16 مقاله یافت شد
خرید را از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل کنیم...
امروزه یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها و شرکت های تولیدی، چگونگی تامین مواداولیه است. بعضی از مواداولیه ی مصرفیِ تولیدکنندگان، وارداتی می باشد و هریک از آنها، مواد مورد نظر را در داخل کشور از طریق واسطه ها و با قیمت بیشتری خریداری می کنند. به طور مثال در صنعت فرش دستباف قم، با توجه به اینکه حجم زیادی از محصولات تولیدی، فرش دستبافت ابریشمی می باشد، و چون میزان تولید ابریشم در داخل ایران پاسخ گوی نیاز سالانه این صنعت نیست، بیشتر شرکت های تولیدی، از ابریشم وارداتی استفاده میکنند. ولی بیشتر این شرکت ها ابریشم مورد نیاز خود را به صورت انفرادی و غیرمتمرکز و از طریق واسطه ها و با قیمت بالا خریداری می نمایند که این منجر به افزایش هزینه های تولید میگردد. هرچند موضوع چگونگی خرید در صنعت فرش دستباف ایران و دیگر صنایع داخلی، تبدیل به یک مشکل بزرگی شده، ولی امروزه در بیشتر سازمان ها و شرکت های بزرگ جهان، خرید به عنوان نقش موثری، از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل شده است. چرا که استراتژی مناسبی برای خرید به کار گرفته شده است. از این رو در این بخش نکاتی در مورد خرید درست و راهکاری برای حل مشکلات تولیدکنندگان داخلی ذکر میگردد. دو روش اساسی خرید در سازمانها یا شرکت های تولیدی، روش خرید متمرکز و روش خرید غیر متمرکز می باشد: 1-خرید متمرکز: خریدی است که به وسیله واحد تدارکات کل (مرکزی) انجام می شود. هنگامیکه که نیازهای شرکتهای مختلف با یکدیگر مشابه باشد و این گونه شرکت ها نزدیک به هم و در یک منطقه جغرافیایی باشند. در این شرایط چند شرکت میتوانند با هماهنگی یکدیگر یک یا دو نفر را مسئول خرید کرده و به صورت یک جا و مستقیم اقدام به خرید کنند. 2- خرید ¬غیرمتمرکز: خریدی است که در صورت پراکندگی جغرافیایی شرکت ها، و مشابه نبودن کالاهای مورد نیاز، توسط هر شرکت به صورت انفرادی و غیر متمرکز انجام میگیرد. با توجه به توضیحات بالا، چند شرکت تولیدی که در یک منطقه جغرافیایی تمرکز دارند و کالاهای مشابهی تولید میکنند میتوانند یک گروه تشکیل داده و مواداولیه خود را از طریق خرید متمرکز انجام دهند و با استفاده از این استراتژی، از مزایای این نوع خرید بهره کافی ببرند. به طور مثال همانگونه که شرکت های تولیدی صنعت فرش دستباف قم در یک منطقه جغرافیایی ساکن هستند و همه آنها به مواد اولیه یکسان یعنی ابریشم نیاز دارند، میتوانند با اتحاد و هماهنگی یکدیگر، خرید خود را به صورت متمرکز و گروهی و به صورت مستقیم و بدون واسطه انجام دهند. برخی از مزایای خرید متمرکز، عبارت است از: صرفه¬جویی در به کارگیری نیروی انسانی صرفه جویی در هزینه های مربوط به خرید و حمل و نقل صرفه جویی در زمان خرید امکان اخذ تخفیف در مقادیر زیاد تجزیه تحلیل ریسک های بازار کاهش قیمت تمام شده کالا از طریق حذف واسطه ها و در نتیجه بهبود بهره وری و عملکرد مالی مراحل خرید متمرکز مواداولیه (خرید خارجی) به شرح زیر است: 1-تشکیل شبکه خرید متمرکز: به عنوان اولین قدم برای عملیات خرید متمرکز، ابتدا تولیدکنندگان که مایل به خرید مواد اولیه یکسان به صورت متمرکز می¬باشند، یک تیم تشکیل داده و به صورت یک واحد تدارکات، عمل می نمایند. 2- انتخاب منبع فروش مواداولیه: بعد از تشکیل شبکه خرید توسط تولیدکنندگان، انتخاب منبع فروش و یا تامین کننده از طریق سفارتخانه ها، اتاق بازرگانی، بررسی کتب، مجلات و کاتالوگ¬ها، و یا اینترنت صورت میگیرد. 3- استعلام شرایط فروش: در هر خرید خارجی استعلام شرایط فروش فروشندگان مانند قیمت، شرایط پرداخت، زمان تحویل کالا برای هر منبع فروش ضروری است. 4- مذاکره: در این مرحله که معمولا در مورد تعیین قیمت بحث میگردد موضوع تخفیف نیز مورد اهمیت قرار میگیرد. در این مرحله چنانچه نتایج مذاکره مثبت بود، مرحله بعدی خرید یعنی تهیه پروفرما صورت میگیرد در غیر این صورت مجددا عملیات از مرحله دوم یعنی انتخاب منبع فروش تکرار می¬گردد. 5- تهیه پروفرما: پروفرما یا پیش فاکتور شامل شرایط پیشنهادی توسط فروشنده مانند مشخصات کامل نام و نشانی فروشنده و خریدار، نوع کالا، وزن کالا، قیمت واحد، قیمت کل، شرایط پرداخت، تاریخ صدور، تاریخ اعتبار، کشور مبداء و مقصد، زمان حمل و تحویل کالا و... می-باشد 6- تنظیم قرارداد: قرارداد خرید پس از انجام مذاکره میان خریدار و فروشنده و تصمیم قطعی برای خرید و فروش، منعقد می¬گردد. در قرارداد خرید حدود وظایف هر یک از طرفین مشخص می¬گردد. 7-اخذ مجوز قانونی ورود مواداولیه و گشایش اعتبار توسط بانک: این مرحله مربوط به گشایش اعتبار اسنادی میباشد که خریدار برای درخواست گشایش اعتبار، مدارکی به بانک ارائه داده و بانک گشاینده اعتبار نیز پس از بررسی دقیق و سریع مدارک متقاضی، اقدام به گشایش اعتبار می¬نماید. 8-ارسال مواد اولیه توسط فروشنده به کشور خریدار: این مرحله که شامل حمل کالا می¬باشد، طبق موارد ذکر شده در قرارداد صورت می-پذیرد. 9-ورود مواد اولیه به کشور و ترخیص آن از گمرک 10- حمل مواد اولیه از گمرک به انبار خریدار انتشار خلاصه شده پژوهش در روزنامه سپهر اقتصاد-شماره 16 انتشار کامل مقاله در مجله بررسی های بازرگانی- شماره 84 و 85
تاریخ بارگزاری : 1399/10/07
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
فرش به مثابه نماد؛ بررسی شکل مصرف فرش دستباف در اروپا از سده های میانه تا قرن 18 میلادی (12 ه ق )
چکیده: فرش دستباف در طول تاریخ به واسطه داشتن ظرفیت های گوناگون هنری، اقتصادی و مفهومی جلوه های ویژه ای در کنار ابعاد کاربردی و مصرفی خود یافته است. در تاریخ نگاری ها و سفرنامه ها همواره از فرش های گران قیمت و نفیس به نشانه شکوه و عظمت کاخ ها یاد شده است. این امر نشان میدهد فرش ها به مرور کارکردی فراتر از ارزش مصرفی خود یافته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است که بررسی ها در آن برپایه مطالعات کتابخانه ای و بررسی تصویری نقاشی های باقی مانده از سده های میانه تا قرن 18 میلادی/ 12 قمری و همچنین لیست اموال برخی از پادشاهان به منظور بررسی شکل مصرف و زمینه های بروز انواع مصرف آن- می باشد. از آنجا که بررسی اسناد تاریخی تمامی کشور های اروپایی میسر نبود، به عمده ترین نمونه ها به صورت پراکنده در کشورهای مختلف و پر اهمیت به لحاظ اقتصادی، تجاری و هنری خواهیم پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در پی رواج مصرف منسوجات و اهمیت آن ها در تزیینات و با رواج فرهنگ مصرف نمایشی از قرون میانه به بعد در اروپا و در میان طبقات بالای جامعه و سپس در میان طبقات متوسط جامعه، نوعی ارزش نمادین و غیر کارکردی برای فرش دستباف به وجود آمد. یافته ها نشان می دهد در سده های میانه و همچنین دوران رواج سرمایه داری در اروپا، فرش عنصر و نمادی از ثروت و مظهر تفاخر و عنصری هویت بخش برای صاحبان آن بوده است. به طوری که فرش به عنوان عنصری مهم در تزیینات کاخ ها، مساجد، کلیساها و نقاشی ها به کار گرفته شد و "کاربرد مصرفی" آن به عنوان کف پوش، جای خود را به "کاربرد نمادین" داده است. اهداف پژوهش: 1- بررسی شکل مصرف فرش دستباف و تغییرات آن در کشورهای اروپایی از سده های میانه تا قرن 18 م/12 ه ق 2- بررسی دلایل تغییر کاربری فرش های دستباف از کف پوش به دیوار آویز در کشورهای غربی سوالات پژوهش: 1- شکل مصرف و کارکرد فرش دستباف در اروپای سده های میانه تا قرن 18 میلادی چگونه بوده است؟ 2- زمینه های ظهور مصرف دیواری فرش دستباف در اروپا چه بوده است؟ واژگان کلیدی: فرش دستباف، مصرف تظاهری، ارزش مصرفی، ارزش نمادین.
