19 مقاله یافت شد

نیم نگاهی به روش طراحی استاد علی رشتی زاده

تبیین هنر استاد رشتی زاده بدون شناخت و تعریف قالی روستایی امکان پذیر نیست. باید دانست که زنان روستایی تمدن پارسی برای کسب درآمد یا تهیه کف پوش دست به بافت قالی نمی زدند. نیاکان اولیه ما معتقد بودند که جهان از قوانینی خارج از ذهن ما تبعیت نمی‌کند و دنیای بیرونی ساخته یا وابسته به ساختار فکری ماست و برای نیل و تحقق رویاها و آرزوها و خواسته های خود فقط کافی است به لحاظ ذهنی بر آن خواسته یا آرزو متمرکز شویم، آنگاه در دنیای بیرونی تحقق خواهد یافت. زن روستایی به قصد فروش یا خلق اثر هنری دست به بافت قالی نمی‌زدهْ بلکه معتقد بوده که اگر رویاهایش را در دنیایی چون قالی خلق کند آنگاه در دنیای بیرونی محقق خواهد شد... قالی پارسی رسانه است. رسانه توده‌های مردم این سرزمین اما زمانی فرا رسید که غربیان به اهمیت این اسناد تاریخی پی بردند و سعی در جمع آوری این اسناد نمودند. همچنان که تقاضا برای این رسانه بالا می‌گرفت هنرمندان دیگری به این جرگه اضافه شدند و برای قالی که تا آن زمان ذهنی بافی بودْ نقشه تهیه کردند و در کارگاه‌های شهری مشغول به تولید آن شدند. اما استاد رشتی‌زادهْ مسابقه بافت قالی شهری را رها کرد و قالی اول خود را با طرحی آغاز نمود که تا آن روزگار به ذهن کسی نرسیده بود...

تاریخ بارگزاری : 1399/03/19

پدیدآورنده : مسعود محمدبیگی

ادامه مطلب

پیرامون فرش دستباف و نگهداری از آن

فرش دستباف این هنر فاخر ایرانی همچون شعری ناب، تخیلات هنرمندان این سرزمین را بر سطور تار و پود خود با سرپنجه بافندگان صبور، گره به گره در قالب بهشتی رویایی با انبوهی از گل ها و پرندگان و چرندگان متجلی کرده است. این بهشت خیال انگیز از هزارهای دور همواره چشم نوازترین چشم اندازها را به چشمان متحیر انسانهای هنر دوست و زیبا پسند ارزانی داشته است. حال باید دانست که چگونه میتوان از این گلستان پر نقش و نگار حفاظت و نگهداری کرد. قبل از هر مطلبی باید بدانیم که تاروپود این دستبافته های فاخر از چه جان گرفته اند.

تاریخ بارگزاری : 1400/04/30

پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)

ادامه مطلب

پیرامون شستشوی قالی

در این مطلب به جنس و و متریال قالی دستباف و باید ها و نباید ها در چگونگی شستشوی آن بطور خلاصه پرداخته شده است

تاریخ بارگزاری : 1400/06/13

پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)

ادامه مطلب

زمان در بستر گره‌ها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی

در جهانی که سرعت، ارزش شمرده می‌شود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت می‌کنند، بیش از هر زمان دیگری ضروری‌اند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمی‌تاباند، بلکه آن را در خود ثبت می‌کند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشته‌ای که فلسفه، زیبایی‌شناسی و مردم‌نگاری را به هم پیوند می‌زند.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

قالی به مثابه بوم مینیاتور: روایتی تازه از قالی ایرانی با سینا ایران نژاد

"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سال‌های اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازه‌ها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال می‌کردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالی‌ای با نقشه‌ای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایران‌نژاد. [1]- Visionary Art [2]- از شناخته‌شده‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های هنر بینشی

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سعید صیادی، پژوهشگر حوزه هنر و فرش دستباف ایران

ادامه مطلب

بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی

مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگی‌های فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگی‌هایی مانند شالوده‌شکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی کلاسیک، مفهوم‌محوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازه‌ای می‌یابد و هر روز پیچیده‌تر می‌شود. در فقدان نقد نظام‌مند، بسیاری از لایه‌های فرم‌شناختی، زیبایی‌شناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا می‌ماند و این امر می‌تواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزش‌گذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایه‌های چندگانهٔ زیبایی‌شناختی، اجتماعی و زمینه‌مند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیق‌تر آن‌ها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیه‌ای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان

نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره‌ اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگی‌هایی آن و اینکه چرا اثر می‌تواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر می‌کند، برای آن افق انتظار می‌سازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم می‌آورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینه‌هایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی می‌شود و در معرض داوری قرار می‌گیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده می‌شود، چه انتظاری از آن می‌رود و بر چه اساسی ارزش‌گذاری می‌شود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا

فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی،‌ خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

داستان یک بافنده | گفتگو با یکی از قدیمی ترین بافنده های قم، خانم اکرم رضا کاشی زاده

برای ثبت روند قالی بافی به سبک شهری باف در قم، از آنجا که قالی بافان نسل اول یعنی خانم باجی های کاشانی و نسل دوم یعنی خانم باجی های قمی، که نزد کاشانی ها استاد شده بودند، عمدتاً در قید حیات نبوده یا امکان یادآوری برایشان میسر نبود به سراغ یکی از خانم های نسل سوم یعنی خانم اکرم رضاکاشی زاده رفتم. ایشان قالی بافی را نزد مادرش خانم زهرا خداجویان قمی یاد گرفته است. مادرشان از استادان مسلم قالی بافی در قم بوده و از نادر قالی بافانی بوده که می توانسته در آن زمان قالی دورو ببافد. قالی دورو یک نوع قالی است که پشت و رو ندارد یعنی از هر طرف که نگاه کنی نقشه ای متفاوت می بینی. کاربرد این نوع قالی ها عموماً تزیینی و به عنوان مثال برای پرده در مکان های مقدس و معتبر استفاده می شود. این کار که لازمه اش ریز بافی است با توجه به اینکه در بافت قالی از قلاب استفاده نمی کردند و گره ها (در اصطلاح قمی ریشه ها) را با انگشت جدا می کردند و می بافتند، کار سختی بوده و مهارت بسیاری نیاز داشته است. خانم خداجویان خود قالی بافی را نزد مادر شوهرش خانم سکینه کاشی زاده فرا گرفته و به مرحله استادی رسیده است. خانم سکینه کاشی زاده از اولین زنان کاشانی است که حدود یکصد و شانزده سال پیش به اتفاق شوهرش مرحوم حاج میرزا علی اکبر از کاشان به قم آمده و قالی بافی را آغاز کرده است. ایشان علاوه بر دخترانش زهرا خانم (موسوم به شاباجی)، بتول خانم و عذرا خانم، زنان و دختران قمی بسیاری را آموزش داده و به مرحله استادی رسانده است. خانم هایی که نزد ایشان استاد شده اند، نیز به همین شکل به دختران خود و دیگران زنان و دختران فامیل و همسایه ها آموزش داده و تولید قالی در قم را گسترش داده اند. من با هر سه دختر مرحومه زهرا خداجویان قمی به نام های طوبی خانم، اکرم خانم و فاطمه خانم مصاحبه کرده ام. در این متن به تشریح مصاحبه ام با اکرم خانم و بیان تجربه زیسته او می پردازم. ذکر این نکته ضروری است که ایشان در یک خانواده ای به دنیا آمده و بزرگ شده اند که تمام اعضای آن اعم از زن و مرد در تولید قالی در قم نقش غیرقابل انکاری دارند.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران

ادامه مطلب

آموزه ها | شناخت الیاف فرش دستباف و نکاتی برای نگه داری از آنها

با توجه به این که تمامی فرش‌های دستباف ایرانی از الیاف طبیعی نظیر پشم، پنبه و ابریشم بافته می‌شوند، آگاهی از ویژگی‌های این الیاف در فرایند نگهداری و مراقبت از آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ممکن است ساختار یک فرش دستباف ایرانی کاملاً از الیاف پشمی یا ابریشمی تشکیل شده باشد، یا ترکیبی از پشم، ابریشم و پنبه باشد. در این میان، الیاف پنبه معمولاً به‌عنوان تار یا پود استفاده می‌شوند، در حالی که الیاف پشم و ابریشم می‌توانند هم به‌عنوان تار، هم پود و هم پرز در بافت فرش دستباف به‌کار روند. در ادامه، انواع الیاف، ویژگی‌های منحصر به فرد هر یک و تأثیر عوامل محیطی بر آن‌ها بررسی شده و در نهایت، نکات مهمی در خصوص نگهداری صحیح فرش دستباف ایرانی با الیاف طبیعی ارائه خواهد شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

در لایه‌های زمان: تاریخِ درهم‌تنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی

در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستاده‌ایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ به‌جا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایت‌هایی درهم‌تنیده بدل می‌کند که لایه‌های گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار می‌سازند. تاریخی درهم‌تنیده که در آن گذشته نه مجموعه‌ای از روایت‌های جداگانه، بلکه منظومه‌ای از تعامل‌ها، تداخل‌ها، هم‌نشینی‌ها و لایه‌بندی‌هاست.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

روایت تجربه‌های پنهانِ عملیاتِ تکمیلیِ قالی تا آثارِ تاریخ‌سازِ جهانی گفتگوی ویژه با رحیم فروهر، موسس شرکت خدمات تکمیلی فرش فروهر

"روایت پنهان یک زندگی که از کارخانه کارتن‌کار آغاز شد و به تکمیل بزرگ‌ترین قالی‌های جهان رسید..." مقدمه در تاریخ قالی ایرانی، همیشه نام تولیدکنندگان، بافندگان، رنگرزها و طراحان شنیده شده؛ اما در این مسیر طولانی، بخشی وجود دارد که کمتر درباره‌اش نوشته‌اند: عملیات تکمیلی فرش دستباف. همان جایی که قالی، پس از ماه‌ها یا سال‌ها بافت، تازه باید از ظریف ترین پردازش های فنی و تنظیم نهایی عبور کند تا به اثری استوار و آراسته تبدیل شود که در حافظه‌ی جهان بماند.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

ناگفته‌هایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی

در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی می‌کند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

روایت زنی هنرمند که از دار چوبیِ خانه مادربزرگ تا ثبت جهانیِ قالیِ منطقه‌اش پیش رفت

"از کودکی یاد گرفتم که هر گره، فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت در برابر تاریخ سرزمینم است..." من فاطمه کاوسی هستم؛ متولد سال ۱۳۳۷ در روستای کَلِنو، روستایی سبز و زیبا در مرز میان کلاردشت و چالوس. اگر امروز ۴۹ سال سابقه‌ی کار هنری و ۳۰ سال سابقه تدریس دارم، اگر نشان یونسکو، مهر اصالت، درجه‌ی هنری، ثبت اختراع، کارآفرینی، و ده‌ها تقدیرنامه و عنوان در کارنامه‌ام ثبت شده، ریشه‌اش به همان خانه‌ی ساده دوران کودکی برمی‌گردد؛ خانه‌ای که در حیاطش همیشه دو دار قالی شش‌متری برپا بود و زندگی ما از بوی پشمِ تازه حلاجی‌شده، رنگ‌های طبیعی و صدای شانه‌ی قالیبافی معنا می‌گرفت.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : فاطمه کاوسی | بافنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

ادامه مطلب

نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف

تاریخ بارگزاری : 1405/03/05

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

در جست‌وجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر

مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغه‌مندان و علاقه‌مندان فرش دستباف در راه‌اندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران می‌گذرد؛ تلاشی که، دست‌کم بر بنیاد سرفصل‌های مصوب آموزشی، با اهداف، چشم‌اندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکل‌گیری این رشته را می‌توان یکی از مهم‌ترین کوشش‌ها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه می‌طلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقع‌بینانه، برخی از ظرفیت‌ها و نقاط قوت و در عین حال چالش‌های آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ به‌ویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشته‌های سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگی‌ها و چالش‌های بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفه‌ها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم می‌یافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهم‌تر، منطق عرضه و تقاضا ــ به‌مثابه یکی از بنیادی‌ترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم می‌کرد. از این منظر، انتقال چنین حوزه‌هایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصت‌هایی ارزشمند برای نظام‌مند شدن آموزش فراهم آورد، اما هم‌زمان دشواری‌های تازه‌ای را نیز پیش روی سیاست‌گذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچ‌یک از این دو شیوه آموزشی را نمی‌توان به‌طور مطلق کامل و بی­نیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربه‌های برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : حجت‌ رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک

ادامه مطلب

روایت یک مسیر؛ از بافندگی تا راهبریِ هنریِ نسل نو گفتگویی ویژه با لیلا جلالی، بافنده، پدیدآورنده‌ و مدرس بافت قالی

روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانه­های ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاه­های صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصه­هایشان را لابلای گره­ها می­بافتند، جان می­گرفت. فرش دستباف برای قرن­ها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بی­علاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف می‌دانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزه­ای و خاطره­ای دور است؟ واقعیت این است که گره­های سنتی با روش­های قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربی‌گری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سخت­ترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه می­توان از دل این بی­علاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی

ادامه مطلب

نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشه‌ی راهی برای نسل نو

مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیده‌هایی در دنیای هنر است که می‌تواند هم‌زمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «هم‌زمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمان‌یافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از این‌ها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبک‌ها، سنت‌های بصری و دگرگونی‌های ذائقه‌های زیبایی‌شناسانه‌ای که در طول سده‌ها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ می‌کند و بازمی‌تاباند. در دوران معاصر، بر این لایه‌های از پیش موجود، لایه‌های تازه‌ای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، به‌ویژه در قلمرو هنر، پیچیده‌تر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوم‌محور و پرسش‌گر خود، قالی را نه به‌عنوان یک کالای تزئینی، که به‌مثابه رسانه‌ای برای بیان ایده‌ها، روایت‌ها و دغدغه‌های امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را به‌عنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیک‌های سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانه‌ای برای خلق اثر هنری به شمار می‌آیند. هم‌زمان، گسترش «دیزاین» به‌عنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازه‌ای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیده‌تر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را می‌توان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورت‌بندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعه‌شناسی علم معرفی کرده‌اند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژه‌هایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظام‌های دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم می‌کنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم می‌سازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل می‌کند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیان‌بودگی[3]» را می‌توان به‌مثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش به‌صورت تثبیت‌شده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل می‌گیرند. این وضعیت را می‌توان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورت‌بندی کرد، جایی که معنا در میان‌فضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید می‌شود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را می‌توان به‌عنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که هم‌زمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میان‌بودگی شکل می‌گیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیق‌تری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست می‌دهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهان‌های اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آن‌ها ترجمه می‌شود و از سوی دیگر، به عنوان پدیده‌ای با ویژگی «درمیان‌بودگی»، در هیچ‌یک از این جهان‌ها به‌طور کامل حل نمی‌شود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ می‌کند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را می‌توان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل می‌گیرد. همین مرزی بودن است که افق‌های آینده فرش دستباف را می‌گشاید. فرش دستباف می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاین‌محور در یک رویداد طراحی، بی‌آنکه هیچ‌یک از این نقش‌ها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیده‌ای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند هم‌زمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپایی‌اش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار داده‌اند. پژوهش‌های تاریخی، فرش دستباف را به‌مثابه سندی از دوره‌های گذشته بررسی کرده‌اند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را به‌عنوان نمادی از هویت ایرانی کاویده‌اند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کرده‌اند که بر اساس رج‌شمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقه‌بندی است. هم‌زمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبک‌شناسی منطقه‌ای نیز کوشیده است قالی‌ها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساخته‌اند، اما هیچ‌یک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیده‌اند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیان‌بودگی» و شناوری میان آن‌ها شکل می‌گیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخ‌نگاری می‌توان یافت، نه در سبک‌شناسی، و نه در تحلیل‌های فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو می‌کاهند. گفتمانی که می‌تواند این چندلایگی را نه به‌عنوان یک مسئله طبقه‌بندی، که به‌عنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکان‌های تازه‌ای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخ‌نگاری، سبک‌شناسی و توصیف فنی جدا می‌کند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهت‌گیری زمانی آن است. تاریخ‌نگاری به گذشته می‌نگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبک‌شناسی در چارچوب قواعد شناخته‌شده به طبقه‌بندی آثار می‌پردازد. حال‌آنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را می‌کاود و امکان‌های آینده را می‌گشاید (Belting, 1987). اگر تاریخ‌نگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای می‌گیرد؟»، نقد می‌پرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران می‌گشاید؟». این جهت‌گیری آینده‌نگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل می‌کند که می‌تواند با پویایی فرش دستباف معاصر هم‌قدم شود. نقد، برخلاف تاریخ‌نگاری که گذشته را تثبیت می‌کند، از گذشته می‌گذرد تا راه‌های نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افق‌های تازه‌ای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

کومه - گره آخر

سال‌ها بعد، وقتی بادا دیگر نبود، و اوشن پیر آرام گرفته بود، و سورگ هم به خوابِ خاک رفته بود، تنها چیزی که مانده بود، همان قالی نیمه‌تمام بود. مردم می‌گفتند وقتی باد از میانش می‌گذرد، بوی نعنا می‌آید. و گاهی شب‌ها، صدای ماهک می‌آمد، در حال نشخوار آرام خاطره‌ای سبز…

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان

ادامه مطلب

;