نگاهی به مهم‌ترین رویدادهای اخیر فرش دستباف | نشریه شماره پنجم

بخش «خبر نقد» در نشریه دستباف شماره پنجم با هدف مرور، بررسی و تحلیل اخبار و رویدادهای اخیر حوزه فرش دستباف تهیه شده است. در این بخش، مهم‌ترین اتفاقات، تصمیمات، برنامه‌ها و تحولات مرتبط با فرش دستباف مورد توجه قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود علاوه بر انعکاس اخبار، ابعاد مختلف آن‌ها نیز مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. «خبر نقد» می‌کوشد با نگاهی تحلیلی، زمینه‌ای برای گفت‌وگو، طرح دیدگاه‌های گوناگون و بررسی فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی فرش دستباف فراهم سازد و به درک عمیق‌تر رویدادهای تأثیرگذار این حوزه کمک کند

1405/04/06

تعداد بازدید : 8

اول | تعیین سرپرست مرکز ملی فرش ایران

اول | تعیین سرپرست مرکز ملی فرش ایران
اول | تعیین سرپرست مرکز ملی فرش ایران
  • روایت رسمی | آنچه در اخبار می‌خوانیم:

محمدمهدی فرشچی موحد سرپرست مرکز ملی فرش ایران شد

طی حکمی از سوی معاون توسعه مدیریت و منابع و امور استان‌ها وزارت صنعت، معدن و تجارت آقای محمدمهدی فرشچی موحد به عنوان سرپرست مرکز ملی فرش ایران منصوب شد.

فرشچی پیش از این، در ریاست سازمان صمت استان همدان، ریاست مرکز برنامه ریزی و نظارت بر دخانیات کشور، مشاور معاون وزیر و رئیس سازمان توسعه تجارت ایران، عضویت در هیئت مدیره مناطق شرکت بازرگانی دولتی ایران، معاون بازاریابی و امور اقتصادی مرکز ملی فرش ایران و معاون اجرایی و پایش حوزه وزارتی مشغول بکار بوده است.

پیش از این خانم زهرا کمانی رئیس مرکز ملی فرش ایران بود.

تصویر 1: از سایت خبرگذاری صداوسیما

  • روایت میدانی | آنچه پشتِ اخبار می‌گذرد:

وقتی تغییر مدیران، مشکلات را حل نمی‌کند

در شرایطی که فرش دستباف ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های انباشته در حوزه تولید، تأمین مواد اولیه، بازاریابی و فروش، صادرات و کاهش اطمینان بازار مواجه است، تغییرات مدیریتی به‌تنهایی نتوانسته امیدی جدی برای تحول در این حوزه ایجاد کند. تجربه سال‌های گذشته در مرکز ملی فرش ایران نشان داده است که صرف جابه‌جایی مدیران، بدون وجود برنامه‌ای پایدار، منسجم و قابل اجرا، تأثیر محسوسی بر بهبود وضعیت حوزه فرش دستباف نخواهد داشت.

مروری بر روند مدیریتی مرکز ملی فرش ایران در سال‌های گذشته نیز مؤید همین واقعیت است. از دهه ۱۳۸۰ تاکنون، مدیریت این مرکز میان افراد مختلفی جابه‌جا شده است؛ از فیض‌اله عرب سرخی، مرتضی فرجی، فيصل مرداسی، محمدباقر آقاعليخانی، و حمید کارگر (۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷) گرفته تا فرشته دستپاک (۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸)، فرحناز رافع (۱۳۹۸ تا حدود ۱۴۰۱)، و پس از آن دوره‌هایی از سرپرستی و تغییرات ساختاری، تا مدیریت زهرا کمانی (۱۴۰۴) و محمدمهدی فرشچی (اواخر 1404 تاکنون). این تغییرات پی‌درپی در برخی مقاطع، فرصت لازم برای تداوم برنامه‌ها، ارزیابی عملکردها و رساندن طرح‌ها به مرحله نتیجه‌گیری را با محدودیت مواجه کرده است.

بخش قابل توجهی از مدیران و سرپرستانی که در سال‌های گذشته مسئولیت مرکز را بر عهده داشتند، با دغدغه و انگیزه وارد این حوزه شدند؛ اما کوتاه بودن دوره مسئولیت‌ها و تغییرات پیاپی مدیریتی، فرصت کافی را برای به سرانجام رسیدن بسیاری از برنامه‌ها، سیاست‌ها و اقدامات آن‌ها فراهم نکرد. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از مسائل و چالش‌های موجود در حوزه فرش دستباف را نیز نمی‌توان صرفاً به عملکرد مرکز ملی فرش محدود کرد؛ چرا که ریشه برخی از مشکلات اساسی را باید در ساختارها، شیوه‌های تصمیم‌گیری و حتی مسائل درونی بدنه صنف فرش دستباف جست‌وجو کرد.

آنچه امروز بیش از هر چیز در بدنه فرش دستباف احساس می‌شود، نیاز به مدیریتی دغدغه‌مند، پیگیر و آشنا با واقعیت‌های این حوزه است؛ مدیریتی که فراتر از ساختارهای صرفاً اداری، شناختی واقعی از مسائل تولیدکنندگان، بافندگان، صادرکنندگان، فروشندگان و فعالان بازار داشته باشد و بتواند هم‌زمان به مشکلات امروز و چالش‌های آینده فکر کند. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود مسئولیت‌ها تنها به مجموعه‌ای از اقدامات مقطعی و کوتاه‌مدت محدود نشود و تصمیم‌ها با نگاهی جامع، بلندمدت و همراه با پیگیری مستمر دنبال شوند تا خروجی آن، نتایجی ملموس و اثرگذار برای بدنه فرش دستباف باشد.

البته این نکته بسیار حائز اهمیت است که بهبود وضعیت فرش دستباف، بیش از آنکه وابسته به تغییر افراد باشد، نیازمند شکل‌گیری یک رویکرد پایدار، برنامه‌محور و همراه با تعهد اجرایی است؛ رویکردی که بتواند این حوزه را از چرخه تکرار مشکلات، به سمت ثبات و رونق واقعی هدایت کند. در این میان، یکی از خلأهای مهم، نبود سازوکار مشخص برای ارزیابی عملکرد مدیران پس از پایان دوره مسئولیت آن‌هاست. معمولاً با پایان هر دوره مدیریتی، تغییرات بدون ارائه گزارشی روشن از عملکرد گذشته اتفاق می‌افتد؛ بی‌آنکه مشخص شود چه برنامه‌هایی به نتیجه رسیده، چه وعده‌هایی محقق شده و چه موضوعاتی همچنان بر زمین مانده است.

در حالی‌که بررسی دقیق عملکرد مدیران پیشین، نه‌تنها می‌تواند به شفافیت و پاسخ‌گویی بیشتر کمک کند، بلکه این امکان را فراهم می‌سازد که مدیر جدید با شناخت نقاط قوت و ضعف گذشته، مسیر آینده را واقع‌بینانه‌تر و مؤثرتر دنبال کند. فرش دستباف ایران امروز بیش از تغییر نام‌ها، به تداوم برنامه‌ها، مسئولیت‌پذیری مدیریتی و نگاه رو به جلو نیاز دارد؛ نگاهی که هر دوره مدیریتی را نقطه آغاز دوباره نداند، بلکه ادامه مسیری بداند که باید به نتیجه‌ای روشن و قابل اندازه‌گیری برسد.

تصویر 2: چرخه تکرارشونده جابه‌جایی مدیران در سازمان‌ها

 

تاریخ: 1405/04/06 ساعت: 09:00 - 10:00 پدیدآورنده: ایران‌گره
1405/04/06
ساعت: 09:00 - 10:00
پدیدآورنده: ایران‌گره

دوم | صادرات فرش دستباف از ۲.۵ میلیارد دلار تقریبا به صفر رسیده است

دوم | صادرات فرش دستباف از ۲.۵ میلیارد دلار تقریبا به صفر رسیده است
دوم | صادرات فرش دستباف از ۲.۵ میلیارد دلار تقریبا به صفر رسیده است
  • روایت رسمی | آنچه در اخبار می‌خوانیم:

رکود بی‌سابقه در حوزه فرش دستباف ایران؛ از کاهش صادرات تا نابودی بازار

به گزارش خبرنگار ایلنا، فرش دستباف ایران، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمادهای فرهنگی و هنری کشور، امروز با رکود شدید بازار، افت صادرات، کاهش گردشگر، تحریم‌ها و افزایش هزینه‌های تولید روبه‌روست؛ شرایطی که باعث کاهش چشمگیر تقاضا و بی‌انگیزگی تولیدکنندگان و بافندگان شده است. فعالان این حوزه می‌گویند کاهش فروش، ضعف حمایت‌های بیمه‌ای و نبود بازار مناسب، به‌ویژه در مناطق روستایی، موجب افت قابل توجه تعداد بافندگان شده و صادرات فرش دستباف نیز در دهه‌های اخیر از حدود ۲.۵ میلیارد دلار به نزدیک صفر رسیده است. کارشناسان معتقدند برای جلوگیری از تشدید این وضعیت، باید با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، فروش آنلاین، توسعه بازارهای صادراتی جدید و حمایت از نیروی انسانی، مسیر تازه‌ای برای حفظ و رونق فرش دستباف ایجاد شود.

 

  • روایت میدانی | آنچه پشتِ اخبار می‌گذرد:

وقتی راهکارها وجود دارند اما اجرا نمی‌شوند

آنچه در این گزارش بیش از هر چیز برجسته می‌شود، صرفاً یک رکود اقتصادی نیست، بلکه تصویری از سال‌ها بی‌برنامگی و تصمیم‌گیری‌های مقطعی در حوزه فرش دستباف است. زمانی که صادرات فرش دستباف از میلیاردها دلار به مرز نزدیک به صفر می‌رسد و در برخی استان‌ها کاهش قابل توجه تعداد بافندگان تا حدود ۸۰ درصد گزارش می‌شود، نمی‌توان همه عوامل را صرفاً به تحریم، جنگ یا کاهش گردشگر نسبت داد؛ هرچند این عوامل بی‌تأثیر نبوده‌اند. پرسش اصلی اینجاست که در این سال‌ها، متولیان و فعالان این حوزه برای حفظ بازارهای جهانی، تقویت صادرات، ایجاد مسیرهای نوین فروش و جلوگیری از خروج نیروی انسانی از این حوزه چه اقدام مؤثری انجام داده‌اند؟

تصویر 3: بازار در وضعیت رکود و انفعال

 

در سال‌هایی که بسیاری از رقبای منطقه‌ای با اتکا به برندسازی، توسعه فروش دیجیتال و حضور هدفمند در بازارهای بین‌المللی توانسته‌اند جایگاه خود را تثبیت و تقویت کنند، فرش دستباف ایران همچنان درگیر تغییرات مدیریتی، سیاست‌های مقطعی و طرح‌هایی بوده که بخش قابل توجهی از آن‌ها به مرحله اجرا نرسیده است. سال‌هاست راهکارهایی مانند توسعه فروش آنلاین، بازاریابی دیجیتال و ورود به بازارهای جدید در سطح اسناد و برنامه‌ها تکرار می‌شود، اما در عمل، تحقق منسجم و پایدار آن‌ها کمتر دیده شده است. اگر این مسیرها به‌صورت واقعی اجرا می‌شدند، امروز فرش دستباف ایران در نقطه‌ای متفاوت از وضعیت کنونی قرار داشت؛ حتی با وجود فشارهایی مانند تحریم، جنگ و نوسانات اقتصادی. در همین حال، معدود برندهایی که به‌صورت هدفمند و ساختارمند فعالیت کرده‌اند، همچنان توانسته‌اند در همین شرایط دشوار نیز مسیر رشد و فروش خود را حفظ کنند؛ موضوعی که نشان می‌دهد امکان حرکت وجود داشته، اما به‌صورت فراگیر محقق نشده است.

در نهایت، تداوم این روند می‌تواند پیامدهای جدی‌تری به همراه داشته باشد. اگر تولیدکنندگان و فعالان بازار همچنان ناگزیر باشند بر شیوه‌های سنتی و غیرمتناسب با شرایط امروز تکیه کنند، بحران فرش دستباف ایران صرفاً به از دست رفتن بازارها محدود نخواهد ماند؛ بلکه به تدریج به فرسایش نیروی انسانی و کاهش نسل بافندگان نیز منجر می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند آینده این هنر و فرهنگ را با چالش‌های عمیق‌تری مواجه کند. از این منظر، وضعیت فعلی را باید نه صرفاً یک هشدار، بلکه زنگ خطری جدی برای بازنگری در مسیر فعلی دانست.

اکنون وقت آن است که فعالان عرصه فرش دستباف با عبور از وابستگی‌های پیشین، مسئولیت احیای جایگاه این هنر را شخصاً بر عهده بگیرند و برای تحول آن پیش‌قدم شوند. به نظر می‌رسد امروز بیش از هر زمان دیگری، تدوین یک مرام‌نامه مشترک میان اتحادیه‌ها، تولیدکنندگان و فروشندگان فرش دستباف به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده باشد؛ مرام‌نامه‌ای که بتواند زمینه بازگشت جایگاه و ارزش حقیقی فرش دستباف، صیانت از هویت آن و بازآفرینی اعتماد مصرف‌کنندگان را فراهم آورد. این مرام‌نامه می‌تواند بر اصول بنیادینی همچون اصالت، شفافیت و منزلت استوار باشد؛ اصالت، در پاسداری از هویت، پیشینه و ریشه‌های فرهنگی فرش دستباف؛ شفافیت، در ارائه صادقانه و روشن ویژگی‌ها، کیفیت و ارزش واقعی اثر به مخاطب؛ و منزلت، در حفظ شأن و جایگاه فرش دستباف به‌عنوان میراثی فرهنگی، هنری و هویت‌ساز که فراتر از یک کالای صرف، بخشی از حافظه و فرهنگ این سرزمین به شمار می‌آید. حرکت بر مدار چنین اصولی می‌تواند گامی مؤثر در احیای اعتماد عمومی و تقویت جایگاه فرش دستباف در میان مصرف‌کنندگان و فعالان این حوزه باشد. همچنین در همین چارچوب، برای بازگشت قالی ایرانی به کالای سرمایه‌گذاری، تقویت همین اصول و ایجاد سازوکارهای شفاف و قابل اتکا در ارزش‌گذاری و عرضه آن ضروری به نظر می‌رسد.

تصویر 4: بازاندیشی در نقش ما در وضعیت موجود

 

تاریخ: 1405/04/06 ساعت: 09:00 - 10:00 پدیدآورنده: ایران‌گره
1405/04/06
ساعت: 09:00 - 10:00
پدیدآورنده: ایران‌گره