16 مقاله یافت شد
زمان در بستر گرهها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی
در جهانی که سرعت، ارزش شمرده میشود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت میکنند، بیش از هر زمان دیگری ضروریاند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمیتاباند، بلکه آن را در خود ثبت میکند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشتهای که فلسفه، زیباییشناسی و مردمنگاری را به هم پیوند میزند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
قالی و حافظه| تاملی فلسفی بر زمان، ارزش و خانه
در عصر سِر شدن انسان به واژهها و سقوط معنا، جایی که همه چیز کوتاه مدت معنا میشود، در عصر همنشینیِ عادت به مصرف و سپس دور انداختن، درباره فرا شیئی شبیه قالی صحبت کردن و نوشتن امری سهل و ممتنع است. سهل از آن رو که قالی در هر معنایی یک اثر هنری است و هنری برای مصرف است، اما با یک تفاوت که ارزش آن با مصرف کم و کم و کمتر نمیشود و به پایان نمیرسد، بلکه با مصرف، ارزشمند میشود و از این جهت سرمایه معنوی و مادی زندگیست و سخت است از قالی نوشتن چرا که در عصر خانههای خوابگاهی و آدمهای بی حافظه، قالی مجال کمی برای تنفس در کنار انسانها دارد. با این حال اما نوشتن هزارباره از قالی، هر بار لطفی است که کمتر نویسندهای چشم از آن میپوشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی رزاقی طالقانی، دانشجوی دکتری فلسفه تاریخ
دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور
قالی، برخلاف بسیاری از صنایعدستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه میتواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچکدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمیکند. قالی، عرصهای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن میغلتد، دستوپا میزند، میافتد و برمیخیزد، نگاه میکند، تصویر میسازد و دنیا را میآموزد. برخلاف گهوارههای چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون میآید، قالی گهوارهای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی میماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران
از کرباس بافی تا قالی بافی گفتگو با مهری سادات فرهادی قمی، بافنده قالی قم
پشم ریسی و پنبه ریسی (ریسندگی) یعنی تبدیل پشم گوسفندان و پنبه به نخ با دستگاهی به نام چرخه- ریسه (در اصطلاح محلی) و نیز بافندگی پارچه، گلیم، گلیم فرش و قالی از زمره مشاغل خانگی زنان قم بوده است. اگرچه پارچه بافی عمدتاً در مغازه هایی با عنوان شَعربافی توسط مردان انجام می شد، اما مواردی هست که نشان می دهد زنان پارچه بافی، به ویژه بافت کرباس، نیز در خانه انجام می دادند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
داستان زندگی من و عشق به قالیبافی، آغاز یک عشق ناخواسته
من شهلا عبدالمحمدی هستم بافنده ای که از کودکی، در دل روستایی از استان ایلام، زندگیام با رنگها و نقشهای دستبافتههای محلی گره خورده بود. علاقهام به قالیبافی اما، آغازش تلخ و غمانگیز بود. در دوازده سالگی، پدرم را از دست دادم. برای فرار از اندوه، پناه بردم به یک کارگاه قالیبافی که یکی از زنان فامیل ادارهاش میکرد. آنجا، دنیایی از دختران بافنده بود که با انگشتان جادوییشان، گلهایی بر زمینهی قالی میآفریدند. من اما، به دلیل سن کم، تنها میتوانستم جارو بزنم و کارگاه را جمعوجور کنم. هر روز به آن گلهای زیبا روی دار قالی خیره میشدم و به مهارت بافندهها غبطه میخوردم. این حسرت، موتور محرک من شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، بافنده و مدرس دانشگاه
خط نگاری در فرش دستباف معاصر ایران با تمرکز بر آثار میرمولا ثریا
فرش دستباف ایران در دوران معاصر تجربیات فرم شناختی، مفهومی و کارکردی نوینی را آغاز کرده است. این تجربیات جریان های جدیدی را بوجود آورده اند که به سبب ویژگی های منحصر بفردی که دارند، لازم است در قالب متمایزی از فرش دستباف ایرانی دسته بندی شوند. بر اساس این ویژگی ها، می توان از این جریان نوین با عنوان «فرش دستباف معاصر ایران»، با تاکید بر مفهوم دقیق معاصریت در هنر، یاد کرد. فرش دستباف معاصر ایران در عین ارتباط فرم شناختی، معناشناختی، تکنیکی، کاربردی و اقتصادی با سنت های فرش دستباف ایرانی، شکل نوینی از فرش دستباف است که لازم است برای تعریف و تدقیق جایگاه آن، بر اساس اصول نقد هنری مورد شناخت و توجه قرار گیرد. نقد هنری به معنای تعریف بی دلیل و یا عیب جویی، خرده گیری، رد و یا طرد اثر نیست، بلکه ماهیت نقد، ارزیابی آثار هنری است، شناخت دقیق ویژگی های هنری، زیبایی شناختی و معنا شناختی و کشف و بیان ارزش های ویژه اثر و دستاوردهای هنرمندان و آگاهی بخشی به مخاطبان است. در دوران معاصر، مخاطبان در دنیای هنر جایگاهی مهم یافته اند و اثر هنری از دریافت و تفسیر تا کاربرد و مصرف، در مواجهه و نحوه تعامل مخاطب با آن کامل می شود. نقد هنری یکی از نقاط مهم آماده سازی مخاطب برای مواجهه با اثر هنری است و از این رو «هر نقد به آن اندازه نقدی قوی شمرده می شود که ارزیابی قابل فهمی، به شیوه ای که مخاطبان را به کشف ارزش های اثر رهنمون سازد، به آنان ارايه کند.» (کارول، ۱۷:۱۳۹۳-۵۴). یکی دیگر از ویژگی های مهم نقد هنری معاصر بودن آن است. در واقع نقد هنری اولین متن و نوشتار درباب خلق هنری است و باقی نوشتارهای هنری همواره پس از نقد شکل می گیرند. بنابراین لازم است نقد همواره درباب معاصرترین آثار هنری صورت گیرد و هدف اش علاوه بر موارد فوق، مکان یابی، دسته بندی و تعیین موقعیت دقیق جریان های معاصر در دنیای هنر و تاریخ هنر است. یکی از مهمترین رویکرد ها در فرش دستباف معاصر ایران، استفاده از خط و خوشنویسی به عنوان عنصر فرم شناختی، هویتی و معنا شناختی است. بر این اساس در این جستار تلاش می شود این جریان خاص هنر فرش دستباف معاصر ایران با اصول نقد هنری مورد شناخت قرار گیرد و نسبت های آن به جریان هنر معاصر و همچنین سنت های فرش دستباف ایرانی بررسی شود.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار، استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
داستان یک بافنده | گفتگو با یکی از قدیمی ترین بافنده های قم، خانم اکرم رضا کاشی زاده
برای ثبت روند قالی بافی به سبک شهری باف در قم، از آنجا که قالی بافان نسل اول یعنی خانم باجی های کاشانی و نسل دوم یعنی خانم باجی های قمی، که نزد کاشانی ها استاد شده بودند، عمدتاً در قید حیات نبوده یا امکان یادآوری برایشان میسر نبود به سراغ یکی از خانم های نسل سوم یعنی خانم اکرم رضاکاشی زاده رفتم. ایشان قالی بافی را نزد مادرش خانم زهرا خداجویان قمی یاد گرفته است. مادرشان از استادان مسلم قالی بافی در قم بوده و از نادر قالی بافانی بوده که می توانسته در آن زمان قالی دورو ببافد. قالی دورو یک نوع قالی است که پشت و رو ندارد یعنی از هر طرف که نگاه کنی نقشه ای متفاوت می بینی. کاربرد این نوع قالی ها عموماً تزیینی و به عنوان مثال برای پرده در مکان های مقدس و معتبر استفاده می شود. این کار که لازمه اش ریز بافی است با توجه به اینکه در بافت قالی از قلاب استفاده نمی کردند و گره ها (در اصطلاح قمی ریشه ها) را با انگشت جدا می کردند و می بافتند، کار سختی بوده و مهارت بسیاری نیاز داشته است. خانم خداجویان خود قالی بافی را نزد مادر شوهرش خانم سکینه کاشی زاده فرا گرفته و به مرحله استادی رسیده است. خانم سکینه کاشی زاده از اولین زنان کاشانی است که حدود یکصد و شانزده سال پیش به اتفاق شوهرش مرحوم حاج میرزا علی اکبر از کاشان به قم آمده و قالی بافی را آغاز کرده است. ایشان علاوه بر دخترانش زهرا خانم (موسوم به شاباجی)، بتول خانم و عذرا خانم، زنان و دختران قمی بسیاری را آموزش داده و به مرحله استادی رسانده است. خانم هایی که نزد ایشان استاد شده اند، نیز به همین شکل به دختران خود و دیگران زنان و دختران فامیل و همسایه ها آموزش داده و تولید قالی در قم را گسترش داده اند. من با هر سه دختر مرحومه زهرا خداجویان قمی به نام های طوبی خانم، اکرم خانم و فاطمه خانم مصاحبه کرده ام. در این متن به تشریح مصاحبه ام با اکرم خانم و بیان تجربه زیسته او می پردازم. ذکر این نکته ضروری است که ایشان در یک خانواده ای به دنیا آمده و بزرگ شده اند که تمام اعضای آن اعم از زن و مرد در تولید قالی در قم نقش غیرقابل انکاری دارند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
نازنین عباسیون، متولد شهریور ۱۳۶۲ در تهران، متخصص اتیکت و پروتکل از کشور سوئیس است. او همچنین دارای پیشینهی تحصیلی در رشتهی روانشناسی بالینی از لندن و دارندهی گراند دیپلم در هر دو رشتهی آشپزی و قنادی از مدرسهی معتبر کوردنبلو پاریس میباشد. این ترکیب منحصربهفرد از علوم رفتاری، آداب بینالمللی و هنرهای ظریف آشپزی، تصویری چندلایه از شخصیت کنجکاو و فرهیخته او ترسیم میکند. نازنین اکنون ساکن تهران است و به پژوهش و نگارش در حوزههای اخلاق، آداب معاشرت و شیوهنامههای ارتباطی میپردازد و این مفاهیم را نیز تدریس میکند. در کنار تمام این فعالیتها، او با دلبستگی به بافندگی فرش دستباف ایرانی روی آورده است؛ هنری که برایش نهفقط یک سنت دیرینه، بلکه گونهای مراقبه و آرامش روزمره بهشمار میرود. یکی از دغدغههای اصلی نازنین عباسیون، فرهنگسازی در حوزههاییست که در آنها دانش و مهارت آموخته است. او باور دارد که هر تخصص، اگر با نگاهی انسانی و فرهنگی همراه شود، میتواند تأثیری ماندگار بر جامعه داشته باشد. از همینرو، بافندگی برای او صرفاً هنر کار با تار و پود و گره نیست؛ بلکه راهیست برای بازگشت به خویشتن، گفتوگو با گذشته و بازتابی از نظم درونی انسان. در ادامه، نازنین عباسیون، بهعنوان پژوهشگری دغدغهمند و بافندهای امروزی، از نگاه خود به مسیر بافندگی مینویسد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : روایت نازنین عباسیون از بافندگی، پژوهشگر و نویسنده حوزه اتیکت و پروتکل و بافنده قالی ایرانی
ذکر سوزاندن قالیِ خونین سوسنگرد
سرگذشت قالیِ سوسنگرد، چون قالی بهارِ خسرو، داستانی است پر آب چشم. روزی روزگاری... قالی سوسنگرد در غبارِ زمان گم گشته و نامش تنها در لابهلای متون کهن به یادگار مانده است. مسعودی در مروجالذهب و معادنالجوهر، روایتی از دربار منتصر عباسی نقل میکند که در آن، ابیالعباس محمد بن سهل با قالی ارجمند «سوسنگرد» روبهرو شده است. بنمایۀ این «پژوهش-روایت»، همین سند تاریخی است که بیکموکاست از عربی به فارسی برگردانده شده و در ذیلِ عنوان «ذکر ابوالحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی» آمده است. اما دیگر بخشهای این جستار، با بهرهگیری از زبانِ مستنداتِ تاریخی، در مرز ظریف میان تاریخ و خیال برساخته شده است. نگارنده کوشیده است تا روحِ قالی سوسنگرد را احضار کند و نشان دهد چگونه آنچه جسمش ازمیانرفته، میتواند حافظهای استعاری از هنر و فرهنگ را در خود زنده نگاه دارد. داستان قالی سوسنگرد و بهار خسرو، روایت ایران است و مردمانش؛ پیشکشی به همه قالیبافان این سرزمین در درازنای تاریخ...
