7 مقاله یافت شد

زمان در بستر گره‌ها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی

در جهانی که سرعت، ارزش شمرده می‌شود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت می‌کنند، بیش از هر زمان دیگری ضروری‌اند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمی‌تاباند، بلکه آن را در خود ثبت می‌کند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشته‌ای که فلسفه، زیبایی‌شناسی و مردم‌نگاری را به هم پیوند می‌زند.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی

ادامه مطلب

قالی و حافظه| تاملی فلسفی بر زمان، ارزش و خانه

در عصر سِر شدن انسان به واژه‌ها و سقوط معنا، جایی که همه چیز کوتاه مدت معنا می‌شود، در عصر همنشینیِ عادت به مصرف و سپس دور انداختن، درباره فرا شیئی شبیه قالی صحبت کردن و نوشتن امری سهل و ممتنع است. سهل از آن رو که قالی در هر معنایی یک اثر هنری است و هنری برای مصرف است، اما با یک تفاوت که ارزش آن با مصرف کم و کم و کمتر نمی‌شود و به پایان نمی‌رسد، بلکه با مصرف، ارزشمند می‌شود و از این جهت سرمایه معنوی و مادی زندگی‌ست و سخت است از قالی نوشتن چرا که در عصر خانه‌های خوابگاهی و آدم‌های بی حافظه، قالی مجال کمی برای تنفس در کنار انسانها دارد. با این حال اما نوشتن هزارباره از قالی، هر بار لطفی است که کمتر نویسنده‌ای چشم از آن می‌پوشد.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : مهدی رزاقی طالقانی، دانشجوی دکتری فلسفه تاریخ

ادامه مطلب

دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور

قالی، برخلاف بسیاری از صنایع‌دستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه می‌تواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچ‌کدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمی‌کند. قالی، عرصه‌ای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن می‌غلتد، دست‌وپا می‌زند، می‌افتد و برمی‌خیزد، نگاه می‌کند، تصویر می‌سازد و دنیا را می‌آموزد. برخلاف گهواره‌های چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون می‌آید، قالی گهواره‌ای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی می‌ماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران

ادامه مطلب

بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی

مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگی‌های فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگی‌هایی مانند شالوده‌شکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی کلاسیک، مفهوم‌محوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازه‌ای می‌یابد و هر روز پیچیده‌تر می‌شود. در فقدان نقد نظام‌مند، بسیاری از لایه‌های فرم‌شناختی، زیبایی‌شناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا می‌ماند و این امر می‌تواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزش‌گذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایه‌های چندگانهٔ زیبایی‌شناختی، اجتماعی و زمینه‌مند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیق‌تر آن‌ها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیه‌ای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان

نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره‌ اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگی‌هایی آن و اینکه چرا اثر می‌تواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر می‌کند، برای آن افق انتظار می‌سازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم می‌آورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینه‌هایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی می‌شود و در معرض داوری قرار می‌گیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده می‌شود، چه انتظاری از آن می‌رود و بر چه اساسی ارزش‌گذاری می‌شود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.

تاریخ بارگزاری : 1404/12/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

داستان یک طراح | «زمان» در دستان حاج میرزا آقا

در این متن به مقوله‌ی «زمان» در فرش دستباف ایرانی به ویژه قالی‌های طراحی یا بافته شده توسط حاج میرزاآقا امامی می‌پردازیم. برای این منظور قبل از هر چیز لازم است نسبت فرش دستباف با مفهوم «زمان» را مشخص کنیم. نظر به ویژگی‌های منحصربفرد قالی ایران، این واژه را می‌توان دست کم در سه معنا بررسی کرد: اولین تأثیر «زمان» بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزا آقا را باید در تحولات حرفه‌ای و سبکی هنرمند «در گذر زمان» دانست. اینکه زیر سایه‌ی سنگین شرایط زمانی همچون شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، هنرمند چه تغییراتی در هنر خویش ایجاد کرده است. به مجموعه‌ی این شرایط در زبان فارسی «زمانه» می‌گویند که به نظر دقیق‌ترین و مناسب‌ترین واژه نیز همین کلمه است. تأثیر زمانه بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزاآقا اتفاقاً اهمیتی ویژه دارد چرا که در زمانه‌ای بس بحرانی و پرفراز و نشیب زیست می‌کرده است. در «بخش یکم» به این مقوله پرداخته شده است. در معنای دوم می‌توان به چگونگی بازنمایی عنصر «زمان» در فرش دستباف ایران پرداخت. بر این اساس جایگاه زمان به مثابه‌ی یک سامان‌دهنده‌ی عناصر و نقوش فرش دستباف واکاوی می‌شود. در این بخش (دوم) نقدی به باور رایج درباره‌ی هنر ایرانی که گاه آن را «بی‌زمان» نامیده‌اند وارد شده و به جای آن، قالی ایرانی تحت سیطره‌ی سامانه‌ی «زمان غیریکنواخت یا منفصل» دانسته شده است. در بخش سوم به زمانبر بودن فرآیند خلق یک فرش دستباف ایرانی یا به تعبیری که «بخش سوم» بیان شده؛ به مفهوم «آهستگی» در فرایند خلق یک قالی ایرانی پرداخته شده ‌است.

تاریخ بارگزاری : 1404/03/20

پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر

ادامه مطلب

در لایه‌های زمان: تاریخِ درهم‌تنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی

در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستاده‌ایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ به‌جا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایت‌هایی درهم‌تنیده بدل می‌کند که لایه‌های گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار می‌سازند. تاریخی درهم‌تنیده که در آن گذشته نه مجموعه‌ای از روایت‌های جداگانه، بلکه منظومه‌ای از تعامل‌ها، تداخل‌ها، هم‌نشینی‌ها و لایه‌بندی‌هاست.

تاریخ بارگزاری : 1404/06/20

پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

ادامه مطلب

;