تاریخ بارگزاری : 1397/10/01
پدیدآورنده : مهلا تختی (دانشجوی دکتری پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران)- دکتر رضا افهمی (دانشیار گروه پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران )- دکتر جواد نیستانی(دانشیار گروه باستان شناسی- دانشگاه تربیت مدرس تهران)
در این مطلب به جنس و و متریال قالی دستباف و باید ها و نباید ها در چگونگی شستشوی آن بطور خلاصه پرداخته شده است
تاریخ بارگزاری : 1400/06/13
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
پیرامون نگهداری فرش دستباف و مطالب متدرج در صفحات اینترنتی و برخی کتب
تاریخ بارگزاری : 1404/04/19
پدیدآورنده :
بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی
مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگیهای فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگیهایی مانند شالودهشکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبکشناسی و زیباییشناسی کلاسیک، مفهوممحوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازهای مییابد و هر روز پیچیدهتر میشود. در فقدان نقد نظاممند، بسیاری از لایههای فرمشناختی، زیباییشناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا میماند و این امر میتواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزشگذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایههای چندگانهٔ زیباییشناختی، اجتماعی و زمینهمند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیقتر آنها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیهای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی
فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ بهصورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گلهای قالی کرمان، شیفتهی فرش دستباف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانوادهاش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه بهطور جدی دنبال کند. بهقول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمیشد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمیشد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانشآموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
قالی بیقیمتِ ما خوش به بازار آمدهاست
قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمیهای همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امینالدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجرههای فروش خامه و نقشهکشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرفکننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میانبر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاقهای ضربی به آرامش و آسایش میرسیدیم.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات
چگونه در بازار، ارزش ذاتی قالی ایرانی را تعریف کنیم؟
در بازار قالی، معمولاً غالبترین پرسش این است: «رجشمار این قالی چند است؟» پرسشی ساده، کوتاه و ظاهراً منطقی؛ اما همین پرسش، و پرسش های ظاهری این چنینی، مرز میان آنچه دیده میشود و آنچه نادیده میماند را آشکار میکند. قالی ایرانی، پیش از آنکه مجموعهای از گرهها باشد، مجموعهای از زمانها، زیستها، باورها و روایتهاست؛ اما بازار، اغلب هنگام تبدیل ارزش قالی به عدد، این لایههای تعیینکننده را نادیده میگیرد یا بهسختی میتواند آنها را ترجمه کند.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
مروری بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تاکنون
این مقاله مروریست بر تجارت و ارزش قالی ایرانی از دوره صفوی تا دوره معاصر (بازه زمانی 1300 تا 1370) که در آن به آغاز تجارت قالی ایرانی در دوره صفوی، توسعه تجارت جهانی قالی ایرانی در دوره قاجار و ارزش قالی ایرانی در بازار در بازه زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ شمسی پرداختهشدهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : فتحعلی قشقایی فر، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان
روایتی از بازار؛ در جستجوی ارزش گمشده قالی ایرانی، از اوجِ صادرات تا غبارِ تحریم
گفتگو با حاج رضا محمدی (محمد بیگی)، تاجر و پیشکسوت حوزه فروش و صادرات قالی ابریشم در پهنه تجارت بینالملل، نام برخی افراد با دوران شکوفایی یک صنعت گره خورده است. حاج رضا محمدی (محمدبیگی) یکی از همین نامهاست. او که از ۱۳ سالگی گام در دالانهای پرپیچوخم بازار نهاده، شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ از روزگاری که قالی دومین ستون اقتصاد ایران بود تا سال ۱۳۷۴ که به عنوان صادرکننده نمونه کشوری، نبض بازار جهانی را در دست داشت. در یک صبح زمستانی، با او به گفتگو نشستیم تا از «ارزش قالی ایرانی» بگوییم؛ ارزشی که گاه در گرههای ابریشم پنهان است و گاه در نام تولیدکننده و گاهی نیز در سیاستهای کلان ارزی گم میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
چگونه بر پایهی «فهم ارزش» خرید کنیم، نه صرفاً قیمت؟
خرید فرش دستباف، انتخاب یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه مواجهه با اثری است که حاصل زمان، مهارت انسانی، فرهنگ، تجربه و خلاقیت فردیست. با این حال، بخش قابل توجهی از خریدهای قالی، حتی در سطوح قیمتی بالا، به نارضایتی، تردید یا پشیمانی ختم میشود. ریشهی این مسئله اغلب نه در کیفیت قالی، بلکه در شیوهی نگاه خریدار نهفته است؛ جایی که «قیمت» جای «فهم ارزش» را میگیرد. این مقاله برای دوستداران فرش دستباف نوشته شده است؛ کسانی که متخصص نیستند، اما نمیخواهند ناآگاهانه خرید کنند. اولین و مهمترین مرحله در خرید قالی، پیش از دیدن هر قالی آغاز میشود.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا
فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی، خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
کمی بیش از یک قرن از تولید قالی شهریباف در قم، توسط مهاجرینی که از کاشان به قم آمدند، میگذرد. این زمان در مقایسه با شهرهایی چون کرمان، تبریز، اصفهان، مشهد، کاشان و بسیاری شهرهای دیگرِ تولیدکننده قالی در ایران، عمر کوتاهی محسوب میشود. اما در همین مدت کوتاه، همانگونه که سیسیل ادواردز پیشبینی کرده بود، قالی قم قلههای شهرت و معروفیت را به لحاظ کیفیت بافت، طراحی و رنگآمیزی درنوردید. بهگونهای که امروزه، بهویژه در تولید قالی تمام ابریشم، گوی سبقت از دیگر شهرها ربوده و به چنان درجهای از کیفیت و زیبایی رسیده که برخی شهرها با کپی کردن از طرحها و رنگآمیزی قالیهای این شهر، قالیهای خود را به نام قم عرضه میکنند.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
در جستوجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر
مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغهمندان و علاقهمندان فرش دستباف در راهاندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران میگذرد؛ تلاشی که، دستکم بر بنیاد سرفصلهای مصوب آموزشی، با اهداف، چشماندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکلگیری این رشته را میتوان یکی از مهمترین کوششها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه میطلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقعبینانه، برخی از ظرفیتها و نقاط قوت و در عین حال چالشهای آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ بهویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشتههای سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگیها و چالشهای بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفهها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم مییافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهمتر، منطق عرضه و تقاضا ــ بهمثابه یکی از بنیادیترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم میکرد. از این منظر، انتقال چنین حوزههایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصتهایی ارزشمند برای نظاممند شدن آموزش فراهم آورد، اما همزمان دشواریهای تازهای را نیز پیش روی سیاستگذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچیک از این دو شیوه آموزشی را نمیتوان بهطور مطلق کامل و بینیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربههای برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : حجت رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک
نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشهی راهی برای نسل نو
مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیدههایی در دنیای هنر است که میتواند همزمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «همزمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمانیافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از اینها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبکها، سنتهای بصری و دگرگونیهای ذائقههای زیباییشناسانهای که در طول سدهها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ میکند و بازمیتاباند. در دوران معاصر، بر این لایههای از پیش موجود، لایههای تازهای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، بهویژه در قلمرو هنر، پیچیدهتر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوممحور و پرسشگر خود، قالی را نه بهعنوان یک کالای تزئینی، که بهمثابه رسانهای برای بیان ایدهها، روایتها و دغدغههای امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را بهعنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیکهای سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانهای برای خلق اثر هنری به شمار میآیند. همزمان، گسترش «دیزاین» بهعنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی میتواند همزمان یک کفپوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازهای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیدهتر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را میتوان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورتبندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعهشناسی علم معرفی کردهاند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژههایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظامهای دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم میکنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم میسازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل میکند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیانبودگی[3]» را میتوان بهمثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش بهصورت تثبیتشده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل میگیرند. این وضعیت را میتوان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورتبندی کرد، جایی که معنا در میانفضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید میشود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را میتوان بهعنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که همزمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میانبودگی شکل میگیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیقتری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست میدهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهانهای اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آنها ترجمه میشود و از سوی دیگر، به عنوان پدیدهای با ویژگی «درمیانبودگی»، در هیچیک از این جهانها بهطور کامل حل نمیشود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ میکند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را میتوان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل میگیرد. همین مرزی بودن است که افقهای آینده فرش دستباف را میگشاید. فرش دستباف میتواند همزمان یک کفپوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاینمحور در یک رویداد طراحی، بیآنکه هیچیک از این نقشها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیدهای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند همزمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپاییاش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار دادهاند. پژوهشهای تاریخی، فرش دستباف را بهمثابه سندی از دورههای گذشته بررسی کردهاند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را بهعنوان نمادی از هویت ایرانی کاویدهاند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کردهاند که بر اساس رجشمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقهبندی است. همزمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبکشناسی منطقهای نیز کوشیده است قالیها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساختهاند، اما هیچیک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیدهاند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیانبودگی» و شناوری میان آنها شکل میگیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخنگاری میتوان یافت، نه در سبکشناسی، و نه در تحلیلهای فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو میکاهند. گفتمانی که میتواند این چندلایگی را نه بهعنوان یک مسئله طبقهبندی، که بهعنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکانهای تازهای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخنگاری، سبکشناسی و توصیف فنی جدا میکند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهتگیری زمانی آن است. تاریخنگاری به گذشته مینگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبکشناسی در چارچوب قواعد شناختهشده به طبقهبندی آثار میپردازد. حالآنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را میکاود و امکانهای آینده را میگشاید (Belting, 1987). اگر تاریخنگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای میگیرد؟»، نقد میپرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران میگشاید؟». این جهتگیری آیندهنگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل میکند که میتواند با پویایی فرش دستباف معاصر همقدم شود. نقد، برخلاف تاریخنگاری که گذشته را تثبیت میکند، از گذشته میگذرد تا راههای نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افقهای تازهای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
چشمانداز اتاق بازرگانی قم در قبال فرش دستباف
گفتوگو با محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در این شماره از بخش «چشماندازها» به سراغ محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم رفتیم؛ مدیری با تحصیلات مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد مهندسی خوردگی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون در بخش خصوصی و در حوزه صنعت و تولید، بهویژه صنایع پلیمری، فعالیت مستمر داشته است. او سابقه مدیریت عاملی، عضویت و ریاست هیئتمدیره چند واحد تولیدی و صنعتی را در کارنامه دارد و مسیر حرفهایاش از دل صنعت و تشکلهای اقتصادی گذشته است؛ مسیری که در نهایت با اعتماد فعالان اقتصادی استان، به پذیرش مسئولیت ریاست اتاق بازرگانی قم انجامیده است. محمد ایرانی نماینده نسلی از مدیران بخش خصوصی است که نگاهش به فرش دستباف نه از زاویه صرفاً هنری، بلکه از منظر اقتصاد، بازار و سیاستگذاری شکل گرفته است. همین رویکرد، چارچوب گفتوگوی ما را نیز مشخص میکند: فرش دستباف ایرانی بهعنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی که برای بقا، نیازمند اصلاح ساختار و نگاه است.
تاریخ بارگزاری : 1405/05/03
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایرانگره