15 مقاله یافت شد

خرید را از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل کنیم...

امروزه یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها و شرکت های تولیدی، چگونگی تامین مواداولیه است. بعضی از مواداولیه ی مصرفیِ تولیدکنندگان، وارداتی می باشد و هریک از آنها، مواد مورد نظر را در داخل کشور از طریق واسطه ها و با قیمت بیشتری خریداری می کنند. به طور مثال در صنعت فرش دستباف قم، با توجه به اینکه حجم زیادی از محصولات تولیدی، فرش دستبافت ابریشمی می باشد، و چون میزان تولید ابریشم در داخل ایران پاسخ گوی نیاز سالانه این صنعت نیست، بیشتر شرکت های تولیدی، از ابریشم وارداتی استفاده میکنند. ولی بیشتر این شرکت ها ابریشم مورد نیاز خود را به صورت انفرادی و غیرمتمرکز و از طریق واسطه ها و با قیمت بالا خریداری می نمایند که این منجر به افزایش هزینه های تولید میگردد. هرچند موضوع چگونگی خرید در صنعت فرش دستباف ایران و دیگر صنایع داخلی، تبدیل به یک مشکل بزرگی شده، ولی امروزه در بیشتر سازمان ها و شرکت های بزرگ جهان، خرید به عنوان نقش موثری، از حالت معامله به یک بازی استراتژیک تبدیل شده است. چرا که استراتژی مناسبی برای خرید به کار گرفته شده است. از این رو در این بخش نکاتی در مورد خرید درست و راهکاری برای حل مشکلات تولیدکنندگان داخلی ذکر میگردد. دو روش اساسی خرید در سازمانها یا شرکت های تولیدی، روش خرید متمرکز و روش خرید غیر متمرکز می باشد: 1-خرید متمرکز: خریدی است که به وسیله واحد تدارکات کل (مرکزی) انجام می شود. هنگامیکه که نیازهای شرکتهای مختلف با یکدیگر مشابه باشد و این گونه شرکت ها نزدیک به هم و در یک منطقه جغرافیایی باشند. در این شرایط چند شرکت میتوانند با هماهنگی یکدیگر یک یا دو نفر را مسئول خرید کرده و به صورت یک جا و مستقیم اقدام به خرید کنند. 2- خرید ¬غیرمتمرکز: خریدی است که در صورت پراکندگی جغرافیایی شرکت ها، و مشابه نبودن کالاهای مورد نیاز، توسط هر شرکت به صورت انفرادی و غیر متمرکز انجام میگیرد. با توجه به توضیحات بالا، چند شرکت تولیدی که در یک منطقه جغرافیایی تمرکز دارند و کالاهای مشابهی تولید میکنند میتوانند یک گروه تشکیل داده و مواداولیه خود را از طریق خرید متمرکز انجام دهند و با استفاده از این استراتژی، از مزایای این نوع خرید بهره کافی ببرند. به طور مثال همانگونه که شرکت های تولیدی صنعت فرش دستباف قم در یک منطقه جغرافیایی ساکن هستند و همه آنها به مواد اولیه یکسان یعنی ابریشم نیاز دارند، میتوانند با اتحاد و هماهنگی یکدیگر، خرید خود را به صورت متمرکز و گروهی و به صورت مستقیم و بدون واسطه انجام دهند. برخی از مزایای خرید متمرکز، عبارت است از: صرفه¬جویی در به کارگیری نیروی انسانی صرفه جویی در هزینه های مربوط به خرید و حمل و نقل صرفه جویی در زمان خرید امکان اخذ تخفیف در مقادیر زیاد تجزیه تحلیل ریسک های بازار کاهش قیمت تمام شده کالا از طریق حذف واسطه ها و در نتیجه بهبود بهره وری و عملکرد مالی مراحل خرید متمرکز مواداولیه (خرید خارجی) به شرح زیر است: 1-تشکیل شبکه خرید متمرکز: به عنوان اولین قدم برای عملیات خرید متمرکز، ابتدا تولیدکنندگان که مایل به خرید مواد اولیه یکسان به صورت متمرکز می¬باشند، یک تیم تشکیل داده و به صورت یک واحد تدارکات، عمل می نمایند. 2- انتخاب منبع فروش مواداولیه: بعد از تشکیل شبکه خرید توسط تولیدکنندگان، انتخاب منبع فروش و یا تامین کننده از طریق سفارتخانه ها، اتاق بازرگانی، بررسی کتب، مجلات و کاتالوگ¬ها، و یا اینترنت صورت میگیرد. 3- استعلام شرایط فروش: در هر خرید خارجی استعلام شرایط فروش فروشندگان مانند قیمت، شرایط پرداخت، زمان تحویل کالا برای هر منبع فروش ضروری است. 4- مذاکره: در این مرحله که معمولا در مورد تعیین قیمت بحث میگردد موضوع تخفیف نیز مورد اهمیت قرار میگیرد. در این مرحله چنانچه نتایج مذاکره مثبت بود، مرحله بعدی خرید یعنی تهیه پروفرما صورت میگیرد در غیر این صورت مجددا عملیات از مرحله دوم یعنی انتخاب منبع فروش تکرار می¬گردد. 5- تهیه پروفرما: پروفرما یا پیش فاکتور شامل شرایط پیشنهادی توسط فروشنده مانند مشخصات کامل نام و نشانی فروشنده و خریدار، نوع کالا، وزن کالا، قیمت واحد، قیمت کل، شرایط پرداخت، تاریخ صدور، تاریخ اعتبار، کشور مبداء و مقصد، زمان حمل و تحویل کالا و... می-باشد 6- تنظیم قرارداد: قرارداد خرید پس از انجام مذاکره میان خریدار و فروشنده و تصمیم قطعی برای خرید و فروش، منعقد می¬گردد. در قرارداد خرید حدود وظایف هر یک از طرفین مشخص می¬گردد. 7-اخذ مجوز قانونی ورود مواداولیه و گشایش اعتبار توسط بانک: این مرحله مربوط به گشایش اعتبار اسنادی میباشد که خریدار برای درخواست گشایش اعتبار، مدارکی به بانک ارائه داده و بانک گشاینده اعتبار نیز پس از بررسی دقیق و سریع مدارک متقاضی، اقدام به گشایش اعتبار می¬نماید. 8-ارسال مواد اولیه توسط فروشنده به کشور خریدار: این مرحله که شامل حمل کالا می¬باشد، طبق موارد ذکر شده در قرارداد صورت می-پذیرد. 9-ورود مواد اولیه به کشور و ترخیص آن از گمرک 10- حمل مواد اولیه از گمرک به انبار خریدار انتشار خلاصه شده پژوهش در روزنامه سپهر اقتصاد-شماره 16 انتشار کامل مقاله در مجله بررسی های بازرگانی- شماره 84 و 85

