اول | تعیین سرپرست مرکز ملی فرش ایران
- روایت رسمی | آنچه در اخبار میخوانیم:
محمدمهدی فرشچی موحد سرپرست مرکز ملی فرش ایران شد
طی حکمی از سوی معاون توسعه مدیریت و منابع و امور استانها وزارت صنعت، معدن و تجارت آقای محمدمهدی فرشچی موحد به عنوان سرپرست مرکز ملی فرش ایران منصوب شد.
فرشچی پیش از این، در ریاست سازمان صمت استان همدان، ریاست مرکز برنامه ریزی و نظارت بر دخانیات کشور، مشاور معاون وزیر و رئیس سازمان توسعه تجارت ایران، عضویت در هیئت مدیره مناطق شرکت بازرگانی دولتی ایران، معاون بازاریابی و امور اقتصادی مرکز ملی فرش ایران و معاون اجرایی و پایش حوزه وزارتی مشغول بکار بوده است.
پیش از این خانم زهرا کمانی رئیس مرکز ملی فرش ایران بود.
تصویر 1: از سایت خبرگذاری صداوسیما
- روایت میدانی | آنچه پشتِ اخبار میگذرد:
وقتی تغییر مدیران، مشکلات را حل نمیکند
در شرایطی که فرش دستباف ایران با مجموعهای از چالشهای انباشته در حوزه تولید، تأمین مواد اولیه، بازاریابی و فروش، صادرات و کاهش اطمینان بازار مواجه است، تغییرات مدیریتی بهتنهایی نتوانسته امیدی جدی برای تحول در این حوزه ایجاد کند. تجربه سالهای گذشته در مرکز ملی فرش ایران نشان داده است که صرف جابهجایی مدیران، بدون وجود برنامهای پایدار، منسجم و قابل اجرا، تأثیر محسوسی بر بهبود وضعیت حوزه فرش دستباف نخواهد داشت.
مروری بر روند مدیریتی مرکز ملی فرش ایران در سالهای گذشته نیز مؤید همین واقعیت است. از دهه ۱۳۸۰ تاکنون، مدیریت این مرکز میان افراد مختلفی جابهجا شده است؛ از فیضاله عرب سرخی، مرتضی فرجی، فيصل مرداسی، محمدباقر آقاعليخانی، و حمید کارگر (۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷) گرفته تا فرشته دستپاک (۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸)، فرحناز رافع (۱۳۹۸ تا حدود ۱۴۰۱)، و پس از آن دورههایی از سرپرستی و تغییرات ساختاری، تا مدیریت زهرا کمانی (۱۴۰۴) و محمدمهدی فرشچی (اواخر 1404 تاکنون). این تغییرات پیدرپی در برخی مقاطع، فرصت لازم برای تداوم برنامهها، ارزیابی عملکردها و رساندن طرحها به مرحله نتیجهگیری را با محدودیت مواجه کرده است.
بخش قابل توجهی از مدیران و سرپرستانی که در سالهای گذشته مسئولیت مرکز را بر عهده داشتند، با دغدغه و انگیزه وارد این حوزه شدند؛ اما کوتاه بودن دوره مسئولیتها و تغییرات پیاپی مدیریتی، فرصت کافی را برای به سرانجام رسیدن بسیاری از برنامهها، سیاستها و اقدامات آنها فراهم نکرد. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از مسائل و چالشهای موجود در حوزه فرش دستباف را نیز نمیتوان صرفاً به عملکرد مرکز ملی فرش محدود کرد؛ چرا که ریشه برخی از مشکلات اساسی را باید در ساختارها، شیوههای تصمیمگیری و حتی مسائل درونی بدنه صنف فرش دستباف جستوجو کرد.
آنچه امروز بیش از هر چیز در بدنه فرش دستباف احساس میشود، نیاز به مدیریتی دغدغهمند، پیگیر و آشنا با واقعیتهای این حوزه است؛ مدیریتی که فراتر از ساختارهای صرفاً اداری، شناختی واقعی از مسائل تولیدکنندگان، بافندگان، صادرکنندگان، فروشندگان و فعالان بازار داشته باشد و بتواند همزمان به مشکلات امروز و چالشهای آینده فکر کند. در چنین شرایطی، انتظار میرود مسئولیتها تنها به مجموعهای از اقدامات مقطعی و کوتاهمدت محدود نشود و تصمیمها با نگاهی جامع، بلندمدت و همراه با پیگیری مستمر دنبال شوند تا خروجی آن، نتایجی ملموس و اثرگذار برای بدنه فرش دستباف باشد.
البته این نکته بسیار حائز اهمیت است که بهبود وضعیت فرش دستباف، بیش از آنکه وابسته به تغییر افراد باشد، نیازمند شکلگیری یک رویکرد پایدار، برنامهمحور و همراه با تعهد اجرایی است؛ رویکردی که بتواند این حوزه را از چرخه تکرار مشکلات، به سمت ثبات و رونق واقعی هدایت کند. در این میان، یکی از خلأهای مهم، نبود سازوکار مشخص برای ارزیابی عملکرد مدیران پس از پایان دوره مسئولیت آنهاست. معمولاً با پایان هر دوره مدیریتی، تغییرات بدون ارائه گزارشی روشن از عملکرد گذشته اتفاق میافتد؛ بیآنکه مشخص شود چه برنامههایی به نتیجه رسیده، چه وعدههایی محقق شده و چه موضوعاتی همچنان بر زمین مانده است.
در حالیکه بررسی دقیق عملکرد مدیران پیشین، نهتنها میتواند به شفافیت و پاسخگویی بیشتر کمک کند، بلکه این امکان را فراهم میسازد که مدیر جدید با شناخت نقاط قوت و ضعف گذشته، مسیر آینده را واقعبینانهتر و مؤثرتر دنبال کند. فرش دستباف ایران امروز بیش از تغییر نامها، به تداوم برنامهها، مسئولیتپذیری مدیریتی و نگاه رو به جلو نیاز دارد؛ نگاهی که هر دوره مدیریتی را نقطه آغاز دوباره نداند، بلکه ادامه مسیری بداند که باید به نتیجهای روشن و قابل اندازهگیری برسد.
تصویر 2: چرخه تکرارشونده جابهجایی مدیران در سازمانها