18 مقاله یافت شد
اکسپو 2020 دبی بستری قدرتمند برای بهبود جایگاه فرش ایرانی در دنیا
اکسپو یک نمایشگاه بزرگ جهانی است که در حال حاضر در کشور امارات متحده عربی در شهر دبی از 1 اکتبر 2021 تا 31 مارس 2022 میزبانی می شود.
تاریخ بارگزاری : 2643/04/04
پدیدآورنده : زهرا شوندی (کارشناس ارشد مدیریت در حوزه فرش دستباف)
قالی و حافظه| تاملی فلسفی بر زمان، ارزش و خانه
در عصر سِر شدن انسان به واژهها و سقوط معنا، جایی که همه چیز کوتاه مدت معنا میشود، در عصر همنشینیِ عادت به مصرف و سپس دور انداختن، درباره فرا شیئی شبیه قالی صحبت کردن و نوشتن امری سهل و ممتنع است. سهل از آن رو که قالی در هر معنایی یک اثر هنری است و هنری برای مصرف است، اما با یک تفاوت که ارزش آن با مصرف کم و کم و کمتر نمیشود و به پایان نمیرسد، بلکه با مصرف، ارزشمند میشود و از این جهت سرمایه معنوی و مادی زندگیست و سخت است از قالی نوشتن چرا که در عصر خانههای خوابگاهی و آدمهای بی حافظه، قالی مجال کمی برای تنفس در کنار انسانها دارد. با این حال اما نوشتن هزارباره از قالی، هر بار لطفی است که کمتر نویسندهای چشم از آن میپوشد.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : مهدی رزاقی طالقانی، دانشجوی دکتری فلسفه تاریخ
این مقاله عنوان ندارد اما تلاشی است درپاسخ به چیستیِ قالیِ ایران
اگرچه هنوز هم اکتشافات باستانشناسانه، بهصورت پراکنده و حیرتانگیز، انواعی از قالی و گلیم را از هزارههای تاریخ در برابر ما قرار میدهد، اما پرسش اصلی همچنان برای پژوهندگان باقی است. پرسشی مهم و هویتشناسانه که پاسخ به آن علاوه بر روشنگری در کارکردهای اولیه، نوعی کالبدشکافی در شکلگیری و تحولات فرش دستباف بهعنوان یک پدیدهٔ[1] اجتماعی است و شاکلهٔ یادداشت پیشروست. [1]- پدیده یا فنومن Phenomenon واژهای فلسفی است که به هر رویداد قابل مشاهده و تجربه (به طورمستقیم یا غیر مستقیم) گفته می شود. پدیده در زبان فارسی صورتی از واژۀ پارسیِ میانه "پددیدَگ" است که از دو جزء پَد (به) + دیدَگ (دیده) گرفته شده و به معنای دیدارپذیر است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : تورج ژوله | پژوهشگر فرش دستباف ایرانی
قالی به مثابه بوم مینیاتور: روایتی تازه از قالی ایرانی با سینا ایران نژاد
"حس کنجکاوی و لذتی که در لمس فرش دستباف و زیستن با آن وجود دارد، بسیار فراتر و ارزشمندتر از تماشای آن از دور است..." در سالهای اخیر، سبک هنر بینشی[1] بیش از هر جریان دیگری مرا به خود جذب کرده است. به همین دلیل در فضای مجازی و اینترنت همواره تازهها و اخبار مربوط به این سبک را دنبال میکردم. حدود دو سال پیش، هنگام مرور صفحات هنرمندان مطرح این حوزه، به تصویری از الکس گری[2] برخوردم. او در کنار قالیای با نقشهای پیچیده و منحصر به فرد عکس گرفته بود. در همان پست، نام خالق آن قالی ذکر شده بود: سینا ایراننژاد. [1]- Visionary Art [2]- از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنر بینشی
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سعید صیادی، پژوهشگر حوزه هنر و فرش دستباف ایران
فرش دستباف؛ هنری که بر زمین مانده است گفتگو با فرزانه مزرعه، طراح فرش دستباف ایرانی
فرزانه مزرعه، متولد ۱۳۵۹ در شهر گرگان است. این طراح جوان فرش دستباف، در سال ۱۳۸۱ بهصورت تصادفی و با دیدن چند طرح از گلهای قالی کرمان، شیفتهی فرش دستباف ایرانی شد و علیرغم میل باطنی خانوادهاش، تصمیم گرفت این رشته را در دانشگاه بهطور جدی دنبال کند. بهقول خودش، برای هنری جنگید که در دانشگاه شاید چندان ارزشمند شناخته نمیشد، و شاید اصلاً هنر شناخته نمیشد. او در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه هنر تهران دانشآموخته شد و قدم در مسیری گذاشت که مصمم بود در آن موفق خواهد شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
رویداد اول: روز ملی فرش دستباف ایران چگونه گذشت؟ بیستم خرداد به مناسبت هفته ملی فرش دستباف ایران گرامی داشته میشود؛ هنری کهن و نماد فرهنگ و هویت ایرانی. این هفته فرصتی است برای پاسداشت میراث قالیبافی، تأکید بر حفظ و ارتقای آن، و یادآوری نقش مهمش در بازارهای داخلی و جهانی و انتقال این گنجینه به نسلهای آینده. با هم مروری کنیم بر رویدادهای این روز بزرگ...
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
نسبت میان نقد و بازار | نقد گفتمانی قالی شکارگاه صادق صیرفیان
نقد هنری، اگر آن را کنشی ارزیابانه در نظر بگیریم، نه داوری صرفاً ذوقی است و نه بیانی شاعرانه یا فلسفی درباره اثر. نقد، پیش از هر چیز، تلاشی است برای فهم اثر، شناخت ویژگیهایی آن و اینکه چرا اثر میتواند برای مخاطبان هنر اهمیت داشته باشد. در تاریخ مدرن و معاصر هنر، این فهم همواره در نسبت مستقیم با بازار هنر شکل گرفته است؛ نهادی که اثر را در جهان اجتماعی مستقر میکند، برای آن افق انتظار میسازد و امکان داوری و ارزیابی آن را فراهم میآورد. بازار هنر، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان مبادله اقتصادی نیست، بلکه یکی از زمینههایی است که در آن اثر هنری تعریف، توصیف و قابل ارزیابی میشود و در معرض داوری قرار میگیرد. اینکه یک اثر چگونه دیده میشود، چه انتظاری از آن میرود و بر چه اساسی ارزشگذاری میشود، تا حد زیادی به جایگاهش در این زمینه اقتصادی بستگی دارد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
نگاهی به مهمترین رویدادهای اخیر فرش دستباف
رویداد اول | برگزاری نمایشگاه بین المللی پژوهش، فناوری و فنبازار و تبلیغات، بازاریابی 1404 روایت رسمی | آنچه در اخبار میخوانیم: بیستوششمین نمایشگاه بینالمللی پژوهش، فناوری و فنبازار و بیستویکمین نمایشگاه بینالمللی تبلیغات، بازاریابی برگزار شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/12/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
داستان یک طراح | «زمان» در دستان حاج میرزا آقا
در این متن به مقولهی «زمان» در فرش دستباف ایرانی به ویژه قالیهای طراحی یا بافته شده توسط حاج میرزاآقا امامی میپردازیم. برای این منظور قبل از هر چیز لازم است نسبت فرش دستباف با مفهوم «زمان» را مشخص کنیم. نظر به ویژگیهای منحصربفرد قالی ایران، این واژه را میتوان دست کم در سه معنا بررسی کرد: اولین تأثیر «زمان» بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزا آقا را باید در تحولات حرفهای و سبکی هنرمند «در گذر زمان» دانست. اینکه زیر سایهی سنگین شرایط زمانی همچون شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، هنرمند چه تغییراتی در هنر خویش ایجاد کرده است. به مجموعهی این شرایط در زبان فارسی «زمانه» میگویند که به نظر دقیقترین و مناسبترین واژه نیز همین کلمه است. تأثیر زمانه بر آثار هنرمندی همچون حاج میرزاآقا اتفاقاً اهمیتی ویژه دارد چرا که در زمانهای بس بحرانی و پرفراز و نشیب زیست میکرده است. در «بخش یکم» به این مقوله پرداخته شده است. در معنای دوم میتوان به چگونگی بازنمایی عنصر «زمان» در فرش دستباف ایران پرداخت. بر این اساس جایگاه زمان به مثابهی یک ساماندهندهی عناصر و نقوش فرش دستباف واکاوی میشود. در این بخش (دوم) نقدی به باور رایج دربارهی هنر ایرانی که گاه آن را «بیزمان» نامیدهاند وارد شده و به جای آن، قالی ایرانی تحت سیطرهی سامانهی «زمان غیریکنواخت یا منفصل» دانسته شده است. در بخش سوم به زمانبر بودن فرآیند خلق یک فرش دستباف ایرانی یا به تعبیری که «بخش سوم» بیان شده؛ به مفهوم «آهستگی» در فرایند خلق یک قالی ایرانی پرداخته شده است.
تاریخ بارگزاری : 1404/03/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
ذکر سوزاندن قالیِ خونین سوسنگرد
سرگذشت قالیِ سوسنگرد، چون قالی بهارِ خسرو، داستانی است پر آب چشم. روزی روزگاری... قالی سوسنگرد در غبارِ زمان گم گشته و نامش تنها در لابهلای متون کهن به یادگار مانده است. مسعودی در مروجالذهب و معادنالجوهر، روایتی از دربار منتصر عباسی نقل میکند که در آن، ابیالعباس محمد بن سهل با قالی ارجمند «سوسنگرد» روبهرو شده است. بنمایۀ این «پژوهش-روایت»، همین سند تاریخی است که بیکموکاست از عربی به فارسی برگردانده شده و در ذیلِ عنوان «ذکر ابوالحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی» آمده است. اما دیگر بخشهای این جستار، با بهرهگیری از زبانِ مستنداتِ تاریخی، در مرز ظریف میان تاریخ و خیال برساخته شده است. نگارنده کوشیده است تا روحِ قالی سوسنگرد را احضار کند و نشان دهد چگونه آنچه جسمش ازمیانرفته، میتواند حافظهای استعاری از هنر و فرهنگ را در خود زنده نگاه دارد. داستان قالی سوسنگرد و بهار خسرو، روایت ایران است و مردمانش؛ پیشکشی به همه قالیبافان این سرزمین در درازنای تاریخ...
تاریخ بارگزاری : 1404/09/20
پدیدآورنده : داود شادلو، استادیار گروه فرش دانشکده هنرهای صناعی و کاربردی دانشگاه هنر شیراز
در لایههای زمان: تاریخِ درهمتنیده در فرش دستباف صفِ سلام اثر امیرحسین حقیقی
در دوران معاصر، ما بر فراز تاریخ ایستادهایم. انبوهی از متون، تصاویر و اشیای مادیِ بهجا مانده از گذشته، تاریخ را در برابر چشمان انسان معاصر نه همچون یک خط سیر واحد و پیوسته، بلکه به بافتاری از روایتهایی درهمتنیده بدل میکند که لایههای گوناگون گذشته را در ارتباط، مجاورت و تقاطع با یکدیگر آشکار میسازند. تاریخی درهمتنیده که در آن گذشته نه مجموعهای از روایتهای جداگانه، بلکه منظومهای از تعاملها، تداخلها، همنشینیها و لایهبندیهاست.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
ناگفتههایی از طراحی و نقاشی بزرگترین فرش دستباف جهان گفتگو با محمود فقیرحق و عباداله امینی
در کتاب رکوردهای گینس نام قالی ایرانی به شایستگی خودنمایی میکند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیر حق، اصلی ترین طراح بزرگترین فرش دستباف جهان و عباد اله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : سید محمد مهدی میرزاامینی | دکتری پژوهش هنر، طراح و ایده پرداز در حوزه طراحی سنتی
نگاه به اخبار و رویدادهای اخیر حوزه های مختلف مربوط به فرش دستباف
تاریخ بارگزاری : 1405/03/05
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
نگاهی به مهمترین رویدادهای اخیر فرش دستباف
رویداد اول | مراسم افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف قم روایت رسمی | آنچه در اخبار میخوانیم: آیین افتتاحیه نوزدهمین نمایشگاه فرش دستباف استان قم با حضور مسئولان کشوری و استانی برگزار شد.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : زاهده بادی، واحد روابط عمومی مجموعه ایران گره
مسافری از زمان: معرفی قالی آنتیک و موزه ای فراهان
در تاریخ قالیبافی ایران، عجایب و ظرایف کم نیست. گاه فراز و شکوه شاه عباسی هوش از سرمان میبرد و ما را بر تارک بازار هنر مینشاند و گاه فترت و سقوط دوران سلطان حسینی، عرق شرم بر پیشانیمان میدواند از شدت سقوط فرهنگی و هنری. در این نوشتار، اما مسافری داریم 250 ساله که داستان مشاهدات خویش از دوران قالیبافی قاجاری را بازگو میکند.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : فاطمه شیرسپهر | دکتری پژوهش هنر
در سومین شماره نشریه «دستباف» در بخش «چشماندازها»، اینبار به سراغ محمدجواد اینانلو، رئیس جوان و پر تلاش موزه فرش ایران رفتیم؛ مدیری متولد ۱۳۶۷ که با پیشینهای در مدیریت آموزشی بزرگسالان و توسعه گردشگری و جهانگردی، از دو سال پیش هدایت یکی از مهمترین مراکز هویتساز فرش دستباف ایران یعنی موزه فرش ایران را برعهده گرفته است.
تاریخ بارگزاری : 1404/06/20
پدیدآورنده : گروه تولید محتوای ایران گره
روایتی تازه از نسلی که دوباره فکر کرد گفتگویی ویژه با سعدی حکیم، پدیدآورندهی فرش دستباف
بعضی آدمها قبل از آنکه فرش دستباف را بشناسند، در آن زندگی کردهاند. سعدی حکیم از همان آدمهاست. کودکیاش نه در کلاس طراحی قالی گذشته، نه در کارگاههای بافندگی و تولید؛ میان حجرهی پدر در حوالی نقشجهان اصفهان و حیاط خانهی پدربزرگی که هر روز قالیها را زیر آفتاب پهن میکردند تا رنگهای گیاهیشان جان بگیرد. برای او، قالی، بخشی از حافظهی خانه بود. خاطرهی راه رفتن میان قالیها در حیاط خانهی پدربزرگ، رنگهایی که ساعتها جلوی چشمش برق میزدند، ترنجها و لچکهایی که کودکانه رویشان غلت میزد و نقشهایی که بیآنکه بفهمد، آرامآرام در ذهنش هک میشدند، رفتوآمد آدمهایی که هر کدام قصهای از قالی با خودشان میآوردند. تجربههایی که خیلی زودتر از هر آموزش رسمی، وارد زندگیاش شدند. شاید همان روزها بود که بیآنکه خودش بداند، نگاهش به قالی دیگر شبیه نگاه یک تاجر یا حتی یک طراح معمولی نبود؛ قالی برای او چیزی بود میان خاطره، هنر و زندگی. چیزی که سالها بعد، وقتی تصمیم گرفت خلاف مسیر امنِ بازار حرکت کند، تبدیل شد به مهمترین دلیل ماندنش.
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : زهرا شوندی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فرش دستباف
نقد هنری در فرش دستباف معاصر ایران: از تبارشناسیِ غیاب تا نقشهی راهی برای نسل نو
مقدمه فرش دستباف معاصر ایران از معدود پدیدههایی در دنیای هنر است که میتواند همزمان کفِ خانه را بپوشاند و هم دیوار گالری را تسخیر کند. این «همزمانی» نه یک اتفاق ساده، که سرشت نوین و قابل تأمل آن است. فرش دستباف ایران همواره، در آنِ واحد، یک شیء کاربردی برای زندگی روزمره، یک اثر هنری با نظام بصری سازمانیافته؛ یک کالای اقتصادی و یک محصول مهارتی-کارگاهی بوده است. فراتر از اینها، قالی، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است و توالی سبکها، سنتهای بصری و دگرگونیهای ذائقههای زیباییشناسانهای که در طول سدهها در این تمدن تداوم یافته، را در خود حفظ میکند و بازمیتاباند. در دوران معاصر، بر این لایههای از پیش موجود، لایههای تازهای افزوده شده که موقعیت فرش دستباف را، بهویژه در قلمرو هنر، پیچیدهتر ساخته است. از یک سو، هنر معاصر با منطق مفهوممحور و پرسشگر خود، قالی را نه بهعنوان یک کالای تزئینی، که بهمثابه رسانهای برای بیان ایدهها، روایتها و دغدغههای امروزین به خدمت گرفته است. از سوی دیگر، جنبش «هنر بافتار[1] »که از نیمه دوم سده بیستم مرزهای میان هنر والا و صنایع دستی را درنوردیده، الیاف، گره و بافت را بهعنوان زبان مستقل بیان هنری به رسمیت شناخته است. در این موقعیت تازه، تکنیکهای سنتی بافندگی دیگر صرفاً ابزار تولید یک کالا نیستند، بلکه خودِ رسانهای برای خلق اثر هنری به شمار میآیند. همزمان، گسترش «دیزاین» بهعنوان پارادایمی که مرز میان شیء کاربردی و ابژه هنری را محو کرده، قالی را در قلمرویی جدید نشانده است، قلمرویی که در آن، یک قالی میتواند همزمان یک کفپوش باشد و یک بیانیه بصری، یک محصول مصرفی باشد و یک اثر کلکسیونی. بدین ترتیب، فرش دستباف ایران که پیش از این در مرزهای هنر، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و صنعت شناور بود، اکنون در درون خودِ قلمرو هنر نیز با چندگانگی تازهای میان هنر سنتی، هنر معاصر، هنر بافتار و دیزاین روبرو شده و «درمیان بودن» قالی معاصر را به وضعیتی بسیار پیچیدهتر بدل کرده است. این چندگانگی هویتی را میتوان از طریق دو مفهوم نظری متمایز اما مکمل صورتبندی کرد. نخستین مفهوم، «شیء مرزی[2]» است که استار و گریزمر در حوزه جامعهشناسی علم معرفی کردهاند. مفهوم «شیء مرزی» در این نظریه، به ابژههایی اشاره دارد که در عین حفظ انسجام مادی خود، امکان تفسیرپذیری متفاوت در میان نظامهای دانشی و اجتماعی ناهمگن را فراهم میکنند (Star & Griesemer, 1989). این مفهوم، چارچوبی کارآمد برای فهم فرش دستباف معاصر ایران فراهم میسازد، زیرا فرش دستباف در وضعیت معاصر خود نه در یک نظام معنایی واحد، بلکه در تقاطع چندین رژیم دانشی، شامل هنر، دیزاین و بازار، عمل میکند. در امتداد این خوانش، وضعیت «درمیانبودگی[3]» را میتوان بهمثابه بُعدی فرهنگی–نظری درک کرد که به امکان تولید معنا در فضاهای بینابینی اشاره دارد؛ فضاهایی که در آن هویت، معنا و ارزش بهصورت تثبیتشده وجود ندارند، بلکه در فرآیند مواجهه و ترجمه مداوم شکل میگیرند. این وضعیت را میتوان در نسبت با مفهوم «فضای سوم[4]» هومی بابا صورتبندی کرد، جایی که معنا در میانفضایی سیال میان سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، و امر بومی و جهانی تولید میشود (Bhabha, 1994). در نتیجه، قالی معاصر ایران را میتوان بهعنوان یک «ابژه مرزیِ در حال ترجمه» در نظر گرفت که همزمان در چندین نظام معرفتی حضور دارد و معنا و ارزش آن نه از طریق ثبات، بلکه از طریق همین وضعیت تعلیق و میانبودگی شکل میگیرد. ترکیب این دو مفهوم، تصویر دقیقتری از ماهیت فرش دستباف معاصر ایران به دست میدهد. قالی، از یک سو، به عنوان یک «شیء مرزی»، میان جهانهای اجتماعی مختلف جریان دارد و میان آنها ترجمه میشود و از سوی دیگر، به عنوان پدیدهای با ویژگی «درمیانبودگی»، در هیچیک از این جهانها بهطور کامل حل نمیشود و هویتی مرکب، سیال و چندگانه را حفظ میکند. از این منظر، فرش دستباف معاصر ایران را میتوان یک «شیء مرزی» دانست، شیئی که هویت آن نه در تعلق انحصاری به یک حوزه، که دقیقاً در همین «درمیان بودن» و شناور بودن میان قلمروهای گوناگون شکل میگیرد. همین مرزی بودن است که افقهای آینده فرش دستباف را میگشاید. فرش دستباف میتواند همزمان یک کفپوش کاربردی در خانه باشد، یک کالای لوکس در بازار، یک سند بصری در موزه، یک بیانیه مفهومی در گالری و یک اثر دیزاینمحور در یک رویداد طراحی، بیآنکه هیچیک از این نقشها دیگری را نفی کند. سنجش چنین پدیدهای نیازمند چارچوبی تحلیلی است که بتواند همزمان به همه این وجوه بپردازد. ادبیات موجود درباره فرش دستباف ایران، با همه گستردگی و دیرپاییاش، عمدتاً بر رویکردهایی استوار بوده که هر یک تنها یک وجه از این پدیده مرزی را در کانون توجه قرار دادهاند. پژوهشهای تاریخی، فرش دستباف را بهمثابه سندی از دورههای گذشته بررسی کردهاند و مطالعات فرهنگی و تمدنی، آن را بهعنوان نمادی از هویت ایرانی کاویدهاند. رویکردهای فنی و اقتصادی نیز فرش دستباف را در قامت یک محصول کارگاهی تحلیل کردهاند که بر اساس رجشمار، مواد اولیه و سازوکارهای بازار قابل طبقهبندی است. همزمان، سنت تفسیریِ معطوف به طرح و نقش، در پی رمزگشایی از نمادها و معانی پنهان بوده و سبکشناسی منطقهای نیز کوشیده است قالیها را بر اساس جغرافیای بافت سازمان دهد. هریک از این رویکردها بخشی از حقیقت فرش دستباف را آشکار ساختهاند، اما هیچیک آن را در مقام یک «شیء مرزی» ندیدهاند که هویتش نه در انطباق با یک چارچوب، که درست در «درمیانبودگی» و شناوری میان آنها شکل میگیرد. فهم و شناخت فرش دستباف معاصر به مثابه یک «شیء مرزی»، همچنان نیازمند گفتمانی است که از عهده این چندلایگی برآید. پاسخ را نه در تاریخنگاری میتوان یافت، نه در سبکشناسی، و نه در تحلیلهای فنی و اقتصادی، چرا که هر یک از این رویکردها، بنا به سرشت خود، ناگزیر فرش دستباف را به یکی از وجوهش فرو میکاهند. گفتمانی که میتواند این چندلایگی را نه بهعنوان یک مسئله طبقهبندی، که بهعنوان سرشت بنیادین فرش دستباف بپذیرد و از دل همین پذیرش، امکانهای تازهای برای آینده فرش دستباف معاصر ایران بگشاید، «نقد هنری» است. با این حال، چنین گفتمانی در مطالعات فرش دستباف ایران همواره غایب بوده است. آنچه نقد را از تاریخنگاری، سبکشناسی و توصیف فنی جدا میکند، نه صرفاً روش تحلیل، که جهتگیری زمانی آن است. تاریخنگاری به گذشته مینگرد تا آن را مستند و تثبیت کند و سبکشناسی در چارچوب قواعد شناختهشده به طبقهبندی آثار میپردازد. حالآنکه نقد هنری، در سرشت خود، همواره «معاصر» است، اکنون را میکاود و امکانهای آینده را میگشاید (Belting, 1987). اگر تاریخنگاری فرش دستباف بپرسد «این فرش دستباف چگونه در تداوم سنت جای میگیرد؟»، نقد میپرسد «این فرش دستباف چه امکانی را برای آینده فرش دستباف ایران میگشاید؟». این جهتگیری آیندهنگرانه، نقد را به گفتمانی مبدل میکند که میتواند با پویایی فرش دستباف معاصر همقدم شود. نقد، برخلاف تاریخنگاری که گذشته را تثبیت میکند، از گذشته میگذرد تا راههای نرفته را پیش روی نسل نو بگذارد و افقهای تازهای برای این میراث هنری بگشاید. [1] Textile Art [2] Boundary Object [3] In-Betweenness [4] Third Space
تاریخ بارگزاری : 1405/03/18
پدیدآورنده : مهدی کشاورز افشار | دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس