لغت نامه



بن نگار یا نقشمایه. اصطلاحی است رایج در نواحی باختران. تعداد خرده نقشها در قالی های باختران بسیاراند که از جمله است: حوض- ماسی( ماهی)- ملوجک(گنجشک)- چراغ- ماه- خرس- قلاب- چکش- شمشیر-خیش ( مهر و آینه)- لاک پشت- گوشواره- نان- شال- آفتابه- سماور- گل مروارید- گل جقه- سینی- پرچم.

به رنگ خرماکه زردمایل به قهوه ای، قهوه ایمایل به سیاه و قرمز می باشد. درخت خرما گرمسیری است که نامهای مختلفی مانند خارک، رطب و دیری است.

مقیاس قدیمی جهت اندازه گیری وزن است که اینک نیز معمول می باشد وزن آن معادل 296/96 کیلوگرم یا 64000 مثقال یا 100 من تبریزی است.

دریافت کالایی با ارزش از کسی و دادن بهای آن.

شکلی از تجارت متقابل است که در آن فروشنده یا صادر کننده کالاها یا خدمات به افرد یا موسسات و کشورها متقابلا کالاها یا خدماتی به خدماتی را از همان افراد و کشورها خریداری و وارد می نمایند.

دسته ای از خسارات دریایی که در ردیف خسارت مشترک دریایی تصریح نشده و به حساب کشتی و آن قسمت از کالا یا سایراموال روی کشتی که خسارت دیده یا ایجاد هزینه نموده است منظور می شود. از نظر قانون بیمه دریایی خسارت خاص عبارت است ازخصارتی محدود به کشتی یا محمولات که در اثر خطرات دریایی ایجاد شده و مورد خسارت در قبال آن خطر

یا ( خسارت دیر کرد کشتی) یا (دموراژ) مبلغ مورد توافقی است که اجاره کننده کشتی به علت توقف بیش از حد کشتی برای بارگیری یا تخلیه به مالک آن می پردازد.این وجه به موجب (قراردادهای اجاره کشتی) تعیین و پرداخت می شود.به همین نحو ممکن است در قرارداد (پاداش تخلیه ی بارگیری) نیز پیش بینی شود.

خسارتی است که (موضوع بیمه) به علت خطرات تحت پوشش (بیمه نامه) به کلی از بین برود، با توان از بین رفته فرض کرد.خسارت کلی بر دو گونه است: الف: خسارت کلی واقعی که کل موضوع در بیمه در اثر یکیاز خطرات بیمه شده از بین برود. ب: خسارت کلی فرضی که خسارت وارده به موضوع بیمه به آن حد باشد که خسارت وارده به موضوع بیمه به آن حد باشد که مالک از تصرف آن منصرف شود.

در هندسه به مجموع نقاطی که آنها تابع یک متغییر مطلق یا یک پارامتر باشد گویند، اما خط به عبارت ساده عبارت است از (شکل حادث از حرکت نقطه یا فصل مشترک دو صفحه یا شکلی که فقط یک بعد درازا داشته باشد.

خط به عنوان"نقشمایه فرش"دارای انواع زیر است: یکم-لحاظ شکل: الف-خط مستقیم:که در تعریف آن گفته اند: کوتاهترین فاصله میان دونقطه است،درفرش این گونه خط به صورت محدودکننده و بوجودآورنده حاشیه یا سازنده نقش ها درطرحهای شکسته هندسی بکارمی رود و بافت آن مستلزم داشتن تبحرو مهارت چندانی نیست. ب-خط شکسته:از چند پاره خط مستقیم متصل بهم تشکیل می گردد. پ-خط منحنی:قوسی شکل بوده حالت گردان و دورانی مانند قسمتی از محیط دایره دارد ودر فرش بویژه در ساختارطرحهای اسلیمی،نقشمایه ای رایج است.بافت این گونه خط نیاز به تخصص دارد. ت-خط مختلط:مجموعه ای است از خطوط مستقیم و شکسته و منحنی. دوم:از لحاظ وضعیت قرارگرفتن الف-خط جناغی که بصورت(7-8)ترسیم می گردد. ب-خط مورب،مستقیم است و مسیر خود را نزولی یا صعودی طی می کند که در فرش شامل یک ردیف گره بتناوب یکی بالا و یکی در کنار بسته می شود و زویای مختلف از جمله 45درجه با افق می سازد. پ-خط عمودی که عمود بر افق ترسیم می گردد و در فرش شامل یک ردیف گره است که یکی بالای دیگری بر روی یک جفت (تار)چله بسته می شود. ت-خط افقی به موازات افق کشیده می شود و در فرش شامل یک ردیف گره است که پهلو به پهلوی هم بروی چله (تار)بسته می گردد.

