لغت نامه



نوعی قالی کم عرض که از کناره معمولی پهن تر است و معمولاً ابعاد آن 2/00 × 6/00 متر یا 1/50 × 3/00 متر می باشد.به «سرانداز» که یک قطعه از پنج قطعه «دست فرش»است نیز «کلّگی»گویند.

وسیله ای است شبیه شانه،دارای دسته ای عمودی یا مایل که در منطقه کرمان مورد استفاده است و برای محکم کردن چین های بافته شده استعمال می شود.

یا «عمده،فروشی فرش»

وسیله چوبی جناغی شکلی است که در زیلو بافی تعداد شلیط لازم را برای هر یک از نقشها نگه می دراد و خود از جانب دیگر به «پشت بند»دار تکیه داده می شود.

رنگ «پوست گردو»این اصطلاح در باختران رایج است.

در کار فرشبافی و امور جنبی آن انواع کمان به شرح زیر مصرف دارد: الف-کمان حلّاجی ب-زه کمان حلّاجی که در باختران به نام «ژی» معروف است. پ-وسیله ای که در نواحی کرمان در دار قالی به کار برده می شود و «هاف و مهار» را به حرکت در می آورد.

کمان مخصوصی است که بدان وسیله حلّاجان پنبه،پشم را به منظور جداسازی الیاف از یکدیگر می زنند.کمان حلاجی از سه قسمت تشکیل می گردد: اوّل-چوبی به نام «چوب کبوده»از بید یا چنار که استخوان بندی آن است. دوم-بادزن انتهایی که از چوب گردو می سازند و دستگیره ای بدان وصل می شود که نقش لنگر کمان را بازی می کند و «دف»نیز نامیده می شود. سوم-کمان که در باختران«ژی»گویند و آن را از روده گوسفندی می سازند. در نواحی باختران کمان حلاجی را «کوان»می نامند حلاج با «مشته یا مضراب»که گوشت کوب مانند است به زه کمان ضربه می زند و آن را به ارتعاش در می آورد،این ارتعاشات بوسیله زه به الیاف برخورد کرده آن را از یکدیگر جدا می کند.کمان حلاجی بر دو گونه است: 1-کمان دستی ساده به شرح فوق. 2-کمان چند زهی که برای زدن الیاف به مقدار زیاد به کار می رود و در عمل به سقف خانه بوسیله طنابی آویخته می گردد و الیاف در زیر آن ریخته شده زده می شود.

«حلّاجی»

چوبی به طول حدود 60 سانتیمتر است که در پشت «شمسه یا هاف» در دار زیلو بافی قرار دارد و بوسیله ریسمانی به آن وصل می گردد و در صورت لزوم شمسه را برای زیر و رو کردن چلّه های زیلو به عقب می کشد.

یا «کمانشی»اصطلاحی است که بیشتر در ناحیه کرمان رایج می باشد و آن نوعی بافت بدون گره فرش است،بدینگونه که نخ خامه پس از چرخاندنبه دور تار بدون گره زدن رها می گردد و فقط پود است که آن را نگه می دارد.این گونه خامه اگر از پشت فرش کشیده شود بدون هرگونه مانعی بیرون می آید.این نوع بافت بسیار نامرغوب و ناپسند می باشد و به منظور حفظ موقعیّت فرش ایران می بایست از انجام آن جداً جلوگیری بعمل آید.نوعی فرش بدون گره نیز در ارسباران آذربایجان به نام «تندر قراقی»بافته می شود که بین قالی و گلیم است.

چنانچه کالایی به چند نوع قیمت ارائه شود، کمترین و ارزانترین آن قیمت ها را گویند.بعبارت دیگر «ارزان ترین قیمت ابرازی برای یک کالا»

نوار باریکی است که از جنس قالی یا گلیم بافته می شود و به دور کمر حیوانات یا بار و غیره بسته می گردد.

مقدار،تعداد،وزن،اندازه،وضع ظاهری هرچیز بعبارت دیگر چگونگی ظاهری و آنچه که در بادی امر از دیدار کالایی محسوس می شود.

اندازه و میزان تولید.این اندازه معمولاً با عدد تعیین می گردد.

قالی باریک و درازی است که در کنار اطاق ها و برای پر کردن محل خالی آن بکار می رود.«ابعاد کناره»متغیّر است.از کناه برای مفروش ساختن پلّه ها و راهروهای کم عرض نیز استفاده می کنند کناره دارای انواع می باشد. در نایین اوّلین حاشیه ای که به رنگ متن است و نقشه ندارد (ه) را کناره گویند.دو تخته از فرشهای کناری «دست فرش»را که در طرفین «میان فرش»می افتد نیز کناره نامند.

تارهای کناری فرش که «شیرازه دوزی»بر آن انجام می گردد.شیرازه فرش را نیز عموماً کناره پیچ گویند.

یا «شیرازه»

کناره دارای ابعاد مختلف و معمولاً بشرح زیر است: الف-کناره معمولی که برای پر کردن اطراف اطاق ها یا سایر اماکن بکار می رود و معمولاً دارای اندازه های مختلف طولی است و عرض آن نیز حدوداً از 75 سانتیمتر الی 110 سانتیمتر می باشد. ب-کناره دست فرش که دو قطعه بوده و هر قطعه آن عموماً به طول پنج متر و عرض یک متر است.

یا «دوکچه،ریس»؛ اصطلاحی است رایج در خراسان و آن کلاف نخی می باشد که به شکل استوانه پیچیده شده است و در بالای دار نصب می گردد و نخ آن به مرور مورد استفاده بافنده قرار می گیرد.در داخل «کنج»چوب «قبل چو» قرار دارد و نخها به دور پیچیده شده است.اصطلاحی است رایج در خراسان.

یا «کنجال، گنجواره» ؛ ضایعات پرس شده مغز تخم پنبه پس از روغنکشی که حاوی 36 تا 68 درصد پروتئین می باشد و به عنوان مادّه ای ارزان در خوراک دام به مصرف می رسد و چنانچه فاسد شود مانند کود به زمین های زراعتی داده می گردد.

گیاه شاه دانه،آن را «کنب،کنو، هم گویند.از شاخه های لوله ای آن الیافی بدست می آید که برای بافتن ریسمان و گونی و برخی وسایل دیگر مصرف دارد.رنگ آن زرد تا خاکستری متغیّر می باشد.این الیاف به کار بافتن فرش نمی رسد زیرا ضخیم و کم دوام است و زود خشک و خرد می شود.الیاف این گیاه مصارف صنعتی نیز دارد و مقاومت آن در رطوبت بیشتر می گردد.کنف در آسیای مرکزی و هند و کوبا و شمال ایران می روید.

عملی است که بر روی قالی های نو انجام می شود تا قبل از طی عمر طبیعی کهنه جلوه کند این کار اغلب روی فرش های صادراتی و بدین جهت صورت می گیرد که: اولاً: بینندگان و خریداران چنین پندارند که فرش با وجود گذرانیدن عمری طولانی استحکام و استقامت و هم آهنگی رنگ های خود را از دست نداده است. ثانیاً: نامرغوب بودن موادّ اولیه و تندی رنگ ها و سایر عیوب فرش به نظر بیننده نیاید و عیوب رؤیت شده نیز به پای کهنگی آن گذاشته شود. ثالثاً: در هنگام صدور فرش به خارج از کشور از مزایای بخشودگی عزینه های گمرکی و قانونی که معمولاً برای اجناس دست دوم و کهنه در نظر گرفته می شود بهره مند گردند. رابعاً: از تسهیلات «تعرفه ترجیحی» ورود کالا به برخی از کشورها استفاده نمایند.کهنه نما کردن فرش از دیر زمان متداول بوده و معمولاً به طرق گوناگون از جمله موارد زیر صورت می گیرد: الف-شستن فرش با آب و چوبک و خاکستر. ب-دواشو کردن فرش و کلرینه کردن پشم. پ-پهن نمودن فرش در آفتاب یا زیر پا و قرار دادن آن در معابر که پا خورده و بطور طبیعی کهنه شود. چون کهنه نمودن فرش با انواع روشهای مذکور از دوام این دستباف می کاهد و اصولاً به قصد فریب خریداران انجام می شود کاری است ناروا که لطمه به حسن شهرت فرش ایران وارد می سازد.

نوعی پالتو بدون آستین است که با شانه های پهن چوپانی و روستایی عشایری که از نمد (نگ) فراهم می گردد.این پالتو را چوپانان بر دوش می اندازند و بعضاً به عنوان زیرانداز از آن استفاده می کنند.

یا «کمتن حلّاجی»؛ این اصطلاح در نواحی باختران رایج است.

نگ:ابریشم-کوبی کاری

پس از یک ردیف افقی بافت و «پود گذاری» چودهای ضخیم و نازک بطور جداگانه و نیز بر روی هم با «شانه»کوبیده می شود تا کاملاً پود و پرز درهم آمیزد و بر روی گره های زده شده استقرار یابد.کوبیدن پود کاری است حسّاس و نیاز به مهارت دارد زیرا چنانچه از حدّ معمول کمتر انجام شود فرش به اصطلاح شل بافته شده و استحکام لازم را نخواهد داشت و اگر بیش از حد کوبیده گردد پودها اوّلاً از پشت فرش بیرون زده می شود و پشت فرش را بدن نما می کند و ثانیاً در صورت زیاده روی در این کار ممکن است در هنگام بافت یا مدتی پس از آن چلّه ها پاره و قطع گردد.

وسیله ای است که به منظور جداسازی بیشتر تارهای رو و زیر از هم در بافت های نامتقارن،در زیر چوب هاف بر روی دار و کمی برجسته نصب می گردد تا بافنده در گذرانیدن پود با چرخانیدن آن به راحتی عمل نماید.

مهاجرت عشایر و ایلیات از ییلاق به قشلاق و بالعکس.بافت فرش و انتخاب وسایل کار آن ارتباط تنگاتنگی با کوچ کردن عشایر و ایلیات دارد.

نوعی نمد ترکمنی که سفید یا خاکستری رنگ است و بمنظور پوشش اسب و به عنوان عرق گیر آن و نیز پوشانیدن چادر و زین اسب و دیوارها مورد استفاده قرار می گیرد.نقش این نمدها گاهی زینتی است.

یا «هاف» ؛ چوبی است که بوسیله آن تارهای قالی را از هم جدا می کنند.این اصطلاح از جمله در اراک رایج است.

صفتی است که برخی افراد دارند و آن چنین است که از درک و تشخیص حالات برخی رنگها و سیر و روشنی آنها عاجزاند. وجود این حالات در افراد ممکن است شدت و ضعف داشته باشد.

نوعی گیاه مازوج دار می باشد که در رنگرزی مورد استفاده است.

دسته گلهایی است از یک یا چند قسم گل. کومه گل از نقشمایه های رایج در فرش می باشد و طرحهای کومه ای فرش در اغلب مراکز فرشبافی بافته می گردد.

جمع و لوله شدن قسمتی از فرش چه در عرض و چه در طول آن. کیس فرش بر اثر عوامل زیر به وجود می آید: 1- عدم هم آهنگی نخ مورد مصرف در قسمت های مختلف فرش از لحاظ جنس،تاب،لا. 2- چلّه کشی غیر ماهرانه و اینکه چلّه ها یکنواخت کشیده نشوند و تحت فشار مساوی قرار نگیرند. 3- عدم دقّت در پودگذاری ها بویژه پود نازک. 4- عدم رعایت تعداد گره در هر ردیف بافت و کم و زیاد کردن آن.

یا «چنگک فشار»

چگونگی و حالت تولید،مرغوبیّت یا نامرغوبی تولید.

در بین عامّه مردم و دست اندرکاران احساسی است که با لمس کردن فرش به افراد آشنا به فنّ فرشبافی دست می دهد.این احساس خود برانگیخته از ملاحظه جنس نخ ها اعم از تار و پود،نقش،نوع و کیفیّت بافت،فنون و هنر بکار رفته در فرش است.

چگونگی باطنی.صفت،حالت هر چیز.

واحد اندازه گیری بافتن فرش در تبریز و نواحی آن است که معادل 14000 گره زده شده به فرش می باشد.اصولاً مطلق «اندازه گیری»را نیز کیل گویند.

برسی است سیمی که خامه و پشم را پس از رفو کردن شانه می زند تا تارهای پرز از لابلای یکدیگر آزاد شود.این برس دارای دندانه های سیمی به ارتفاع نیم سانتیمتر است که بر روی یک زمینه سیم بافت مسطّح کاشته شده اند.

از لحاظ اقتصادی به یاد آوردن تادیه دین از جانب بانک طرف حساب و سایر طلبکاران یا بوسیله گمرک جهت ترخیص کالا است.

یا «تار ، چلّه» و این اصطلاح که در خراسان رایج است به یک تار زیر و یک تار رو که دو یاراند گفته می شود.