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : داود شادلو، استادیار گروه فرش دانشکده هنرهای صناعی و کاربردی دانشگاه هنر شیراز
ناگفتههایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی
در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی میکند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
روایت زنی هنرمند که از دار چوبیِ خانه مادربزرگ تا ثبت جهانیِ قالیِ منطقهاش پیش رفت
"از کودکی یاد گرفتم که هر گره، فقط یک کار نیست؛ یک مسئولیت در برابر تاریخ سرزمینم است..." من فاطمه کاوسی هستم؛ متولد سال ۱۳۳۷ در روستای کَلِنو، روستایی سبز و زیبا در مرز میان کلاردشت و چالوس. اگر امروز ۴۹ سال سابقهی کار هنری و ۳۰ سال سابقه تدریس دارم، اگر نشان یونسکو، مهر اصالت، درجهی هنری، ثبت اختراع، کارآفرینی، و دهها تقدیرنامه و عنوان در کارنامهام ثبت شده، ریشهاش به همان خانهی ساده دوران کودکی برمیگردد؛ خانهای که در حیاطش همیشه دو دار قالی ششمتری برپا بود و زندگی ما از بوی پشمِ تازه حلاجیشده، رنگهای طبیعی و صدای شانهی قالیبافی معنا میگرفت.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه کاوسی | بافنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مسافری از زمان: معرفی قالی آنتیک و موزه ای فراهان
در تاریخ قالیبافی ایران، عجایب و ظرایف کم نیست. گاه فراز و شکوه شاه عباسی هوش از سرمان میبرد و ما را بر تارک بازار هنر مینشاند و گاه فترت و سقوط دوران سلطان حسینی، عرق شرم بر پیشانیمان میدواند از شدت سقوط فرهنگی و هنری. در این نوشتار، اما مسافری داریم 250 ساله که داستان مشاهدات خویش از دوران قالیبافی قاجاری را بازگو میکند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
روزگاری، صدای کوبیدن "دفه" بر تار و پود فرش دستباف، موسیقی متنِ خانههای ایرانی بود؛ هنری که نه در کارگاههای صنعتی، بلکه در بطن زندگی و با سرانگشتان زنانی که قصههایشان را لابلای گرهها میبافتند، جان میگرفت. فرش دستباف برای قرنها، شناسنامه و اعتبار هنر ایران در جهان بوده است. اما امروز، این تصویرِ هزاررنگ با غباری از فراموشی روبروست. در حالی که بسیاری از کارشناسان، ریزشِ بدنه بافندگان و بیعلاقگی نسل جدید به نشستن پای دارهای قالی را زنگ خطری برای پایان فرش دستباف میدانند، یک سوال حیاتی مطرح است: آیا قالی ایرانی در حال تبدیل شدن به یک هنر موزهای و خاطرهای دور است؟ واقعیت این است که گرههای سنتی با روشهای قدیمی، دیگر به تنهایی برای نسل جدید جذابیتی ندارند. اما در این میان، لیلا جلالی معتقد است مشکل نه در ذات قالی ایرانی، بلکه در "زبان روایت" ماست. او که مسیر دشوار بافندگی تا مربیگری را پیموده، حالا در خط مقدم یکی از سختترین نبردهای فرهنگی ایستاده است؛ آشتی دادن نسل تکنولوژی و سرعت، با هنری که صبوری و مداومت، الفبای آن است. در این گفتگو، به دنبال پاسخ این پرسش رفتیم که چگونه میتوان از دل این بیعلاقگی عمومی، روایتی نو برای آینده قالی ایرانی در دست نسل نو خلق کرد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : آزاده بلندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی
خدیجه باباخانی، متولد ۱۳۶۱، از بافندگان نسل امروز قالی ایران است؛ زنی که قصهاش از کودکی آغاز میشود، از همان روزی که دستان کوچکش نخستین گره را بر تار و پودِ دارِ قالیِ خانه مادرش زد. او خود میگوید: «قصه من از کودکی شروع میشود؛ از روزی که دستان کوچکم اولین گره را با دستانی لرزان زد». زادگاهش، استان ایلام، روستای آبهر پایین، جایی بود که زیر سایهی درختان بلوط کهنسال، دارهای قالی برپا بودند و زندگی با تار و پود معنا میگرفت. هنوز شش سالش نشده بود که کنار مادر، عمه زینتخانم و کشورخانم مینشست. دستانش میلرزید، اما دلش سرشار از شوق بود. همان اولین گره، جهانی تازه پیش رویش گشود؛ جهانی که در آن، همهچیز در تار و پود و گره خلاصه میشد.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
هیچکس در آبادی نمیدانست نخستینبار چه کسی قالی را «قالی ریشهها» نامید، اما همه میدانستند این لقب از کجا آمد! از ریشههایی که چون موی زنی اسطورهای، بلند، نرم و همیشه تازه، از دو سر قالی آویخته بود و مردم سالها آنها را لمس کرده بودند برای آرزو، برکت، باران، عشق، شفا و حتی صلح.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان