بخش اول نشست
جلسه به این صورت آغاز شد که آقای محمدرضا رشتی زاده ذکر کردند دوستداران فرش، جامعه شناسان و هنرمندانی که در زمینه فرش فعالیت نداشته اند اما اطلاعاتی در خصوص فرش دارند و تناسب های زیبایی را می شناسند، بهتر است نظرات خود را در رابطه با فرش دستباف ارائه دهند. در بحث شناسنامه، آیتم های موجود در آن مهارتی هستند مانند عرض،طول، رج و... اما در قسمت توضیحات شناسنامه می توان تاریخچه ی فرش را ذکر کرد که باید زبان جدیدی برای آن ارائه شود. بنابراین سوالی مطرح است که چگونه می توان تاریخچه فرش تعریف کرد؟ ارزش اثر یک هنرمند، بیشتر وابسته به خود هنرمند است. بنابراین تولیدکنندگان می توانند هنرمندان را در مکان های مختلف و نمایشگاه ها معرفی کنند و ارزش آنها را بالا ببرند.
در ادامه آقای هادی پورجهان عنوان کردند که این قالی، برای منطقه آذربایجان است. قالی ذهنی بافی شده، نقشه ای ندارد و منظور از ذهنی بافی، این است که بافنده یک طرح را از قبل حفظ کرده و شروع به بافت می کند.
در ادامه آقای محمدرضا رشتی زاده سوالی را مطرح کردند که ابرش هایی که این قالی دارد مخصوصا شده یا در شور، این ابرش درآمده است؟
در ادامه آقای هادی پورجهان عنوان کردند که این ابرش، متریالی است که دست بافنده می باشد. یکی از اشتباهاتی که در فرش قم وجود دارد، نزدیک شدن فرش دستباف به فرش ماشینی است. زیرا این فرش به صورت کاملا آزاد بافته شده و پشم آن طبقه بندی نشده است اما تولیدکنندگان سعی دارند تا این ناهمگونی را از بین ببرند.