به رنگ یاقوت که اگرچه گوناگون است ام در بین عامه رنگرزان منظور قرمز پررنگ و شفاف می باشد.این رنگ در کار رنگرزی الیاف یا خامه فرش مورد استفاده است.یاقوت را به فارسی ـیاکند»گویند و آن جوهری است مشهور که سرخ و کبود و زرد آن شهرت بیشتر دارد.آتش در یاقوت اثر قابل توجهی نمی کند.انواع معروف یاقوت عبارتند از: 1-یاقوت سرخ(وردی-ارغوانی-بهرمانی) 2-لحمی(به رنگ گوشت). 3-سماقی. 4-رمّانی(به رنگ انار). 5-مشمشی(به رنگ زردآلو). 6-کاهی 7-آبی(لاجوردی-ارزق-نیلی) 8-سیاه 9-سبز 10-سفید

یزد یکی از مراکز فرشبافی کشور است.از قدیم الایام مردم این ناحیه علاقمندی خود را به صنایع دستی بویژه نساجی و قالیبافی نشان داده اند.امروزه نیز کارگاههای کوچک و بزرگ نساجی وقالیبافی در نواحی مختلف استان یزد دایر شده و در شهر یزد بویژه قالی های با طرح لچّک ترنج و افشان به سبک کاشان و اصفهان بافته می شود.شهر یزد که فاصله آن تا تهران 689 کیلومتر است دارای 31 درجه و 53 دقیقه عرض شمالی و 54 درجه و 25 دقیقه طول شرقی بوده و ارتفاع آن از سطح دریا 1222 متر می باشد و محدود است از شمال به دشت کویر و از مشرق به کویر لوت و طبس و از جنوب به کرمان و رفسنجان و از مغرب به آباده و قمشه.کوههای متعددی اطراف این شهر را فرا گرفته که بلندترین آن 3600 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.آب و هوای یزد خشک و باران سالیانه اش اندک است.در سفرنامه جهانگردان «ونیزی» آمده است_با-تمر): «جوزافا باربارو»که در عهد «اوزون حسن» به ایرا سفر کرده درباره یزد چنین می نویسد: «...مردم همه به نساجی و بافتن پارچه های گوناگون ابریشمین سرگرم اند و ... یزدیان با کار و کوشش خود مقدار زیادی از این پارچه ها را به هند و ایران و جغتای و چین و ماچین و بخشی از ختا و به روسیه و ترکستان صادر می کنند...» به گونه ای که ذکر گردید صنایع دستی بویژه پارچه بافی و قالی بافی از اشتغالات عمده اهالی یزد است پارچه بافی که نوع دستی آن را «شعربافی» نامند از دیرباز در این منطقه و بین بیشتر خانواده ها رواج داشته و بافتن قالی نیز طی یک قرن گذشته به صورت همگانی متداول گردیده است.در گذشته فرش یزد با طرح و نقش هراتی و چهارخانه بافته می شد اما پس او ورود طرحهای فرش کرمان تنوّع بیشتری یافت و اینک طرحها از اصفهان و کرمان و کاشان اقتباس می گردد.پشم مورد استفاده در قالیبافی بیشتر از بازار اصفهان یا تهران فراهم می گردد.دار قالی در منطقه عمودی و بافت آن با گره نامتقارن فارسی و دو پوده انجام می شود.رنگ مورد مصرف به منظور رنگرزی خامه فرش در حال حاضر گیاهی و شیمیایی است.

ماخوذ از ترکی است،خانه های محل سکونت ایل ترکمن.مجموعه ای از این خانه ها را «اُبه» نامند.

یا مهلت،مدت،سررسید،سود سرمایه که بویژه در مورد برات های مدّت دار ارزی بکار می رود.مهلتی است که برحسب عرف یا مقررات جهت پرداخت وجه بروات ارزی مربوط به معاملات تجاری بین المللی تعیین می شود.«هزینه یوزانس» بهره ای می باشد که فروشندهعلاوه بر قیمت کالا در ازاء مهلتی که برای پرداخت بدهی می دهد از خریدار دریافت می دارد.فروشندگان به هنگامی که با خریدار در مورد معامله مدت دار توافق می کنند در «پروفورمای»پیشنهادی تحت عنوان شرایط پرداخت معمولاً مبلغی بابت هزینه بهره (یوزانس)با توجه به مبلغ و مدبت دریافت وجه از تاریخ حمل کالا محاسبه و بر روی قیمت کالا کشیده و در «پروفورما» پس از قیمت های «فوب»و کرایه حمل این مبلغ را درج می کنند،بنابراین قیمت دیداری هر کالا کمتر از قیمت فروش آن به مدت است.تفاوت نرخ معاملات «یوزانس» با معاملات معمولی در ایران امروزه براساس جدول محاسبه شده توسط اداره نظارت بر نرخ ارز بانک مرکزی محاسبه و کنترل می شود.یوزانس موجب حصول اطمینان فروشنده در مورد وصول مطالبات خود می گردد زیرا بانک بازکننده اعتبار با گرفتن ضمانت یا وثیقه لازم از خریدار پرداخت وجه معامله را به ذینفع در مدّت معیّن تعهّد می کند (با - آب)