19 مقاله یافت شد
پیرامون فرش دستباف و نگهداری از آن
فرش دستباف این هنر فاخر ایرانی همچون شعری ناب، تخیلات هنرمندان این سرزمین را بر سطور تار و پود خود با سرپنجه بافندگان صبور، گره به گره در قالب بهشتی رویایی با انبوهی از گل ها و پرندگان و چرندگان متجلی کرده است. این بهشت خیال انگیز از هزارهای دور همواره چشم نوازترین چشم اندازها را به چشمان متحیر انسانهای هنر دوست و زیبا پسند ارزانی داشته است. حال باید دانست که چگونه میتوان از این گلستان پر نقش و نگار حفاظت و نگهداری کرد. قبل از هر مطلبی باید بدانیم که تاروپود این دستبافته های فاخر از چه جان گرفته اند.
تاریخ بارگزاری : 1400/04/30
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
در این مطلب به جنس و و متریال قالی دستباف و باید ها و نباید ها در چگونگی شستشوی آن بطور خلاصه پرداخته شده است
تاریخ بارگزاری : 1400/06/13
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
روش تشخیص رنگهای طبیعی از مصنوعی
در این مقاله سعی شده خیلی کاربردی راه های شناخت رنگ های طبیعی را از رنگ های مصنوعی در الیاف قالی های دستباف بیان کند.
تاریخ بارگزاری : 1400/06/14
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
روش ساده تشخیص الیاف پشم دباغی شده از الیاف پشم دستچین!
تاریخ بارگزاری : 1401/06/28
پدیدآورنده : هادی پورجهان (کارشناس ارشد مدیریت و اقتصاد فرش)
پیرامون نگهداری فرش دستباف و مطالب متدرج در صفحات اینترنتی و برخی کتب
تاریخ بارگزاری : 1404/04/19
پدیدآورنده :
زمان در بستر گرهها: تأملی فلسفی بر مفهوم زمان در قالی ایرانی
در جهانی که سرعت، ارزش شمرده میشود و شتاب، گفتمان مسلط زندگی روزمره است، هنرهایی که ما را به درنگ، تأمل و حضور در لحظه دعوت میکنند، بیش از هر زمان دیگری ضروریاند. در این میان، قالی ایرانی، با تاریخی هزارساله و اثری ماندگار، همچون متنی فرهنگی است که زمان را نه فقط بازمیتاباند، بلکه آن را در خود ثبت میکند. این مقاله کوششی است برای بازخوانیِ مفهوم زمان در بافت، طرح و نقش، ساختار و معناهای درونی قالی ایرانی، از منظری بینارشتهای که فلسفه، زیباییشناسی و مردمنگاری را به هم پیوند میزند.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
این مقاله عنوان ندارد اما تلاشی است درپاسخ به چیستیِ قالیِ ایران
اگرچه هنوز هم اکتشافات باستانشناسانه، بهصورت پراکنده و حیرتانگیز، انواعی از قالی و گلیم را از هزارههای تاریخ در برابر ما قرار میدهد، اما پرسش اصلی همچنان برای پژوهندگان باقی است. پرسشی مهم و هویتشناسانه که پاسخ به آن علاوه بر روشنگری در کارکردهای اولیه، نوعی کالبدشکافی در شکلگیری و تحولات فرش دستباف بهعنوان یک پدیدهٔ[1] اجتماعی است و شاکلهٔ یادداشت پیشروست. [1]- پدیده یا فنومن Phenomenon واژهای فلسفی است که به هر رویداد قابل مشاهده و تجربه (به طورمستقیم یا غیر مستقیم) گفته می شود. پدیده در زبان فارسی صورتی از واژۀ پارسیِ میانه "پددیدَگ" است که از دو جزء پَد (به) + دیدَگ (دیده) گرفته شده و به معنای دیدارپذیر است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : تورج ژوله | پژوهشگر فرش دستباف ایرانی
دوبار زیستن بر قالی، از گهواره تا گور
قالی، برخلاف بسیاری از صنایعدستیِ مورد استفاده، عنصری فراتر از یک وسیله یا شیء کاربردی است. قالی ایرانی، گرچه میتواند سطحی را گرم و نرم یا آراسته کند، اما هیچکدام از این کارکردهای فیزیکی، چهرهٔ حقیقی آن را توجیه نمیکند. قالی، عرصهای برای تجربهٔ زیسته، حافظهٔ فرهنگی و سکوی آیینی انسان ایرانی است. قالی، همچون گهواره، نخستین بستری است که انسان ایرانی در آن میغلتد، دستوپا میزند، میافتد و برمیخیزد، نگاه میکند، تصویر میسازد و دنیا را میآموزد. برخلاف گهوارههای چوبی یا فلزی که کودک بعد از چند ماه از آن بیرون میآید، قالی گهوارهای است که تا آخرین روز زیستن او گسترده باقی میماند و آرزو دارد بعد از مرگ، در باغی همچون گلستان و بوستانِ قالی، جاودانه شود. این مقاله کوششی است برای روایت کارکرد قالی در تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان، از نخستین نگاه تا واپسین وداع.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مجتبی معینیان | پژوهشگر فرش دستباف، معاون پژوهشکده فرش ایران
قالی ابریشم قم؛ شکوهی بر روی دیوار یا هنری گسترده بر روی زمین؟
فرش دستباف ابریشم قم، بعد از یک قرن حضور مدارم در بازارهای ملی و بین المللی، همواره نامی فاخر در میان دوستداران هنر ایرانی داشته است؛ دستبافتهای که تاریخی از ذوق، فرهنگ و هویت را در دل خویش حمل میکند. سالهاست که این قالی در ذهن بسیاری، بهعنوان اثری هنری و نفیس شناخته میشود؛ گاهی بر دیوارها آویخته میشود، گاهی زیر سقف یک عمارتی مجلل پهن میگردد، گاهی در صندوقچهها برای نسلهای بعدی به یادگار میماند و گاهی همچون سرمایهای ارزشمند خرید و فروش میشود.
تاریخ بارگزاری : 1405/02/12
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
رویداد اول: روز ملی فرش دستباف ایران چگونه گذشت؟ بیستم خرداد به مناسبت هفته ملی فرش دستباف ایران گرامی داشته میشود؛ هنری کهن و نماد فرهنگ و هویت ایرانی. این هفته فرصتی است برای پاسداشت میراث قالیبافی، تأکید بر حفظ و ارتقای آن، و یادآوری نقش مهمش در بازارهای داخلی و جهانی و انتقال این گنجینه به نسلهای آینده. با هم مروری کنیم بر رویدادهای این روز بزرگ...
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
قالی بیقیمتِ ما خوش به بازار آمدهاست
قالی و نقّالی در بازار حدود 3 دهه پیش وقتی در کاشان دانشجوی رشته فرش دستباف بودم، گذر از بازار کاشان یکی از سرگرمیهای همیشگی بود و چه لذتی داشت دیدن تیمچه امینالدوله و نوشیدن چای و سر زدن به حجرههای فروش خامه و نقشهکشی و.. گویی بازار تنها گردانندۀ چرخ اقتصاد یا واسطۀ بین تولیدکننده و مصرفکننده نبود؛ افزون بر آن جایی بود برای عبور و مرور مردم و پناهگاهی برای در امان ماندن از گرما و تابش خورشید در فصل گرم و برف و سرما در فصل سرد. انگار بازار راهی میانبر برای ترددهای شهری هم بود و من و ما زیر سقف بازار با آن معماری خاص و طاقهای ضربی به آرامش و آسایش میرسیدیم.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : حمید کارگر، کارشناس فرش، دکترای علوم ارتباطات
چگونه در بازار، ارزش ذاتی قالی ایرانی را تعریف کنیم؟
در بازار قالی، معمولاً غالبترین پرسش این است: «رجشمار این قالی چند است؟» پرسشی ساده، کوتاه و ظاهراً منطقی؛ اما همین پرسش، و پرسش های ظاهری این چنینی، مرز میان آنچه دیده میشود و آنچه نادیده میماند را آشکار میکند. قالی ایرانی، پیش از آنکه مجموعهای از گرهها باشد، مجموعهای از زمانها، زیستها، باورها و روایتهاست؛ اما بازار، اغلب هنگام تبدیل ارزش قالی به عدد، این لایههای تعیینکننده را نادیده میگیرد یا بهسختی میتواند آنها را ترجمه کند.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : محمدرضا تاجررشتی، تولیدکننده و فعال در حوزه فرش دستباف ایرانی
داستان زندگی من و عشق به قالیبافی، آغاز یک عشق ناخواسته
من شهلا عبدالمحمدی هستم بافنده ای که از کودکی، در دل روستایی از استان ایلام، زندگیام با رنگها و نقشهای دستبافتههای محلی گره خورده بود. علاقهام به قالیبافی اما، آغازش تلخ و غمانگیز بود. در دوازده سالگی، پدرم را از دست دادم. برای فرار از اندوه، پناه بردم به یک کارگاه قالیبافی که یکی از زنان فامیل ادارهاش میکرد. آنجا، دنیایی از دختران بافنده بود که با انگشتان جادوییشان، گلهایی بر زمینهی قالی میآفریدند. من اما، به دلیل سن کم، تنها میتوانستم جارو بزنم و کارگاه را جمعوجور کنم. هر روز به آن گلهای زیبا روی دار قالی خیره میشدم و به مهارت بافندهها غبطه میخوردم. این حسرت، موتور محرک من شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : شهلا عبدالمحمدی، بافنده و مدرس دانشگاه
آموزه ها | شناخت الیاف فرش دستباف و نکاتی برای نگه داری از آنها
با توجه به این که تمامی فرشهای دستباف ایرانی از الیاف طبیعی نظیر پشم، پنبه و ابریشم بافته میشوند، آگاهی از ویژگیهای این الیاف در فرایند نگهداری و مراقبت از آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. ممکن است ساختار یک فرش دستباف ایرانی کاملاً از الیاف پشمی یا ابریشمی تشکیل شده باشد، یا ترکیبی از پشم، ابریشم و پنبه باشد. در این میان، الیاف پنبه معمولاً بهعنوان تار یا پود استفاده میشوند، در حالی که الیاف پشم و ابریشم میتوانند هم بهعنوان تار، هم پود و هم پرز در بافت فرش دستباف بهکار روند. در ادامه، انواع الیاف، ویژگیهای منحصر به فرد هر یک و تأثیر عوامل محیطی بر آنها بررسی شده و در نهایت، نکات مهمی در خصوص نگهداری صحیح فرش دستباف ایرانی با الیاف طبیعی ارائه خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان، مرمتکار و مدرس فرش دستباف
آقای فلین خلاصه ای از خاطرات خصوصی دبلیو. ال. فلین
دبلیو. ال فلین (تصویر 1) پسر یکی از شرکای منچستری زیگلر به مدت 40 سال برای اهداف شرکت زیگلر در ایران سفر کرد. زیگلر یک شرکت نساجی الیاف پنبهی منچستر بود که طاقههای پارچه پنبهای خود را به ایران صادر میکرد تا با پول آن برایش در اطراف سلطان آباد (اراک امروزی) قالی ببافند. فلین یادداشتهای شخصی مسافرتهایش با حدود شصت عکس از جامعه ایران که خود عضوی از آن بود را به جای گذاشته؛ بیشتر یادداشتهای خودخواهانه او گزارش سفر است. اما نکات مهمی در خلال آن به وفور وجود دارد که ویژگیهای آن روزگار را بیان میکند. متاسفانه او کمتر در مورد قالیهای خودشان نوشته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : نویسنده: آنتونی وین | ترجمه: مجتبی معینیان، پژوهشگر فرش دستباف
کمی بیش از یک قرن از تولید قالی شهریباف در قم، توسط مهاجرینی که از کاشان به قم آمدند، میگذرد. این زمان در مقایسه با شهرهایی چون کرمان، تبریز، اصفهان، مشهد، کاشان و بسیاری شهرهای دیگرِ تولیدکننده قالی در ایران، عمر کوتاهی محسوب میشود. اما در همین مدت کوتاه، همانگونه که سیسیل ادواردز پیشبینی کرده بود، قالی قم قلههای شهرت و معروفیت را به لحاظ کیفیت بافت، طراحی و رنگآمیزی درنوردید. بهگونهای که امروزه، بهویژه در تولید قالی تمام ابریشم، گوی سبقت از دیگر شهرها ربوده و به چنان درجهای از کیفیت و زیبایی رسیده که برخی شهرها با کپی کردن از طرحها و رنگآمیزی قالیهای این شهر، قالیهای خود را به نام قم عرضه میکنند.
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : ابوالفضل رنجبر | دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
تاریخ بارگزاری : 1405/03/05
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
تشخیص قدمت و اصالت در فرش دستباف ایرانی
رویکردی تحلیلی به نشانههای بصری و فنی تشخیص سن و اصالت یک فرش دستباف، از دشوارترین مباحث کارشناسی در حوزهی فرش دستباف ایرانی است. این فرآیند بیش از آنکه بر پایهی ظاهر عمومی اثر استوار باشد، بر شناخت عمیق از تاریخچهی بافت، ساختار فنی، نظام رنگی و ویژگیهای طرحشناختی تکیه دارد. فرش دستباف، همانند هر اثر هنری دیگر، حامل امضا و نشانههای زمان خود است؛ و هر گره آن میتواند سندی از دگرگونیهای اجتماعی، فنی و زیباییشناختی یک دوره باشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : هادی پورجهان | مرمتکار، تولیدکننده و مدرس فرش دستباف
نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشهی راهی برای نسل نو
مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیدههایی در دنیای هنر است که میتواند همزمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «همزمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمانیافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از اینها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبکها، سنتهای بصری و دگرگونیهای ذائقههای زیباییشناسانهای که در طول سدهها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ میکند و بازمیتاباند. در دوران معاصر، بر این لایههای از پیش موجود، لایههای تازهای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، بهویژه در قلمرو هنر، پیچیدهتر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوممحور و پرسشگر خود، قالی را نه بهعنوان یک کالای تزئینی، که بهمثابه رسانهای برای بیان ایدهها، روایتها و دغدغههای امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را بهعنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیکهای سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانهای برای خلق اثر هنری به شمار میآیند. همزمان، گسترش «دیزاین» بهعنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی میتواند همزمان یک کفپوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازهای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیدهتر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را میتوان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورتبندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعهشناسی علم معرفی کردهاند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژههایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظامهای دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم میکنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم میسازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل میکند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیانبودگی[3]» را میتوان بهمثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش بهصورت تثبیتشده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل میگیرند. این وضعیت را میتوان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورتبندی کرد، جایی که معنا در میانفضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید میشود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را میتوان بهعنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که همزمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میانبودگی شکل میگیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیقتری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست میدهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهانهای اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آنها ترجمه میشود و از سوی دیگر، به عنوان پدیدهای با ویژگی «درمیانبودگی»، در هیچیک از این جهانها بهطور کامل حل نمیشود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ میکند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را میتوان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل میگیرد. همین مرزی بودن است که افقهای آینده فرش دستباف را میگشاید. فرش دستباف میتواند همزمان یک کفپوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاینمحور در یک رویداد طراحی، بیآنکه هیچیک از این نقشها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیدهای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند همزمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپاییاش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار دادهاند. پژوهشهای تاریخی، فرش دستباف را بهمثابه سندی از دورههای گذشته بررسی کردهاند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را بهعنوان نمادی از هویت ایرانی کاویدهاند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کردهاند که بر اساس رجشمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقهبندی است. همزمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبکشناسی منطقهای نیز کوشیده است قالیها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساختهاند، اما هیچیک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیدهاند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیانبودگی» و شناوری میان آنها شکل میگیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخنگاری میتوان یافت، نه در سبکشناسی، و نه در تحلیلهای فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو میکاهند. گفتمانی که میتواند این چندلایگی را نه بهعنوان یک مسئله طبقهبندی، که بهعنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکانهای تازهای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخنگاری، سبکشناسی و توصیف فنی جدا میکند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهتگیری زمانی آن است. تاریخنگاری به گذشته مینگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبکشناسی در چارچوب قواعد شناختهشده به طبقهبندی آثار میپردازد. حالآنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را میکاود و امکانهای آینده را میگشاید (Belting, 1987). اگر تاریخنگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای میگیرد؟»، نقد میپرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران میگشاید؟». این جهتگیری آیندهنگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل میکند که میتواند با پویایی فرش دستباف معاصر همقدم شود. نقد، برخلاف تاریخنگاری که گذشته را تثبیت میکند، از گذشته میگذرد تا راههای نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افقهای تازهای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس