3 مقاله یافت شد
بازآرایی هویت در فرش دستباف معاصر ایران: نقد فرش دستباف «جنگ و صلح» اثر امین عسلی
مقدمه در جامعه معاصر، نقد به ابزاری ضروری برای مواجهه با پیچیدگیهای فزایندهٔ هنر تبدیل شده است. هنر امروز، به دلیل ویژگیهایی مانند شالودهشکنی، بازاندیشی هویت، پرداختن به مسائل اجتماعی، عبور از سبکشناسی و زیباییشناسی کلاسیک، مفهوممحوری و تکثرگرایی در فرم، ماده و معنا، پیوسته ابعاد تازهای مییابد و هر روز پیچیدهتر میشود. در فقدان نقد نظاممند، بسیاری از لایههای فرمشناختی، زیباییشناختی، معناشناختی و اجتماعی آثار هنری معاصر ناپیدا میماند و این امر میتواند به کژفهمی، انکار و حتی طرد هنر از سوی مخاطبان بینجامد. بنابراین، نقد هنری فراتر از نقش صرفاً توصیفی یا ارزشگذارانه، به پارادایمی تحلیلی و تفسیری بدل شده است که قادر است لایههای چندگانهٔ زیباییشناختی، اجتماعی و زمینهمند آثار هنری را آشکار کند و امکان درک عمیقتر آنها را فراهم آورد. این تحول، نقد هنری را از جایگاهی حاشیهای به کانون فهم هنر معاصر منتقل کرده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
در لایههای زمان: تاریخِ درهمتنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی
در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستادهایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ بهجا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایتهایی درهمتنیده بدل میکند که لایههای گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار میسازند. تاریخی درهمتنیده که در آن گذشته نه مجموعهای از روایتهای جداگانه، بلکه منظومهای از تعاملها، تداخلها، همنشینیها و لایهبندیهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
در جستوجوی نسبتی نو: بازاندیشی آموزش دانشگاهی فرش دستباف میان سنت، بازار و جهان معاصر
مقدمه قریب به سه دهه از به ثمر نشستن تلاش جمعیِ گروهی از دغدغهمندان و علاقهمندان فرش دستباف در راهاندازی رشته دانشگاهی فرش دستباف در ایران میگذرد؛ تلاشی که، دستکم بر بنیاد سرفصلهای مصوب آموزشی، با اهداف، چشماندازها و امیدهایی بلندپروازانه برای اعتلا، بازتولید دانش و تربیت نیروی متخصص همراه بود. شکلگیری این رشته را میتوان یکی از مهمترین کوششها در جهت عبور از آموزش صرفاً تجربی و فراهم آوردن بستری آکادمیک برای آموزش، پژوهش و صیانت از میراث هنری، دانشی و مهارتی فرش دستباف ایران قلمداد کرد. با این همه، در این جستار بنا نیست به ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی رشته دانشگاهی فرش پرداخته شود؛ چه آنکه این مقوله، خود مجالی مستقل و تأملی ویژه میطلبد. مقصود آن است که با نگاهی تحلیلی و تا حد امکان واقعبینانه، برخی از ظرفیتها و نقاط قوت و در عین حال چالشهای آموزش دانشگاهی در رشته فرش دستباف مورد بررسی قرار گیرد؛ بهویژه در مواجهه با تحولات شتابان جهان معاصر و نیازهای نوپدید آن. در آغاز سخن باید اذعان داشت که آموزش دانشگاهی رشتههای سنتی و بومی در ایران، اساساً با پیچیدگیها و چالشهای بنیادین همراه است. بسیاری از این حرفهها، از جمله فرش دستباف، تا پیش از ورود به ساختار آموزش عالی، عمدتاً بر پایه الگوی استاد–شاگردی تداوم مییافتند؛ الگویی که در آن، تجربه زیسته، انتقال تدریجی مهارت و از همه مهمتر، منطق عرضه و تقاضا ــ بهمثابه یکی از بنیادیترین قواعد حاکم بر بازار ــ مسیر ورود، تداوم و خروج افراد از حرفه را به صورت خودکار تنظیم میکرد. از این منظر، انتقال چنین حوزههایی به نظام رسمی دانشگاه، هرچند فرصتهایی ارزشمند برای نظاممند شدن آموزش فراهم آورد، اما همزمان دشواریهای تازهای را نیز پیش روی سیاستگذاران و متولیان آموزش قرار داده است. بدیهی است که هیچیک از این دو شیوه آموزشی را نمیتوان بهطور مطلق کامل و بینیاز از دیگری دانست؛ اما آنچه اهمیت دارد، یافتن نسبتی سنجیده میان تجربههای برآمده از سنت و الزامات آموزش دانشگاهی و نیازهای معاصر است.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : حجت رشادی، عضو هیئت علمی گروه فرش دانشگاه اراک