تاریخ بارگزاری : 1399/10/07

پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)

ادامه مطلب

پیرامون نگهداری فرش دستباف و مطالب متدرج در صفحات اینترنتی و برخی کتب

تاریخ بارگزاری : 1404/04/19

پدیدآورنده :

ادامه مطلب

بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی

مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگی‌های فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگی‌هایی مانند شالوده‌شکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی کلاسیک، مفهوم‌محوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازه‌ای می‌یابد و هر روز پیچیده‌تر می‌شود. در فقدان نقد نظام‌مند، بسیاری از لایه‌های فرم‌شناختی، زیبایی‌شناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا می‌ماند و این امر می‌تواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزش‌گذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایه‌های چندگانهٔ زیبایی‌شناختی، اجتماعی و زمینه‌مند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیق‌تر آن‌ها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیه‌ای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم نگاهی به افق‌های پیش روی فروش و صادرات فرش دستباف ابریشم قم

در دومین شماره نشریه دستباف در بخش «چشم‌اندازها»، با آقای جواد کاظمی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم همراه شدیم؛ شخصیتی که به‌تازگی این مسئولیت مهم را بر عهده گرفته است. ایشان نزدیک به چهار دهه در عرصه تولید و صادرات فرش دستباف ابریشمی قم فعالیت داشته و با تجربه‌ای گران‌بها، شناخته می‌شوند. آقای کاظمی با تأکید بر اعتماد و همراهی همکاران محترم صنف فرش دستباف قم، یادآور می‌شوند که طی این سال‌ها چهار دوره در هیئت‌مدیره اتحادیه تولید و فروش فرش دستباف و پنج دوره در هیئت‌رئیسه اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم حضور فعال داشته‌اند. اکنون نیز علاوه بر ریاست اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، به‌عنوان خزانه‌دار و عضو هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی قم ایفای نقش می‌کنند. او باور دارد که این مسیر، نتیجه اعتماد همکاران و همراهی جامعه فرش دستباف ایران است. در ادامه به برنامه‌های عملیاتی و چشم‌اندازهای ایشان در زمینه بهبود فروش و گسترش صادرات فرش دستباف ابریشم قم خواهیم پرداخت.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : واحد تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

قالی بی‌قیمتِ ما خوش به بازار آمده‌است

قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمی‌های همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امین‌الدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجره‌های فروش خامه و نقشه‌کشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرف‌کننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میان‌بر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاق‌های ضربی به آرامش و آسایش می‌رسیدیم.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات

ادامه مطلب

چگونه در بازار، ارزش ذاتی قالی ایرانی را تعریف کنیم؟

در بازار قالی، معمولاً غالب‌ترین پرسش این است: «رجشمار این قالی چند است؟» پرسشی ساده، کوتاه و ظاهراً منطقی؛ اما همین پرسش، و پرسش های ظاهری این چنینی، مرز میان آن‌چه دیده می‌شود و آن‌چه نادیده می‌ماند را آشکار می‌کند. قالی ایرانی، پیش از آن‌که مجموعه‌ای از گره‌ها باشد، مجموعه‌ای از زمان‌ها، زیست‌ها، باورها و روایت‌هاست؛ اما بازار، اغلب هنگام تبدیل ارزش قالی به عدد، این لایه‌های تعیین‌کننده را نادیده می‌گیرد یا به‌سختی می‌تواند آن‌ها را ترجمه کند.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان

نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره‌ اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگی‌هایی آن و اینکه چرا اثر می‌تواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر می‌کند، برای آن افق انتظار می‌سازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم می‌آورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینه‌هایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی می‌شود و در معرض داوری قرار می‌گیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده می‌شود، چه انتظاری از آن می‌رود و بر چه اساسی ارزش‌گذاری می‌شود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

از گرافیک تا بازتعریف ارزش در بازار قالی ایرانی

داستان مسیر حرفه‌ای مسعود آرزومند، از فعالانِ جوانِ بازارِ قالی ایرانی گاهی مسیر حرفه‌ای آدم‌ها از همان نقطه‌ای شروع می‌شود که فکرش را نمی‌کردند؛ اما همان نقطه، آینده‌شان را می‌سازد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران‌گره

ادامه مطلب

نگاهی به مهم‌ترین رویدادهای اخیر فرش دستباف

رویداد اول | مراسم افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم​ روایت رسمی | آنچه در اخبار می‌خوانیم: آیین افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم با حضور مسئولان کشوری و استانی برگزار شد.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره

ادامه مطلب

چشم‌انداز اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، نگاهی به افق‌های پیش روی فروش و صادرات فرش دستباف ابریشم قم

در دومین شماره نشریه دستباف در بخش «چشم‌اندازها»، با آقای جواد کاظمی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم همراه شدیم؛ شخصیتی که به‌تازگی این مسئولیت مهم را بر عهده گرفته است. ایشان نزدیک به چهار دهه در عرصه تولید و صادرات فرش دستباف ابریشمی قم فعالیت داشته و با تجربه‌ای گران‌بها، شناخته می‌شوند. آقای کاظمی با تأکید بر اعتماد و همراهی همکاران محترم صنف فرش دستباف قم، یادآور می‌شوند که طی این سال‌ها چهار دوره در هیئت‌مدیره اتحادیه تولید و فروش فرش دستباف و پنج دوره در هیئت‌رئیسه اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم حضور فعال داشته‌اند. اکنون نیز علاوه بر ریاست اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف قم، به‌عنوان خزانه‌دار و عضو هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی قم ایفای نقش می‌کنند. او باور دارد که این مسیر، نتیجه اعتماد همکاران و همراهی جامعه فرش دستباف ایران است. در ادامه به برنامه‌های عملیاتی و چشم‌اندازهای ایشان در زمینه بهبود فروش و گسترش صادرات فرش دستباف ابریشم قم خواهیم پرداخت.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

قالی ایرانی؛ میراثی که از صفر شروع نمی‌شود

حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، چنین روایت می‌کند: جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز گفتنی گاهی آینده، نه در سرعت بیشتر، بلکه در یادآوری چیزی نهفته است که فراموش کرده‌ایم؛ در فهم همین «یادگار» بودن جهان. نسل امروز در جهانی بزرگ شده که همه‌چیز در آن با منطق «فوری» تعریف می‌شود: غذای فوری، خرید فوری، شهرت فوری، نتیجه فوری. جهان امروز مدام به ما می‌گوید هرچه سریع‌تر، بهتر. هرچه شخصی‌تر، ارزشمندتر. هرچه تازه‌تر، مطلوب‌تر. در چنین جهانی، قالی ایرانی موجودی غریب به نظر می‌رسد؛ چیزی که ماه‌ها و گاه سال‌ها زمان می‌خواهد، با دست ساخته می‌شود، در صبر معنا پیدا می‌کند و برای یک فصل و یک مُد به دنیا نمی‌آید. اما شاید درست به همین دلیل، توجه به ذات قالی ایرانی امروز دوباره مهم شده است. قالی ایرانی پدیده‌ای است که یادآوری می‌کند بعضی چیزها برای خلق شدن، نیاز به اتحاد، همبستگی و پیوستگی دارند. برای ماندگار شدن، باید آهسته ساخته شوند تا «یادگار» بمانند. یادآوری می‌کند که زیبایی همیشه محصول شتاب نیست. و مهم‌تر از همه، پیشینه آن، یادآوری می‌کند که هیچ میراثی از صفر آغاز نمی‌شود. ما می‌آییم و می‌رویم، این جهان است که می‌ماند و چه زیبا اگر آنچه از ما می‌ماند، شایستهٔ ماندن باشد. اگر قرار است نسل نو آینده قالی ایرانی را بسازد، نخست باید یک سوءتفاهم بزرگ را کنار بگذارد: این تصور که هر نسل باید همه‌چیز را از نو اختراع کند.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، پدیدآورنده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

روایت یک مسیر؛ از بافندگی تا راهبریِ هنریِ نسل نو گفتگویی ویژه با لیلا جلالی، بافنده، پدیدآورنده‌ و مدرس بافت قالی

روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانه­های ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاه­های صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصه­هایشان را لابلای گره­ها می­بافتند، جان می­گرفت. فرش دستباف برای قرن­ها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بی­علاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف می‌دانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزه­ای و خاطره­ای دور است؟ واقعیت این است که گره­های سنتی با روش­های قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربی‌گری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سخت­ترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه می­توان از دل این بی­علاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی

ادامه مطلب

نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشه‌ی راهی برای نسل نو

مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیده‌هایی در دنیای هنر است که می‌تواند هم‌زمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «هم‌زمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمان‌یافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از این‌ها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبک‌ها، سنت‌های بصری و دگرگونی‌های ذائقه‌های زیبایی‌شناسانه‌ای که در طول سده‌ها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ می‌کند و بازمی‌تاباند. در دوران معاصر، بر این لایه‌های از پیش موجود، لایه‌های تازه‌ای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، به‌ویژه در قلمرو هنر، پیچیده‌تر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوم‌محور و پرسش‌گر خود، قالی را نه به‌عنوان یک کالای تزئینی، که به‌مثابه رسانه‌ای برای بیان ایده‌ها، روایت‌ها و دغدغه‌های امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را به‌عنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیک‌های سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانه‌ای برای خلق اثر هنری به شمار می‌آیند. هم‌زمان، گسترش «دیزاین» به‌عنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازه‌ای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیده‌تر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را می‌توان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورت‌بندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعه‌شناسی علم معرفی کرده‌اند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژه‌هایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظام‌های دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم می‌کنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم می‌سازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل می‌کند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیان‌بودگی[3]» را می‌توان به‌مثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش به‌صورت تثبیت‌شده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل می‌گیرند. این وضعیت را می‌توان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورت‌بندی کرد، جایی که معنا در میان‌فضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید می‌شود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را می‌توان به‌عنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که هم‌زمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میان‌بودگی شکل می‌گیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیق‌تری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست می‌دهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهان‌های اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آن‌ها ترجمه می‌شود و از سوی دیگر، به عنوان پدیده‌ای با ویژگی «درمیان‌بودگی»، در هیچ‌یک از این جهان‌ها به‌طور کامل حل نمی‌شود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ می‌کند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را می‌توان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل می‌گیرد. همین مرزی بودن است که افق‌های آینده فرش دستباف را می‌گشاید. فرش دستباف می‌تواند هم‌زمان یک کف‌پوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاین‌محور در یک رویداد طراحی، بی‌آنکه هیچ‌یک از این نقش‌ها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیده‌ای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند هم‌زمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپایی‌اش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار داده‌اند. پژوهش‌های تاریخی، فرش دستباف را به‌مثابه سندی از دوره‌های گذشته بررسی کرده‌اند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را به‌عنوان نمادی از هویت ایرانی کاویده‌اند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کرده‌اند که بر اساس رج‌شمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقه‌بندی است. هم‌زمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبک‌شناسی منطقه‌ای نیز کوشیده است قالی‌ها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساخته‌اند، اما هیچ‌یک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیده‌اند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیان‌بودگی» و شناوری میان آن‌ها شکل می‌گیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخ‌نگاری می‌توان یافت، نه در سبک‌شناسی، و نه در تحلیل‌های فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو می‌کاهند. گفتمانی که می‌تواند این چندلایگی را نه به‌عنوان یک مسئله طبقه‌بندی، که به‌عنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکان‌های تازه‌ای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخ‌نگاری، سبک‌شناسی و توصیف فنی جدا می‌کند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهت‌گیری زمانی آن است. تاریخ‌نگاری به گذشته می‌نگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبک‌شناسی در چارچوب قواعد شناخته‌شده به طبقه‌بندی آثار می‌پردازد. حال‌آنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را می‌کاود و امکان‌های آینده را می‌گشاید (Belting, 1987). اگر تاریخ‌نگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای می‌گیرد؟»، نقد می‌پرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران می‌گشاید؟». این جهت‌گیری آینده‌نگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل می‌کند که می‌تواند با پویایی فرش دستباف معاصر هم‌قدم شود. نقد، برخلاف تاریخ‌نگاری که گذشته را تثبیت می‌کند، از گذشته می‌گذرد تا راه‌های نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افق‌های تازه‌ای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

روایتگری نسل نو برای آینده فرش دستباف ایرانی چگونه نسل نو می‌تواند با استفاده از داستان‌سرایی، به توسعه قالی ایرانی کمک کند؟

مقدمه فرش دستباف ایرانی بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایران به شمار می‌رود. در هر فرش دستباف، مجموعه‌ای از نمادها، رنگ‌ها، ترکیب‌بندی‌ها و روایت‌هایی نهفته است که حاصل قرن‌ها تجربه، ذوق، باور و شیوه زندگی مردم این سرزمین است. با این حال، در دنیای امروز که سبک زندگی، شیوه ارتباط و سلیقه نسل‌ها به سرعت در حال تغییر است، تنها اتکا به پیشینه تاریخی قالی ایرانی برای حفظ جایگاه آن کافی نیست. فرش دستباف ایرانی برای ادامه حیات و حضور مؤثر در بازارها و فضای فرهنگی امروز، نیازمند بازتعریف، روایتگری و ارتباطی تازه با نسل جوان است. یکی از مهم‌ترین ابزارها برای تحقق این هدف، داستان‌سرایی یا روایتگری است. داستان‌سرایی می‌تواند قالی را از یک شیء صرفاً تزئینی به یک تجربه فرهنگی و احساسی تبدیل کند. نسل جوان نیز به دلیل آشنایی بیشتر با رسانه‌های نوین، فضای دیجیتال و شیوه‌های جدید ارتباطی، می‌تواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند. در این بخش از آموزه‌های نشریه دستباف، بررسی می‌شود که چگونه نسل نو می‌تواند با استفاده از داستان‌سرایی، به حفظ، معرفی و توسعه فرش دستباف ایرانی کمک کند، بدون آنکه اصالت و هویت آن آسیب ببیند.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : هادی پورجهان | کارشناس، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف

ادامه مطلب

چشم‌انداز آینده قالی ایرانی؛ از حکمت وجودی آن تا پایداری در اقتصاد جهانی

در این شماره از بخش «چشم‌انداز»، به سراغ گفت‌وگویی تحلیلی و راهبردی درباره آینده قالی ایرانی رفتیم؛ روایتی که بر مبنای دیدگاه‌های فرهنگی و اقتصادی آقای یحیی آل اسحاق، رئیس شورای راهبردی فرش دستباف ایران شکل گرفته و فراتر از یک گفت‌وگوی صنفی، به ترسیم نسبت میان «حکمت تاریخی قالی ایرانی» و «ضرورت‌های اقتصاد جهانی امروز» می‌پردازد. یحیی آل‌اسحاق از چهره‌های شناخته‌شده حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری در ایران است که نگاه او به فرش دستباف ایرانی، صرفاً از منظر هنری یا میراثی نیست؛ بلکه آن را در قالب یک «اکوسیستم اقتصادی-فرهنگی» تحلیل می‌کند که برای بقا و رقابت‌پذیری، نیازمند بازتعریف ساختار تولید، شفافیت در زنجیره ارزش، و اتصال مؤثر به بازارهای جهانی است. در این نگاه، قالی ایرانی یک نظام زنده از تولید، طراحی، تجارت و معناست که اگر از مدار اقتصاد معاصر خارج شود، به تدریج از جایگاه جهانی خود فاصله خواهد گرفت. محور اصلی این گفت‌وگو، بازخوانی همان مفهومی است که می‌توان آن را «حکمت نهفته در تار و پود و گره قالی ایرانی» نامید؛ حکمت تاریخی‌ای که در طول قرن‌ها در مراکز مهم قالی‌بافی ایرانی شکل گرفته و امروز در معرض یک چالش جدی قرار دارد: چگونگی تبدیل این میراثِ معنایی به یک مزیت اقتصادی پایدار در جهان شبکه‌ای، داده‌محور و پُرشتاب. بر همین اساس، این چشم‌انداز تلاش می‌کند نسبت میان گذشته و آینده را در حوزه فرش دستباف ایران بازتعریف کند؛ از یک‌سو با تأکید بر ارزش‌های تمدنی و هویت فرهنگی قالی ایرانی، و از سوی دیگر با تمرکز بر ضرورت‌هایی همچون شفافیت اقتصادی، توسعه زیرساخت‌های اطلاعاتی، نقش نسل جدید، و بازآفرینی جایگاه فرش دستباف در زندگی معاصر. آنچه در ادامه می‌آید، ترسیم مسیری است برای عبور از بحران‌های ساختاری و رسیدن به الگویی پایدار که در آن «قالی ایرانی» بتواند هم‌زمان حامل معنا، هویت و ارزش اقتصادی در مقیاس جهانی باشد.

تاریخ بارگزاری : 1405/03/18

پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره

ادامه مطلب

;