یا"خط دیدگانی" چشم همواره بر این اصل گرایش دارد که در یک سطح ماندد تابلو یا فرش به نقاطی جالب معطوف گردد و توجه کند و این نقاط را به یکدیگر بپیوندد. خطوطی هم چون اسلیمی ها در تابلوی نقاشی و فرش چشم را در این راه هدایت می کند،این عطف نظر و پیوند "خط دیدگانی یا خط توجه در سطح"نام دارد. خط توجه در فرش می تواند از چند نقشمایه در نقاط گوناگون سطح آن ماند گلها،پرنوگان،گیاهان و اشیا تشکیل گردد یا آنکه رنگها خود ممکن است نقش توجه دهنده را ایفا کنند. چشم در خط توجه مسیر نورانی ترین یا تیره ترین نقاط را به کمک نقشمابه ها در این رهگذر طبیعی است.

یا "خط توجه در سطح فرش"

خط در فرش اعم از آنکه جداکننده قسمت هایی از فرش مثلا حاشیه از متن باشد یا آنکه به صورت شاخه درختان و گلها و ساقه گباهان جلوهگری کند یا در طرحهای هندسی و غیره سطوحی را بسازد نقشمایه ای است بسیار متداول و گوناگون که علاوه بر تزیین متن یا حاشیه در هدایت چشم به جانب نقاط و سطوح قابل توجه فرش نقش اساسی دارد در فرش از دو نوع خط با رنگهای گوناگون استفاده می گردد: الف:خط مستقیم یا شکسته به صورت ساده یا تشکیل دهنده سطوح که اغلب در فرشهای بزرگ برای جداسازی حاشیه از متن و اصولا بنا نمودن حاشیه مورد استفاده است و در فرشها ی روستایی و عشایری که طرحها،ذهنی و خیالی است خود از نقشمایه های اصلی به شمار می رود. ب:خطوط منحنی که به آن اسلیمی یا گردان نیز گویند و در فرشهای شهری باف که نقش های از پیش طراحی شده دارد نقشمایه ای متداول و قابل توجه است و در عطف نظر بینندگان بر نقاط و سطوح توجه در فرش نقش هدایت کننده ایفا می کند.خط در فرش بنابر پهنایی که دارد و دقتی که در رنگ آمیزی و تزیین آن به عمل می آید ممکنست حالت سطح را به خود گیرد.خطوط به عنوان نقشمایه های جالبی در اختیار طراح و بافنده اند و هر یک دارای معانی خاص بوده گویای دنیایی از مفاهیم می باشند.

وسیله ای است چوبی یا آهنی و پلاستیکی صاف و مستقیم و در اندازه های مختلف که به منظور ترسیم خطوط راست از آن استفاده می گردد.معمولا کناره خط کش را مدرج می نمایند و در هر فاصله معین مثلا یک ثانتیمتر علامت می نهند تا راهنمای استفاده کننده در اندازه گیری ها باشد.

خطای دید.چشم انسان بر اثر عوامل خارجی در دید رنگها و سایر اشیاء خطا می کند.این عوامل بسیاراند و از جمله است: الف-مجاورت رنگها،مانند آبی که در مجاورت قرمز حالت خلوص خود را از دست می دهد. ب-نوع نورپردازی در محل قرار گرفتن رنگهایا اشیاء. پ-تغییر فاصله بیننده ازرنگها و اشیاء.

اشکال مختلف خط هر یک دارای معانی و مفاهیم خاص است.از دیرباز انسان ها بویژه آنانکه با طبیعت،ابن مجموعه بدیع از اجسام و رنگها و نقش ها سروکار دارند و اشیاء اطراف خویش را بدقت می نگرند به این مفاهیم پی برده اند یا بعبارت دیگر به زبان و رموز خطوط آشنایی یافته و در آثار خویش همچون نقاشی ها،کاشی کاریها،سایر صنایع ظریف دستی از جمله قالی از این ارتباطات و خواص.جهت رسانیدن مفاهیم مورد نظر خود بهره گرفته اند میزان القاءمفاهیم از جانب ترسیم کننده خط به بیننده بستگی به مهارت او در تشخیص موقعیت و نوع خط و ذوق و سلیقه او و چگونگی ترسیم آن دارد،به عبارت دیگر خطوط دستمایه ای برای هنرمند است تا او چگونه این دستمایه را به کار گیرد.خط ممکنست نوشته ای را بوجود آرد که دراینصورت مفهوم و مطلبی را به خواننده می رساند.خطوط کمرنگ،پررنگ،بارنگهای ضدیا هم آهنگ،تند و نا هم آهنک یا ملایم ترسیم می شوند و در عین حال که هر کدام در یک مجموعه دارای مفاهیم جداگانه ند در جمع معنی دیگر میابند. خط از جهت شکل و وضع قرار گرفتن نیز خود دارای مفهوم است،مثلا : خط عمودی:دید انسان را به جانب آسمانها می برد و به بالا می کشاند خط افقی:آرامش و یک نواختی می دهد و حرکت کند زمان را ترسیم می کند. خط اوریب:نگرانی و سرگردانی و بی نهایت را القاء می نماید. خط منحنی:نگیزشی نرم و مطبوع دارد و نمادی از جهان آفرینش و گردش افلاک و حیات است،اوج می دهد به مبدا باز می گردد، چشم را می نوازد و آرامش می بخشد ایجاد تلاقی در خطوط نیز خود هنر است و دارای مفهوم : خط عمودی در تلاقی آرامش خط افقی در زاویه حاده دلگیر است اما در محدوده زاویه منفرجه فرح افزا و دلگشا و نشاط آور می باشد . خط مورب یکنواختی خط افقی را به جانب فعالیت و کوشش می کشد.خطوط در قطع و وصل ادامه خود نظرها را از جایی به جای دیگر یا در امتدادی ادامه می دهند.

خطوطی است که بخشی از فرش را از بخش دیگر جدا می سازد.این خطوط بویژه در کناره لجک و ترنج ها،طره فرش،حاشیه آن به وضوح خودنمایی می کند.

یا (استادکار)اصطلاحی است رایج در خراسان.

فرو بردن هر بار خامه پشم در خم نیل،اصطلاحی است که در کرمان و یزد و اصفهان رایج است

یک تخته فرش صادراتی از مرحله تولید تا وصول به دست مصرف کننده چرخه ای با حداکثر مراحل زیر طی میکند. مرحله اول:تولید کننده فروش به کسبه جزء مرحله دوم:کسبه جزء:فروش به بازرگان محلی مرحله سوم:بازرگان محلی فروش به صادرکننده مرحله چهارم:صادرکننده فرش به وارد کننده خارجی مرحله پنجم:واردکننده فروش به بازرگان کلی فروش مرحله ششم:بازرگان کلی فروش فروش به کسبه جزء و نمایشگاه داران مرحله هفتم:کسبه جزء فروش به مصرف کننده ممکنست در یک چرخه فروش یک یا چند مرحله از مراحل فوق حذف گردد مثلا هنگامی که تولید کننده خود صادر کننده باشد مراحل دوم و سوم فوق از چرخه دادوستد فرش حذف می گردد.

یا(دستگاه ،کارگاه،داربست،دزگاه یا درجاه) دارقالی دستگاهی است که قالی روی آن بافته می شود و مهمترین و اساسی ترین ابرازقالیبافی می باشد.دارسنتی معمولا از چوا ساخته می شود و دارهای آهنی نیز طی سالیان اخیر متداول گردیده و با توجه به مزایایی که دارد رواج یافته است. دار معمولی قالی مرکبست از دو تیر افقی یکی در بالا به نام (سردار)و دیگری در پایین به نام (زیردار)که به دو تیر عمودی در طرفین به نام (راست رو)که در سمت راست است و (چپ رو) که در جانب چپ می باشد تکیه می دهند.پایه (راست رو )و (چپ رو) در زمین فرو برده می شود یا بر روی جایگاههای محکم و مطمئنی استقرار می یابد.پس از استقرار دار قالی و حصول اطمینان از محکم بودن آن (چله کشی)انجام می گردد و نخ چله از بالا بر (سردار)و از پایین بگونه های مختلف بر زیر دار پیچیده می شود،این پیچش تار را به دور زیر دار (زیرتاب)نامند.ممکنست چله را قبلا بر روی زمینی مسطح با استفاده از دو عدد میخ آهنی آماده کرد و سپس آنرا بردار نصب نمود.بافنده برروی (تخته الوار) که از طرفین روی نرده های نردبانی قرار گرفته و مسلط به کار بافت است می نشیند.این تخته را در اغلب نقاط (تخته الوار)و درنواحی آذربایجان از جمله شبستر (تاختابذ)(تخته بند)گویند.اگر دار قالی از نوع (دارگردان)باشد چون هموار،مفدار بافته شده به دور (زیر دار)پیچیده می شود جای بافند.ثابت است اما اگر قالی از نوع (دارثابت)که بیشتر در بافتهای نامتقارن معمول است انتخاب شود با بالا آمدنسطح بافت بتدریج و تا اندازه لازم (تخته الوار)به پله های بالاتر منتقل می گردد.اندازه دار و چوبهای آن متناسب با قطع و سنگینی قالی که قرار است بر آن بافته گردد در نظر گرفته می شود.دار قالی دارای انواع است.محل قرار گرفتن دار باید به نحوی انتخاب شود که اولا نور کافی به بافنده برساند و ثانیا این نور از جهتی بتابد که جلو کار بافنده کاملا روشن شود زبرا نور کم با توجه به رنگهای تیره نخ ها و نیز زیر نقشی گره ها به سلامت چشم قالی بافان لطمه می زند و ثالثا نمناک و مرطوب نباشد و کلیه نکات ایمنی برای کارگردان در آن موردنظر قررار گیرد.

یا (دار تبریزی)

یا دار خوابیده نوع قدیمی و ساده دستگاه قالیبافی است که بیشتر عشایر و ایلیات و بعضا روستائیان از آن استفاده می کنند.این نوع دار به کار بافتن فرشهای کوچک از قبیل قالیچه و پشتی می رود و فقط از دو تیرک چوبی مستقیم به ابعاد دلخواه تشکیل گردیده و این تیرک ها بطور افقی و موازی هم به فاصله مورد نظر وسیله میخ های چوبی یا فلزی بر روی زمین کوبیده و مستقرمی شود و چله کشی به دور این تیرک ها پیچیده می گردد.دارهای افقی از لحاظ ساختمان بر دو گونه اند: الف-فقط دو چوب سر دار و زیر دارند که بیشتر مورد استفاده عشایر کوچ کننده است و براحتی حمل می گردد. ب-دارای چهارچوب کامل می باشد. دار افقی نسبت به دار عمکودی دارای مزایا و معایبی به شرح زیر است: الف:مزایای دارهای افقی: 1-ساده است و ارزان تمام می شود 2-به آسانی نصب و مورد بهره برداری قرار می گیرد 3-مواد اولیه و قطعات آن در مرحل یافت می شود. 4-با توجه به محل سکونت عشایر و ایلیات و حتی روستائیان که اغلب چادر یا (ابه) یا خانه های کم ارتفاع است استقرار آن در همه جا امکان پذیر می باشد. 5- حمل و نقل آن ساده است و قالیچه یا گلیم نیم بافته را با پیچیدن به دور تیرک زیر دار می توان با وسایل اولیه و ابتدایی مثل اسب . شتر منتقل نمود و این از جمله موارد مهمی است که علاقه ایلیات و عشایر را به این نوع دار پایدار ساخته است. ب معایب دارهای افقی(خوابیده) 1-تهدید سلامت جسم و روح بافنده:بافنده به هنگام کار ناچار است به وضعی غیر بهداشتی برر وی زمین که اغلب نمناک و مرطوب است بنشیند و به جلو خم شود و بدینطریق سلامت جسم او در ناحیه کمرو پشت و ستون فقرات و گردن و پاها در دستها لطمه می بیند. 2 -ایجاد خستگی زودرس در بافنده و کاستن دقت او:در دار افقی برای به کار گیری وسایل بافت از قبیل شانه ،قیچی،کارد،پودکش و انجام سایر اعمال بافت از جمله گره زدن پرز بر تار نیروی بیشتری مصرف می گردد زیرا این کارها افقی انجام می شود و در نتیجه بافنده به خستگی دچار می گردد و این خستگی در کاهش دقت عمل او تاثیر می گذازد. 3-دست و پا گیر بودن وسایل کار و مواد اولیه :بساط پهنن قالیبافن در وسط چادرها بیا اطاق های محل زندگی دست و پا گیر است و گرد و خاک موجود در الیاف پشم سلامت دستگاه تنفسی اعضا خانواده بویژه خردسالان و پیران را تهدید می کند در حالیکه چنانچه دار عمودی باشد این وسایل و مواد در کناری مستقر میگردد و وسایل و مواد اولیه در گوشه ای گذاشته شده مزاحمتی فراهم نمی سازد 4- افزایش نسبی عیوب فرش :فرش بافته شده وسیله دار افقی بعضا دارای سرکجی و چین و چروک است و این نقص که بویژه پس از اندک زمان از بهره برداری آن آشکار می گردد معلول سستی استخوان بندی دستگاه افقی است که بر چله ها تاثیر نامطلوب می نهد. روستائیان وعشایر بر عیوب دارافقی آگاهی دارند،اما با توجه به مزایای مذکور فوق نمی توانند آن را به دار ثابت و ایستاده تبدیل نمایند.

