدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجرههای فروش خامه و نقشهکشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرفکننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میانبر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاقهای ضربی به آرامش و آسایش میرسیدیم.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات
مروری بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تاکنون
این مقاله مروریست بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تا دوره معاصر (بازه زمانی 1300 تا 1370) که در آن به آغاز تجارت قالی ایرانی در دوره صفوی، توسعه تجارت جهانی قالی ایرانی در دوره قاجار و ارزش قالی ایرانی در بازار در بازه زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ شمسی پرداختهشدهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : فتحعلی قشقایی فر، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان
بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازارهای جهانی
گفتگویی ویژه با علی میرزازاده و علی بردبار، فعالان قالی ایرانی در فضای بین الملل بازار فرش دستباف ایرانی را نمیتوان فقط با عدد و نمودار خواند؛ این بازار، حاصل تلاقی تجربه، اعتماد، روایت و تصمیم است. برای فهم نسبت امروز قالی ایرانی با مفهوم «ارزش»، باید به صداهایی گوش داد که بازار را از دلِ زیستِ حرفهای خود تجربه کردهاند؛ کسانی که هم با منطق اقتصاد جهانی آشنا هستند و هم با لایههای پنهان فرهنگ و معنا. گفتگوی ویژهی این شماره، تلاشی است برای شنیدن همین صداها؛ روایت دو مسیر متفاوت در دو جغرافیایی متفاوت، اما با دغدغهای مشترک: بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازار معاصر.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف صادرات
روایتی از بازار؛ در جستجوی ارزش گمشده قالی ایرانی، از اوجِ صادرات تا غبارِ تحریم
گفتگو با حاج رضا محمدی (محمد بیگی)، تاجر و پیشکسوت حوزه فروش و صادرات قالی ابریشم در پهنه تجارت بینالملل، نام برخی افراد با دوران شکوفایی یک صنعت گره خورده است. حاج رضا محمدی (محمدبیگی) یکی از همین نامهاست. او که از ۱۳ سالگی گام در دالانهای پرپیچوخم بازار نهاده، شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ از روزگاری که قالی دومین ستون اقتصاد ایران بود تا سال ۱۳۷۴ که به عنوان صادرکننده نمونه کشوری، نبض بازار جهانی را در دست داشت. در یک صبح زمستانی، با او به گفتگو نشستیم تا از «ارزش قالی ایرانی» بگوییم؛ ارزشی که گاه در گرههای ابریشم پنهان است و گاه در نام تولیدکننده و گاهی نیز در سیاستهای کلان ارزی گم میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
الهه نوید؛ زنی که قالی را برای عشق به ایران میبافد
الهه نوید، زنی ۶۳ ساله و زادهی تهران است. او از همان کودکی به پشتکار و سختکوشی شناخته میشده و تحصیلاتش را در مدارسی گذرانده که بر شکلگیری شخصیت او تأثیر بسیاری گذاشته است. امروز در حوزه داروخانه و داروسازی مشغول است؛ حرفهای که هیچ نسبتی با قالی ندارد. خانوادهاش هم پیشینهای در این حوزه ندارند، مگر در دو نسل قبل، که آیینهکاری در خاندان نوید جایگاه ویژهای داشته و نام حاج عبدالکریم نوید بر دیوارهای آیینهکاری شدهی کربلا و نجف مانده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
داستان زندگی من و عشق به قالیبافی، آغاز یک عشق ناخواسته
من شهلا عبدالمحمدی هستم بافنده ای که از کودکی، در دل روستایی از استان ایلام، زندگیام با رنگها و نقشهای دستبافتههای محلی گره خورده بود. علاقهام به قالیبافی اما، آغازش تلخ و غمانگیز بود. در دوازده سالگی، پدرم را از دست دادم. برای فرار از اندوه، پناه بردم به یک کارگاه قالیبافی که یکی از زنان فامیل ادارهاش میکرد. آنجا، دنیایی از دختران بافنده بود که با انگشتان جادوییشان، گلهایی بر زمینهی قالی میآفریدند. من اما، به دلیل سن کم، تنها میتوانستم جارو بزنم و کارگاه را جمعوجور کنم. هر روز به آن گلهای زیبا روی دار قالی خیره میشدم و به مهارت بافندهها غبطه میخوردم. این حسرت، موتور محرک من شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، بافنده و مدرس دانشگاه
چگونه بر پایهی «فهم ارزش» خرید کنیم، نه صرفاً قیمت؟
خرید فرش دستباف، انتخاب یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه مواجهه با اثری است که حاصل زمان، مهارت انسانی، فرهنگ، تجربه و خلاقیت فردیست. با این حال، بخش قابل توجهی از خریدهای قالی، حتی در سطوح قیمتی بالا، به نارضایتی، تردید یا پشیمانی ختم میشود. ریشهی این مسئله اغلب نه در کیفیت قالی، بلکه در شیوهی نگاه خریدار نهفته است؛ جایی که «قیمت» جای «فهم ارزش» را میگیرد. این مقاله برای دوستداران فرش دستباف نوشته شده است؛ کسانی که متخصص نیستند، اما نمیخواهند ناآگاهانه خرید کنند. اولین و مهمترین مرحله در خرید قالی، پیش از دیدن هر قالی آغاز میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
داستان یک طراح | «زمان» در دستان حاج میرزا آقا
در این متن به مقولهی «زمان» در فرش دستباف ایرانی به ویژه قالیهای طراحی یا بافته شده توسط حاج میرزاآقا امامی میپردازیم. برای این منظور قبل از هر چیز لازم است نسبت فرش دستباف با مفهوم «زمان» را مشخص کنیم. نظر به ویژگیهای منحصربفرد قالی ایران، این واژه را میتوان دست کم در سه معنا بررسی کرد: اولین تأثیر «زمان» بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزا آقا را باید در تحولات حرفهای و سبکی هنرمند «در گذر زمان» دانست. اینکه زیر سایهی سنگین شرایط زمانی همچون شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، هنرمند چه تغییراتی در هنر خویش ایجاد کرده است. به مجموعهی این شرایط در زبان فارسی «زمانه» میگویند که به نظر دقیقترین و مناسبترین واژه نیز همین کلمه است. تأثیر زمانه بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزاآقا اتفاقاً اهمیتی ویژه دارد چرا که در زمانهای بس بحرانی و پرفراز و نشیب زیست میکرده است. در «بخش یکم» به این مقوله پرداخته شده است. در معنای دوم میتوان به چگونگی بازنمایی عنصر «زمان» در فرش دستباف ایران پرداخت. بر این اساس جایگاه زمان به مثابهی یک ساماندهندهی عناصر و نقوش فرش دستباف واکاوی میشود. در این بخش (دوم) نقدی به باور رایج دربارهی هنر ایرانی که گاه آن را «بیزمان» نامیدهاند وارد شده و به جای آن، قالی ایرانی تحت سیطرهی سامانهی «زمان غیریکنواخت یا منفصل» دانسته شده است. در بخش سوم به زمانبر بودن فرآیند خلق یک فرش دستباف ایرانی یا به تعبیری که «بخش سوم» بیان شده؛ به مفهوم «آهستگی» در فرایند خلق یک قالی ایرانی پرداخته شده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
داستان یک بافنده | گفتگو با یکی از قدیمی ترین بافنده های قم، خانم اکرم رضا کاشی زاده
برای ثبت روند قالی بافی به سبک شهری باف در قم، از آنجا که قالی بافان نسل اول یعنی خانم باجی های کاشانی و نسل دوم یعنی خانم باجی های قمی، که نزد کاشانی ها استاد شده بودند، عمدتاً در قید حیات نبوده یا امکان یادآوری برایشان میسر نبود به سراغ یکی از خانم های نسل سوم یعنی خانم اکرم رضاکاشی زاده رفتم. ایشان قالی بافی را نزد مادرش خانم زهرا خداجویان قمی یاد گرفته است. مادرشان از استادان مسلم قالی بافی در قم بوده و از نادر قالی بافانی بوده که می توانسته در آن زمان قالی دورو ببافد. قالی دورو یک نوع قالی است که پشت و رو ندارد یعنی از هر طرف که نگاه کنی نقشه ای متفاوت می بینی. کاربرد این نوع قالی ها عموماً تزیینی و به عنوان مثال برای پرده در مکان های مقدس و معتبر استفاده می شود. این کار که لازمه اش ریز بافی است با توجه به اینکه در بافت قالی از قلاب استفاده نمی کردند و گره ها (در اصطلاح قمی ریشه ها) را با انگشت جدا می کردند و می بافتند، کار سختی بوده و مهارت بسیاری نیاز داشته است. خانم خداجویان خود قالی بافی را نزد مادر شوهرش خانم سکینه کاشی زاده فرا گرفته و به مرحله استادی رسیده است. خانم سکینه کاشی زاده از اولین زنان کاشانی است که حدود یکصد و شانزده سال پیش به اتفاق شوهرش مرحوم حاج میرزا علی اکبر از کاشان به قم آمده و قالی بافی را آغاز کرده است. ایشان علاوه بر دخترانش زهرا خانم (موسوم به شاباجی)، بتول خانم و عذرا خانم، زنان و دختران قمی بسیاری را آموزش داده و به مرحله استادی رسانده است. خانم هایی که نزد ایشان استاد شده اند، نیز به همین شکل به دختران خود و دیگران زنان و دختران فامیل و همسایه ها آموزش داده و تولید قالی در قم را گسترش داده اند. من با هر سه دختر مرحومه زهرا خداجویان قمی به نام های طوبی خانم، اکرم خانم و فاطمه خانم مصاحبه کرده ام. در این متن به تشریح مصاحبه ام با اکرم خانم و بیان تجربه زیسته او می پردازم. ذکر این نکته ضروری است که ایشان در یک خانواده ای به دنیا آمده و بزرگ شده اند که تمام اعضای آن اعم از زن و مرد در تولید قالی در قم نقش غیرقابل انکاری دارند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
خوشبختانه فرش دستباف ایران دارای کرانمندی پر وسعتی در حوزه پژوهش است که هر یک از کرانههای آن فرهنگ و هنر والای ایرانیان را بهخوبی بازتاب میدهد. تاریخ، جامعهشناسی، فناوریهای بافت و رنگرزی، طرحها و نقوش، نیروی انسانی متبحر، مهارتهای مرمت و بازسازی، اقتصاد، ایدهها و خلاقیتهای تولیدکنندگان و... موضوعات و رویکردهای پژوهشی هستند که در دو دهه اخیر با حضور دانشگاهها و پژوهشگران علاقهمند در عرصه فرهنگ و هنر سنتی ایرانیان مورد توجه بودهاند.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : بیژن اربابی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، مدرس و پژوهشگر فرش دستباف
ناگفتههایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی
در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی میکند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
روایت زنی هنرمند که از دار چوبیِ خانه مادربزرگ تا ثبت جهانیِ قالیِ منطقهاش پیش رفت
"از کودکی یاد گرفتم که هر گره، فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت در برابر تاریخ سرزمینم است..." من فاطمه کاوسی هستم؛ متولد سال ۱۳۳۷ در روستای کَلِنو، روستایی سبز و زیبا در مرز میان کلاردشت و چالوس. اگر امروز ۴۹ سال سابقهی کار هنری و ۳۰ سال سابقه تدریس دارم، اگر نشان یونسکو، مهر اصالت، درجهی هنری، ثبت اختراع، کارآفرینی، و دهها تقدیرنامه و عنوان در کارنامهام ثبت شده، ریشهاش به همان خانهی ساده دوران کودکی برمیگردد؛ خانهای که در حیاطش همیشه دو دار قالی ششمتری برپا بود و زندگی ما از بوی پشمِ تازه حلاجیشده، رنگهای طبیعی و صدای شانهی قالیبافی معنا میگرفت.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه کاوسی | بافنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
تاریخ بارگزاری : 1405/03/05
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
تشخیص قدمت و اصالت در فرش دستباف ایرانی
رویکردی تحلیلی به نشانههای بصری و فنی تشخیص سن و اصالت یک فرش دستباف، از دشوارترین مباحث کارشناسی در حوزهی فرش دستباف ایرانی است. این فرآیند بیش از آنکه بر پایهی ظاهر عمومی اثر استوار باشد، بر شناخت عمیق از تاریخچهی بافت، ساختار فنی، نظام رنگی و ویژگیهای طرحشناختی تکیه دارد. فرش دستباف، همانند هر اثر هنری دیگر، حامل امضا و نشانههای زمان خود است؛ و هر گره آن میتواند سندی از دگرگونیهای اجتماعی، فنی و زیباییشناختی یک دوره باشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان | مرمتکار، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشماندازها»، اینبار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینهای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهمترین مراکز هویتساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
از تجربه زیسته تا روایت فرهنگی؛ راهی به سوی آینده قالی ایرانی
همان لحظه که با موضوع جدید شماره پنجم نشریه «دستباف» یعنی آینده قالی ایرانی در دست نسل نو روبهرو شدم، این فکر در ذهنم شکل گرفت که از میان تجربهای که امروز در این حوزه زندگی میکنم، چند سطری برای همین نسل بنویسم؛ نسلی که قرار است آینده این هنر در دستان او رقم بخورد. در امتداد مسیری از زندگیام که سالهاست با روایتی فرهنگی از قالی ایران شکل گرفته، به این نتیجه رسیدهام که اگر بخواهیم از آینده قالی سخن بگوییم، راهی جز این نگاه برای آن متصور نیست. آنچه در ادامه میآید، نه یک پیشبینی، بلکه تجربهای زیسته از آن چیزی است که قالی میتواند در جهان امروز و فردا باشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : علی بردبار، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانههای ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاههای صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصههایشان را لابلای گرهها میبافتند، جان میگرفت. فرش دستباف برای قرنها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بیعلاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف میدانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزهای و خاطرهای دور است؟ واقعیت این است که گرههای سنتی با روشهای قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربیگری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سختترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه میتوان از دل این بیعلاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی
آیندهای که طراحی میشود، نه تکرار گفتوگو با سحر ایلخان درباره مسیر نسل نو در قالی ایرانی
سحر ایلخان، طراح فرش دستباف، از جمله طراحان نسل جدیدی است که مسیر حرفهای خود را در نقطهای شکل داده که بسیاری از جوانان امروز در آن ایستادهاند؛ جایی میان انتخاب و تردید، میان سنت و نوآوری، و میان آنچه آموختهاند و آنچه در واقعیت با آن مواجه میشوند. او با دیپلم ریاضی، در سال ۱۳۸۴ وارد رشته طراحی فرش دستباف در دانشگاه هنر تهران شد؛ انتخابی که به گفته خودش در ابتدا شاید کاملاً آگاهانه نبود، اما خیلی زود به مسیری تبدیل شد که با آن احساس تعلق عمیق پیدا کرد. برای او، طراحی فرش دستباف از همان سالهای نخست تحصیل، از یک «رشته دانشگاهی» به یک «زیست» تبدیل شد؛ زیستی که در آن میتوان ساعتها در خلوت نشست، میان قواعد ریشهدار طراحی، سنتهای تاریخی و ایدههای نو حرکت کرد و به ترکیبی تازه رسید. ایلخان طراحی فرش دستباف را عرصهای میداند که در آن، همزمان با یک نظام دقیق و ساختارمند روبهرو هستیم و در عین حال، امکان بروز خلاقیت و ناخودآگاه هنرمند نیز وجود دارد. این نگاه، بهنوعی بازتاب وضعیت نسلی است که باید میراثی تثبیتشده را در جهانی متغیر بازتعریف کند. مسیر حرفهای او پس از پایان تحصیلات، از کارهای محدود و پراکنده آغاز شد؛ از ادیت و اصلاح نقشهها در حوزه فرش ماشینی تا ورود تدریجی به طراحی مستقل. نقطه عطف این مسیر، حضور در شرکت سهامی فرش ایران و کار در کنار استاد فقیرحق بود؛ تجربهای که به گفته خودش، ثانیهبهثانیه آن برایش آموختنی بوده است. او در ادامه با تولیدکنندگان مختلف در سبکها و مناطق گوناگون—از قم و تبریز تا اصفهان و طرحهای عشایری—همکاری کرده و این تنوع را یکی از مهمترین عوامل رشد خود میداند. در کنار این مسیر، تدریس طراحی فرش دستباف و تجربه تولید نیز بخشی از کار اوست؛ مسیری که در آن، تلاش میکند میان آموزش، تجربه و عمل، پیوندی واقعی برقرار کند. برای ایلخان، طراحی فرش دستباف نه یک کار، بلکه بخشی جداییناپذیر از زندگی است؛ تا جایی که به گفته خودش، از صبح تا شب ذهنش درگیر نقشهها، ایدهها و تصویرهای قالی است.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی، دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
هیچکس در آبادی نمیدانست نخستینبار چه کسی قالی را «قالی ریشهها» نامید، اما همه میدانستند این لقب از کجا آمد! از ریشههایی که چون موی زنی اسطورهای، بلند، نرم و همیشه تازه، از دو سر قالی آویخته بود و مردم سالها آنها را لمس کرده بودند برای آرزو، برکت، باران، عشق، شفا و حتی صلح.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان