بخش اول نشست
در ابتدای جلسه دکتر محمد نوری صحبت های خود را بدین صورت آغاز کردند که تیمچه قم، 170 سال قدمت دارد که متولی بنا سید محمود طباطبایی از تجار قم بوده که پدر سید حسین طباطبایی قمی میباشد. این سازه متشکل از دو طبقه با ۱۲ غرفه و دارای ارسی هایی می باشد و سقف تیمچه دارای سه چشمه است که قسمت وسط دارای دهانه و ارتفاع ۱۵ متر است. گنبد از نوع عرق چینی و پوشش زیر آن شمسه کاری با اسلوب رسمی بندی و یزدی بندی است که آن را نسبت به تیمچه های دیگر خاص کرده است.
در ادامه آقای محمدرضا رشتی زاده ضمن تشکر از آقای نوری برای شرح تاریخچه تیمچه قم، ذکر نمودند که با ایجاد یک همبستگی در جامعه فرش، میتوان حجره و تیمچه قم را به روز کرد و آن را رونق داد. بازاری که در آن ارزش کالا مشخص نباشد، بازار نیست زیرا مصرف کننده ارزش فرش های موجود در بازار را نمی داند و تازمانی که ارزش آن مشخص نباشد، فرهنگ فروش در بازار به وجود نمی آید و کالای دست دوم خرید و فروش نمی شود. سوالی مطرح است که در مسئله فروش فرش، چه چیزی را میتوان در سیستم کاری خود تغییر داد تا با عبور از مسئله تحریم، بازار تغییر کند؟ با توجه به عملکرد سال های اخیر که به شیوه سنتی انجام شد، خریداران فرش دستباف کم شدند که برای حل این مشکل، باید ایده ای برای تغییر سیستم کاری ارائه شود.تولید کننده میتواند قیمت فروش فرش را با در نظر گرفتن سودی که واسطه ها باید از آن ببرند تعیین نماید زیرا مصرف کننده از نظر قیمت و اصالت هیچ اعتمادی به کالای هنری ما ندارد.
در ادامه آقای رضا ارمی عنوان نمودند که موافقت یا مخالفت این کار، با افرادی است که در صنف فعالیت دارند و با تعداد محدود حاضر در این جلسه نمیتوان تصمیم گیری کرد با اینکه کار ساده ای نبوده و نیاز به یک جامعه شناس برای تایید و درست بودن این مسئله دارد.
در این باره آقای محمدرضا اشکیون عنوان کردند که فاش شدن قیمت، کار درستی نیست و کالاهای هنری دیگری نیز وجود دارد که تنوع آنها بسیار است اما قیمت آن فاش نشده و تولید کننده آن را تولید کرده و دیلرها قیمت آن را مشخص میکنند. مشکل فروش فرش، عدم اطمینان افراد نیست بلکه از مد افتادن فرش در کل دنیا است به عنوان مثال در گذشته از دوبین های عکاسی، استفاده می شد اما امروزه تکنولوژی تغییر کرده و دیگر به عنوان یک کالای مصرفی تلقی نمی شود بلکه جزء کالاهای زینتی است.ناخواسته با آمدن فرش های ماشینی جدید، این موضوع بیشتر به حاشیه میرود و باید آن را بپذیریم و قبول کنیم که سیستم فرش در حال از بین رفتن است.