32 مقاله یافت شد

خرید را از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل کنیم...

امروزه یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها و شرکت های تولیدی، چگونگی تامین مواداولیه است. بعضی از مواداولیه ی مصرفیِ تولیدکنندگان، وارداتی می باشد و هریک از آنها، مواد مورد نظر را در داخل کشور از طریق واسطه ها و با قیمت بیشتری خریداری می کنند. به طور مثال در صنعت فرش دستباف قم، با توجه به اینکه حجم زیادی از محصولات تولیدی، فرش دستبافت ابریشمی می باشد، و چون میزان تولید ابریشم در داخل ایران پاسخ گوی نیاز سالانه این صنعت نیست، بیشتر شرکت های تولیدی، از ابریشم وارداتی استفاده میکنند. ولی بیشتر این شرکت ها ابریشم مورد نیاز خود را به صورت انفرادی و غیرمتمرکز و از طریق واسطه ها و با قیمت بالا خریداری می نمایند که این منجر به افزایش هزینه های تولید میگردد. هرچند موضوع چگونگی خرید در صنعت فرش دستباف ایران و دیگر صنایع داخلی، تبدیل به یک مشکل بزرگی شده، ولی امروزه در بیشتر سازمان ها و شرکت های بزرگ جهان، خرید به عنوان نقش موثری، از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل شده است. چرا که استراتژی مناسبی برای خرید به کار گرفته شده است. از این رو در این بخش نکاتی در مورد خرید درست و راهکاری برای حل مشکلات تولیدکنندگان داخلی ذکر میگردد. دو روش اساسی خرید در سازمانها یا شرکت های تولیدی، روش خرید متمرکز و روش خرید غیر متمرکز می باشد: 1-خرید متمرکز: خریدی است که به وسیله واحد تدارکات کل (مرکزی) انجام می شود. هنگامیکه که نیازهای شرکتهای مختلف با یکدیگر مشابه باشد و این گونه شرکت ها نزدیک به هم و در یک منطقه جغرافیایی باشند. در این شرایط چند شرکت میتوانند با هماهنگی یکدیگر یک یا دو نفر را مسئول خرید کرده و به صورت یک جا و مستقیم اقدام به خرید کنند. 2- خرید ¬غیرمتمرکز: خریدی است که در صورت پراکندگی جغرافیایی شرکت ها، و مشابه نبودن کالاهای مورد نیاز، توسط هر شرکت به صورت انفرادی و غیر متمرکز انجام میگیرد. با توجه به توضیحات بالا، چند شرکت تولیدی که در یک منطقه جغرافیایی تمرکز دارند و کالاهای مشابهی تولید میکنند میتوانند یک گروه تشکیل داده و مواداولیه خود را از طریق خرید متمرکز انجام دهند و با استفاده از این استراتژی، از مزایای این نوع خرید بهره کافی ببرند. به طور مثال همانگونه که شرکت های تولیدی صنعت فرش دستباف قم در یک منطقه جغرافیایی ساکن هستند و همه آنها به مواد اولیه یکسان یعنی ابریشم نیاز دارند، میتوانند با اتحاد و هماهنگی یکدیگر، خرید خود را به صورت متمرکز و گروهی و به صورت مستقیم و بدون واسطه انجام دهند. برخی از مزایای خرید متمرکز، عبارت است از: صرفه¬جویی در به کارگیری نیروی انسانی صرفه جویی در هزینه های مربوط به خرید و حمل و نقل صرفه جویی در زمان خرید امکان اخذ تخفیف در مقادیر زیاد تجزیه تحلیل ریسک های بازار کاهش قیمت تمام شده کالا از طریق حذف واسطه ها و در نتیجه بهبود بهره وری و عملکرد مالی مراحل خرید متمرکز مواداولیه (خرید خارجی) به شرح زیر است: 1-تشکیل شبکه خرید متمرکز: به عنوان اولین قدم برای عملیات خرید متمرکز، ابتدا تولیدکنندگان که مایل به خرید مواد اولیه یکسان به صورت متمرکز می¬باشند، یک تیم تشکیل داده و به صورت یک واحد تدارکات، عمل می نمایند. 2- انتخاب منبع فروش مواداولیه: بعد از تشکیل شبکه خرید توسط تولیدکنندگان، انتخاب منبع فروش و یا تامین کننده از طریق سفارتخانه ها، اتاق بازرگانی، بررسی کتب، مجلات و کاتالوگ¬ها، و یا اینترنت صورت میگیرد. 3- استعلام شرایط فروش: در هر خرید خارجی استعلام شرایط فروش فروشندگان مانند قیمت، شرایط پرداخت، زمان تحویل کالا برای هر منبع فروش ضروری است. 4- مذاکره: در این مرحله که معمولا در مورد تعیین قیمت بحث میگردد موضوع تخفیف نیز مورد اهمیت قرار میگیرد. در این مرحله چنانچه نتایج مذاکره مثبت بود، مرحله بعدی خرید یعنی تهیه پروفرما صورت میگیرد در غیر این صورت مجددا عملیات از مرحله دوم یعنی انتخاب منبع فروش تکرار می¬گردد. 5- تهیه پروفرما: پروفرما یا پیش فاکتور شامل شرایط پیشنهادی توسط فروشنده مانند مشخصات کامل نام و نشانی فروشنده و خریدار، نوع کالا، وزن کالا، قیمت واحد، قیمت کل، شرایط پرداخت، تاریخ صدور، تاریخ اعتبار، کشور مبداء و مقصد، زمان حمل و تحویل کالا و... می-باشد 6- تنظیم قرارداد: قرارداد خرید پس از انجام مذاکره میان خریدار و فروشنده و تصمیم قطعی برای خرید و فروش، منعقد می¬گردد. در قرارداد خرید حدود وظایف هر یک از طرفین مشخص می¬گردد. 7-اخذ مجوز قانونی ورود مواداولیه و گشایش اعتبار توسط بانک: این مرحله مربوط به گشایش اعتبار اسنادی میباشد که خریدار برای درخواست گشایش اعتبار، مدارکی به بانک ارائه داده و بانک گشاینده اعتبار نیز پس از بررسی دقیق و سریع مدارک متقاضی، اقدام به گشایش اعتبار می¬نماید. 8-ارسال مواد اولیه توسط فروشنده به کشور خریدار: این مرحله که شامل حمل کالا می¬باشد، طبق موارد ذکر شده در قرارداد صورت می-پذیرد. 9-ورود مواد اولیه به کشور و ترخیص آن از گمرک 10- حمل مواد اولیه از گمرک به انبار خریدار انتشار خلاصه شده پژوهش در روزنامه سپهر اقتصاد-شماره 16 انتشار کامل مقاله در مجله بررسی های بازرگانی- شماره 84 و 85

تاریخ بارگزاری : 1399/10/07

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

نظریه بازی: یک بازی استراتژیک میان رقبا

دیدگاه سنتی نسبت به فضای کسب و کار، تجارت را نوعی میدان جنگ دانسته و پیروزی در آن را در گرو از بین بردن رقبا می داند. همانگونه که می دانیم در جنگ فقط یک برنده وجود داشته و لازمه پیروزی در آن نابود کردن یکی از نیروهای مقابل است. اما امروزه رقبای حرفه ای موفقیت خود را در از بین بردن یکدیگر تعریف نمیکنند. زیرا بر این باورند که در کسب و کار برای آنها این امکان وجود دارد که بدون نابود کردن رقبای خود به پیروزی دست یابند و دیگر برای موفقیت نیازی به شکست رقیب شان ندارند. اما چگونه؟

تاریخ بارگزاری : 1399/10/07

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

فرش به مثابه نماد؛ بررسی شکل مصرف فرش دستباف در اروپا از سده های میانه تا قرن 18 میلادی (12 ه ق )

چکیده: فرش دستباف در طول تاریخ به واسطه داشتن ظرفیت های گوناگون هنری، اقتصادی و مفهومی جلوه های ویژه ای در کنار ابعاد کاربردی و مصرفی خود یافته است. در تاریخ نگاری ها و سفرنامه ها همواره از فرش های گران قیمت و نفیس به نشانه شکوه و عظمت کاخ ها یاد شده است. این امر نشان میدهد فرش ها به مرور کارکردی فراتر از ارزش مصرفی خود یافته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است که بررسی ها در آن برپایه مطالعات کتابخانه ای و بررسی تصویری نقاشی های باقی مانده از سده های میانه تا قرن 18 میلادی/ 12 قمری و همچنین لیست اموال برخی از پادشاهان به منظور بررسی شکل مصرف و زمینه های بروز انواع مصرف آن- می باشد. از آنجا که بررسی اسناد تاریخی تمامی کشور های اروپایی میسر نبود، به عمده ترین نمونه ها به صورت پراکنده در کشورهای مختلف و پر اهمیت به لحاظ اقتصادی، تجاری و هنری خواهیم پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در پی رواج مصرف منسوجات و اهمیت آن ها در تزیینات و با رواج فرهنگ مصرف نمایشی از قرون میانه به بعد در اروپا و در میان طبقات بالای جامعه و سپس در میان طبقات متوسط جامعه، نوعی ارزش نمادین و غیر کارکردی برای فرش دستباف به وجود آمد. یافته ها نشان می دهد در سده های میانه و همچنین دوران رواج سرمایه داری در اروپا، فرش عنصر و نمادی از ثروت و مظهر تفاخر و عنصری هویت بخش برای صاحبان آن بوده است. به طوری که فرش به عنوان عنصری مهم در تزیینات کاخ ها، مساجد، کلیساها و نقاشی ها به کار گرفته شد و "کاربرد مصرفی" آن به عنوان کف پوش، جای خود را به "کاربرد نمادین" داده است. اهداف پژوهش: 1- بررسی شکل مصرف فرش دستباف و تغییرات آن در کشورهای اروپایی از سده های میانه تا قرن 18 م/12 ه ق 2- بررسی دلایل تغییر کاربری فرش های دستباف از کف پوش به دیوار آویز در کشورهای غربی سوالات پژوهش: 1- شکل مصرف و کارکرد فرش دستباف در اروپای سده های میانه تا قرن 18 میلادی چگونه بوده است؟ 2- زمینه های ظهور مصرف دیواری فرش دستباف در اروپا چه بوده است؟ واژگان کلیدی: فرش دستباف، مصرف تظاهری، ارزش مصرفی، ارزش نمادین.

تاریخ بارگزاری : 1397/10/01

پدیدآورنده : مهلا تختی (دانشجوی دکتری پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران)- دکتر رضا افهمی (دانشیار گروه پژوهش هنر-دانشگاه تربیت مدرس تهران )- دکتر جواد نیستانی(دانشیار گروه باستان شناسی- دانشگاه تربیت مدرس تهران)

ادامه مطلب

ارائه مدل محرک های زنجیره تأمین سبز مورد مطالعه: هنر صنعت فرش دستباف

چکیده زنجیره تامین سبز به تلفیق نگرانی های زیست محیطی با مفهوم زنجیره تامین از طریق بهبود همکاری و هماهنگی اعضای زنجیره تامین می پردازد. هدف این پژوهش ارائه مدل محرک های زنجیره تأمین سبز در هنر صنعت فرش دستباف اســت. جامعه آماری این تحقیق در مرحله اول خبرگان صنعت فرش دستباف و در مرحله دوم از اعضای زنجیره تأمین صنعت فرش شامل: تهیه کنندگان مواد اولیه، فروشندگان، تولید کنندگان و رنگرزها و... انتخاب شده است. ابتدا با استفاده از تیم خبرگان اول، از میان 34 متغیر ذکر شــده در پرسشنامه 17 آیتم به عنوان محرک های اصلی زنجیره تأمین سبز در صنعت فرش دستباف انتخاب شدند. سپس پرسشنامه دیگری در میان اعضای زنجیره تامین توزیع گردید و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، عوامل 5 در دسته قرار گرفتند. با استفاده از روش AHP میزان اولویت هریک از عامل ها، برای حرکت به سمت زنجیره تأمین ســبز در صنعت فرش دستباف به ترتیب: اطلاعات، مقررات، رقابت، لجستیک و بازاریابی می باشند. در پایان پیشــنهاداتی از جمله استفاده از تکنولوژی های اطلاعاتی بروز، توجه به استانداردهای دولتی، همکاری بیشتر با رقبا و همکاری بیشتر در سطح زنجیره تامین به منظور بهبود عملکرد زیست محیطی ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی: فرش دستباف، زنجیره تأمین سبز، محرک های زنجیره تأمین سبز

تاریخ بارگزاری : 1396/01/01

پدیدآورنده : اسماعیل مزروعی نصرآبادی (استادیار گروه مدیریت و کارافرینی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کاشان)- طیبه جعفری گهرویی (فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فرش، دانشکدۀ معماری و هنر دانشگاه کاشان)

ادامه مطلب

پیرامون فرش دستباف و نگهداری از آن

فرش دستباف این هنر فاخر ایرانی همچون شعری ناب، تخیلات هنرمندان این سرزمین را بر سطور تار و پود خود با سرپنجه بافندگان صبور، گره به گره در قالب بهشتی رویایی با انبوهی از گل ها و پرندگان و چرندگان متجلی کرده است. این بهشت خیال انگیز از هزارهای دور همواره چشم نوازترین چشم اندازها را به چشمان متحیر انسانهای هنر دوست و زیبا پسند ارزانی داشته است. حال باید دانست که چگونه میتوان از این گلستان پر نقش و نگار حفاظت و نگهداری کرد. قبل از هر مطلبی باید بدانیم که تاروپود این دستبافته های فاخر از چه جان گرفته اند.

تاریخ بارگزاری : 1400/04/30

پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)

ادامه مطلب

پیرامون شستشوی قالی

در این مطلب به جنس و و متریال قالی دستباف و باید ها و نباید ها در چگونگی شستشوی آن بطور خلاصه پرداخته شده است

تاریخ بارگزاری : 1400/06/13

پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)

ادامه مطلب

فرش دستباف را با هیچ کفپوش دیگری مقایسه نکنیم ...

تاریخ بارگزاری : 1402/08/05

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

اصالت، شفافیت و منزلت، 3 اصل اساسی مجموعه ایران گره

تاریخ بارگزاری : 1402/11/14

پدیدآورنده : واحد تحقیق و توسعه مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

پیرامون نگهداری فرش دستباف و مطالب متدرج در صفحات اینترنتی و برخی کتب

تاریخ بارگزاری : 1404/04/19

پدیدآورنده :

ادامه مطلب

زمان، آهستگی و پیوستگی، نگاهی متفاوت به قالی ایرانی | گفتگوی ویژه با استاد فتحعلی قشقایی فر، مدرس و پژوهشگر رشته فرش دستباف

"فرش دستباف یعنی جهانی که آرام است... روایتی دلنشین از استاد فتحعلی قشقایی‌فر " قالی ایرانی، روایتی از زیست یک انسان است. زیستی که در تک تک گره ها، در تارها و پودها جریان دارد. میان این روایت بی کلام، مفهومی نهفته است که همواره مرا به اندیشه وامی‌دارد: زمان. عنصری کمیاب و بی همتا در زندگی انسان که مانند ندارد. روایتی که از صبر می‌گوید، از آهستگی، و از پیوستگی. از کسانی که زمان را نه به عنوان چیزی برای سپری کردن، بلکه به مثابه عنصری برای خلق معنا زیسته‌اند. در روزگاری که جهان در هیاهوی سرعت و تکنولوژی غرق شده، یکی از دغدغه های من، درنگ در لحظه، زیستن در اکنون، و فهم عمیق زمان است. دغدغه‌ای که مرا به سمت گفتگویی با یکی از اساتید فرهیخته و قدیمی‌ام، سوق داد. کسی که همیشه نگاهی ژرف و متفاوت به قالی ایرانی داشته است، استاد فتحعلی قشقایی‌فر، استاد دانشگاه کاشان و پژوهشگر نام‌آشنای فرش دستباف ایران که همیشه برایم منبع الهام بوده است. در این گفتگو، از دیدگاه او درباره سه عنصر زمان، آهستگی و پیوستگی در قالی ایرانی پرسیدم. مفاهیمی که شاید در زندگی امروز کمتر شنیده می‌شوند، اما در ژرفای تار و پود قالی ایرانی، حضوری پررنگ و تاریخی دارند. مفاهیمی که می‌توانند دوباره ما را به زندگیِ درونی، آرام و اصیل بازگردانند. در ادامه بخشی از سخنان ارزشمند ایشان را روایت می‌کنم.

تاریخ بارگزاری : 1405/01/22

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟

فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافته‌ای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل می‌کند. سال‌هاست که این قالی در ذهن بسیاری، به‌عنوان اثری هنری و نفیس شناخته می‌شود؛ گاهی بر دیوارها آویخته می‌شود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن می‌گردد، گاهی در صندوقچه‌ها برای نسل‌های بعدی به یادگار می‌ماند و گاهی همچون سرمایه‌ای ارزشمند خرید و فروش می‌شود.

تاریخ بارگزاری : 1405/02/12

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف

ادامه مطلب

بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی

مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگی‌های فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگی‌هایی مانند شالوده‌شکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی کلاسیک، مفهوم‌محوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازه‌ای می‌یابد و هر روز پیچیده‌تر می‌شود. در فقدان نقد نظام‌مند، بسیاری از لایه‌های فرم‌شناختی، زیبایی‌شناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا می‌ماند و این امر می‌تواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزش‌گذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایه‌های چندگانهٔ زیبایی‌شناختی، اجتماعی و زمینه‌مند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیق‌تر آن‌ها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیه‌ای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی

فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ به‌صورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گل‌های قالی کرمان، شیفته‌ی فرش دست‌باف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانواده‌اش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه به‌طور جدی دنبال کند. به‌قول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمی‌شد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمی‌شد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانش‌آموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان

نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره‌ اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگی‌هایی آن و اینکه چرا اثر می‌تواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر می‌کند، برای آن افق انتظار می‌سازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم می‌آورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینه‌هایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی می‌شود و در معرض داوری قرار می‌گیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده می‌شود، چه انتظاری از آن می‌رود و بر چه اساسی ارزش‌گذاری می‌شود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازارهای جهانی

گفتگویی ویژه با علی میرزازاده و علی بردبار، فعالان قالی ایرانی در فضای بین الملل بازار فرش دستباف ایرانی را نمی‌توان فقط با عدد و نمودار خواند؛ این بازار، حاصل تلاقی تجربه، اعتماد، روایت و تصمیم است. برای فهم نسبت امروز قالی ایرانی با مفهوم «ارزش»، باید به صداهایی گوش داد که بازار را از دلِ زیستِ حرفه‌ای خود تجربه کرده‌اند؛ کسانی که هم با منطق اقتصاد جهانی آشنا هستند و هم با لایه‌های پنهان فرهنگ و معنا. گفتگوی ویژه‌ی این شماره، تلاشی است برای شنیدن همین صداها؛ روایت دو مسیر متفاوت در دو جغرافیایی متفاوت، اما با دغدغه‌ای مشترک: بازخوانی ارزش قالی ایرانی در بازار معاصر.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف صادرات

ادامه مطلب

چگونه بر پایه‌ی «فهم ارزش» خرید کنیم، نه صرفاً قیمت؟

خرید فرش دستباف، انتخاب یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه مواجهه با اثری است که حاصل زمان، مهارت انسانی، فرهنگ، تجربه و خلاقیت فردی‌ست. با این حال، بخش قابل توجهی از خریدهای قالی، حتی در سطوح قیمتی بالا، به نارضایتی، تردید یا پشیمانی ختم می‌شود. ریشه‌ی این مسئله اغلب نه در کیفیت قالی، بلکه در شیوه‌ی نگاه خریدار نهفته است؛ جایی که «قیمت» جای «فهم ارزش» را می‌گیرد. این مقاله برای دوستداران فرش دستباف نوشته شده است؛ کسانی که متخصص نیستند، اما نمی‌خواهند ناآگاهانه خرید کنند. اولین و مهم‌ترین مرحله در خرید قالی، پیش از دیدن هر قالی آغاز می‌شود.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا

فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی،‌ خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

داستان یک طراح | «زمان» در دستان حاج میرزا آقا

در این متن به مقوله‌ی «زمان» در فرش دستباف ایرانی به ویژه قالی‌های طراحی یا بافته شده توسط حاج میرزاآقا امامی می‌پردازیم. برای این منظور قبل از هر چیز لازم است نسبت فرش دستباف با مفهوم «زمان» را مشخص کنیم. نظر به ویژگی‌های منحصربفرد قالی ایران، این واژه را می‌توان دست کم در سه معنا بررسی کرد: اولین تأثیر «زمان» بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزا آقا را باید در تحولات حرفه‌ای و سبکی هنرمند «در گذر زمان» دانست. اینکه زیر سایه‌ی سنگین شرایط زمانی همچون شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، هنرمند چه تغییراتی در هنر خویش ایجاد کرده است. به مجموعه‌ی این شرایط در زبان فارسی «زمانه» می‌گویند که به نظر دقیق‌ترین و مناسب‌ترین واژه نیز همین کلمه است. تأثیر زمانه بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزاآقا اتفاقاً اهمیتی ویژه دارد چرا که در زمانه‌ای بس بحرانی و پرفراز و نشیب زیست می‌کرده است. در «بخش یکم» به این مقوله پرداخته شده است. در معنای دوم می‌توان به چگونگی بازنمایی عنصر «زمان» در فرش دستباف ایران پرداخت. بر این اساس جایگاه زمان به مثابه‌ی یک سامان‌دهنده‌ی عناصر و نقوش فرش دستباف واکاوی می‌شود. در این بخش (دوم) نقدی به باور رایج درباره‌ی هنر ایرانی که گاه آن را «بی‌زمان» نامیده‌اند وارد شده و به جای آن، قالی ایرانی تحت سیطره‌ی سامانه‌ی «زمان غیریکنواخت یا منفصل» دانسته شده است. در بخش سوم به زمانبر بودن فرآیند خلق یک فرش دستباف ایرانی یا به تعبیری که «بخش سوم» بیان شده؛ به مفهوم «آهستگی» در فرایند خلق یک قالی ایرانی پرداخته شده ‌است.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر

ادامه مطلب

آموزه ها | شناخت الیاف فرش دستباف و نکاتی برای نگه داری از آنها

با توجه به این که تمامی فرش‌های دستباف ایرانی از الیاف طبیعی نظیر پشم، پنبه و ابریشم بافته می‌شوند، آگاهی از ویژگی‌های این الیاف در فرایند نگهداری و مراقبت از آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ممکن است ساختار یک فرش دستباف ایرانی کاملاً از الیاف پشمی یا ابریشمی تشکیل شده باشد، یا ترکیبی از پشم، ابریشم و پنبه باشد. در این میان، الیاف پنبه معمولاً به‌عنوان تار یا پود استفاده می‌شوند، در حالی که الیاف پشم و ابریشم می‌توانند هم به‌عنوان تار، هم پود و هم پرز در بافت فرش دستباف به‌کار روند. در ادامه، انواع الیاف، ویژگی‌های منحصر به فرد هر یک و تأثیر عوامل محیطی بر آن‌ها بررسی شده و در نهایت، نکات مهمی در خصوص نگهداری صحیح فرش دستباف ایرانی با الیاف طبیعی ارائه خواهد شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

روایتی از تاریخ پنهان ابریشم در قالی قم گفتگو با رضا ارمی، تولیدکننده و پیشکسوت حوزه قالی ابریشم در قم

کمی بیش از یک قرن از تولید قالی شهری‌باف در قم، توسط مهاجرینی که از کاشان به قم آمدند، می‌گذرد. این زمان در مقایسه با شهرهایی چون کرمان، تبریز، اصفهان، مشهد، کاشان و بسیاری شهرهای دیگرِ تولیدکننده قالی در ایران، عمر کوتاهی محسوب می‌شود. اما در همین مدت کوتاه، همان‌گونه که سیسیل ادواردز پیش‌بینی کرده بود، قالی قم قله‌های شهرت و معروفیت را به لحاظ کیفیت بافت، طراحی و رنگ‌آمیزی درنوردید. به‌گونه‌ای که امروزه، به‌ویژه در تولید قالی تمام ابریشم، گوی سبقت از دیگر شهرها ربوده و به چنان درجه‌ای از کیفیت و زیبایی رسیده که برخی شهرها با کپی کردن از طرح‌ها و رنگ‌آمیزی قالی‌های این شهر، قالی‌های خود را به نام قم عرضه می‌کنند.

تاریخ بارگزاری : 1404/09/20

پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران

ادامه مطلب

ناگفته‌هایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی

در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی می‌کند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف

تاریخ بارگزاری : 1405/03/05

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

تشخیص قدمت و اصالت در فرش دستباف ایرانی

رویکردی تحلیلی به نشانه‌های بصری و فنی تشخیص سن و اصالت یک فرش دستباف، از دشوارترین مباحث کارشناسی در حوزه‌ی فرش دستباف ایرانی است. این فرآیند بیش از آنکه بر پایه‌ی ظاهر عمومی اثر استوار باشد، بر شناخت عمیق از تاریخچه‌ی بافت، ساختار فنی، نظام رنگی و ویژگی‌های طرح‌شناختی تکیه دارد. فرش دستباف، همانند هر اثر هنری دیگر، حامل امضا و نشانه‌های زمان خود است؛ و هر گره آن می‌تواند سندی از دگرگونی‌های اجتماعی، فنی و زیبایی‌شناختی یک دوره باشد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : هادی پورجهان | مرمتکار، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

چشم‌انداز موزه فرش ایران، نگاهی به مسیر نوین مدیریت، حفظ اصالت و آینده موزه فرش ایران، گفت‌وگو با محمدجواد اینانلو، رئیس موزه

در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشم‌اندازها»، این‌بار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینه‌ای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهم‌ترین مراکز هویت‌ساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

قالی ایرانی؛ میراثی که از صفر شروع نمی‌شود

حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، چنین روایت می‌کند: جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز گفتنی گاهی آینده، نه در سرعت بیشتر، بلکه در یادآوری چیزی نهفته است که فراموش کرده‌ایم؛ در فهم همین «یادگار» بودن جهان. نسل امروز در جهانی بزرگ شده که همه‌چیز در آن با منطق «فوری» تعریف می‌شود: غذای فوری، خرید فوری، شهرت فوری، نتیجه فوری. جهان امروز مدام به ما می‌گوید هرچه سریع‌تر، بهتر. هرچه شخصی‌تر، ارزشمندتر. هرچه تازه‌تر، مطلوب‌تر. در چنین جهانی، قالی ایرانی موجودی غریب به نظر می‌رسد؛ چیزی که ماه‌ها و گاه سال‌ها زمان می‌خواهد، با دست ساخته می‌شود، در صبر معنا پیدا می‌کند و برای یک فصل و یک مُد به دنیا نمی‌آید. اما شاید درست به همین دلیل، توجه به ذات قالی ایرانی امروز دوباره مهم شده است. قالی ایرانی پدیده‌ای است که یادآوری می‌کند بعضی چیزها برای خلق شدن، نیاز به اتحاد، همبستگی و پیوستگی دارند. برای ماندگار شدن، باید آهسته ساخته شوند تا «یادگار» بمانند. یادآوری می‌کند که زیبایی همیشه محصول شتاب نیست. و مهم‌تر از همه، پیشینه آن، یادآوری می‌کند که هیچ میراثی از صفر آغاز نمی‌شود. ما می‌آییم و می‌رویم، این جهان است که می‌ماند و چه زیبا اگر آنچه از ما می‌ماند، شایستهٔ ماندن باشد. اگر قرار است نسل نو آینده قالی ایرانی را بسازد، نخست باید یک سوءتفاهم بزرگ را کنار بگذارد: این تصور که هر نسل باید همه‌چیز را از نو اختراع کند.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

از تجربه زیسته تا روایت فرهنگی؛ راهی به سوی آینده قالی ایرانی

همان لحظه که با موضوع جدید شماره پنجم نشریه «دستباف» یعنی آینده قالی ایرانی در دست نسل نو روبه‌رو شدم، این فکر در ذهنم شکل گرفت که از میان تجربه‌ای که امروز در این حوزه زندگی می‌کنم، چند سطری برای همین نسل بنویسم؛ نسلی که قرار است آینده این هنر در دستان او رقم بخورد. در امتداد مسیری از زندگی‌ام که سالهاست با روایتی فرهنگی از قالی ایران شکل گرفته، به این نتیجه رسیده‌ام که اگر بخواهیم از آینده قالی سخن بگوییم، راهی جز این نگاه برای آن متصور نیست. آنچه در ادامه می‌آید، نه یک پیش‌بینی، بلکه تجربه‌ای زیسته از آن چیزی است که قالی می‌تواند در جهان امروز و فردا باشد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : علی بردبار، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

روایت یک مسیر؛ از بافندگی تا راهبریِ هنریِ نسل نو گفتگویی ویژه با لیلا جلالی، بافنده، پدیدآورنده‌ و مدرس بافت قالی

روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانه­های ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاه­های صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصه­هایشان را لابلای گره­ها می­بافتند، جان می­گرفت. فرش دستباف برای قرن­ها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بی­علاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف می‌دانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزه­ای و خاطره­ای دور است؟ واقعیت این است که گره­های سنتی با روش­های قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربی‌گری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سخت­ترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه می­توان از دل این بی­علاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی

ادامه مطلب

نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشه‌ی راهی برای نسل نو

مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیده‌هایی در دنیای هنر است که می‌تواند هم‌زمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «هم‌زمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمان‌یافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از این‌ها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبک‌ها، سنت‌های بصری و دگرگونی‌های ذائقه‌های زیبایی‌شناسانه‌ای که در طول سده‌ها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ می‌کند و بازمی‌تاباند. در دوران معاصر، بر این لایه‌های از پیش موجود، لایه‌های تازه‌ای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، به‌ویژه در قلمرو هنر، پیچیده‌تر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوم‌محور و پرسش‌گر خود، قالی را نه به‌عنوان یک کالای تزئینی، که به‌مثابه رسانه‌ای برای بیان ایده‌ها، روایت‌ها و دغدغه‌های امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را به‌عنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیک‌های سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانه‌ای برای خلق اثر هنری به شمار می‌آیند. هم‌زمان، گسترش «دیزاین» به‌عنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازه‌ای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیده‌تر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را می‌توان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورت‌بندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعه‌شناسی علم معرفی کرده‌اند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژه‌هایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظام‌های دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم می‌کنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم می‌سازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل می‌کند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیان‌بودگی[3]» را می‌توان به‌مثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش به‌صورت تثبیت‌شده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل می‌گیرند. این وضعیت را می‌توان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورت‌بندی کرد، جایی که معنا در میان‌فضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید می‌شود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را می‌توان به‌عنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که هم‌زمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میان‌بودگی شکل می‌گیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیق‌تری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست می‌دهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهان‌های اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آن‌ها ترجمه می‌شود و از سوی دیگر، به عنوان پدیده‌ای با ویژگی «درمیان‌بودگی»، در هیچ‌یک از این جهان‌ها به‌طور کامل حل نمی‌شود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ می‌کند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را می‌توان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل می‌گیرد. همین مرزی بودن است که افق‌های آینده فرش دستباف را می‌گشاید. فرش دستباف می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاین‌محور در یک رویداد طراحی، بی‌آنکه هیچ‌یک از این نقش‌ها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیده‌ای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند هم‌زمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپایی‌اش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار داده‌اند. پژوهش‌های تاریخی، فرش دستباف را به‌مثابه سندی از دوره‌های گذشته بررسی کرده‌اند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را به‌عنوان نمادی از هویت ایرانی کاویده‌اند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کرده‌اند که بر اساس رج‌شمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقه‌بندی است. هم‌زمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبک‌شناسی منطقه‌ای نیز کوشیده است قالی‌ها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساخته‌اند، اما هیچ‌یک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیده‌اند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیان‌بودگی» و شناوری میان آن‌ها شکل می‌گیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخ‌نگاری می‌توان یافت، نه در سبک‌شناسی، و نه در تحلیل‌های فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو می‌کاهند. گفتمانی که می‌تواند این چندلایگی را نه به‌عنوان یک مسئله طبقه‌بندی، که به‌عنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکان‌های تازه‌ای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخ‌نگاری، سبک‌شناسی و توصیف فنی جدا می‌کند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهت‌گیری زمانی آن است. تاریخ‌نگاری به گذشته می‌نگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبک‌شناسی در چارچوب قواعد شناخته‌شده به طبقه‌بندی آثار می‌پردازد. حال‌آنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را می‌کاود و امکان‌های آینده را می‌گشاید (Belting, 1987). اگر تاریخ‌نگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای می‌گیرد؟»، نقد می‌پرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران می‌گشاید؟». این جهت‌گیری آینده‌نگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل می‌کند که می‌تواند با پویایی فرش دستباف معاصر هم‌قدم شود. نقد، برخلاف تاریخ‌نگاری که گذشته را تثبیت می‌کند، از گذشته می‌گذرد تا راه‌های نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افق‌های تازه‌ای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

آینده‌ای که طراحی می‌شود، نه تکرار گفت‌وگو با سحر ایلخان درباره مسیر نسل نو در قالی ایرانی

سحر ایلخان، طراح فرش دستباف، از جمله طراحان نسل جدیدی است که مسیر حرفه‌ای خود را در نقطه‌ای شکل داده که بسیاری از جوانان امروز در آن ایستاده‌اند؛ جایی میان انتخاب و تردید، میان سنت و نوآوری، و میان آنچه آموخته‌اند و آنچه در واقعیت با آن مواجه می‌شوند. او با دیپلم ریاضی، در سال ۱۳۸۴ وارد رشته طراحی فرش دستباف در دانشگاه هنر تهران شد؛ انتخابی که به گفته خودش در ابتدا شاید کاملاً آگاهانه نبود، اما خیلی زود به مسیری تبدیل شد که با آن احساس تعلق عمیق پیدا کرد. برای او، طراحی فرش دستباف از همان سال‌های نخست تحصیل، از یک «رشته دانشگاهی» به یک «زیست» تبدیل شد؛ زیستی که در آن می‌توان ساعت‌ها در خلوت نشست، میان قواعد ریشه‌دار طراحی، سنت‌های تاریخی و ایده‌های نو حرکت کرد و به ترکیبی تازه رسید. ایلخان طراحی فرش دستباف را عرصه‌ای می‌داند که در آن، هم‌زمان با یک نظام دقیق و ساختارمند روبه‌رو هستیم و در عین حال، امکان بروز خلاقیت و ناخودآگاه هنرمند نیز وجود دارد. این نگاه، به‌نوعی بازتاب وضعیت نسلی است که باید میراثی تثبیت‌شده را در جهانی متغیر بازتعریف کند. مسیر حرفه‌ای او پس از پایان تحصیلات، از کارهای محدود و پراکنده آغاز شد؛ از ادیت و اصلاح نقشه‌ها در حوزه فرش ماشینی تا ورود تدریجی به طراحی مستقل. نقطه عطف این مسیر، حضور در شرکت سهامی فرش ایران و کار در کنار استاد فقیرحق بود؛ تجربه‌ای که به گفته خودش، ثانیه‌به‌ثانیه آن برایش آموختنی بوده است. او در ادامه با تولیدکنندگان مختلف در سبک‌ها و مناطق گوناگون—از قم و تبریز تا اصفهان و طرح‌های عشایری—همکاری کرده و این تنوع را یکی از مهم‌ترین عوامل رشد خود می‌داند. در کنار این مسیر، تدریس طراحی فرش دستباف و تجربه تولید نیز بخشی از کار اوست؛ مسیری که در آن، تلاش می‌کند میان آموزش، تجربه و عمل، پیوندی واقعی برقرار کند. برای ایلخان، طراحی فرش دستباف نه یک کار، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است؛ تا جایی که به گفته خودش، از صبح تا شب ذهنش درگیر نقشه‌ها، ایده‌ها و تصویرهای قالی است.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی، دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی

ادامه مطلب

روایتگری نسل نو برای آینده فرش دستباف ایرانی چگونه نسل نو می‌تواند با استفاده از داستان‌سرایی، به توسعه قالی ایرانی کمک کند؟

مقدمه فرش دستباف ایرانی بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایران به شمار می‌رود. در هر فرش دستباف، مجموعه‌ای از نمادها، رنگ‌ها، ترکیب‌بندی‌ها و روایت‌هایی نهفته است که حاصل قرن‌ها تجربه، ذوق، باور و شیوه زندگی مردم این سرزمین است. با این حال، در دنیای امروز که سبک زندگی، شیوه ارتباط و سلیقه نسل‌ها به سرعت در حال تغییر است، تنها اتکا به پیشینه تاریخی قالی ایرانی برای حفظ جایگاه آن کافی نیست. فرش دستباف ایرانی برای ادامه حیات و حضور مؤثر در بازارها و فضای فرهنگی امروز، نیازمند بازتعریف، روایتگری و ارتباطی تازه با نسل جوان است. یکی از مهم‌ترین ابزارها برای تحقق این هدف، داستان‌سرایی یا روایتگری است. داستان‌سرایی می‌تواند قالی را از یک شیء صرفاً تزئینی به یک تجربه فرهنگی و احساسی تبدیل کند. نسل جوان نیز به دلیل آشنایی بیشتر با رسانه‌های نوین، فضای دیجیتال و شیوه‌های جدید ارتباطی، می‌تواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند. در این بخش از آموزه‌های نشریه دستباف، بررسی می‌شود که چگونه نسل نو می‌تواند با استفاده از داستان‌سرایی، به حفظ، معرفی و توسعه فرش دستباف ایرانی کمک کند، بدون آنکه اصالت و هویت آن آسیب ببیند.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

چشم‌انداز آینده قالی ایرانی؛ از حکمت وجودی آن تا پایداری در اقتصاد جهانی

در این شماره از بخش «چشم‌انداز»، به سراغ گفت‌وگویی تحلیلی و راهبردی درباره آینده قالی ایرانی رفتیم؛ روایتی که بر مبنای دیدگاه‌های فرهنگی و اقتصادی آقای یحیی آل اسحاق، رئیس شورای راهبردی فرش دستباف ایران شکل گرفته و فراتر از یک گفت‌وگوی صنفی، به ترسیم نسبت میان «حکمت تاریخی قالی ایرانی» و «ضرورت‌های اقتصاد جهانی امروز» می‌پردازد. یحیی آل‌اسحاق از چهره‌های شناخته‌شده حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری در ایران است که نگاه او به فرش دستباف ایرانی، صرفاً از منظر هنری یا میراثی نیست؛ بلکه آن را در قالب یک «اکوسیستم اقتصادی-فرهنگی» تحلیل می‌کند که برای بقا و رقابت‌پذیری، نیازمند بازتعریف ساختار تولید، شفافیت در زنجیره ارزش، و اتصال مؤثر به بازارهای جهانی است. در این نگاه، قالی ایرانی یک نظام زنده از تولید، طراحی، تجارت و معناست که اگر از مدار اقتصاد معاصر خارج شود، به تدریج از جایگاه جهانی خود فاصله خواهد گرفت. محور اصلی این گفت‌وگو، بازخوانی همان مفهومی است که می‌توان آن را «حکمت نهفته در تار و پود و گره قالی ایرانی» نامید؛ حکمت تاریخی‌ای که در طول قرن‌ها در مراکز مهم قالی‌بافی ایرانی شکل گرفته و امروز در معرض یک چالش جدی قرار دارد: چگونگی تبدیل این میراثِ معنایی به یک مزیت اقتصادی پایدار در جهان شبکه‌ای، داده‌محور و پُرشتاب. بر همین اساس، این چشم‌انداز تلاش می‌کند نسبت میان گذشته و آینده را در حوزه فرش دستباف ایران بازتعریف کند؛ از یک‌سو با تأکید بر ارزش‌های تمدنی و هویت فرهنگی قالی ایرانی، و از سوی دیگر با تمرکز بر ضرورت‌هایی همچون شفافیت اقتصادی، توسعه زیرساخت‌های اطلاعاتی، نقش نسل جدید، و بازآفرینی جایگاه فرش دستباف در زندگی معاصر. آنچه در ادامه می‌آید، ترسیم مسیری است برای عبور از بحران‌های ساختاری و رسیدن به الگویی پایدار که در آن «قالی ایرانی» بتواند هم‌زمان حامل معنا، هویت و ارزش اقتصادی در مقیاس جهانی باشد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتاق بازرگانی قم در قبال فرش دستباف

گفت‌وگو با محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در این شماره از بخش «چشم‌اندازها» به سراغ محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم رفتیم؛ مدیری با تحصیلات مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد مهندسی خوردگی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون در بخش خصوصی و در حوزه صنعت و تولید، به‌ویژه صنایع پلیمری، فعالیت مستمر داشته است. او سابقه مدیریت عاملی، عضویت و ریاست هیئت‌مدیره چند واحد تولیدی و صنعتی را در کارنامه دارد و مسیر حرفه‌ای‌اش از دل صنعت و تشکل‌های اقتصادی گذشته است؛ مسیری که در نهایت با اعتماد فعالان اقتصادی استان، به پذیرش مسئولیت ریاست اتاق بازرگانی قم انجامیده است. محمد ایرانی نماینده نسلی از مدیران بخش خصوصی است که نگاهش به فرش دستباف نه از زاویه صرفاً هنری، بلکه از منظر اقتصاد، بازار و سیاست‌گذاری شکل گرفته است. همین رویکرد، چارچوب گفت‌وگوی ما را نیز مشخص می‌کند: فرش دستباف ایرانی به‌عنوان یک حوزه فرهنگی-اقتصادی که برای بقا، نیازمند اصلاح ساختار و نگاه است.

تاریخ بارگزاری : 1405/05/03

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران‌گره

ادامه مطلب

;