موضوع دیگری که آقای محمدرضا رشتی زاده عنوان کردند موضوع معرفی هنرمندان فرش ایران است. ایشان بیان کردند که ما یک سبدی داریم که سبد برند جغرافیایی قم است و همه ی ما در آن حضور داریم. بیشتر مصرف کنندگان تفاوت میان قالی تولیدکنندگان مختلف را نمیدانند زیرا ما تلاشی برای معرفی هنرمندان خود نکرده ایم. موضوع خرابی بازار تازگی ندارد و 40 سال است که ما ارزش هنرمندان فرش ایرانی را سال به سال پایین آوردیم. برخی میگویند فرش ماشینی کار ما را خراب کرده است اما این کاملا اشتباه است. زیرا ما به سمت افرادی میرویم که توان فرش ماشینی داریم و انتظار داریم که فرش دستباف بخرند. در صورتیکه مشتری فرش دستباف نمیتواند مشتری فرش ماشینی باشد. مصرف کننده وقتی هزینه زیادی برای خرید فرش دستباف میکند، انتظار دارد که فرش، چند سال بعد هم ارزش خود را حفظ کند. ما چطور میتوانیم اعتماد مصرف کننده را برگردانیم که بتوانیم در آن خرید و فروش کنیم؟ در حال حاضر فرش بیشتر از یکبار خرید و فروش نمیشود. به طور مثال وقتی کسی فرش را از فروشنده میخرد، دیگر نمیتواند آن را در بازار بفروشد پس باید کاری کنیم که فرش دستباف بازار دست دوم پیدا کند.
آقای محمدرضا اشکیون درباره ارزش گذاری فرش اینطور بیان کردند که یکی از دلایلی که ما توانستیم در این بازار دوام بیاوریم تفکیکی است که در سیستم تولیدی خود داشته ایم. به این صورت که در سیستم تولیدی ما هر بخش کار خود را به طور جداگانه انجام میدهد، یعنی یک بخش فقط طراحی میکند و یک بخش فقط تولید میکند و بخش دیگری که فروشنده است آن را میفروشد. بنابراین بنده با ارزش گذاری فرش توسط تولیدکننده مخالف هستم زیرا به این اعتقاد دارم که تعدادی آیتم، تعیین کننده ی ارزش فرش هستند که بهتر است توسط فروشنده ها تعیین گردد. کاری که ما تولید کننده ها میتوانیم در بهبود این وضعیت انجام دهیم، محدود کردن تولید، و در عوض بالا بردن ارزش فرش می باشد و همچنین با این موضوع که باید بازار دست دوم در حوزه فرش ایجاد کنیم بسیار موافق هستم. ما میتوانیم با خرید قالی های دست دوم خود، بازار دست دوم به وجود آوریم.
بعد از نظرات ایشان درباره عدم قیمت گذاری توسط تولیدکنندگان، خانم زهرا شوندی ذکر کردند درست است که در ارزش گذاری فرش فرآیند فروش و بازاریابی بسیار اهمیت دارد ولی محاسبه و در نظر گرفتن قیمت تمام شده فرش نیز بسیار مهم است که باید این بخش توسط تولیدکننده محاسبه شود. اگر ما سیستم قیمت گذاری محصولات برندهای معروف دنیا را مطالعه کنیم، میبینیم که همه تولیدکننده ها در ابتدا برای قیمت گذاری کالا، قیمت تمام شده محصول را محاسبه میکنند. پس بخش مهمی از قیمت و ارزش فرش باید توسط خود تولیدکنندگان محاسبه شود و سپس بر اساس میزان ارزش برند و فعالیت هایی که در حوزه برندینگ، فروش و بازاریابی و تبلیغات انجام میشود، قیمت نهایی فرش محاسبه شود. ولی متاسفانه امروزه بیشتر تولیدی های فرش نمیدانند که قیمت تمام شده فرش تولید شده چقدر است و حتی گاهی دیده شده که قیمت فرش را پایین تر از قیمت تمام شده اعلام مینمایند.
آقای محمدرضا رشتی زاده نیز در رابطه روش قیمت گذاری فرش اینگونه پیشنهاد کردند که بهتر است تولیدکننده بعد از تعیین قیمت تمام شده فرش، با فروشنده فرش به یک قیمت مشترک در اعلام قیمت به مصرف کننده برسد. و هر دوی آن یک قیمت شفاف و مشخصی را به مصرف کننده نهایی اعلام نمایند. اگر به سمتی برویم که در بازار قیمت فرش مشخص باشد، فرش دستباف ارزش پیدا میکند و بازار دست دوم به وجود می آید.
در این باره آقای محمدرضا اشکیون اضافه کردند که در بسیاری از موارد وقتی یک مصرف کننده اصلی میخواهد فرش بخرد، معمولا یک فرش نمیخرد بلکه مجموعه ای از چندین قالی میخرد، علت اینکه نمیشود قیمت قالی را تعریف کرد این است که فروشنده مجبور می شود قیمت را کم و زیاد کنم تا فرش ها فروش برود. بنابراین نمیتواند روی یک قیمت ثابت و مشخص پافشاری کند.
در این باره آقای محمدرضا رشتی زاده عنوان کردند که پس در این صورت، ارزش کالا مشخص نیست و این موجب شده اعتماد مصرف کننده از بین برود. زمانیکه که افراد حاضر هستند فرش میلیاردی خریداری کنند به این معنی است که میخواهند مانند یک جواهر و یا هر محصول لوکس دیگری این کالا را در معرض دید قرار دهند و ارزش آن را به دیگران نشان دهند. وقتی قیمت فرش شفاف و مشخص نیست قطعا مصرف کننده به دنبال محصولات لوکس دیگری میرود.
آقای محمدرضا اشکیون اضافه کردند که ارزش گذاری با قیمت گذاری تفاوت دارد. یک برند با سیستمی که برای خود طراحی و ایجاد کرده ارزش کالای خود را بالا برده نه قیمت آن را. در بعضی مواقع آن ارزش برند است که باعث فروش کالا می شود اما قیمت پایین آن باعث فروش نمی شود پس این موارد باید از هم جدا شوند.