یا دار عمودی

یا دار

یا (دار ترکی،يا، دار آذربایجانی )همان دار ثابت است با این تفاوت که چنانچه زبانه های محکم کننده چوبها ی (سر دار و زیر دار )به( راست رو و چپ رو)برداشته شود نوردهای سر دار و زسیر دار آزاد و شل گردیده و بدین طریق قسمت بافته شده فرش به روی آن حرکت کرده به طرف پشت دستگاه با دست هدایت می گردد.بنابر این ضمن آن که در دارهای تبریزی جابه جایی فرش ساده تر است می توان فرشی با طول تا دوبرابر ارتفاع دار را با ان بافت.دارتبریزی مانند دار ثابت از چهار نورد اصلی عمود بر هم تشکیل شده که دو نورد عمودی طرفین را (راست رو،چپ رو )و نوردهای بالایی دار و پایینی را (سردار،زیر دار)نامند.دار تبریزی مانند دار ثابت از چهار نورد اصلی عمودی طرفین را (راست رو ،چپ رو)و نوردهای بالایی دار و پایینی را (سردار ،زیر دار )نامند.محل نشستن قالیباف ثابت است .از این نوع دارها در نواحی آذربایجان ،اراک،همدان و قم بیشتر استفاده می کنند.

با (دارتبریزی)

یا (دار روستایی)داری است که به صورت ثابت و به وسیله چهارچوب یا آهن که بهم متصل شده اند ساخته می شود و فرش در درون این چهارچوب قاب مانند بافته می گردد و مساحت داخلی دار می باشد.تیرهای بالایی سردار و پائینی زبر دار در شکافهای دو تیر عمودی (راست رو و چپ رو)یا (باهو)ها یا کوبیدن (گوه)محکم و ثابت می گردند.ریسمانی به دور تیر زیرین (زیردار)پیچیده شده تا انتهای تارها به این ریسمان دوخته شود.قسمت بالایی تارها به صورت کلاف جمع شده به تیر فوقانی (سردار)وصل می گردد.محل نشستن قالیباف تا ارتفاع معینی به همراه پیشرفت کار و یافتن فرش بنحوی بالا برده می شود که همواره او بر (دم کار) مسلط باشد.

یا دار ثابت که به جهت سادگی نصب و استحکام در روستا بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

یا (دار ایستاده)دستگاه فرشبافی است که بصورت عمودی بر روی زمین قرار گرفته است در طرفین دار دو پلکان نصب گردیده و دو سر (تخته الوار)بر روی پله های هم تراز آنها تکبه کرده است تا بافندگان به راحتی در مقابل دار و مسلط بر (دم کار)روی آن بنشیند.اینگونه دارها مخصوص بافتن قالیهای بزرگ است و در کارگاههای متوسط و بزرگ قالی بافی از آن استفاده می شود.چهار چوب دار عمودی یا مستقیما روی پایه هایی نصب می شود یا تیرک های جانبی آن در گودالی روی زمین مستقر می گردد. قطعات مهم تشکیل دهنده دار عمودی عبارتند از :1-تیرهای افقی (سردار وزیر دار) 2-تیرهای عمودی(رااست رو ،چپ رو) 3-پایه ها که تیرهای عمودی ردیف (2)برروی آنها مستقر می شود . حدفاصل میان زمین و دار است. 4-نردبان و تخته الوار که محل استقرار بافنده است. 5-(هاف تیره پیچ،گوه،کوجی) دار عمودی خود بر سه گونه است : الف-دار ثابت یا دار روستایی. ب-دار گردان. پ-دار تبریزی.

نوعی دستگاه قالیبافی که مانند سایر انواع ان از دو تیرک بالایی و پایینی به نام (سردار،زیر دار)و نیز دو پایه عمودی به نام (راست رو چپ رو)تشکیل گردیده است.تفاوت این نوع دار با( دار ثابت)آن است که جهت بافتن قالی های بزرگ و سفارشی تیرک های سردار و زیر دار بوسیله اهرم هایی به دور خود می چرخند تا مقدار بافته شده که دست توان بردن آن را به پشت دار ندارد به راحتی جابه جا کند. نخ تار در بالا بر تیرک سردار پیچیده می شود و در پایین ابتدا به میله ای اهنی وصل می گردد و سپس این میله به نورد زیر دار ملحق می شود. تفاوت دیگری میان دار گردان و ثابت وجود ندارد.جای نشستن بافنده بدان جهت که مقدار بافته شده به پایین کشیده می شود همواره ثابت است.بعضا لواردوزی فرشهای بافته شده با دار گردان به جهت شل و سفت کردن(سر دار و زیر دار)صاف و یک نواخت و بدون کجی از کار در نمی آید،این نقص تا حد زیادی با بکارگیری دارهای فلزی چرخ دنده دار که محل وصل ها محکمتر است و خلاصی و لغزش کمتری دارد برطرف گردیده است. استفاده از دار گردان که اصولا نسبت به دارهای دیگر کاملتر و دارای نتیجه بهتری است به مرور در بین فرشبافان سراسر کشور توسعه میابد.

دار فرش بافی داری انواع زیر است : الف:از لحاظ نوع استقرار : 1-دار افقی یا خوابیده که بر روی زمین و خوابیده مستقر می گردد. 2-دار عمودی یا ایستاده که عمود بر زمین و ایستاده بر پا می شود. ب: از لحاظ طرز کار : 1-دارثابت که نوردهای سر دار و زیر دار ثاب است. 2-دار تبریزی که فرش بافته شده یا چرخیدن به دور زیر دار به پشت دستگاه هدایت می گردد و بدینطریق فرشی تامعادل حدود دو برابر طول دار با این گونه دستگاه می توان بافت. 3-دار گردان:در این نوع دار چله یک صفحه ای کشیده شده و مقدار بافته شده فرش با شل کردن نورد زیر دار به دور آن پیچیده می شود. 4-دار گلیم بافی که ساده تر از دار قالی بافی است و با آن زیلو و سایر دستبافهای (تار و پودی )را می بافند.

به رنگ دارچین که سبز مایل به قهوه ای است.دارچین درختی است که در هندوستان و چین می روید پوست این درخت خوشبو و خوش طعم است ،گلهای منظم و سفید مایل به زرد است.

یا(کار)مانند دار قالی بافی است اما ساده تر.این دار مرکبست از دو نورد در بالا و پایین که تارها را محکم نگه می دارد و با میخ های چوبی بر زمین استوار می گردد. اندازه دار در گلیم بافی بنابر نیاز تعین می شود.در وسط تارها،چوبی به نام (گزد)یا هاف قرار دارد که تارها را به زیر و رو تقسیم می کند.با دار گلیم بافی فرشهای دیگری چون جاجیم ،جوال،خورجین،سفره آرد نیز می بافند.

یا( تار بنده)کسی است که با استفاده از نخ تار ،چله کشی فرش را بر روی دار انجام می دهد.دارکش باید به کار خود علاقمند و دارای تبحر باشد زیرا کوچکترین عدم دقت در دارکشی تارها که پایه و اساس فرشبافی است زیانهای جبران ناپذیری بر نتیجه کار وارد خواهد ساخت.

یا (چله کشی)

هنگام ترمیم عیوب فرش مانند (سره ،سرکجی،چین خوردگی)که بر اثر عدم دقت در چله کشی و بافت یا نوع بهره برداری از آن بوجود می آید فرش در جهت عکس عیب و تحت فشار به دار آویخته یا (تخته کوب)می شود این کار نیاز به تجربه و تخصص دارد و وسیله فرد آشنا به بافتن قالی انجام می گیرد.

برگ درخت خرمای وحشی و ماده

وسیله ای است برنده ،دارای دسته ای چوبی و تیغه ای نیم دایره و بزرگ.نوع معمولی آن برای درو کردن گندم و جو به کار می رود.داس یکی از ابزار کار حصیربافان است،نوع مورد استفاده این گروه مانند داس معمولی است اما نوک آن اره دار می باشد تا بریدن ساقه انواع نی با ّن به سادگی صورت پذیرد.

فروش یک کالا در بازار خارجی با قیمتی کمتر از هزینه نهایی تولید آن کالا در کشور عرضه کننده به منظور کسب(مزیت نسبی)در رقابت با دیگر عرضه کنندگان همان کالا در مبادلات بین المللی.به فروش کالا با قیمتی پایین تر از قیمت بازار داخلی نیز معمولا (دامپینگ)می گویند. این کار به دلایل زیر انجام می شود: 1-بیرون کردن رقبای خارجی و بدست آوردن انحصار بازار. 2-کاهش موقتی مازاد ذخایر. 3-بدست آوردن سهمی از بازار کالا. 4-کاهش زیان های مربوط به کالایی که قابلیت رقابت و فروش ندارد.

یا چنبر،حلقه،پرهون،خط گرد مسدودی است که تمام نقاط محیط آن نسبت به مرکز به یک فاصبه می باشد.مرکز دایره نقطه میانی آن است و قطر آن خط مستقیمی است که از مرکز بگذرد و دایره را به دو نیم مساوی بخش کند.شعاع دایره نصف قطر یا فاصله مرکز تا محیط دابره می باشد.از تقسیم طول محیط بر قطر دایره همواره عددی ثابت به نام (پی)و معادل تقریبا 3/14حاصل می گردد.دایرهیکی از نقشمایه های رایج در فرش است و این شکل هم چون سایر (شکل های نقشمایه ای فرش)دارای مفهوم و معنی خاص خود است،بدین گونه که مشاهده آن و قوس محیط و شعاع و قطر و نقاط محیطی اش که بر حول نقطه مرکزی می چرخند چرخش جهان را به یاد می آورد و احساسی از آرامش و سکون به بیننده می بخشد و نشانی از روح و تقدس دارد.دایره یا بیضی و سایر اشکال قوسی چون کماکان،شاخ . برگ درختان ،خطوط اسبیمی دارای مفاهیم مشترک اند و جملگی تحرک،زیست،شادی،و در بیننده می آفرینند.دایره در بینده می آفرینند.دایره در بین رنگها با آبی که خو نشانه آرامش . سکون است مقارن می باشد.

روشی است ابتدایی برای تمرینات رنگ شناسی و دسته بندی رنگهاوروش دیگر دایره رنگ برای این تمرینات و دسته بندی ها جامع و کامل نمی باشد و در اینباره روشهبی دیگری نیز ابداع کرده اند که از جمله ترسیم و تصور کره را نام می بریم.اما دایره رنگ خود حاوی نکاتی است که دانستن آنها ما را در شناسایی رنگها و ارتباط بین آنها کمک میکند.در دایره رنگ هر رنگ نمود و جلوه خود را و رنگها شدت خاص اند.دایره رتگ دارای 12 خانه می باشد(رنگهای اولیه)به صورت مثلث متساوی الاضلاع در دایره قرار می گیرند به ترتیبی که مثلا زرد کاملا بالا و ابی در سمت چپ و پایین و قرمز در سمت راست پایین قرار گیرد.چناننچه رنگهای اصلی دو به دو نسبتی خاص باهم ترکیب گردند(رنگهای درجه دوم)را به دست می دهند و در نتیجه مجموعا شش رنگ در اختیار خواهد بود.ترتیب قرار گرفتن (رنگهای درجه دوم)بر روی دایره رنگ بدین قرار است: 1-از ترکیب زرد و آبی،رنگ سبز به دست می آید و این رنگ در دایره رنگ در وسط قرمز و آبی است. درمحله سوم با ترکیب دو به دو رنگهای اولیه و درجه دوم فوق که مجموعا 6 رنگ می باشند.(رنگهای درجه سوم)که اینها نیز شش رنگ خواهند گردید به دست می آیند هر کدام از این رنگها نیز در دایره رنگ در میان دو رنگ تشکیل دهنده خود قرار می گیرد و بدین ترتیب 12رنگ دایره رنگ ترسیم می گردد.

فرش دستباف ایران تا کنون درجه بندی خاصی نشده است.تنوع طرح،نقشه،مواد اولیه،رنگ،نوع نخ،وضعیت بافت و بسیاری عوامل متغییر آشکار و نهان دیگر این درجه بندی را مشکل و بلکه تا حدودی غیر ممکن ساخته است در حال حاضر کارشناسان سنتی با توجه به عوامل زیر فرشها را درجه بندی می کنند. 1-نوع فرش. 2-مواد اولیه به کار رفته در فرش. 3-طرح و نقش فرش. 4-رنگ و ثبات آن. 5-وضعیت بافت فرش از جمله رجشمار و ارتفاع پرز آن. 6-عیوب فرش از قبیل :سره سر کجی ،پوسیدگی وغیره 7-تناسب بین ابعاد و مساحت فرش. 8-وزن ونسبت ان با سطح فرش.

درخت با هیبت حقیقی یا تجریدی و تغییر شکل یافته و حتی خیالی آن از نقشمایه های رایج و قدیمی در فرش ایران است.طراحان برای ایجاد هماهنگی بین نگاره های مختلف فرش در ابعاد و تناسب اجزاء درختان و اصولا شکل و شمایل آن بگونه ای دلپذیر تغییر می دهند این تغییر تا بدانحد می رسد که گاه تشخیص نوع و جنس درخت بافته شده بر فرش برای افراد غیر عادی ممکن می گردد اما چیره دستی هنرمندان در خلق مجموعه ای متناسب با مناظری دلپذیر موجب گردیده تا بینندگان نیز بدین روش خو گیرند و آن را مطبوع طبع خویش یابند.درختان نقشمایه ای فرش بسیارند و طراح و بافنده از ابداع هر یک قصد القاء مفهومی خاص به بیننده دارند و حتی چگ.نگی نقش بندی هر یک نیز خود بر فروش طرحی نو درمی افکند و معنی و مفهوم ویژهمی دهد.بطور مثال نقش درخت بید مجنون بر بیننده مفهومی جدای از مفهوم نقش درخت سرو دارد و حالات هر یک از این درختان نیز خود معنی جداگانه می یابد.طراحان و بافندگان از شمایل کلیه درختان موجود در اطراف به عنوان نقشمایه فرش استفاده می کنند اما برخی از معروفترین درختان نقشمایه ای فرشهای دستباف ایران عبارت اند از: 1 -درخت سرو 2-درخت چنار 3-درخت بید مجنون 4-درخت بید 5-درخت زبان گنجشک 6-درخت گردو 7-درخت گل ابریشم 8-درخت انار 9-درخت مرکبات 9-درخت شمشاد

مقدار درصد هر چیز بطور مثال:چنانچه از 100 کیلو پشم ناشور پس از شستشو 98 کیلو پشم شسته بدست آید: الف -درصد کل پشم شسته نسبت به کل پشم ناشور (98)می باشد. ب- درصد ناخالصی آن نسبت به کل پشم ناشور (2) می باشد.

یا (دروش) سیخ آهنی نوک تیز با دسته چوبی که برای سوراخ کردن چرم و سایر سطوح نسبتا محکم که با سوزن سوراخ نمی گردد به کار می رود.این وسیله بیشتر در رفوگری مصرف دارد در کار(حصیر بافی)نیز نوعی درفش تخت برای جابجا کردن نوارهای باریک در حین بافت به کار می رود.

یا (سنگ)واحد وزن سنتی برای توزین ابریشم است که معادل 100مثقال می باشد.

یا (دزجا،دستگاه)دار قالی را گویند.این اصطلاح در آذربایجان و بویژه نواحی شبستر رایج است.

آنچه وسیله دست یا به کمک وسایل اولیه مانند دوک،چرخ ریسندگی و دار قالی بافته می شود.بافته های دستی بطور کلی بر دو گونه اند: الف-دستبافهای دارای پرز و خواب مانند انواع قالی. ب- دستبافهای بدون پرز و خواب که از درگیری تار و پود فراهم می شود مانند گلیم،پلاس،انواع پارچه.

نخ ریسیده شده وسیله دوک که آماده رنگرزی و بافت شده باشد.